بر خلاف سرمايه اقتصادي که معمولاً کالاي خصوصي در يک جامعه کاپيتاليستي است، سرمايه اجتماعي جنبه يک کالاي عمومي را داشته، و کنشگراني که سرمايه اجتماعي را ايجاد مي کنند معمولاً فقط قسمت کوچکي از منافعشان را بدست مي آورند(Coleman,1988). سرمايه اجتماعي به ارتباط قانوني و قاعده مند وابسته است، که اگر تجديد نشود از بين مي رود. سرمايه اجتماعي از طريق مکانيسم هاي فرهنگي، دين، سنت، عادت تاريخي بوجود مي آيد و منتقل مي شود. در واقع عناصر فرهنگي مي توانند مانند سرمايه اندوخته شوند (Fukuyama,1995).

پس سرمايه فرهنگي متشکل از عادات، تمايلات پايدار، عينيت فرهنگي ارزشمند و تحصيل و شرايط لازم آموزش رسمي است. سرمايه فرهنگي نسبت به سرمايه اقتصادي کمتر ملموس است با وجود اين قابل سرمايه گذاري و کسب سود يا ايجاد ارزش مي باشد. سرمايه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي قابل تبديل به يکديگر مي باشند. سرمايه اقتصادي بيشتر ملازم با الگوهاي مخصوص شبکه هاي اجتماعي و شيوه هاي فرهنگي گروه هاي سطح بالاست. با افزايش سودمندي سرمايه اقتصادي، رشد سرمايه اجتماعي و سرمايه فرهنگي نيز بيشتر مي شود. با اين حال پول، منابع اجتماعي، فرهنگي به اندازه مشابه قابل تبديل نيستند؛ قابليت تبديل سرمايه اقتصادي بيشتر است و به آساني به سرمايه اجتماعي و فرهنگي تبديل مي شود. ميزان سرمايه هاي جمع آوري شده به شکل هاي متفاوتي موقعيت کنشگران در ساختار اجتماعي را تعيين مي کند.

مانند سرمايه اقتصادي، سرمايه اجتماعي نيز سودمند است، ولي نسبت به سرمايه اقتصادي کمتر ملموس است (Dinello, 1999 ). بنابراين انواع سرمايه در قابليت تبديل اختلاف دارند، سرمايه اقتصادي بيشتر قابل تبديل و تغيير است و به آساني قابل تبديل به سرمايه اجتماعي- فرهنگي است. سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني فعاليت توليدي را تسهيل مي کند و سرمايه اجتماعي نيز همانند آنها عمل مي کند. مثلاً گروهي که اعضايش قابل اعتماد هستند کارهاي بسيار بيشتري از گروهي که فاقد قابليت اعتماد هستند، انجام مي دهد (Coleman,1988). با توجه به موارد فوق انهاير و گرهاردز[1]عنوان مي کنند که انواع سرمايه از نظر نقدينگي[2] و تبديل پذيري[3] و قابليت بالقوه شان به خسران، از طريق فرسودگي و تورم متفاوتند. سرمايه اقتصادي، نقدترين و به سهولت تبديل پذيرترين، براي تبديل به سرمايه اجتماعي و فرهنگي است. در مقايسه، تبديل پذيري سرمايه اجتماعي به سرمايه اقتصادي، پرهزينه تر و مشروط تر است، سرمايه اجتماعي نقدينگي کمتر، چسبنده تر[4] و در معرض فرسودگي است. در عين حال که تبديل سرمايه اجتماعي به فرهنگي، دشوار است، تبديل سرمايه فرهنگي به سرمايه اجتماعي آسان تر است(Anheier and Gerhard, 1995 ).

 

[1]Anheier & Gerhard

[2]Liquidity

[3]Convertibility

[4]Stickier


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *