در الگوهاي سنتي، سازمانها و افراد اغلب تمايلي به انتقال و تسهيم دانشي كه از آن برخودارند، ندارند. زيرا به جاي اينكه به دانش به عنوان يك منبع نگاه كنند، به دانش به عنوان منبع قدرت براي منافع شخصي و ارتقاء درجه خود مي‌نگرند. اغلب مديران، دانش را به عنوان منبع قدرت، اهرم نفوذ و ضامن استمرار شغل خود، مي‌پندارند و تمايلي ندارند كه آن را با ديگران تسهيم كنند(Goh, 2002).

سازماني كه از تسهيم اطلاعات و خلق دانش در ميان اعضايش حمايت مي‌كند، بيشتر مي‌تواند فرآيندهاي موثر و كار آمدي را تعريف كند و عملكرد سازماني خود را بهبود بخشد (Levine 2001). در سازماني كه از فرهنگ تسهيم دانش برخودار است، افراد ايده‌ها و بينشهاي خود را با ديگران تسهيم مي‌كنند. زيرا به جاي اينكه مجبور به اين كار باشند، آن را يك فرآيند طبيعي مي‌دانند. بنابراين بايد در بين اعضاء سازمان اين انگيزه را به وجود آورد كه بدون ترس از، از دست دادن موقعيت خود به تسهيم دانش در سازمان بپردازند (Wang and Ahmed , 2003).

همكاري را مي‌توان به صورت زير تعريف نمود: “درجه يا ميزاني كه افراد يك گروه فعالانه در كارشان به يكديگر كمك مي‌كنند”. وجود فرهنگ همكاري كاركنان سازمان موجب افزايش، خلق، تبادل، ذخيره‌ و بكارگيري دانش مي‌شود. فرهنگ همكاري با كاهش ترس و افزايش مراوده بين افراد، اين نوع تبادلات را تقويت مي‌كند. فرهنگ حمايتي به اعضاء سازمان كمك مي‌كند تا با استفاده از ارتباطات حمايتي و انعكاسي، درك مشتركي از محيط دروني و بيروني سازمان بدست آورند. بدون وجود درك مشترك بين اعضاء سازمان ، طی کردن مراحل مديريت دانش به سختي صورت خواهد گرفت (Lee and choi, 2003).

قسمتي از دانش، عمومي و قسمتي از آن خصوصي است. اگر چه يك سازمان مي‌تواند بردانش عمومي نظارت و كنترل داشته باشد. نمي‌تواند دانش خصوصي را كنترل نمايد. يك راه براي كنترل دانش خصوصي توسط مديريت، ايجاد محيط گروهي و همكاري غير رسمي است. در اين صورت سازمان نه تنها بر دانش كاركنان خود تكيه مي‌كند، بلكه به خلق دانش سازماني جديدي دست مي‌زند. بواسطه مشاركت و همكاري ، سازمان قادر مي شود تا مجموعه‌اي مشترك فراهم آورد تا دانش گذشته را با دانش روز جايگزين نمايد تا در روند بهبود مستمر و ابتكارات سازمان از آن استفاده كند ( ويك، 1995).

مردم معمولاً رودررو يا از طريق تلفن و يا پست الكترونيكي و به صورت گروهي به منظور تسهيم تخصص خود و حل مشكلات با يكديگر به گفتگو مي‌پردازند. دانش در جامعه جريان دارد و حرفه و مهارت از يك نسل متخصصين به نسل ديگر جاري و منتقل مي‌شود.

این مطلب را هم بخوانید :
قابلیت ارتباطات بازاریابی یکپارچه و عملکرد نام تجاری

بيشتر اين جريانات به صورت غيررسمي، تعاملات نامكتوب، آداب و رسوم، داستانها و طرق عاميانه اتفاق مي‌افتد. هنگامي كه يك چنين شبكه‌هايي از دانش مشترك كافي برخودار باشند كه بتوانند به طور مؤثرتر ارتباط برقرار كنند و به تشريك مساعي بپردازند، طبيعتاً بحث‌ها و گفتگوهاي جاري آنها گاهي اوقات منجر به فراهم ساختن دانش جديدي در درون شركت مي‌گردد. اگرچه كدگذاري اين عمل مشكل است، اما اين فرآيند مي‌تواند دانش كل شركت را افزايش دهد.

دانش در گروه هايي كه با يكديگر ارتباط پيوسته و تنگاتنگ دارند و در جايي كه افراد در سازمانها با همديگر كار مي‌كنند، به طور مشترك (نه به صورت فردي) ايجاد مي‌شود ونگهداري مي‌گردد. بنابراين دانش سازماني به عنوان شخصيت اجتماعي محسوب مي‌شود. در واقع كاري كه شركتها انجام مي‌دهند، سازمان دادن و پروراندن دانش است. (چينيينگ لنگ ، 2001).

مسأله مشترك در اغلب برنامه‌هاي مديريت دانش اين است كه افراد، دانش خود را منتشر نمي‌كنند. وقتي افراد به طور مجازی در يك شبكه گسترده جهاني كار مي‌كنند و داراي مسأله‌اي مشترك هستند نياز به تغيير فرهنگي در سازمان دارند. آنها نياز به بكارگيري سطوح تغيير سازماني در يك دوره زماني در موارد زير دارند: (موري، 2000).

  • رهبري به وسيله تمثيل
  • انتشار دانش وقايع
  • اتصال يادگيري به فرآيندهاي روزمره
  • اصلاح فعال مباحث به روز
  • سيستمهاي پاداش

آموختن و تسهيم موثر دانش نيازمند تغيير فرهنگي در درون سازمان، عملكرد نوين مديريتي، تعهد مديريت ارشد و پشتيباني فني است. فناوريهايي كه هم اكنون به گونه‌اي موفق از آنها استفاده مي‌‌شود گستره‌اي را از كنفرانس و ويدئويي روميزي، پست الكترونيكي، سيستمهاي مديريت اسناد، شبكه‌هاي اينترنت، ابزارهاي هوش مصنوعي، موتورهاي جستجوي اطلاعات، ابزارهاي ذخيره داده‌ها و استخراج داده ها را در برمي گيرد. با اين حال در مديريت دانش، فناوري نسبت به انسان جنبه فرعي دارد.

2-3-6-4)ارزيابي، ذخيره و کاربرد دانش

اين مرحله فرآيندي است كه يك منبع مطمئن، جامع و سريع‌الوصول از اطلاعات و قابليتها را ايجاد وحفظ مي‌كند. اين فرآيند، اسناد را به طور انتقادي ارزيابي مي‌ كند و به طور مداوم اطلاعات و قابليتهاي موسسه را به روز مي‌كند و تنها اطلاعات معتبر و مرتبط را كه تعامل پويا دارند و ارزيابي دانش، اكتساب دانش و انتقال دانش را مسير مي‌سازند،‌ نقشه نمايي مي‌كند.

این مطلب را هم بخوانید :
بررسی جامعه شناختی گرایش به نزاع دسته‌جمعی

اين فرآيند بايد تضمين نمايد كه سيستم مديريت دانش موارد زير را فراهم نمايد:

– دسترسي سريع و آسان به اطلاعات قابل اعتماد را فراهم سازد.

– دسترسي به قابليتهاي انساني را تسهيل نمايد (مانند دانش ضمني، مهارتها و حكمت).

– تمام دانش حاصل از فعاليتهاي موسسه را (كه شامل حق اختراعات نيز مي‌شود) در برگيرد(مثل بازاريابي، تماسهاي مشتريان، توسعه محصول، حل مشكل).

– تمام دانشهاي مرتبط را كه از تعقيب مسير دانش مجدداً بدست آمده اند، شامل شود.

– مشكلاتی را كه موسسه براي بهبود عملكردش بايد حل نمايد، دربرگيرد.

– امنيت دانش موسسه را تضمين نمايد.

2-3-7) آيا دانش مي تواند مديريت شود؟

دانش بالاترين ارزشها، بيشترين سهم فردي، بيشترين ارتباط با تصميمات و فعاليتها و بيشترين وابستگي به موقعيتها يا زمينه هاي خاص؛ همچنين سخت ترين نوع محتوا را براي مديريت كردن دارد، زيرا از ذهن افراد بشر سرچشمه مي گيرد و به كار برده مي شود. بنابراين سوالي كه هنوز قابل قبول باقي مي ماند اين است كه : آيا دانش مي تواند عملا مديريت شود؟

در ميان تغييرات سريع و افزايش مقررات پيچيده‌ كاري، دانش جديد به طور پيوسته در حال خلق شدن و معنا يافتن است همانطور كه تحريف نيز مي شود. در اين محيط پيچيده، اين مسئله هنوز پرسش انگيز است كه چه چيزي مديريت مي شود يا آيا دانش مي تواند مديريت شود؟ اين طور مي تواند بحث شود كه مديريت دانش درباره‌ مديريت كردن دانش نيست اما در مورد تغيير تمام فرهنگهاي كاري و استراتژيهاي سازماني است تا شخص براي يادگيري و اشتراك آن ارزش قائل شود. اگر چه برخي از جنبه هاي دانش، نظير فرهنگ، ساختار سازماني، فرآيندهاي ارتباطي و اطلاعات مي توانند مديريت شوند، دانش به خودي خود نمي تواند. ( Kakabadse et al., 2003 ). با مرور عميق متون مديريت دانش، اين نتيجه كه يك فرد مي تواند فرايندهاي يادگيري را مديريت كند يا از آنها حمايت كند، بيشتر از مديريت كردن دانش قابل بحث است. وينتر[1] (1987) بحث مي كند كه مهارتها مي توانند از طريق آموزشهاي ابتدايي، آزمون و خطا و انتقاد كردن توسط يك مربي كارآزموده بيشتر از دانشي كه تماما و به تنهايي توسط ارتباطات منتقل مي شود، فراگرفته شوند.

[1]Winter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *