اثرات شناختی
تقلیل نیرو و تمرکز
حافظه ضعیف
اغتشاش فکری
شکل(۲- ۶): عوامل استرسزای شغلی. منبع: (رولینسون[۲۷] و دیگران، ۲۰۰۲، ۲۸۳)
۲-۲-۵-۱- تغییرات اقتصادی[۲۸]
در دهه ۱۹۳۰ که سیستم اقتصادی آمریکا شاهد رکود بزرگ بود، نرخ خودکشی سر به آسمان زد. همچنین رکودهای کوتاه مدت هم موجب افزایش تنش میشوند. هنگامی که سیستم اقتصادی به قهقرا میرود، معمولاً سازمانها از نیروی کار خود میکاهند، تعدادی از کارکنان خود را به صورت موقت منتظر خدمت مینمایند، حقوقها کاهش مییابد، هفتههای کاری کوتاه میگردد. زندگی امروزه سرشار از مشکلات شهر نشینی، تراکمها، مشکلات خانوادگی و مسکن، تامین مسائل مالی و اقتصادی است. تمام این دغدغههای خاطر برای یک کارمند میتواند فشارهایی را به دنبال داشته باشد.
تغییرات اقتصادی از جمله افزایش تورم و یا نوسانات نرخ بهره و مانند آن با کم شدن قدرت خرید فرد ارتباط مستقیم دارد در چنین شرایطی افراد در برنامهریزی مالی دچار سردرگمی و فشار عصبی میشوند. برای بیشتر مردم جهان در دهه ۱۹۹۰ وضعیت مالی باعث استرس زیادی شده است(تدبیری و همکاران، ۱۳۸۵، ۹۸). هادی نژاد(۱۳۸۰) وضعیت نامطلوب مالی را به عنوان مهمترین عامل تنیدگی در معلمان قلمداد کرده است. (یگانه و همکاران،۱۳۸۱، ۱۳).
در سالهای اخیر برای بیشتر افراد موقعیت ضعیف مالی باعث شده است که افراد برای تامین نیازهای خود به شغل دیگر نیاز داشته باشند، این امر باعث میشود که زمان کمی برای برنامههای تفریحی، استراحت و فعالیتهای مربوط به خانواده داشته باشند این امر باعث افزایش استرس کارکنان میشود (خانکا[۲۹]، ۲۰۰۲، ۱۵۸).
۲-۲-۵-۲- تغییرات سیاسی- اجتماعی[۳۰]
تغییرات سیاسی در کشور نیز میتواند علت استرس افراد گردد، از جمله این تغییرات میتوان تغییرات دولتها، کودتاها یا تغییر سیستم سیاسی را نام برد که با سطح بالایی از استرس برای افراد توام است (رولینسون و دیگران، ۲۰۰۲، ۲۹). برای مثال تزلزل سیاسی نمیتواند در آمریکا موجب ایجاد تنش بشود، در حالی که در کشورهایی چون نیکاراگوئه و عراق این عامل موجب تنش خواهد شد. دلیل آشکار آن این است که ایالات متحده آمریکا و کانادا سیستمهای سیاسی باثبات دارند و تغییرات به صورتی منظم صورت میگیرد.
شکل(۲- ۶): استرسهایناشیازتکنولوژی. منبع: (ال فودایل و دیگران، ۲۰۰۸، ۱۱۰۵)
از طرفی تغییرات و تحولات اجتماعی معمولاً همراه با تغییر در ارزشها از جمله فرهنگ، باورها، سنتها و… همراه میباشد که تلاش در تطابق با موازین ارزش جدید ، استرس زیادی به افراد وارد میکند.
۲-۲- ۵-۳- تغییرات تکنولوژیکی[۳۱]
تغییرات تکنولوژیکی بخشی غیر قابل اجتناب از زندگی است که به گونهای به عنوان عوامل فشارزا محیطی عمل میکند. سیستمهای بانکی، ارتباطات، حمل و نقل و …از جمله این عوامل هستند‌ (ناسردین و دیگران، ۲۰۰۶، ۱۱۶). اختراعات جدید میتواند مهارتها و تجریه فرد را برای یک دوره کوتاه مدت منسوخ نماید. بنابراین عدم اطمینان در تکنولوژی سومین عامل محیطی است که موجب تنش میگردد. کامپیوتر، دستگاههای خودکار و سایر وسایل پیشرفته تکنیکی باعث ترس و وحشت تعداد زیادی از افراد و موجب افزایش فشار روانی در آنان میگردد(رابینز، ۱۳۸۴، ۹۵۴).
کمبود امکانات و ضعف منابع آموزشی در مدارس از عوامل استرسزا شغل معلمی است و طبیعی است که فقدان این مهم اثرات نامطلوبی را بر کار معلمی بجا خواهد گذاشت. (ابراهیمی قوام ،۱۳۷۵) در پژوهش خود از این عامل یاد کرده است. نتایج اکبو کولا و جگد[۳۲](۱۹۹۲) نشان داد که معلمان علوم در نیجریه مشکل استرس را به وسایل آموزشی نسبت دادهاند. در صورتی که مواد و منابع آموزشی و وسایل مورد نیاز برای آموزش به نحو شایانی در دسترس وجود نداشته باشد معلمان دچار مسائل و مشکلات بیشماری خواهند گردید(یگانه و همکاران،۱۳۸۱، ۱۶).
مدلی که در زیر نشان داده شده است برگرفته شده از مدل تعاملی کریاکو و ساتکلیف[۳۳](۱۹۷۸)و یک مدل مناسب برای توصیف استرس ناشی از تکنولوژی در تدریس معلمان است، که به آن مدل تعاملی معلم و تکنولوژی گفته میشود. بر اساس این مدل زمانی که بین ویژگهای فرد و ویژگیهای محیطی که فرد در آنجا کار میکند اختلاف وجود داشته باشد، فرد دچار استرس میشود. در مدل محیط تکنولوژیکی ذهنی (آنچه که معلم احساس میکند)، و محیط تکنولوژیکی واقعی (آنچه که واقعاً وجود دارد) تفکیک شده است. و به همین ترتیب بین ویژگیهای واقعی معلم (که بوسیله ناظر بیرونی مشاهده میشوند)، و ویژگیهای ذهنی معلم (که بوسیله خود معلم درک میشود) تمایز قائل شدهاند .
تعامل
تعامل
درجه تناسب
میزان تطابق با واقعیت
درستی خود ارزیابی
عدم تناسب
خیر
بله
استرس
شکل(۲- ۷): استرسهایناشیازتکنولوژی. منبع: (ال فودایل و دیگران، ۲۰۰۸، ۱۱۰۵)
در این مدل زمانی که بین ویژگیهای واقعی معلم و محیط تکنولوژیکی واقعی تناسب وجود دارد و زمانی که بین ویژگیهای ذهنی معلم و ویژگیهای ذهنی محیط تکنولوژیکی تناسب وجود دارد، استرسی وجود نخواهد داشت. مطابق شکل(۲-۶) استرس زمانی بروز خواهد کرد در دو حالت عدم تطابق بوجود آید.
۱- معلم در محیطی کار میکند که نیازمند داشتن مهارت و توانایی تکنیکی است که معلم فاقد این مهارتها ودانش است(عدم تناسب بین نیاز محیط و توانایی فرد).
۲- معلم برای انجام موثر کارهای محول شده نیازمند تامین تکنولوژیکی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

و امکانات مورد نیز است که از طرف محیط عرضه نمیشود (عدم تناسب بین نیاز فرد و توانایی عرضه از طرف محیط) (ال فودایل و دیگران، ۲۰۰۸).
در اکثر مواقع مشکل کمبود امکانات نیست بلکه پیشرفت تکنولوژی و از رده خارج شدن امکانات فعلی است. در حقیقت زمانی که محیط بیرون اقتضا میکند تکنولوژی جدیدی به کار گرفته شود، معلم احساس میکند که کمبود امکانات آموزشی وجود دارد. برای توضیح بیشتر، تعامل بین محیط و تکنولوژی را در ادامه بررسی میکنیم.
در محیط سازمان اغلب دو جنبه کار یعنی فرد و تکنولوژی با هم در تعامل هستند. در حقیقت ماشین بی روح به عنوان ابزار و فعالیتهای فنی به عنوان فن و آرایش اجتماعی که این ابزار و فن را با هم ترکیب میکند و آنرا سازمان مینامند. ولی کم کم تکنولوژی به مرور زمان تمام جنبههای کار را در بر میگیرد در این حالت تکنولوژی صرفاً وسیلهای است که ترجیحات ویژهای را اقتضاء میکند. در این حالت دو واژه جبرگرایی تکنولوژیکی و جبرگرایی اجتماعی در مقابل هم قرار میگیرند. در سادهترین مفهوم، جبرگرایی تکنولوژیکی را نوعی رشد برون زا و خود مختار در نظر میگیرند که سازمانها و روابط اجتماعی و اقتصادی را تبیین میکند، به نظر میرسد جبر گرایی تکنولوژیکی به خودی خود و به طور اجتناب ناپذیری به شیوهای شبیه به اصل داروینی پیشرفت میکند، آنچنان که شایستهترین نو آوریها باقی میماند، و تنها آن عقاید و سازمانهایی که خود را با این نو آوریها تطبیق میدهند باقی میمانند . در جبر گرایی اجتماعی اعتقاد بر این است که روابط کار در هر حال از جنبههای فرهنگی و اجتماعی و نه از جنبههای تکنولوژیکی مشتق شده است و در نهایت هم بوسیله آن مقدر میشود(گرینت،۱۳۸۲، ۳۸۵)
اختراعات جدید میتواند مهارتها و تجربه فرد را برای یک دوره کوتاه مدت منسوخ نماید. بنابراین عدم اطمینان در تکنولوژی یکی از عوامل محیطی است که موجب تنش میگردد. کامپیوتر، دستگاه های خودکار و سایر وسایل پیشرفته تکنیکی باعث ترس و وحشت تعدادی افراد شده و موجب افزایش فشار روانی در آنان میگردد(رابینز، ۱۳۸۴، ۹۵۴). در یک نگاه دیگر تغییر تکنولوژی اغلب باعث بیکاری و کم شدن افراد در محیط کار میشود. تکنولوژی موجب ایجاد شغلهای جدید شده و به دنبال آن شغلهای قدیم را زاید میکند. این امر ناشی از مقایسه بین امکانات و تکنولوژی موجود و امکانات جدید است (بوچانن[۳۴] و دیگران، ۲۰۰۴، ۷۹۰). عواملی مانند جهانی شدن بدون توجه به هر فایدهای که داشته باشد، یکی از عوامل تهدید کننده امنیت شغلی برای اکثریت مردم است.۴۰ درصد از کارکنان انگلستان در باره شغلشان نگرانند و۶۰درصد بقیه معتقدند که عدم امنیت شغلی در حال افزایش میباشد(گرینت،۱۳۸۲، ۴۵۲).
۲-۲- ۵-۴- مسائل خانوادگی[۳۵]
فامیل و خانواده میتواند به گونهای منبع مقاومت دربرابر فشارزاها باشد. برخوردهای داخل خانواده بین اعضای خانواده اثرات زیادی در ایجاد فشار عصبی در اعضای خانواده دارد که در نحوه کار فرد تاثیر فراوان خواهد گذاشت.
معمولا یک نفردر هفته ۴۰ ساعت کار میکند. تجربههایی که وی در ۱۲۸ ساعت بقیه (ساعت غیر کاری در هفته) کسب میکند یا مسائلی که با آنها روبه رو میشود بر کار وی اثر میگذارد. از این رو عوامل تشکیل دهنده زندگی خصوصی کارگر یا کارمند مقوله دیگر است که مورد بحث قرار میدهیم.
تحقیقات نشان میدهد که مردم به روابط شخصی و خانوادگی اهمیت زیادی میدهند. مشکلاتی که افراد در امر ازدواج با آنها روبرو میشوند، مثل گسیختن و از هم پاشیدن خانواده و اجرای قوانین و مقررات مربوط به نگهداری بچهها، نمونههایی از مسائل خانوادگی فرد است که برای عضو سازمان تنش یا فشار روانی ایجاد میکند و چیزی نیست که او هنگام ورود به محل کار، آن را پشت در ساختمان بگذارد. برخی از مسائل اقتصادی به وسیله کسانی به وجود میآید که دامنه منابع مالی را بیش از اندازه گسترش میدهند که بر کارکنان و اعضای سازمان تنش ایجاد میکند و آن‌ها را وادار میکند که به چیزهای دیگری توجه کنند (خانکا، ۲۰۰۲، ۱۶۰).
همچنین رویدادهای زندگی برای افراد ممکن است استرس آور باشد، حتی اگر برای یک بار اتفاق بیفتد. نمونهای از این رویدادها را می توان بدین صورت نام برد: از دست دادن عزیزی، به زندان افتادن، آتش سوزی در خانه و یا یک بیماری مزمن و آسیب و صدمه جدی (رابینز،۱۳۸۴، ۹۵۵).
پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند، کسانی که مجموعه تغییرات زندگیشان در یک سال به کمتر از ۱۵۰ نمره برسد، معمولا در سال بعد از سلامت خوبی برخوردارند. اگر جمع نمرات به بیش از ۱۵۰ و کمتر از ۴۰۰ برسد احتمال آن بیش از ۵۰ درصد است که در سال بعد آنان به مرض شدیدی دچار شوند. کسانی که در گروه ریسک زیاد قرار میگیرند یعنی نمرهای بالای ۳۰۰ میآورند احتمال مریض شدن آنها در سال بعد به بیش از ۷۰ درصد میرسد (رابینز، ۱۳۸۴، ۹۷۶).