جنسیت

 

 

هزینه خانوارها

 

 

کمی

 

 

رابطه دارد

 

 

۲-۲مبانی مفهومی و نظری تحقیق:
۲-۲-۱ مبانی مفهومی تحقیق:
پوشاک ،مهمترین و مشخص ترین مظهر قومی ،و بارزترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تاثیر پدیده های فرهنگ پذیری بین جامعه های گوناگون انسانی قرار می گیرد؛حتی عده ای معتقدند که چیرگی فرهنگی و سلطه پذیری در وهله نخست از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و می توان با تغییر پوشاک افراد یک جامعه، شیوه زندگی آنها را نیز دگرگون نمود و تغییرهایی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد(شریعت زاده،۴۱:۱۳۷۹).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در هر جامعه ای ،کنش انسان ها ، دارای نظم اساسی یا «الگو» و مدل است. هر چند تمام جوامع بشری به طور مستمر در حال تغییر و تحول اند اما همه ی آنها دارای الگوی اساسی روابط متقابل اجتماعی اند.جامعه شناسی برای توصیف این الگو و مدل منظم،تعبیر ساختار اجتماعی-کنش پیوسته را به کار برده است.(تنهایی؛۲۸:۱۳۸۸)
بر اساس نظریه عمومی کنش،به طور کلی در مفهوم سازی رفتار،چهار نکته را باید مورد توجه قرار داد:
۱- رفتار در جهت دست یابی به هدف (اهداف)یا حالت های پیش بینی شده امور صورت می گیرد.
۲- رفتار در یک وضعیت معین رخ می دهد.
۳- رفتار بر اساس قواعد یا هنجارهایی معینی تحت نظم در می آید.
۴-رفتار مستلزم صرف انرژی یا تلاش یا داشتن انگیزه است.
وقتی این عناصر در مفهوم منظور شود، می توان آن را «کنش» نامید(پارسونز،۵۲۳:۱۹۷۷)
۲-۲-۱-۱ مفهوم سبک
سبک [۲۵]را می توان نوعی سنجش و در عین حال نوعی توصیف پنداشت.(هندری و دیگران،۲۲۸:۱۳۸۰) فاضلی شش ویژگی عمده سبک را به شرح زیر مشخص می کند:
یکی از ویژگیهای سبک،کل گرایانه بودن آن است.به عبارتی نمی توان بدون صدمه زدن به آنچه که سبک دارد،چیزی از آن کاست یا به آن افزود. انسجام یکی از وجوه اساسی سبک داشتن است.به عقیده آکرمن،می توان سبک را طبقه ای از راه حل های مرتبط با یکدیگر برای مساله ای واحد یا پاسخ به چالشی دانست.سوبل از قول آکرمن می نویسد که سبک دارای ثبات است؛به عبارتی در ساخته های که هم سبک هستند می توان مشخصات آن رایافت.علاوه بر این سبک ویژگی محلی دارد.به سخن دیگر سبک در یک بازه زمانی و مکانی گسترش می یابد،هر قدر گسترده تر می شود،خصایص اصلی خود را از دست می دهد و تغییر می کند.به نظر باکاک سبک نه خصیصه عمل فردی و نه مشخصه عمل یا مصنوع گروهی است ،بلکه از آن هردو است. تجلی مشخصه گروهی در عمل فردی و در عین حال محصول اعمال فردی است(فاضلی،۷۶:۱۳۸۲) که در این تحقیق از این تعریف استفاده شده است. و بالاخره اینکه سبک عنصری مرئی در دنیایی از نمادهاست که از دیگران دعوت می شود. تا آن را مطالعه کنند(هندری ودیگران،۲۲۸:۱۳۸۰)به عبارت دیگر،سبک داشتن به معنای ادعای برتری است.مدعای هنجاری برتری و کهتری در ادعای سبک دار بودن نهفته است(فاضلی،۷۷:۱۳۸۲)
۲-۲-۱-۱-۱ انواع سبک
مکین و لیوون از سه نوع رویکرد به سبک سخن می گویند،که لزوما منحصر به فرد و جدا از هم نیستند سبک فردی ،سبک اجتماعی و سبک زندگی .به عقیده آنها می توان گفت هر سه نوع سبک می توانند همزمان در کنار یکدیگر وجود داشته باشند و به روش های مختلف چه در نظر و چه در عمل با یکدیگر ترکیب شوند. این سه رویکرد عبارتند از:
۲-۲-۱-۱-۱ -۱سبک فردی[۲۶]:سبک فردی بر تفاوت فردی تاکید دارد.گرچه شیوه هایی که افراد به وسیله آن صحبت می کنند.،می نویسند و عمل می کنند تا حد زیادی متاثر از اجتماع است،اما برای تک تک افراد مجالی وجود دارد که کارهایشان را به روش خاص خود انجام دهند.این نوع سبک شاید قدیمی ترین نوع سبک است.دست خط نمونه خوبی از سبک فردی است و با اینکه در اجتماع و در مدارس آموخته می شود.اما خط هر کسی قابل تشخیص است چرا که این یک سبک فردی است.سبک فردی در ادبیات،موسقی و هنر نقش بارزی داشته و هنوز هم دارد و تقریبا علامت تمایز آثار افراد شود. در حقیقت،سبک فردی نشانه شناسایی و نوعی اثر انگشت است.
۲-۲-۱-۱-۱ -۲ سبک اجتماعی[۲۷]: ایده سبک اجتماعی برا جتماعی بودن سبک تاکید دارد.سبک اجتماعی،دیگر نشان دهنده شخصیت و نگرش افراد نیست.این سبک،موقعیت اجتماعی افراد از طبقه،جنسیت،سن،روابط اجتماعی گرفته تا کارهای اجتماعی و نقش هایی که بازی می کنندرا بیان می کند.سبک اجتماعی نه تنها ناشی از ویژگی های روانی افراد نبوده و از خلق و خوها و خصوصیات پایدار افراد منتج نمی شود،بلکه عامل انگیزش این نوع سبک،بیرونی بوده و بوسیله ععوامل اجتماعی خارج از کنترل افراد تعیین می شود.سبک اجتماعی کم ثبات تر از سبک فردی است و نشانه تابعیت اجتماعی(انسجام،هویت گروهی و ایدئولوژی)است.سبک اجتماعی نشان می دهد که اهل کجا هستیم،جنسیت،سن و طبقه ما چیست،متعهد به انجام چه فعالیت هایی هستیم و نقش ما را در برابر دیگران مشخص می سازد.(مکین و لیوون،۵۷۹:۲۰۰۵)
۲-۲-۱-۱-۱ -۳ سبک زندگی[۲۸]:در سبک زندگی،سبک فردی و اجتماعی با یکدیگر ترکیب می شوند.سبک زندگی،از یک سو،اجتماعی است؛چرا که گروه های اجتماعی را حتی اگر به لحاظ جغرافیایی متفرق باشند.و در شهرهای سراسر دنیا پراکنده باشند،توصیف و مشخص می سازد.از سوی دیگر فردی است،چرا که بر رفتارها و نگرش های این گروه ها تاکید می ورزد.مشخصه این گروه ها ،موقعیت های اجتماعی ثابت(مانند طبقه،جنس و سن)یا فعالیت های نسبتا (مانند کار)نیست،بلکه رفتارهای مصرفی مشترک(سلیقه مشترک)یا الگوهای مشترکاوقات فراغت(مانند ورزشهای مشابه و مکانهای توریستی) و نگرش های مشترک به موضو.عات اجتماعی کلیدی(مانند نگرشهای مشابه به مسائل محیطی و مسائل جنسیتی و غیره و…)می باشد.(همان:۵۸۳)
۲-۲-۱-۲ مفهوم مصرف[۲۹]
مصرف را می توان یکی از اصلی ترین عناصر زندگی اجتماعی در این دنیای مدرن دانست.چنان که سبک زندگی در یک جامعه یا گروه را از طریق بررسی اینکه افراد آن جامعه یا گروه چگونه زندگی می کنند. پول و وقت خود را چگونه هزینه یا صرف چه چیزهایی می کنند،می توان شناخت.(فاضلی،۲۳:۱۳۸۵)
مصرف مفهومی کلیدی است.به این معنی که می توان با آن قفل فهم جامعه مدرن را باز کرد.مصرف مفهومی آغشته به ارزش است.مصرف کننده در جامعه مدرن مصرفی در نقش های مختلفی ظاهر می شود:مصرف کننده به مثابه فردی انتخاب گر که به قصد فایده مندی از چیزی ،دست به عمل می زند؛مصرف کننده به عنوان برقرار کننده ارتباط از طریق نمادهای مصرف از راه های مختلف چون مصرف تظاهری یا اوقات فراغت تظاهری؛مصرف کننده به مثابه اکتشاف کننده؛و مصرف کننده به مثابه فعال(سعیدی،۶۳:۱۳۸۲)
در دیدگاه سنتی مصرف کنشی استراتژیک نیز به حساب می آمد .این کنش استراژیک معطوف به حفظ انسجام گروهی بود.(فاضلی،۵۴:۱۳۸۸) بوردیو در کتاب تمایز می گوید:اقتصاد جدید طالب دنیای اجتماعی است که در آن مردم به همان اندازه که بر اساس ظرفیتشان در تولید ارزیابی می شوند،بر حسب ظرفیتشان در مصرف ارزیابی خواهند شد،و اقتصاد نوین،اخلاق زاهدانه تولید و انباشت را به نفع اخلاق لذت جویانه مصرف نفی می کند،مصرف اصلی ترین عنصر دنیای اجتماعی مدرن است و وابسته به عوامل اقتصادی است(بوردیو؛۹۵:۱۹۸۴)در نظر بودریار ارزش نمادین مصرف مهم تر از خود آن است.دنیای کالاها دنیایی برای مبادله پیام است در چنین وضعیتی ،خریدار کالا را به نمایش می گذارد،به نحو فعالی حس هویت برای خود می آفریند.بر این اساس وی برداشتی فعال از مصرف کننده دارد.مصرف کننده مخاطب منفی تبلیغات نیست.مصرف کننده از طریق مصرف به عنوان عضوی از جامعه در آن مشارکت می کند(فاضلی،۵۱:۱۳۸)
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۲-۱-۳ سلیقه :
به واژه taste در زبان انگلیسی در اصل به معنی «مزه و طعم» و« قوه چشایی» بوده،اما بعدها به معنای میل،علاقه،اشتیاق،دوست داشتن،لذت بردن و قدرت تشخیص گسترش یافته است( لغت نامه وبستر،۱۹۷۳و۲۰۰۳ لغت نامه آمریکن هریتیج،۲۰۰۰) .بررسی متون علوم اجتماعی بیانگر آن است که تلاش زیادی برای ارائه تعریفی از واژه «سلیقه» انجام نشده است.گویا اندیشمندان علوم اجتماعی این واژه را با همان معنای لغوی یا زیبایی شناختی به کار برده اند.و آن را یک اصطلاح خاص رشته خود تلقی نکرده اند.زیمل،سلیقه را ،توان گزینش صورت های مناسب رفتاری ای می داند،که فرد به منظور عینیت دادن به معانی مورد نظر خود (فردیت برتر)بر می گزیند. (زیمل،۱۹۰۸: ۳۱۴)
سلیقه اصولی است که مردم را قادر می کند،در میان کالاهای طبقه بندی شده آنچه مناسب ایشان است،بشناسد(بوردیو،۱۹۹۳،۱۰۸)سلیقه ها محصول مواجهه میان سلیقه های عینیت یافته هنرمند و سلیقه مصرف کننده است.(همان،۱۱۰) به این ترتیب سلیقه از نظر بوردیو یک رغبت،ظرفیت،خلاقیت،انتخاب و ترجیح است.پس سلیقه،جنبه درونی داشته و امور بیرونی ای که مطابق با سلیقه فردخوانده می شود(اعمم از رفتارها و دارایی های مادی و معنوی نماد یا به عبارتی تجسم و عینیت یافتن آن است؛نه خود سلیقه.
بوردیو ،در تا سر مباحث نظری کتاب خود دو دیدگاه را در این خصوص در مقابل هم قرار داده است:دیدگاه زیبایی شناختی کانت که سلیقه را نوعی موهبت طبیعی دانست است؛که البته با تربیت و آموزش و تهذیب تعالی می یابد و دیدگاهی که خود از آن حمایت می کند و سلیقه را به نوعی عادت واره دانسته که کاملا ناشی از فرایند جامعه پذیری و آموزش(اعم از رسمی و غیر رسمی) و موقعیت فرد در محیط اجتماعی یا به تعبیر او حوزه یا میدان می داند.
از نظر بوردیو،وجود تفاوت ها( و البته شباهت ها )ناشی از مبنایی است که سلیقه را شکل می دهد.او این مبنا را فضاهای اجتماعی و موقعیت افراد در آنها می داند که سلیقه را به امری کاملا اکتسابی بدل می کند(همان،۹۹)
بوردیو در راستای دیدگاه های وبر،انتساب سلیقه به شرایط و فضای اجتماعی بسنده نکرده و با افزایش دقت بحث خود،سلیقه را ناشی از درونی کردن نظام طبقه بندی موجود در فضای اجتماعی می داند که محدودیت ها و مقدورات اقتصادی ،به آن اشکال مختلف می بخشد(همان،ص۱۷۷) این درونی کردن مانند هر فرایندی درونی سازی می تواند جنبه خود آگاه داشته باشد،اما بیشتر ناخود آگاه است. شاید به همین دلیل هم از نظر بوردیو،آگاهی ناشی از فرایند درونی سازی،آگاهی به معنای علم و دانش مصطلح نیست؛بلکه آگاهی محدودی است که تنها؛ترجیهی را برای یک گزینه نسبت به سایر گزینه ها ایجاد می کند(مثلا کسی که رنگ تیره را می پسندد،شاید نداند که او را به کدام گروه و دسته وابسته می کند یا چرا چنین وابستگی ای ایجاد می شود ،اما می داند که این انتخاب را ترجیح می دهد.
به این ترتیب از نظر بوردیو،سلیقه بر مبنای نظام قشر بندی اجتماعی پدید می آید و در ظاهر انتخاب هایی را در قالب سبک های زندگی ارائه می کند؛اما در واقع،چند راه های جبری است که فضای اجتماعی؛پیش روی افراد در هر موقعیت به مثابه راهبرد زندگی قرار می دهد.(همان،۱۷۵)محدوده سلیقه هر انتخابی در زندگی انسان است که قابل طبقه بندی باشد و در نتیجه ،منجر به طبقه بندی رفتارهای انسان شود یا به عبارت دیگر او را ا دیگران تمایز بخشد. (مهدوی کنی،۱۳۸۶،۲۲۲)
همان طور که گفته شد،سلیقه از نگاه کانتی ها جنبه فطری و وراثتی دارد و از نگاه جامعه شناسی جنبه اکتسابی؛اما بر هر دو مبنا،سلیقه،نظامی را در جامعه پدید می آورد که در آن افراد و گروه ها قشر بندی می شوند.به عبارت دیگر سلیقه خاص ،موجب انجام مجموعه ای از گزینش هایی می شود که نماد دسته ،گروه،طبقه یا قشر خاصی از جامعه است و فرد یا گروه با این نمادها از دیگر افراد یا گروه ها تمایز می یابند. بنابر این هم می توان سلیقه را به فرد نسبت داد و هم به جمع. به این دلیل که در هر حال این فرد است که بر می گزیند. پس سلیقه فردی است،ولی بنا به عقیده بوردیو و بسیاری از جامعه شناسان،این یک انتخاب فردی نیست،بلکه ناشی از درونی کردن گزینه های اجتماعی است که هویت قشر های مختلف اجتماعی را از هم متمایز می کند.پس این یک سلیقه جمعی است که حکایت از وابستگی فرد به گروه و جماعتی خاص می کند.کسب منزلت از طریق نمایش دادن سلیقه مطلب تازه ای نیست و این کار به طور سنتی همیشه انجام می گرفته است،اما فقط گروه نخبه کوچکی قادر به تشخیص به کار گیری علائم و نمادهای آن بوده اند؛اما در دوره معاصر،فخر فروشی با پوشاک مد روز یا ساختن تصویری پرمنزلت از خویشتن،امکانی است که آشکارا به روی همه گشوده شده است(چاوشیان،۱۳۸۱ ۶۵) دهه اخیر فخر فروشی با پوشاک مُد روز،انواع انتخابهای دیگر اعم از نوع ارتباطات و رفتارهار،حضور در انواع مختلف فضاهای عمومی و خصوصی،انجام فعالیت های فراغتی مختلف و مصارف فرهنگی گوناگون و برخی موارد مرتبط با بدن که امکان ساختن تصویری پر منزلت از خویشتن را فراهم می کند،آشکارا به روی همگام گشوده است(رحمت ابادی،۱۳۸۵،۲۴۹)
۲-۲-۱-۴ هویت[۳۰]
با گذار جامعه از وضعیت سنتی به وضعیت غیر سنتی شکل و محتوای زندگی اجتماعی نیز دچار تحول و دگرگونی می شود و به تبع آن نقشهای اجتماعی جدیدی برای زنان و مردان در جامعه ایجاد می شود که این امر به پیچیده شدن زندگی اجتماعی منجر می شود که یکی از ویژگیهای اساسی عصر مدرنیته است.
هویت اجتماعی بر تمایز میان جامعه سنتی و مدرن استوار است . در جوامع سنتی مبنای هویت اجتماعی افراد، ویژگی های انتسابی آن هاست (رحمت آبادی و آقا بخشی،۴۵:۱۳۸۵)هویت اجتماعی نه تنها ارتباط اجتماعی را امکان پذیر می کند، بلکه به زندگی افراد معنا می بخشد. در واقع هویت اجتماعی فر ایندی برای خودشناسی کنش گران اجتماعی است که معنا سازی نیز به واسطه آن صورت می گیرد. هویت ها معانی کلیدی هستند و مهم تر اینکه به خودشان نیز می گویند که چه کسی هستند(گل محمدی،۲۴:۱۳۸۰)

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *