منشآت، مقامات و سایر آثار ادبی مانند منشآت قائم مقام فراهانی و گلستان سعدی که ۴۷ حکایت آن خاطرات خود سعدی است.
آثار عرفا مانند رسالهی قشیریه و مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه»(همان: ۸۵-۸۶).
«در ایران باستان سنگ نوشتههای به جا مانده، از دوران هخامنشی و ساسانی را میتوان نوعی وقایعنگاری به شمار آورد، گرچه، با توجه به این غالب آنها با تأکید بر «من» «نویسنده» آغاز میشوند، به خاطرات و به ویژه به حدیثنفس نیز شباهت دارند» (اشرف ۱، ۱۳۷۵: ۱۸۴).
«گئورگمیش مورخ نامدار خاطرهنگاری بر این باور است که داریوش کبیر انقلابی بزرگ در خاطرهنگاری عهد قدیم پدید آورده است. دستاورد بزرگ داریوش آن بود که خاطرات خود را به گونهای تدوین کرد که، گذشته از وقایعنگاری متداول در عهد قدیم، جلوهگاه حدیثنفس او هم باشد. داریوش کتیبهی بیستونش را با این عبارت متداول زمان آغاز میکند که «من داریوش شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در فارس، شاه سرزمین بسیار» و آنگاه تبار خود را تا نه پشت که جملگی از فرمانروایان بودهاند، بر میشمرد اما به جای صفات و القاب و عناوین گوناگون خودستایانه، پادشاه آشور، از جمله آشور بانیبال، روال سادهنگاری را بر میگزیند و آنچه میگوید یا شرح رویدادهای تاریخی در زمان او و یا شرح حالات و روحیات او میباشد» ( اشرف۲، ۱۳۷۵: ۳۴۲).
شروع جنگ تحمیلی که هشت سال به طول انجامید، دگرگونی بزرگی در فرهنگ خاطراتنویسی به وجود آورد. خاطرهنویسی برای رزمندگان ابزار و انگیزهای برای بازگویی وقایع جبهه و جنگ، ‌آرمانها و حالات روحی و روانی آنها و فضا، فرهنگ و شرایط حاکم بر جبهه بود. در این دوره شمار زیادی از خاطرات رزمندگان به چاپ رسیده است. از مهمترین دورههای زمانی که در آن ایرانیان خاطرات خود را منتشر کردند، دههی هفتاد (۱۳۷۰- ۱۳۸۰ ه.ش) است. در این دوره خاطرهنگاشتههای زیادی از رجال، دولتمردان و درباریان عصر پهلوی انتشار یافت» (ایروانی ، ۱۳۸۶: ۸۹).
«در ادب فارسی، خاطرهنویسی به مفهوم امروزی آن، از اواسط دورهی قاجار به دلیل رویارویی ایرانیان با غرب و آشنایی با فرهنگ و ادب اروپاییها شکل گرفت و به ویژه سیاستمداران از آن استقبال کردند. در دورهی پهلوی نیز بیش از گذشته به این گونهی ادبی توجه شد. توجه مردم به خاطرات تا حدی بود که برای نخستین بار، سیفالله وحیدنیا دست به انتشار مجلهی تخصصی « خاطرات» زد» ( همان: ۷۴).
«در فرهنگ ایرانی – اسلامی، از قرون میانه، سفرنامهنویسی به عنوان شکلی از خاطرهنگاری مرسوم بوده و نمونههای بارزی از آن در ادوار گوناگون تاریخی میتوان برشمرد. در دوران معاصر، در کنار پیچیدگی و سبک مبالغهآمیز نثر فارسی، زبان ساده و صریح به کار رفته در نوشتن خاطرات، قدم اساسی در پیدایش نثر فارسی نوین به شمار میآید. خاطرات، نمونهای از سادهنویسی و نوگرائی در نثر فارسی این دوره است. از جمله خاطرات تاج السلطنه که مطالب را با نثری ساده نگاشته است» ( نورائی،۱۳۸۹: ۱۰۲).
۲-۲-۸-۶٫ ویژگیهای خاطره
خاطرات ویژگیهایی دارند که آنها را از سایر گونههای ادبی متمایز میسازد. صاحبنظران این ویژگیها را دو نوع دانستهاند: ویژگیهای عمومی و ویژگیهای خصوصی
الف) ویژگیهای عمومی
«ویژگیهای عمومی، ویژگیهایی هستند که در تمام گونههای خاطرهنویسها (سفرنامه – حسبحال و …) مشترکاند. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
یادی از گذشته دربردارند.
احساس و عاطفه در آنها نمود چشمگیری دارد. راز ماندگاری ذهنی و روانی آنها نیز همین نکته است
در یک زمان و مکان مشخص قرار دارند.
مؤثر بر ذهن و محفوظ در حافظه است.
هر خاطرهای آغاز و پایان دارد. هر خاطره بیان رخداد و واقعیتی است که اتفاق افتاده و پایان پذیرفته است، که معمولاً خاطرهنویس، آن واقعه و رخداد را از ابتدا تا انتها با ذکر جزییات شرح میدهد.
متکی به مشاهده و حضور هر چند به صورت غیرمستقیم (غیر مؤثر در وقوع رویدادها، ولی ناظر و مطلع از آنها) هستند و …»( ایروانی، ۱۳۸۶: ۹۲).
ب) ویژگیهای اختصاصی
«صمیمیت زبان. صداقت در بیان. نثر خودمانی. برجستگی حوادث. تحریک عواطف. محدودیت خیال. داشتن ابتدا و انتها. روشنی و وضوح. هدفداری. موجز بودن. منحصربه فرد بودن» (حسینی نژاد،۱۳۸۸: ۲۲-۲۱).
«یکی دیگر از ویژگیهای خاطره، روان و جاری بودن آنهاست ؛ یعنی پس از نقل یا مکتوب شدن به زبان و قلم دیگران، باز نقل و باز روایت شده، امکان زمینهی افزود یا کاستهای ناروا را فراهم میآورد و هویت اصلی آن را دگرگون میکند. همچنین به ایجاد گسترش پدیدهی خاطره در خاطره میانجامد. روانی و سیال بودن، جوهرهی یادمان است» ( کمری، ۱۳۸۳: ۳۹-۴۰).
ابراهیم زاهدیمطلق ، نویسنده و منتقد، در تعریف ویژگیهای منحصر به فرد خاطره میگوید: «خاطره متکی به زمان، مکان و واقعیت است. خاطره بدون زمان و مشخص، مکان مشخص و راوی مشخص ندارد. این راوی، چه روایتکننده خاطرات خودش باشد و چه روایتکننده خاطرات دیگران، حتماً باید زمان و مکان اتفاقات رخ داده را با دقت شرح دهد. حتی در اتفاقات مهم باید ساعت حادثه نیز بیان شود» (نژاد صداقت،۱۳۹۱).
«مهمترین رکن خاطرهنویسی در وهلهی اول صادق بودن است؛ چون با دروغ گفتن نمیتوان خاطرهنویسی را پیش برد. خواننده با خواندن خاطره، نویسنده را قضاوت میکند و اگر نویسنده صادقانه مطالبی را که نوشته باشد، خواننده هم هم ذاتپنداری میکند.
در وهله دوم، تصویر کردن درست وقایع به طوری که حداقل نویسندها

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

ش بتواند حس و حال آن روزی که خاطره را نوشته، روایت کند و اگر بتواند به شیوهای غنی و متناسب بنویسد که با نبود خودش، دیگران بتوانند به همان اندازه که خودش با متن خاطره ارتباط گرفته، ارتباط برقرار کند، طبیعتاً خاطرهی خوبی خواهد بود.
نکته مهم دیگر، گزارش صحیح یک رویداد است. هر رویداد، اتفاق و واقعهای تلخ یا شیرین، باید به صورتی در خاطرهنویسی روایت شود که مخاطب در جریان ریز ما وقع قرار بگیرد و در آن خاطره شریک شود، چرا که به صورت سر بسته گفتن، چیزی را روشن نمیکند» (فضلی،۱۳۹۰).
«خاطره بر خلاف آنچه در ذهن بسیاری از آدمها میگذرد. فقط نقل وقایع نیست. در نقل هیچگونه خلاقیتی وجود ندارد. اما خاطرهنویس یا خاطرهپرداز به بازآفرینی گذشته میپردازد و واقعیت آن است که هیچ خاطرهی مثبت شدهای بر گردان موبهموی واقعیت نیست؛ بیشتر به حقیقت نزدیک است تا واقعیت. خاطرهنویس اگر دوربین فیلمبرداری به دست بگیرد و به ثبت ماشینی وقایع بپردازد، کار مهمی انجام نداده است؛ زیرا دمدستیترین الفاظ و کلمات برای چنین منظوری کفایت میکند؛ چون پردازش در کار نیست؛ اما میبینیم که خاطرهنویس مثل یک صنعتگر ماهر با جادوی ساخت و پرداخت به سراغ خاطره میرود؛ در انتخاب کلمات دقتی وسواس گونه به خرج میدهد و تا میتواند صحنه را برای خواننده آب و جارو میکند، میآراید و آنگاه که همه چیز برای این بزم آماده شده، خواننده را به تماشا فرا میخواند» (عمرانی، ۱۳۹۰).
۲-۲-۸-۷٫ فواید خاطره
ثبت بهترین لحظههای زندگی
ثبت مسائل مهم اجتماعی
بهرهگیری از تجربه
افزایش قدرت دیدن و شنیدن
افزایش مهارت در نوشتن
۲-۲-۸-۸٫ علل رویآوری به خاطرهنویسی
مهمترین دلایل اقبال به خاطرهنویسی را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
«عبرتآموزی خاطرات
نوعی حسابرسی (که بودهام ، چه کردهام و ..) و خودآگاهی برای نویسندگان خاطرات است.
سادگی نگارش خاطرات در مقایسه با سایر آثار( داستان کوتاه، رمان، آثار فلسفی و …)
تجربهی دوباره یا ساختن تصویری از زندگی تکرارناپذیر گذشته که برای نویسندگان خاطرات مهم است.
ثبت لحظات زندگی (شادیها، غمها، خوشیها، ناخوشیها، نوازشها، زخمها و …) نیز از انگیزههای اقبال به خاطرهنویسی است.
آگاه کردن آیندگان از حقایقی که در منابع دیگر موجود نیست.
آشنا شدن ایرانیان با علم و فرهنگ اروپا نیز اقبال به خاطرهنویسی را در ایران به خصوص بین سیاستمداران- رشد قابل توجهی بخشید»(سنگری و ایروانی،۱۳۹۰: ۲۵)
۲-۲-۸-۹٫ زبان خاطره
«موضوع هر خاطره احوال شخصی و اتفاقاتی است که برای افراد پیش میآید و بیان آنها نیاز به زبانی ساده و صمیمی دارد. در واقع، بر خلاف موضوعهای علمی، تحقیقی، فلسفی، سیاسی و … که برای بیان نیاز به نثری جدّی و رسمی دارند، خاطره به زبان گفتار تعریف میشود. یعنی زبانی که مردم به سادگی با آن گفتوگو میکنند و از این رو زبان خاطره؛ زنده، شاد و شوخ است. بنابراین همانطور که نمیتوان مطالب علمی و تخصصی را در قالب گفتار عامیانه بیان کرد، از زبان فنّی و علمی نیز برای بیان خاطره استفاده نمیشود؛ مگر برای افرادی که به بیان فنی و تخصصی خو گرفته باشند» (حسینینژاد، ۱۳۸۸: ۲۹).