– گردشگری داخلی، به ساکنان منطقهای خاص اطلاق میشود که فقط در منطقه مربوطه سفر میکنند (مانند بازدیدکنندگان).
-گردشگری درون مرزی، به افرادی غیر از ساکنان منطقهای خاص گفته میشود که مانند بازدیدکنندگان از محل دیدن میکنند.
-گردشگری برون مرزی، افراد ساکن یک منطقه که به منطقهای غیر از منطقه سکونت خود سفر
میکنند(چاک. وای. گی، ۱۳۸۸، ص۲۵).
گردشگری مجموع پدیدهها و ارتباطات ناشی از کنش متقابل میان گردشگران، سرمایه، دولتها و جوامع میزبان، دانشگاهها و سازمانهای غیردولتی در فرآیند جذب، حمل و نقل، پذیرایی، کنترل گردشگران و دیگر بازدیدکنندگان است ( پاپلی یزدی، سقایی، ۱۳۸۶، ص ۱۲).
گردشگری عبارت است از فعالیتهای افرادی که برای استراحت، کار و دلایل دیگر به خارج از محیط سکونت معمول خویش سفر کرده، حداکثر برای یک سال متوالی در آنجا اقامت میکنند(پاپلی یزدی، سقایی، ۱۳۸۶، ص۱۳).
در فرهنگ لغات فارسی، گردشگری را چنین تعریف کردهاند : در اقطار عالم سفر کردن و شناخت؛ مسافرت برای تفریح و سرگرمی؛ و سفری که در آن مسافر به مقصدی میرود و سپس به محل سکونت خود باز میگردد (کاظمی، ۱۳۸۷، ص۱۵).
در بعد جغرافیای گردشگری زمانی از فعالیت گذران اوقات فراغت یا تفریح که مستلزم غیبت شبانه از مکان مسکونی عادی است تعریف میشود.
در بعد اجتماعی نیز تعریف گردشگری، فصل مشترک بین زندگی عادی ساکنان بومی و زندگی
غیرعادی گردشگران را در بر میگیرد (پاپلی یزدی، سقایی، ۱۳۸۶، ص ۱۴).
لغت گردشگری Tourism از کلمه Tour به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین Turns به معنای دور زدن ، رفت و بر گشت بین مبداء و مقصد و چرخش دارد. که از یونانی به اسپانیایی و فرانسه و در نهایت به انگلیسی راه یافته است.
گردشگری به سفری که درآن مسافرتی به مقصدی انجام میگیرد و سپس بازگشتی به محل سکونت را در بر دارد، اطلاق میشود (پاپلی یزدی، سقایی، ۱۳۸۶، ص ۱۹).
در یک تعریف کلی آمده، گردشگری عبارت است از هرآنچه به گردشگران و خدمات مرتبط با آنان مربوط میشود. این تعریف شامل همه فعالیتهای مربوط به فرایند جذب گردشگران و پذیرایی آنان، سازمانهای مسافرتی، دولت های مبدأ، دولتهای میزبان و مردم محلی میشود (کاظمی، ۱۳۸۷، ص ۱۶).
۲-۲-۲- گردشگر
سازمان جهانی جهانگردی(WTO) از گردشگری تعاریف زیر را ارائه نموده است:
– گردشگر(بازدیدکننده یک شبه): کسی که حداقل یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید، به سر برد.
– گردشگر یک روزه: گردشگری که شب را در یک اقامت گاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر نمیبرد (مسافرت یک روزه).
– بازدیدکننده: کسی که به محلی غیر از محل زندگی خود به مدتی کمتر از ۱۲ ماه مسافرت کند و هدف از ماندنش کسب در آمد، در آن محل سفر کرده، نباشد.
– مسافر: کسی که بین دو یا چند مکان سفر کند (چاک. وای. گی، ۱۳۸۸، ص۲۲).
اصطلاح توریست (جهانگرد) از قرن نوزدهم معمول شد. در آن زمان اشراف زادگان فرانسه میبایست برای تکمیل تحصیلات و کسب تجربههای لازم زندگی، اقدام به مسافرت نمایند. این جوانان در آن زمان توریست نامیده میشدند و بعدها در فرانسه این اصطلاح در مورد کسانی به کار میرفت که برای سرگرمی و
وقتگذرانی و گردش به فرانسه سفر میکردند و بعداً با تعمیم بیشتر به کسانی اتلاق میشد که اصولاً به این منظور به سفر میرفتند. کمکم کلمه توریست به بعضی زبانهای دیگر نیز وارد شد و از آن واژه توریسم به وجود آمد. از همان زمان توریست و توریسم به بعضی از مسافرتها و مسافرینی گفته میشود که هدف
آنها استراحت و گردش و سرگرمی و آشنایی با مردم بود و نه کسب درآمد و اشتغال به کار. در زبان فارسی کلمه سیاح در گذشته به کسانی گفته میشد که با هدف و منظور شخصی دست به سفر میزدند، مانند ناصر خسرو و سعدی و این واژه در زبان فارسی تا نیمه اول قرن بیستم در معنی فوق به کار میرفت تا آنکه دو واژه جهانگرد و جهانگردی جای آن را گرفت (رضوانی، ۱۳۸۶، ص ۱۵) .
واژه گردشگر نیز مانند گردشگری تعاریف متعددی دارد. در واقع هر تعریفی از گردشگری را که بپذیریم، واژه گردشگر را هم باید بر همان اساس تعریف کنیم. در فرهنگ و بستر، گردشگر به کسی اطلاق میشود که برای سرگرمی و تفریح و یا به قصد امور فرهنگی سفر میکند. در فرهنگهای لغت فارسی، این عبارات در وصف گردشگر آمده است. جهان گردنده، آنکه در اقطار عالم بسیار سفر کند، سیاح، کسی که در شهرها و کشورهای دیگر سیاحت کند (کاظمی، ۱۳۸۷، صص۲۱-۲۰ ).
سازمان جهانی گردشگری در تعریفی کاملتر، گردشگر را چنین توصیف کرده است. «کسی که برای مدت زمانی، دست کم یک شب و کمتر از یک سال، به کشوری غیر از وطن یا محل سکونت معمولی خود مسافرت میکند و هدف او کار کردن و کسب درآمد نیست.» این تعریف شامل کسانی میشود که برای تفریح، گذران تعطیلات، دیدار دوستان و بستگان، انجام دادن امور تجاری و حرفهای، درمان و زیارت، یا برای تأمین هدفهای دیگر به مسافرت میروند.
توجه شود که بازدیدهای یک روزه که گاه آن را تفرج مینامند، در این تعریف نمیگنجد. همچنین تمام کسانی که صرفاً از مرز خارج میشوند، مثل خدمه و کارکنان شرکتهای هوایی و کشتیرانی، مأموران نیروی انتظامی، صحرانشینان یا کارکنانی که شغلشان چنین اقتضاء میکند. دانشجویانی که برای تحصیل به کشورهای دیگر
میروند و سایر گروههایی که هدفهای دیگری دارند، گردشگر محسوب نمیشوند (زاهدی، ۱۳۸۲، ص۱۳).
۲-۲-۳- تاریخچه گردشگری
۲-۲-۳-۱- عهد باستان
انسانهای ما قبل تاریخ با انگیزه به دست آوردن غذا، ‌دوری از خطر و نقل مکان به آب و هوای مساعد مسافرت میکردند که بعدها با افزایش مهارت و کسب فنون دیگر با انگیزه تجارت و معامله کالا، مسافرت میکردند و امپراطوریهای عهد باستان در قارههای آسیا و آفریقا و در منطقهی خاورمیانه ایجاد شدند،‌ زیر بنای اقتصادی به وجود آمد که باعث ایجاد جاده و راههای آبی و همچنین وسایل نقلیه برای سهولت راه شد. اولین مسافرت‌، مسافرتهای رسمی دولتی از جانب حکام مناطق مختلف بود که نمایندگان خود را به منظور اداره جنگهای قبیلهای و گرفتن خراج و مالیات از شهروندان به مکانهای دوردست اعزام میکردند در دوره اوج و اقتدار امپراطوری رم مفهوم مسافرت گسترش یافت و وسایل و تشکیلاتی برای مسافرتهای ارتش و مردم از جمله جادهسازی با نصب علامتهای خاص در فواصل مشخص مهیا گردید، به قولی تمام راهها به رم ختم میشد.
یونانیان با ضرب سکه وگسترش زبان یونانی باعث توسعه مسافرت وگردشگری در سراسر حوزه مدیترانه و ارتباط راحت مردم با یکدیگرشدند. از طرفی تماشای جشنهای مذهبی ومسابقات المپیک از جمله مسافرتهای آنها محسوب میشد. اشرافزادگان روم علاوه بر دیدن جاهای زیبا از یونان نیز بازدید میکردند، اهالی روم به مصر مسافرت میکردند تا از مجسمه ابوالهول و اهرام ثلاثه دیدن کنند آنها همچنین به خرید از مکانهای دورعلاقه داشتند. در تمدن آسیایی هم تاریخ بلند بالائی، ‌از سیاحت، تفریح وگردش وجود دارد مانند: وجود تفریحگاههایی در مناطق خوش آب و هوای چین و ژاپن (چاک. وای. گی، ۱۳۸۸، صص ۲۷-۲۶).
۲-۲-۳-۲- قرون وسطی
مسافرت و تجارت در قرون وسطی رونق کمتری داشت به صورتی که جادهها تقریباً از بین رفته و شرایط مسافرت بسیار مشکل و حتی خطرناک شد، در این دوره نخستین اولویت دیدار از کلیساهای مسیحیان بود. در سده چهاردهم مسافرت به قصد زیارت به صورت یک پدیده انبوه و سازمان یافته درآمد.
مسیحیان به بیتالمقدس و روم مسافرت میکردند، هر چند که این مسافرتها رنگ مذهبی داشته در عین حال مسافرتهای تفریحی و اجتماعی هم به حساب میآمدند. در نیمه سده سیزده مارکوپولو مسیری از اروپا به آسیا را تعیین کرد و در کتاب خود شرح سفر خود را نوشت که نخستین منبع اطلاعاتی غرب درباره زندگی شرقی بود.
نخستین مسافرت کاروانی مربوط به کاروانی است که در سده پانزدهم ازونیز به بیتالمقدس میرفت، که پیش از شروع سفر مبلغ مشخصی برای هزینههای سفر از مسافران میگرفتند(چاک. وای.گی، ۱۳۸۸، صص ۲۸-۲۷).
۲-۲-۳-۳ – رنسانس
از سده چهاردهم تا هفدهم میلادی بیشتر مسافرتها با هدف کسب دانش و تجربه انجام میشد. در انگلستان ملکه الیزابت برای اولین بار برای تربیت و پرورش نمایندگان خارجی مسافرتهایی را برای آنها فراهم کرد و دانشگاههایی مانند آکسفورد و کمبریج در انگلستان به همراه بورس تحصیلی برای دانشجویان ایجاد نمود. علاوه بر این، ‌جواز مسافرت که دو تا سه سال اعتبار داشت صادر گردید.
برای مسافران طی هر بار مسافرت به خارج گذرنامه جدید صادر میگردید و مسافران پول نقدکمترحمل
میکردند و در ازای پول نقد زیاد، از برگههای اعتباری صرافان استفاده مینمودند. چنین کاروانهای مسافرتی که دارای ساختار و سازمان منظم بودند را در این دوره گراندتور مینامیدند.
هدف اکثر اعضای این کاروانها از مسافرت کسب دانش و تجربههای جدید بود (چاک. وای.گی، ۱۳۸۸، صص ۲۹-۲۸).
۲-۲-۳-۴- انقلاب صنعتی

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است