اولین نظریه فرایندی انگیزش، نظریه برابری[۴۹] است که در سال ۱۹۶۳ توسط جی استاسی آدامز[۵۰] معرفی شد. بنیان این نظریه از تئوری عدم تجانس شناختی که توسط لئون فستینگر در سال ۱۹۵۰ مطرح شد نضج می‌گیرد. طبق این تئوری گفته می‌شود که افراد بواسطه حفظ تجانس و هماهنگی میان رفتار و اعتقادات شناختی (اداراکی) خود برانگیخته می‌شودند و بدین ترتیب چنانچه فرد به این هماهنگی نرسد، نوعی تنش و فشار روانی در وی ایجاد می‌شود. در اینجاست که فرد به قضاوت خود، از نوعی بی‌عدالتی سخن گفته و می‌کوشد برای رهایی خود از این تنش[۵۱]، دست به کار شود (کریتنر و کینیکی! ترجمه فرهنگی و صفرزاده، ۱۳۸۶: ص۲۴۱). آدامز با این بنیان نظری، تئوری برابری را به عرصه تکامل رساند. البته گفته می‌شود که تئوری برابری بر پایه پدیده‌ای به نام مقایسه اجتماعی[۵۲] شکل می‌گیرد؛ بدین صورت که هر فرد شرایط خود را با شرایط دیگران مقایسه کرده و به عمل مبادرت می‌ورزد (رضائیان، ۱۳۸۵: ص۱۳۰؛ فخیمی، ۱۳۸۵: ص۱۰۷). شایان ذکر است همین تئوری بعدها زمینه ساز شکل گیری مبحث عدالت سازمانی گردید (لاتهم، ۲۰۰۷: ص۹۵).
بر اساس نظریه برابری، هر فرد نسبت نتایج حاصل از کار خود به نهاده‌هایش در آن کار را با دیگران مقایسه نموده و در این مقایسه، احساس برابری یا نابرابری پیدا می‌کند. نتایج و نهاده‌های فرد و دیگران مبتنی بر تصورات و ادراکات شخص هستند. سن، جنسیت، تحصیلات و تجربیات فرد، موقعیت اجتماعی و سازمانی، میزان کوشش و تلاش فرد، همگی از نهاده‌ها بوده و نتایج شامل عواملی مانند دستمزد، مقام و مرتبت سازمانی، پاداش و ترفیع هستند. فرد در مقایسه با دیگران، در صورتی که احساس نابرابری کند، می‌کوشد تا به سطح برابری برسد. این تلاش برای نیل به برابری نشانگر انگیز به کار است. قدرت این انگیزش مستقیماً با میزان نابرابری که فرد تصور می‌کند مرتبط است. برای رسیدن به برابری فرد به رفتارهای مختلفی دست ‌زده و داده‌ها و نتایج را تغییر می‌دهد (الوانی، ۱۳۸۵: ص۱۶۳). جدول ۲-۱ بیانگر راههای کاهش نابرابری در محیط کار است. به عنوان تک۹مله مطالب مذکور، گفتنی است چنانچه نظریه برابری آدامز را با نظریه دوعاملی هرزبرگ مقایسه کنید، در می یابید که نظریه هرزبرگ نمی گوید که فرد در صورت نارضایتی چه واکنشی از خود نشان می دهد، اما در نظریه برابری می توان واکنش و رفتار فرد را در صورت نارضایتی حدس زد (لاتهم، ۲۰۰۷: ص۴۲).
جدول۲-۵ روشهای کاهش نابرابری (مأخذ: رضائیان، ۱۳۸۵: ص۱۳۱)

روش مثال
افزایش نهاده های خود سخت کوشی؛ شرکت در برنامه های آموزشی تخصصی؛ یا ادامه تحصیل.
کاهش دادن نهاده های خود عدم سخت کوشی؛ طولانی کردن زمان استراحت.
بالا بردن نتایج خود تقاضای افزایش حقوق؛ تقاضای پست جدید.
کاهش دادن نتایج خود تقاضای پرداخت کم.
ترک وضعیت غیبت یا ترک خدمت.
تحریف روانشناختی نهاده ها یا نتایج خود متقاعد ساختن خود به اینکه دیگران شغل یکنواخت و کسل کننده ای دارند.
تحریف روانشناختی نهاده ها یا نتایج مقایسه با دیگران متقاعد ساختن خود به اینکه دیگری تجربه بیشتری دارد؛ دیگری بیشتر می کوشد؛ دیگری عنوان مهمتری دارد.
تغییر دادن مبنای مقایسه
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.