ج) نیازمند اعمال محدودیت هایی بر رفتار اعضا خود می باشند (پسران قادر،۱۳۷۱،۸۵).
بررسی پدیده پیچیده ای نظیر سازمان، نیازمند بهره گیری از روش های پیچیده است. با توجه به این که افراد شاغل در سازمان های دارای ساختار مناسب، کارآتر و راضی ترند، اهمیت سازمان و روش های سازماندهی بیشتر مدنظر قرار می گیرد.مدیران در سیستم های سازمان یافته، زمان کمتری را صرف سازماندهی می کنند و فقط بخشی از وقت خود را به آن اختصاص می دهند، در حالی که اگر حوزه کار مدیر، از سازماندهی مطلوبی برخوردار نباشد، او مجبور خواهد بود که زمان زیادی را مصروف رسیدگی به مسائل ناشی از سازماندهی نامناسب کند (فروغی اصل،۱۳۸۰،۳۴).
۲-۱-۲٫سازماندهی
سازماندهی فعالیتی است که به صورت دوره ای انجام می شود (نه به طور مستمر و روزانه). به این ترتیب که با بروز مسائل جدید در سازمان، ضرورت تجدیدنظر در ساخت سازمانی مورد تأیید قرار می گیرد و مدیران در مورد این ضرورت به پیمایش می پردازند و سعی می کنند که تغییرات مطلوبی را در ساخت سازمانی موجود ایجاد کنند. به این ترتیب فقط در صورت بروز مشکل جدید یا تغییر راهبردهای سازمان، برای تغییر و اصلاح ساخت سازمانی اقدام می شود. در واقع نوع مسائل سازمانی و میزان و شدت آن مسائل، به نوع سازمان و سیر تکاملی آن بستگی دارد (فلاح همت آبادی،۱۳۸۲،۱۲).
سازماندهی، فراگردی است که طی آن، با تقسیم کار میان افراد و گروه های کاری، ایجاد هماهنگی میان آن ها، برای کسب اهداف تلاش می شود.با توجه به تعریف فوق، فراگرد سازماندهی مشتمل بر سه مرحله ی زیر است:
الف) طراحی و تعریف کارهای و فعالیت های ضروری؛
ب) دسته بندی فعالیت ها بر حسب مشاغل و منصب های سازمانی تعریف شده؛
ج) برقراری رابطه میان مشاغل و منصب های سازمانی، برای کسب اهداف مشترک (کریمی، ۱۳۷۶،۱۴).
گاهی در متون علمی مدیریت سه اصطلاح سازمان[۲۴]، سازماندهی[۲۵] و ساختار سازمانی[۲۶] را به جای یکدیگر به کار می برند، در حالی که ساختار سازمانی حاصل فراگرد سازمانی و طراحی سازمان است و مشتمل بر مجموعه روابط، مقررات و قوانینی است که حتی اگر به طور غیررسمی شکل گرفته باشند، به طور رسمی تصویب می شوند و فعالیت های افراد برای کسب اهداف مشترک سازمانی را شکل می دهند. هدف از طراحی ساخت سازمانی آن است که نیروی انسانی و منابع موجود به گونه ای هماهنگ و ترکیب شوند که بر نیروزایی و افزایش کارایی منابع موجود بینجامد (رضائیان، ۱۳۷۹،۴۲۴).
۲-۱-۳٫ تعریف ساختار سازمانی
ساختار یک سازمان چهارچوبی است که برای ایجاد دستور و پیش بینی پذیری در سیستم ایجاد می شود و دعوت کننده افراد برای رفتارهای خاص و تضعیف کننده رفتارهای دیگر است. علاوه بر این ساختار سازمان ضمن هدایت کردن رفتار کارکنان نوع رفتارهایی را که قابل قبول و یا غیرقابل قبول است را توصیف می کند (هجرتی،۱۳۷۴،۳۲).
ساختار سازمانی یک سیستم رسمی از وظایف و روابط اختیار است که چگونگی هماهنگی فعالیتهای افراد و استفاده از منابع جهت تحقق اهداف سازمانی را کنترل می نماید (فروغی اصل، ۱۳۸۰،۳۵).
ساختار یک سازمان را می توان مجموعه راه هایی دانست که طی آن فعالیت های سازمان به وظیفه های شناخته شده تقسیم و میان این وظیفه ها هماهنگی تأمین می شود (فقیهی و وزیری سابق، ۱۳۷۷،۳).
ساختار سازمانی مسیرهای ارتباطی را که با کمک آن هرم تصمیم گیری به کار می افتد، ترسیم می کند (رضائی نژاد،۱۳۷۷،۱۲۹).
ساختار سازمانی، راه یا شیوه ای است که به وسیله ی آن، فعالیت های سازمانی تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می شوند. سازمان ساختارهایی را به وجود می آورند، تا فعالیت های عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و اعمال اعضا را کنترل نمایند. ساختار سازمانی در نمودار سازمانی نمایان می شود. نمودار سازمانی نیز یک نماد قابل رویت از کل فعالیت ها و فرایندهای سازمان است (اعرابی،۱۳۸۵،۱۵).
ساختار به تعریف و تعیین مشاغل و روابط گزارش دهی در یک سازمان اشاره دارد، و وظیفه ی اصلی ساختار تأثیرگذاری و ایجاد هماهنگی در رفتارهای کاری اعضاء سازمان در رسیدن به اهداف است (طالبیان،۱۳۷۸،۱۹).
ساختار یک سازمان به الگوهای روابط درونی سازمان، اختیار و ارتباطات دلالت دارد. ساختار سازمانی چهارچوب یک سازمان را مشخص می کند درست همانند اسکلت بدن انسان که شکل او را به رویت می رساند. هر ساختار سازمانی از سه وضعیت متأثر می شود.
پیچیدگی
رسمیت
تمرکز و عدم تمرکز (قلی پور،۱۳۷۹،۶).
در تعریف ساختار سازمانی به سه رکن اصلی اشاره می شود:

  1. ساختار سازمانی تعیین کننده روابط رسمی گزارشگری در سازمان است. و آن نشان‌دهنده‌ی سطوحی است که در سلسله مراتب اداری وجود دارد و نیز حیطه کنترل مدیران یا سرپرستان را مشخص
    می نماید.
  2. ساختار سازمانی تعیین کننده ی افرادی است که به صورت گروهی در دوایر کار می کنند و گروه بندی یا تقسیم بندی دوایری است که در کل سازمان وجود دارند.
  3. ساختار سازمانی شامل سیستم هایی است که به وسیله ی آن فعالیت های همه ی دوایر هماهنگ و یکپارچه می گردد و در نتیجه سیستم ارتباط مؤثر در سازمان تضمین خواهد شد (اعرابی، ۱۳۸۵،۱۶).

۲-۱-۴٫ ابعاد ساختار سازمانی
متغیرهای بسیاری را به عنوان ابعاد ساختار سازمانی مطرح نموده اند، از جمله این متغیرها می توان به اندازه، اجزای اداری، حیطه نظارت، تفکیک، تخصص گرایی، استانداردسا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

زی، رسمیت، تمرکز و پیچیدگی، استقلال، تفویض اختیار، انسجام و حرفه ای شدن اشاره کرد. از بین این عوامل، اغلب دانشمندان مانند رابینز[۲۷] بر سه بعد پیچیدگی، رسمیت و تمرکز به عنوان ابعاد اصلی سازمان اتفاق نظر دارند و معتقدند که به نوعی دیگر ابعاد ساختار سازمانی را دربر می گیرد (منوریان و عسگری،۱۳۸۸،۳۵).
۲-۱-۴-۱٫ پیچیدگی
مقصود از آن، تعداد کارها یا سیستم های فرعی است که در درون یک سازمان انجام می شود یا وجود دارد. پیچیدگی را می توان از مجرای سه بعد مورد سنجش قرار دارد، عمودی، افقی و فضایی. مقصود از عمودی تعداد سطحی است که در سلسله مراتب اختیارات وجود دارد. پیچیدگی سازمان از نظر افقی، مربوط به تعداد عنوان شغلی یا دوایری است که به صورت افقی در سراسر سازمان وجود دارند و پیچیدگی سازمان از نظر فضایی به محل ها و مناطق جغرافیایی اطلاق می شود (فروغی اصل، ۱۳۸۰،۴۳).
از نظر رابینز پیچیدگی به مقدار تفکیکی اشاره می کند که در سازمان وجود دارد (منوریان و عسگری، ۱۳۸۸،۳۹).
مقصود از پیچیدگی، تعداد کارها یا سیستم های فرعی است که در درون یک سازمان انجام می شود یا وجود دارد (پارسیان و اعرابی، ۱۳۸۷، ۲۹).
در مورد ساختار سازمانی، پیچیدگی ساختاری می تواند پاسخی برای پیچیدگی های درک شده از محیط، یا نتیجه ای از تفکیک در هسته ی فنی باشد.بنابراین پیچیدگی به وسیله ی تعداد مکان هایی که کار در آن انجام می شود، تعداد مشاغلی که انجام می شود و تعداد سلسله مراتبی که وظایف مختلف را انجام می دهند، تعریف و اندازه گیری می شود. و درجه پیچیدگی ساختاری به وسیله ی تفکیک مشخص شده و خود پیچیدگی هم موجب تفکیک و افزایش مشکلات کنترل و هماهنگی می شود (اکبری، ۱۳۷۸،۶۲).
پیچیدگی حاصل عدم اطمینان محیطی است و به صورت یک فرآیند چرخشی، محیط پیچیده و متغیر، موجب افزایش عدم اطمینان محیطی می شود. با افزایش پیچیدگی و تنوع در محیط سازمان برای تطبیق با آن در خود پیچیدگی ایجاد می کند. بنابراین با افزایش میزان تنوع در سیستم، باید تنوع موجود در سازوکار کنترل آن نیز افزایش یابد. این اصل مهم «قانون ضرورت تنوع» نامیده می شود. و عنوان می کند که فقط پیچیدگی و تنوع می تواند اثر پیچیدگی و تنوع محیطی را خنثی کند (رضائیان، ۱۳۷۷،۲۹).
پیچیدگی به سه دسته تقسیم می شود:
الف) تفکیک افقی[۲۸]:
به میزان تفکیک بین واحدهای سازمانی براساس موقعیت اعضا سازمان، ماهیت وظایف آن ها و میزان تحصیلات و آموزش هایی که فرا گرفته اند، اشاره می نماید. می توانیم چنین اظهار کنیم وقتی حرفه های متعدد در سازمانی وجود دارند که به دانش تخصصی و مهارت علمی نیاز دارند، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخوردار است چرا؟
زیرا موقعیت های شغلی متفاوت افراد، ارتباط را کند نموده و مدیریت را در خصوص هماهنگی بین فعالیت های آن ها با مشکل مواجه می کند.برای مثال وقتی سازمانها، گروههای تخصصی ایجاد کرده و یا دوائر سازمان را گسترش میدهند، آن ها در واقع گروهها را از هم بیشتر متمایز ساخته و در نتیجه تعامل بین آنها را پیچیدهتر کردهاند. مهمترین شاهدی که دلالت بر تفکیک افقی درون سازمان دارد، تخصص گرایی و بخش بندی درونی سازمان است (الوانی و دانایی فرد، ۱۳۸۵،۸۱).