1-3-2 اهداف جزئی:

  • سنجش تأثیر سه مؤلفه ی جهانی شدن (سرمایه فرهنگی، سبک زندگی، مصرف رسانه ای مدرن) بر مدیریت بدن زنان 18 تا 48سال شهر بابل.
  • تعیین رابطه بین متغیرهای زمینه ای (سن، وضعیت تأهل و…) و مدیریت بدن زنان.

1-4 سؤالات تحقیق

1-4-1سؤال اصلی

در پژوهش حاضر کوشش می شود تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا جهانی شدن و شاخصه های مورد نظر آن (سبک زندگی، سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای مدرن)، بر مدیریت بدن زنان تأثیر گذار است؟

1-4-2سؤالات فرعی

  • در صورت تأثیر گذاری مؤلفه های جهانی شدن بر مدیریت بدن میزان تأثیر گذاری هر کدام از آن ها به چه اندازه است؟
  • در چه دوره ی سنی (بین 18 تا 48 سال) این مسئله چشمگیرتر است. به عبارتی مدیریت بدن زنان بیشتر است؟
  • پایان نامه

  • آیا دختران جوان بیشتر از زنان میانسال تر به بدن خود اهمیت می دهند یا برعکس؟
  • کدامیک از مؤلفه های جهانی شدن بیشترین تأثیر را در مدیریت بدن می گذارد؟ و در نتیجه سهم هر یک از این عوامل تاچه حد است.

 

مقدمه

هر نظریه در واقع بیان یک اعتقاد است. دیدگاهی است که به ما اجازه می دهد جهان اطراف خود را قدری بهتر بشناسیم (کیوی و کاپنهود،1370). تئوری ها کمک می کند که ما محیط پیرامونی خود را به طور سیستماتیک تر ادراک کنیم و مسائل را به طور هدفمندتر کشف نماییم و این مسائل را در قالب های وسیع تر، یعنی در یک شبکه وسیع تر از روابط علی تبیین کنیم (رفیع پور،1385: 12). چارچوب نظری هر پژوهش در واقع زیربنای هرکار تحقیقی به شمار می رود. از همین رو هر محقق سعی می کند برای پیشبرد فعالیت تحقیقی خود از یک یا چند نظریه بهره گیری کند. پژوهش حاضر برای بررسی موضوع مورد مطالعه از نظریه ی تئوری پرداز حوزه ی جامعه شناسی «آنتونی گیدنز» که این سازه ها را در نظریات خود به کار برده است، استفاده کرده است. در این راستا علاوه بر نظریه های انتخابی، ابتدا مروری اجمالی بر برخی از نظریه های حوزه ی جامعه شناسی بدن و جهانی شدن سپس روابط بین این دو موضوع ارائه می شود. مطالعات و تحقیقات مرتبط با بدن در حوزه های گوناگون و توسط صاحبنظران متعددی به انجام رسیده است. لکن مروری بر ادبیات پیشین در این بخش بیش از آن که صرفاً به بیان تحقیقات انجام شده بپردازد به دنبال بیان مواردی است که مرتبط با موضوع و بر پایه رویکردهای نظری ارائه شده در این مطالعات می باشد.

2-1- تعریف مفاهیم

2-1-1- جهانی شدن[3]

به رغم اشتراک نظر در شرایط و فضای کنونی و تحولات همه جانبه سیاست، فرهنگ و اقتصاد جهانی، برای جهانی شدن تعریف واحدی نشده است. نکته ای که در مورد تعریف این مفهوم اهمیت دارد، زاویه دید پژوهشگران به این مقوله است(سجادی،15:1383).

“آنتونی گیدنز” در تعریف جهانی شدن می گوید: « تقویت مناسبات اجتماعی جهانی که محل های دور از هم را چنان به هم ربط می دهد، که هر واقعه، تحت تأثیر رویدادی که با آن فرسنگ ها فاصله دارد، شکل می گیرد وبرعکس» (نهاوندیان، 1383:17). فرآیند جهانی شدن روابط اجتماعی را در سطح جهانی تشدید كرده است  (گیدنز، ١٣٧٧: 77). این فرایند به فشردگی پدیدارشناسانه زمان و مكان كه نتیجه ی به كارگیری فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی است، منجر شده است. اگر چه فرآیند جهانی

یک مطلب دیگر :

پایان نامه درباره حقوق متهم// تحلیل فرض بی گناهی متهم

 شدن بر همگونی فرهنگ ها تأثیر میگذارد، اما به دلیل مكانیزم های درونی همین فرآیند ما شاهد خود مختاری نسبی زندگی اجتماعی محلی هستیم كه در چارچوب نظری گیدنز ازآن به بازاندیشی تعبیر می شود.”گیدنز” (1990) جهانی شدن را فرایندی می داند که به وسیله آن رویدادها، تصمیمات و فعالیت های انجام گرفته در یک قسمت از جهان نتایج تأثیر گذاری بر افراد، گروه ها و جوامع در سایر نقاط می گذارد.

مالکوم واترز جهانی شدن را فرآیندی اجتماعی که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده، از بین می رود و مردم به طور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه می شوند تعریف می کند (واترز، 1379).

هاروی بر این باور است که «جهانی شدن همان تراکم زمان و مکان است. بدین ترتیب هر اتفاق در هر گوشه دنیا به سرعت به اطلاع همگان می رسد و عملاً زمان و مکان معنای خود را از دست داده است».

به طور کلی اگر بخواهیم تعریفی بی طرفانه تر از مفهوم جهانی شدن ارائه دهیم، شاید بتوان گفت ” جهانی شدن فرآیند گسترش فزاینده ارتباطات پدیده های مختلف در یک مقیاس جهانی، همراه با حصول آگاهی به این فرآیند است”. در عصر جهانی شدن، ارتباطات اجتناب ناپذیر می شوند و فاصله ها روز به روز کاهش می یابند. به همین لحاظ، موضوعات جهانی پدید می آیند و فرصت های موجود جهانی می شوند. در عرصه های مختلف، الگوهای رفتاری خود را به جهانیان معرفی می کنند و در نهایت، اقدامات مختلف بازتاب جهانی می یابند(قریشی،1381: 43). چنان که ملاحضه می شود جهانی شدن در تعریف فوق به عرصه خاصی محدود نمی شود، بلکه فرایندی است که به تدریج کلیه حوزه های زندگی اعم از علمی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، حقوقی و فرهنگی را در بر می گیرد و بدیهی است که مقوله «بدن» نیز قادر به مستثنی ساختن خود دراین فرایند نیست.

2-1-2- سبک زندگی[4]

در ادﺑﯿﺎت ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﯽ از ﻣﻔﻬﻮم ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ دو ﺑﺮداﺷﺖ وﻣﻔﻬﻮم ﺳﺎزی وﺟﻮد دارد، ﯾﮑﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑـﻪ دﻫـﻪ ی 1920، ﮐـﻪ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﺮف ﺛﺮوت و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻓﺮاد و ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻃﺒﻘﻪی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﮐـﺎر رﻓﺘـﻪ اﺳـﺖ (ﭼﺎﭘﯿﻦ 1995). و دوم ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﮑﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﻮﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﺘﻦ ﺗﻐﯿﯿـﺮات ﻣﺪرﻧﯿﺘـﻪ و رﺷـﺪ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ (ﮔﯿﺪﻧﺰ 1991؛ ﺑﻮردﯾﻮ 1984).

در اﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ راﻫﯽ اﺳـﺖ  ﺑﺮای ﺗﻌﺮﯾﻒ ارزش ﻫﺎ و ﻧﮕﺮش ﻫﺎ و رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﻓﺮاد ﮐﻪ اﻫﻤﯿﺖ آن ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿـﻞ ﻫـﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ روز ﺑـﻪ روز اﻓـﺰاﯾﺶ ﻣـﯽ ﯾﺎﺑـﺪ (اﺑﺎذری، 1381). ﺟﻨﺴﻦ [5](2007) ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ اوﻗﺎت اﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺪون آﻧﮑﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر دﻗﯿﻖ ﻣﻌﻨـﺎی روش زﻧـﺪﮔﯽ را ﺑﺪﻫﺪ، ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد و در ادﺑﯿﺎت، اﯾﻦ واژه ﺑﻪ روشﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻌﺮﯾـﻒ ﺷـﺪه و اﯾـﻦ ﮐـﻪ در ﭼﻬـﺎر ﺳـﻄﺢ ﺟﻬﺎﻧﯽ، ﻣﻠّﯽ، ﻣﻨﻄﻘﻪای و ﻓﺮدی ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی اﺳﺖ. ﮔﯿﺪﻧﺰ (1382) ﺳـﺒﮏ زﻧـﺪﮔﯽ را ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ ای ﻧﺴـﺒﺘﺎً ﻣﻨﺴـﺠﻢ از ﻫﻤﻪی رﻓﺘﺎرﻫﺎ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﯾﮏ ﻓﺮد ﻣﻌﯿﻦ در ﺟﺮﯾﺎن زﻧﺪﮔﯽ روزﻣﺮه ﺧﻮد ﻣﯽداﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺴـﺘﻠﺰم ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ ای از ﻋـﺎدت ﻫـﺎ و ﺟﻬﺖﮔﯿری ﻫﺎﺳﺖ و ﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ اﺳﺎس از ﻧﻮﻋﯽ وﺣﺪت ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﮔﯿﺪﻧﺰ(1385) ﻣﯽﻧﻮﯾﺴـﺪ: «ﺗﻐﯿﯿـﺮ ﺷـﮑﻞ ﻫﻮﯾﺖ ﺷﺨﺼﯽ و ﭘﺪﯾﺪه ی ﺟﻬﺎﻧﯽﺷﺪن در دوران ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪی اﺧﯿﺮ، دو ﻗﻄﺐ دﯾﺎﻟﮑﺘﯿﮏ ﻣﺤﻠﯽ و ﺟﻬﺎﻧﯽ را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨـﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت روﺷﻦﺗﺮ ﺣﺘﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮات وﺟﻮه ﺑﺴﯿﺎر ﺧﺼﻮﺻﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺎ ﺗﻤﺎسﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺴﯿﺎر وﺳـﯿﻊ و ﭘﺮداﻣﻨﻪ ارﺗﺒﺎط دارد» (ﮔﯿﺪﻧﺰ، 56).

گیدنز معتقد است که «سبک زندگی را می توان به مجموعه ای کم و بیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد چون نه فقط نیازهای جاری او را بر می آورند بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است، در برابر دیگران متجسم می سازند»(گیدنز، 1385: 119).

2-1-3- سرمایه فرهنگی[6]

سرمایه فرهنگی همان مصرف کالاها و خدمات فرهنگی است که تحصیلات یکی از اساسی ترین شاخص های آن است. بوردیو(1986) سرمایه فرهنگی را در سه شکل کالاها، مصنوعات و فرآورده های فرهنگی، به رسمیت شناخته شدن ذخیره ی دانش، مهارت و تجارب افراد – آن چنان که مثلاً در مورد مدارج و

گواهی نامه ی آموزشی و علمی و حرفه ای می توان در نظر گرفت و سرانجام تمایلات و عادت واره های افراد که آن ها را در پیشرفت و اندوختن مهارت و تخصص بیشتر یاری می رساند- متجلی می بیند (بوردیو،1986: نقل از ذکائی، 1386: 242).

2-1-4- مصرف رسانه ای مدرن


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *