جامی پیامبر (ص) را وسیلۀ هدایت و ارشاد مردم به‌سوی حقتعالی میداند.

نیست جز بوی نبی سوی خدا رهبر تو را از علی جو بو که بوی بوعلی مستقدرست
(دیوان، ص ۳۶)

جامی در این بیت بعد از بیان اینکه حضرت محمّد (ص) را وسیلۀ هدایت به‌سوی خدا میداند بعد از نام نبی از حضرت علی (ع) به‌عنوان کسی که باید درراه دین به او چنگ زد یاد میکند.
وجود این‌گونه اشعار و اشعاری در مدح ائمۀ شیعه در اشعار جامی[۴۳۳] سبب اختلاف در مذهب جامی شده است و برخی گمان کنند که وی در مذهب خود تقیّه پیشه کرده است.
۴-۱۷- معاد
مسألۀ معاد از مهمترین مباحث در اصول اعتقادات اسلامی است و ازجمله مباحثی است که همۀ پیروان ادیان الهی به آن ایمان‌دارند و تمام فرستادگان الهی طبق آنچه از طریق وحی به آنان رسیده است پیروان خود را نسبت به مسائل مربوط به معاد آگاه کردهاند.
معاد در اصل در سه معنی به کار میرود: در معنای مصدری به معنای العود (بازگشتن)، مکان بازگشت و زمان بازگشت و در علم کلام همان معنای نخست موردنظر است و آن بازگشت انسان است بعد از مرگ و حیات بعد از مرگ است که در آن روز به پاداش کارهای خیر و کیفر گناهانی که کرده است میرسد.[۴۳۴]
به‌طور کلّی در باب مسألۀ کلام سه نظریه وجود دارد:
«الف- دهریان و لامذهبان – بى‏خدایان که منکر زندگى بعد از مرگاند و گویند انسان بعد از تلاشى بدن محو و نابود میشود و آنچه باقى میماند اجزاء و موادى است که تبدیل به اشیاء و موجودات دیگر میشود.
ب- کسانى که قائل به معاد و بازگشت نفوس و ارواح‌اند و معاد جسمانى را منکر و مردود میدانند.
ج- صاحبان ادیان که قائل به معاد جسمانى بوده و گویند همان‌طور که خداى متعال در بدو امر انسان را آفریده است با همین بدن مجدداً میآفریند و ثواب و عقاب و کیفر و پاداش عائد به همین بدن مادى میشود».[۴۳۵]
اکثر فلاسفه طبق اصل «المعدوم لا یعاد» قائل به معاد روحانیاند و میگویند آنچه معدوم شود قابل بازگشت نیست، ولی فلاسفۀ اسلامی از راه شریعت، اخبار و آیات منکر معاد جسمانی نیستند، ولی با برهانهای عقلی قائل به معاد روحانی شدهاند.[۴۳۶]
مسألۀ معاد در بین مسلمانان از اهمیّت زیادی برخوردار‌است و تاکنون بسیاری از اندیشمندان آثاری در این زمینه تألیف نمودهاند. آنچه از بیانات و آثار متفکران مذاهب اسلامی روشن است این است که همۀ مسلمانان در اصل اعتقاد به معاد اختلافی باهم ندارند و اگر اختلافی هست بر سر جزئیات است. مسلمانان بنا بر ادلّۀ نقلی و با استناد به آیات قرآن معاد را جسمانی میدانند و معتقدند در روز قیامت بدن انسان پس از نابودی و فنا شدن دوباره به‌صورت اولیّه بازمی‌گردد و روح به بدن برمیگردد و در پیشگاه عدل الهی حاضر میشود تا به کیفر اعمالی که در دنیا مرتکب شده است برسد.[۴۳۷]
برخی آیات قرآن که مسلمانان در جسمانی بودن معاد به آنان استناد میکنند عبارتاند از:
«وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ. قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ».[۴۳۸]
«أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ. بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ».[۴۳۹]
«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ».[۴۴۰]
۴-۱۷-۱- جامی و مسألۀ معاد
آنچه از مطالعۀ اشعار جامی در دیوان وی برمی‌آید این است که جامی بمانند همۀ مسلمانان به معاد ایمان دارد و طبق این اعتقاد است که به بیان مباحث معاد در اشعار خود پرداخته است. دیدگاه جامی در بیان مسائل مربوط به معاد بیشتر برگرفته از قرآن است و اشاراتی که در توصیف معاد در قرآن آمده است در شعر او نیز منعکس شده است و به صور مختلف چون تشبیه، تلمیح، استعاره به‌کاررفته است. روش جامی در بیان مسائل معاد بیشتر روایی است تا کلامی، بدین معنی که او فقط به توصیف معاد و بیان وقایع طبق آنچه در قرآن است میپردازد و در این مورد به دیدگاه فرقهای خاص نمیپردازد. آنچه از اشعار جامی برمیآید این است که وی به‌طور یقین به معاد جسمانی معتقد است و در اشعار خود از بیرون آمدن مردگان از قبر در قیامت که برگرفته از اعتقاد به معاد جسمانی است سخن گفته است. جامی همچنین مسائل مربوط به معاد از قبیل مباحثی در باب بهشت و دوزخ، توصیف بهشت، توصیف آخرت، اشاره به‌روز حساب، دم صور، میزان، توصیه به فراهم کردن زاد و توشه برای آخرت و سایر مباحث مربوط به روز بازگشت را بیان کرده است. در ادامه به بررسی اشعار جامی در این زمینه که همگی بیان‌کنندۀ اعتقاد وی به معاد است پرداخته میشود.
شماری از اشعار جامی که مربوط به معاد است مربوط توصیف قیامت است که نمونههایی از آن بیان میشود.
جامی جهان دیگر را بری از ویژگیهای این جهانی میداند و دنیای پس از مرگ را دنیایی آرمانی و غیرقابل‌توصیف میداند:

سر ز جیب تن برآرم دیدۀ جان افگنم
ملکی از نور و ظلم برتر که هر که آنجا رسید
نی درو بغض و عداوت نی درو حرص و امل
برجهانی همچو صحرای امل بیمنتها
گفت لَیسَ عِنْدَ رَبِّی لا صباحٌ لامسا[۴۴۱]
نی درو کبر و رعونت نی درو زرق و ریا
(دیوان، ص ۱۵)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.