ریشهای از گوشۀ ردای محمّد
جان من و صد چو من فدای محمّد
نیست مرا دیگری به‌جای محمّد
من که و اندیشۀ ثنای محمّد
(دیوان، ص ۷۰۹)

جامی در این ابیات به نعت حضرت محمّد (ص) پرداخته است. بیت اول اشارهای است به آیۀ «قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ»[۴۰۸] دارد که معین از مادّه مَعن به معنی جریان آب است و به معنی آبی آمده است که با چشم دیده میشود. در روایاتی از ائمّۀ اهل بیت از ماء معین به حضرت مهدی (ع) تعبیر شده است.[۴۰۹]
حبل متین اشارهای به معنای متین در آیۀ «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِِِِ الْمَتِینُ»[۴۱۰] است که مفسّران در تفسیر کلمۀ متین گفتهاند: «متین از مادّۀ متن در اصل به معنی دو عضلۀ نیرومند است که در دو طرف ستون فقرات قرار گرفته، پشت انسان را محکم میسازد و برای تحمّل فشارهای سنگین آماده میکند»،[۴۱۱] که جامی در این بیت همین معنا را مدّ نظر داشته است و حبل متین به معنای طناب محکم است که جامی ولایت حضرت محمّد (ص) را طنابی محکم تشبیه کرده است که با چنگ زدن به آن انسان از خطرگمراهی در امان میماند.
بیت دوم اشاره به حدیث «لَولاک لَما خَلَقتُ الاَفلاک»[۴۱۲] دارد؛ که در این حدیث خداوند علّت خلق افلاک را وجود حضرت محمّد (ص) میداند. جامی نیز این حدیث را مدّ نظر داشته و میگوید خداوند عالم را برای بشر و بشر را به سبب وجود حضرت محمّد (ص) خلق کرده است؛ به عبارت دیگر عالم و بشر طفیل وجود حضرت محمّد (ص) هستند.
جامی برای مقام حضرت محمّد (ص) جایگاهی برتر از فرشتگان قائل است و تمام ادیان را در مقابل دین حضرت محمّد (ص) به مثابهی ریشهای از یک ردا میداند همان‌گونه که یک تار نخ در برابر یک ردا به چشم نمیآید پس همۀ دینها در برابر آیین محمّد (ص) هیچ نیست. جامی برای حضرت محمّد (ص) احترام ویژهای قائل است تا آنجا که جان خود را حاضر است فدای حضرت (ص) کند و میگوید درون جان من فقط عشق و تولّای حضرت رسول (ص) قرار دارد و در پایان عجز خود را از بیان فضائل نبی مکرّم (ص) بیان میدارد و بر این باور است که تنها خداوند واقف به ارزش و جایگاه آن حضرت است و ثنای آن حضرت (ص) در کلام ما نمیگنجد. جامی ابیات فراوانی در مدح حضرت (ص) سروده است که همگی از حبّ و اعتقاد او به حضرت محمّد (ص) به‌عنوان یکی از پیامبران و فرستادگان خداوند اشاره میکند.[۴۱۳]
جامی همچنین به ذکر معجزات و سیرۀ آن حضرت (ص) در خلال اشعارش اشاره میکند. به‌عنوان نمونه در بیتی به داستان تنیده شدن تارعنکبوت بر در غار برای حفظ جان حضرت (ص) اشاره میکند:

شد بر دَرِ غار محن بهرش عناکب پرده تن تا از حسود پر فتن بر جان او ناید زیان
(دیوان، ص ۱۰۰)

این بیت اشاره به داستان مخفی شدن حضرت محمّد (ص) در غار ثور به همراه ابوبکر دارد که پیامبر (ص) برای رهایی از دست کفّار قریش در آن غار مخفی شدند و به اذن پروردگار بر در غار به‌وسیلۀ عنکبوت تارهایی تنیده شد و بر در غار لانه پرنده به وجود آمد و باعث شد کفّار نتوانند به آن حضرت آسیب برسانند. چه وجود تار ذهن آنها را از بودن حضرت (ص) در غار منحرف کرد.
و در اشاره به داستان گریستن ستون نخل در مسجدالنّبی آورده است:

حنّانه آمد در حنین از فرقت آن نازنین آن دم که شد منبر نشین بر سامعان گوهرفشان
(دیوان، ص ۹۹)

این بیت اشاره به داستان گریه کردن ستونی در مسجدالنبی میکند که پیامبر اکرم (ص) برای ایراد خطبه و سخنرانی برای مسلمانان بر آن تکیه میزدند ولی وقتی به درخواست مسلمان برای حضرت منبر ساخته شد تا پیامبر بر بالای آن بنشینند و خطبه ایراد کنند تا به این سبب همه بتوانند حضرت را ببینند و به سخنان ایشان گوش فرا دهند، وقتی از کنار آن ستون نخل رد شدند و بر بالای منبر رفتند یک‌باره نالۀ ستون بلند شد که باعث شد پیامبر (ص) از منبر پایین بیایند و آن ستون را در آغوش بگیرند و آرام کنند.[۴۱۴]
به نظر میرسد که جامی وجود پیامبر را لطف و رحمت حضرت حق میداند که برای هدایت بشر فرستاده‌شده است و در این دیدگاه با امامیّه و معتزله و ماتریدیه هم عقیده است:

باران رحمتی تو که از آسمان جود
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.