«وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلًا».[۳۷۹]
«کَذَلِکَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا وَصَرَّفْنَا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْرًا».[۳۸۰]
« فَذَلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ . عَلَى الْکَافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ».[۳۸۱]
۴-۱۴-۲- وعد و وعید از دیدگاه فرق کلامی
همانگونه که گفته شد وعد و وعید از اصول اعتقادی معتزله است. معتزله در این مسأله به وجوب وفای به وعد و وعید بر خداوند اعتقاد دارند. آنان براین باورند که تخلّف خداوند از تحقّق وعدههایش در قرآن تخلّف محسوب میشود و در اینجا برای خداوند دروغ در آنچه گفته است لازم میآید و این دو مسأله یعنی خلف وعده و دروغ او امری زشت محسوب میشوند و سرزدن این امور از خداوند ناشایست است.[۳۸۲]
معتزله در اعتقاد خود به لزوم و قطعیت به وقوع پیوستن مواعید الهی آیاتی را مطمح نظر دارند که در معنای آنان قطعیت به وقوع پیوستن وعدههای خدا مأخوذ است. آیاتی چون:
«فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ».[۳۸۳]
« إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ».[۳۸۴]
در برابر معتزله اشاعره و امامیّه قرار دارند. اشاعره در باب وعد و وعید معتقدند که انسان در برابر خداوند مستحق چیزی نیست. خداوند اگر بخواهد میتواند به گناهکاران، پاداش دهد و مؤمنان را عذاب کند و سر زدن این امور از خداوند قبیح نیست و اگر خداوند به بندگان خود نوید پاداش داده چیزی جز تفضّل حق تعالی بر بندگان نیست. از دیدگاه آنان هیچ چیز از آنچه که وعده یا بیم داده بر خدا واجب نیست.[۳۸۵]
امامیّه در اینکه بر خداوند تحقّق وعده واجب است با معتزله موافقاند، اما نظرشان در باب وعید با آنان متفاوت است. این گروه میگویند: «بر خداوند واجب است به آنچه وعده داده وفا کند و وفای به آنچه از آن بیم داده بر او واجب نیست، زیرا وجوب وفای به وعده در شمار عدل و انصاف است که هر دو بر خداوند واجبند. علاوه براین تشریع تکالیف برای سود رسانی به بندگان است و بر خداوند واجب است به بندگان خود سود رساند؛ و با آنکه عدم وفای به وعده از نظر مردمان و خردمندان زشت است امّا بر خداوند واجب نیست به آنچه از آن بیم داده وفا کند، زیرا عذاب و مجازات بندگان حقّ خداوند سبحان است و او میتواند این حق را به اعتبار اینکه از آنِ اوست ساقط کند».[۳۸۶]
خوارج در باب وعید معتقدند «گناهکارانی که پیش از توبه با گناه کبیره بمیرند، در آتش دوزخ همیشه خواهند سوخت».[۳۸۷] اما مرجئه براین باورند خداوند ستمکاری بندگان را در روز قیامت مورد بخشش قرار میدهد، این گروه بخشودگی گناهان را عقلاً روا میدارند.[۳۸۸]
۴-۱۴-۳- دیدگاه جامی در باب وعد و وعید
جامی در دیوان خود به معنای وعد و وعید اشاراتی کرده است. طبق تعاریف وعد و وعید جامی نیز «وعد» را به معنای منفعت و «وعید» را به معنای رساندن ضرر استعمال نموده است. دیدگاه جامی در باب وعد و عید مخالف معتزله و خوارج است، زیرا طبق آنچه معتزله و خوارج بر آن تأکید دارند گناهکاران بدون شک مورد عذاب الهی واقع میشوند، ولی جامی به مانند اشاعره و امامیّه به فضل پروردگار امید دارد که گناهان او را مورد بخشایش قرار دهد.
در اینجا اشعار وی را که نشان دهندۀ رجاء و امیدواری به فضل پروردگار است مورد بررسی قرارمیگیرد:

علاج رنج خود اکنون جزین نمیدانم
برم پناه به درگاه کردگار کریم
چو افتدم به دل از حسن ظن به فضل ازل
که معتذر ز گناهان و معترف به قصور
فَانّه لَرَئوفٌ وَ لِلعِباد غفورٌ
که شد ذمایم اعمال من همه مغفور
(دیوان، ص۵۲)

جامی در مقابل گناهانی که انجام داده تنها راه بخشایش آنان را این میداند که به سبب مرتکب شدن گناهان از خداوند طلب عفو کند و همین که به گناهان خویش واقف است و به آنان اعتراف میکند سببی میشود برای بخشایش گناهانش؛ و از عدل الهی به فضل الهی پناه میبرد.
در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که مؤیّد غافر بودن و رحیم بودن خداوند نسبت به بندگان است:
«فَأُوْلَئِکَ عَسَى اللّهُ أَن یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَکَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا».[۳۸۹]
«وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِیمًا».[۳۹۰]
وجود همین آیات است که جامی را به لطف و رحمت پروردگار درباب بخشش گناهان امیدوار میسازد.
عمل نکردن به وعید از جانب خداوند همانا ابراز لطف و رحمت و کرم است بر بندگان که این کار نه تنها بر خداوند قبیح نیست، بلکه تفضل حق است بر بندگان و این کار برای خداوند حسن است. جامی با دید حسن به حق تعالی مینگرد و امیدوار است که فضل خداوند شامل حالش شود و گناهان او را مورد مغفرت قرار دهد و اینگونه نگرش نسبت به خداوند برای او آرامش خاطر به همراه دارد.

ز امید و بیم عقبیام شد تیره دل، ساقی بیا مَی ده که شویم زین ورق حرف امید و بیم را
(دیوان، ص ۱۳۸)
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.