در اینجا اشاره به درد و رنج فرزند میکند که هنگام مرگ با آن مواجه بود و با تمام تلاشی که برای زنده ماندن میکرد عاقبت اسیر فرمان قضا میشود و اگر جامی در برابر این حکم قضا داد شکایت در دهد ایمان خود را سست میداند، زیرا آنچه برایش مقدّر شده از جانب خداست و در برابر فرمان خدا نباید چون‌وچرا آورد.

با قضا جامی رضا ده گرچه حکم او تورا
از برای حکمتی روح‌القدس از طشت زر
از نکو سوی بَد از بَد سوی بدتر میبرد
دست موسی را به‌سوی طشت آذر میبرد
(دیوان، ص ۷۹۰)

در اینجا جامی خود را مورد خطاب قرارمیدهد و میگوید به آنچه خداوند برای تو مقدّر کرده راضی باش حتی اگر آن چیز به ظاهر برای تو بد باشد. همان‌گونه که اگر برای تو خیر پیش بیاید به سبب آن شادمان میشوی، وقتی بدی به تو میرسد ناله و شکوه نکن که هردوی اینها از جانب خداست و هر کار که خداوند انجام میدهد حکمتی در آن نهفته است که انسان از آن آگاه نیست؛ مانند داستان حضرت موسی (ع) که جبرئیل دست آن حضرت را از طشتی که در آن طلا بود به سمت طشتی که در آن آتش بود هدایت نمود و اگر این اتّفاق نمیافتاد فرعون حضرت موسی (ع) را میکشت.
در مسألۀ قضا و قدر، کلامی معتزله منکر قضای الهیاند و خیر و شر را از جانب مردم میدانند. دیدگاه جامی در این زمینه به مانند اشاعره و ماتریدیه است. طبق دیدگاه آنان آنچه انسان در سرنوشت خود به آن دچار میشود از قبل برای او رقم خورده است و انسان هیچ توانایی در تغییر آن ندارد و باید در مقابل خواست و ارادۀ خداوند تسلیم بود. شیعه در این باره بر این باور است که « قضا و قدر در افعال انسان با اختیار و آزادى او کمترین منافاتى ندارد. زیرا تقدیر الهى دربارۀ انسان همان فاعلیت ویژه او است، بدین معنا که او یک فاعل مختار و مرید بوده و فعل و ترک هر عملى در اختیار او است. قضاى الهى در مورد فعل انسان قطعیت و حتمیت فعل است، ولى پس از اختیار و اراده او».[۳۶۶]
۴-۱۳- توبه
یکی از مباحثی که در دیوان جامی به آن اشاره‌ شده است و میتوان آن را در حوزۀ علم کلام مورد بررسی قرارداد مبحث توبه است. «توبه بازگشتن و رجوع از چیزى است و روى آوردن به چیزى کامل و عالى. توبه برحسب لغت به معنای رجوع است و به‌حسب شرع ندامت از معاصى است ازآن‌رو که معاصى است‏».[۳۶۷] توبه سه مرحله دارد: توبه عام: که مربوط به عصاه امّت است و آن پشیمانی و ندامت از فسق و بازگشت به‌فرمان حق است؛ توبه خاص: این مرتبه از توحید مخصوص انبیا و معصومان بوده که بازگشت از غیر حق است و مربوط به ترک اولی است؛ توبه اخص: این مرحله مربوط به اهل سلوک است; که بازگشت از ماسوی الله و متوجّه حضرت حق شدن است؛ و توبه پیغمبر(ص) آنجا که فرمودند: وَ إِنَّهُ لَیُغَانُ‏ عَلَى قَلْبِی فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی الْیَوْمِ سَبْعِینَ مَرَّهً[۳۶۸] مربوط به این مرتبه از توحید است.[۳۶۹]
آنچه از نظریات متکلّمان برمی‌آید این است که دیدگاههای آنان مربوط به مرتبه نخست از توبه و یا همان توبۀ عام است.
سؤالی که در اینجا مطرح است این است که آیا توبه از معاصی، واجب است یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال بین متکلّمان اختلافی وجود ندارد و همگی بر واجب بودن آن اتّفاق‌نظر دارند امّا این‌که این واجب بودن بر اساس عقل است یا شرع، بین فرق اسلامی اختلاف وجود دارد. اشاعره معتقدند که وجوب توبه امری شرعی است. آنان برخلاف معتزله، مخالف حسن و قبح عقلیاند. در مقابل اشاعره، معتزله و شیعه قرار دارند آنان معتقدند که وجوب توبه امری عقلی و به‌حکم عقل صورت میگیرد و دلیلی که میآورند این است که توبه موجب دفع ضرر و دفع عقاب الهی است. این گروه میگویند مقتضای مسلمانی این است که زشت را زشت و نیکو را نیکو بداند، اگر گناه زشت است، باید از زشت به‌سوی نیکی که انجام فرمان‌های الهی است بازگردند.[۳۷۰] بنابراین اشاعره به شرع تکیه میکنند و معتزله و شیعه به عقل.
معتزله در باب قبول توبه میگویند بر خداوند واجب است که توبه بندگان را بپذیرد، ولی اشاعره میگویند که خداوند هرگونه که صلاح بداند با بندگان رفتار میکند. اگر بخواهد توبه آنان را میپذیرد که در این صورت بر بنگان منّت نهاده و فضل نموده و اگر نخواهد نمیپذیرد که در این صورت نیز ستمی بر آنان نرفته است.[۳۷۱]
۴-۱۳-۱- توبه در دیوان جامی
طبق آنچه از اشعار جامی در این مورد برمی‌آید این است که جامی بمانند اشاعره توبه را لطفی از جانب خدا میداند. طبق آنچه در بحث توحید افعال اشاره شد، اشاعره معتقد به حفظ توحید افعالی هستند. بنابراین، اگر انسان از گناهان خود توبه میکند، این امر به ارادۀ او نبوده و فضل خداست که او را به این کار وا‌داشته است. آنان بر این باورند که هیچ وجوبی در باب قبول توبه از جانب خدا وجود ندارد.
توبه حقیقی از دیدگاه جامی شرایطی دارد که او به‌صورت پوشیده به آنها اشاره میکند. او توبه ظاهری را توبهای میداند که زبانی باشد. جامی این توبه را حقیقی نمیداند و بر این باور است که توبه باید در عمل نیز هویدا باشد و اقرار به توبه را اگر فقط زبانی باشد هدر رفتن عمر میداند؛ و توبهای را که در دل هنوز میل به آن وجود داشته باشد مورد نکوهش قرار میدهد:

از شرب مدام و لاف مشرب توبه
در دل هوس گناه و بر لب توبه
وز عشق بتان سیم غَبغَب توبه
زین توبۀ نادرست یارب توبه
(دیوان، ص ۷۷

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

۴)

ونیز: