مخور غم بهر طعمه از کلاغـی کم نیی

توکّل چون درست آمد برآمد اززمین نانش
(دیوان، ص۶۵)

کلاغ ازجمله پرندگانی است که هیچگاه آذوقه خود را ذخیره نمیکند. بنابراین انسان از کلاغی کمتر نیست که به خداوند دررسیدن روزی فردایش اعتماد دارد و بر خداوند امید دارد. انسان نیز باید بداند که رزق مقسوم است و هیچگاه نباید حرص بخورد که امروز جمع کند که شاید فردا درِ روزی بر او بسته شود. اگر این‌گونه باشد این نوع نگرش نوعی بیاعتمادی و نداشتن توکّل نسبت به خداوند محسوب میشود.
جامی برای سپردن طریق سیر و سلوک از خداوند یاری میخواهد تا به سبب نیرویی که خداوند به او میدهد بتواند از قید تعلّقات مادی رها شود و به اقلیم بقا، اقلیمی که سراسر رها از هستی موهوم است قدم بگذارد:

بزرگوار خدایا به حرمت نفری
به‌حق پاک‌روانی که پای کرده ز سر
که باش یاور من تا به نیروی همّت
رهی نمای که چون جامی از مضیق وجود
در آن سفر خطری جز خیال هستی نیست
که دل نفیرکش آمد ز شوق آن نفرم
طریق پیروی پیروانشان سپرم
لباس هستی موهوم خویشتن بدرم
فتد به فسحت اقلیم نیستی سفرم
به فضل شامل خود دور دار از آن خطرم
دیوان، ص۸۸

جامی در این ابیات از خداوند طلب یاری میکند که او را در سفری که مربوط به طی مراحل سلوک است همراهی کند. یاری خواستن از کسی، به این معناست که انسان به آن شخص اعتماد دارد و قدرت آن شخص را ماورای سایر قدرتها میداند؛ بنابراین به‌گونه‌ای بر نیروی او تکیه میکند. جامی در این ابیات خداوند را راهنمای خود قرار میدهد و از خداوند میخواهد او را به راهی رهنمون شود که دیگر حتّی خود را در وجود نبیند و آنچه از اسباب است در نظر او نیستی جلوه کند و دیدن هستی و اسباب را خطری برای خود میداند و از خداوند میخواهد که او را از این خطر در امان دارد.
جامی در جای دیگر به‌صورت پوشیده بیان میدارد که ماسویالله در وجود مؤثر نیست کسی که زاد و توشهای ندارد نباید جز خدا بر کس دیگری توکّل کند و همان‌گونه که مفلس میخانه چشم امیدش به فیض خم است و به دیگران توجّهی ندارد انسان نیز باید فقط چشم امیدش به خداوند باشد و ماسوی الله را فراموش کند:

اعتماد مفلس میخانه بر فیض خم است نیست زادی چون توکّل حاجی بی زاد را
(دیوان،ص۱۲۹)

در جای دیگر باز میگوید:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
دسته‌ها: پایان نامه های سری اول