دل زاندیشه خروج و دخول

روشن آیینهای به دست آور

که ز زنگ هوا بود مصقول

وندر آن آینه به چشم شهود

خالی از وهم اتحاد و حلول

طلعت دوست بین و دم درکش

شاد بنشین به بزمگاه وصول

کشف این رازگو به نغمه عشق

چون نهاد جانب تو سمع قبول

(دیوان، ص ۷۱۶)

طبق این ابیات فهم و طبع در شناخت خدا قاصرند. اگر بخواهیم در شناخت خدا به عقل متوسل شویم در حقیقت در کار خود مانع و گره ایجاد کردهایم. تنها راه شناخت خدا سپردن این راه به عشق است راهی که در آن، علم را راهی نیست و به کار نمیآید، و انسان باید سعی در صفای باطن کند. صفحۀ دل را از هوی و هوس بشوید و آن را صیقل دهد تا در آن آینه حق را ببیند. جامی همچنین حلول و اتحاد را در باب خداوند مردود میشمارد (خداوند نه در چیزی حلول می کند و نه به هستی دیگری متحد میشود).
بنابراین جامی معتقد است برای شناخت خداوند نمیتوان به عقل تکیه کرد و عقل را در شناخت خداوند ناتوان میداند. از دیدگاه وی تنها راه شناخت خداوند، سیر و سلوک، صفای باطن و ریاضت است که میتوان به سبب آنها حجابها را از پیش چشم برداشت و به شناخت حق دست یافت.
۴-۱۰- شفاعت
یکی از اصول اساسی و اندیشههای اصیل و اسلامی مسألۀ شفاعت است که در نصوص قرآن و روایات به کرّات از آن سخن رفته است و به سبب اهمیّت آن بسیاری فرق دربارۀ آن سخن گفته و هر مکتب در این زمینه دیدگاه خود را مطرح کرده است.
«کلمۀ شفاعت از ریشۀ (شفع) به معنای جفت گرفته‌شده و نقطۀ مقابل (وتر) به معنای تک‌ و تنهاست. سپس ضمیمه شدن چیزی به چیزی را به چیزی شفع گفتهاند».[۳۳۵]
البته شفاعت منوط به آخرت نیست و در این دنیا نیز این دیدگاه وجود دارد که شخص از موقعیت و نفوذ خود در جامعه استفاده میکند و از کسی که از او درخواست شفاعت کرده در نزد مقام بالاتر چیزی را درخواست میکند و آن مقام برتر به سبب ارزش جایگاه شافع درخواست او را میپذیرد. بنابراین شفاعت معنایی دور از ذهن نیست.
۴-۱۰-۱- شفاعت در قرآن
در قرآن کریم آیات متعددی مربوط به وجود اصل شفاعت در روز رستاخیز وجود دارد. البته دراین‌باره آیات قرآن به سه دسته تقسیم میشوند: دستهای که شفاعت را موردپذیرش قرار میدهد و دستهای که شفاعت را رد میکند و استناد کسانی که شفاعت را مورد انکار قرار میدهند همین گروه دوم است؛ و دستۀ سوم فقط شفاعت را مخصوص خدا میدانند:
« یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا».[۳۳۶]
« وَاتَّقُواْ یَوْمًا لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئًا وَلاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَهٌ وَلاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ».[۳۳۷]
« لَیْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ».[۳۳۸]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.