مقصود از اسم در اینجا بالعرض است نه بالذات و ذات در اینجا مسمی است و به سبب این أسماء است که می توان شناخت پیدا کرد نسبت به مسمی.
بنابراین جامی در بحث أسماءالهی قائل به توقیفیت أسماءالهی است، بر طبق این دیدگاه اسمهایی باید به خداوند نسبت داده شود که فقط در شرع آمده باشد و یا خداوند خود را به آن نامها خوانده باشد. جامی در این شیوه بر نسک اشاعره و ماتریدیه است، زیرا طبق دیدگاه آنان نامیدن خداوند به نامهایی که در شرع نیامده روا نیست؛ در مقابل این دو گروه معتزله و شیعه قرار دارند که قائل به توقیفیت نیستند. جامی تعداد نامهایی که برای خداوند إحصاء میکند نود و نه نام میداند که این خود اشاره به توقیفیت أسماءالهی دارد. جامی همچنین در بحث اسم أعظم « بسم الله الرّحمن الرّحیم» را اسم أعظم میداند و در ابیاتی آن را شرح میکند.
۴-۹- شناخت ذات خدا
نیاز به پرستش حسی است که همواره از خلقت بشر با او همراه بوده است و بشر همواره در پی شناخت این موجود برتر بوده است و در راستای پاسخگویی به چیستی هستی در طول تاریخ مکاتب گوناگون در پی ارائه و معرفی راههایی برای شناخت این نیروی مافوق بشر بودهاند و در همین راستا رفته رفته مکاتب فلسفی به وجود آمد و با آوردن برهانها و استدلالهای عقلی، روشهایی برای شناخت خدا ارائه دادهاند. با ظهور اسلام و به دنبال آن تأیید آیات قرآن و همچنین سفارش پیامبر (ص) مبنی بر شناخت خدا، مکاتب فکری اسلامی شروع به ارائه آراء و اندیشههای خود در این زمینه کردند و این موضوع یکی از محورهای مباحث در مکاتب فکری به خصوص مکاتب کلام اسلامی شد و این سؤال برای آنان به وجود آمد که آیا حقیقت ذات حق برای بشر معلوم است یا نه و آیا میتوان به شناخت ذات حق نائل آمد؟ در ادامه به بررسی پاسخ این سؤال از نظرگاه فرقههای مختلف کلامی و سپس نظریات جامی پرداخته میشود.
۴-۹-۱- راههای شناخت خداوند
تاکنون از سوی صاحبنظران راههای متفاوتی برای شناخت خدا معرفی شده است. در یک تقسیم بندی کلی میتوان سه راه برای شناخت خدا ارائه کرد.
۱- شناخت خدا از طریق حس: که شامل شناخت خدا از طریق حواس پنجگانه به طور مستقیم و بلاواسطه است.
۲- شناخت خدا از طریق عقل: در این نوع شناخت فلاسفه و متکلّمان برای اثبات وجود خدا راههای مختلفی پیمودهاند و ادلّۀ بسیاری اقامه کردهاند که غالباً برای عامه مردم قابل درک و فهم نیست.
۳- شناخت خدا از طریق قلب: خداشناسی قلبی یعنی احساس وجود خدا در عمق وجود خود در این نوع شناخت قلب مرکز شناختهای غیرجسمی و عقلی است.[۳۲۹]
۴-۹-۲- شناخت خدا از دیدگاه متکلّمان
متکلّمان و فلاسفه در باب شناخت ذات خدا نظریات مختلفی ارائه دادهاند. گروهی معتقد به شناخت ذات خدا هستند و گروهی دیگر ذات خدا را ناشناختنی میدانند.
«برخی فرقههای مسلمان برای شناخت خدا، ظواهر آیات قرآن کریم را برگرفته و او را به موجودات مادی تشبیه کردهاند و برای خداوند متعال، صفات جسمانی پنداشتهاند. ایشان را مشبهه و مجسمه نام نهادهاند».[۳۳۰]
گروه دیگر ذات خدا را غیرقابل شناخت میدانند. این گروه توانایی عقل در شناخت خداوند را رد میکنند و میگویند در برابر خداوند فقط باید سر تعظیم فرود آورد و در ذات خدا تحقیق و تفکر را روا نمیدانند. اشاعره و حنابله هواخواه این نظریهاند.[۳۳۱]
«نظر شیعه، هیچ یک از این دو نظریه را برنمیتابد، و نه از گذر تشبیه به شناخت خدا رو میکند و نه دست عقل آدمی را به کلی از آن کوتاه میداند، عقل انسان میتواند به مسائل کلی شناخت خداوند راه یابد، به ویژه در اثبات وجود خداوند تنها راه را عقل و روش عقلانی میشمارد».[۳۳۲]
گروه دیگر معتزلهاند: «همگی معتزله گفتگو در ذات و ماهیّت خدا را ناروا دانند، خدا را ماهیّتی است که بندگان نشناسند و تعریف ماهیّت او بیهوده است و راه به جایی نبرد».[۳۳۳]
۴-۹-۳- جامی و شناخت خداوند
جامی عقل را در شناخت خداوند ناتوان میانگارد و معتقد است که با عقل و خرد نمیتوان به شناخت خدا نائل شد.

سُبْحانَ مَنْ تَحیّرَ فِی ذاتِهِ سِواهُ[۳۳۴] فهم خرد به کُنه کمالش نبرده راه
از ما قیاس ساحت قدسش بود چنانک موری کند مساحت گردون ز قعر چاه
بر وحدتش صحیفۀ لاریب حجتی است اینک نوشته از شهدالله بر آن گواه
عمری خرد چو چشمه «ها» چشمها گشاد تا بر کمال کنه اله افگند نگاه
لیکن کشیده عاقبتش در دو دیده میل
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.