یک عین قدیم بین درا اطوار ظهور

آنگاه بدوز لب که تمّ المبحث

(دیوان، ص ۷۵۷)

هر چند جامی در ابیات پیشین معتقد به قدیم بودن خداوند و محدث بودن ماسویالله است، در این ابیات از بحث در باب قدیم و محدث اظهار ندامت میکند و خود را مورد خطاب قرار میدهد که تا کی میخواهی وجود را به قدیم و محدث تقسیم کنی و تا چه زمان میخواهی از آغاز و انجام سخن بگویی و میگوید در این دنیا یک حقیقت بیش وجود ندارد و آن وجود خداوند است و عالم چیزی غیر از خداوند نیست، بنابراین چیزی به نام محدث وجود ندارد.
بنابراین طبق آنچه بیان شد متکلّمان در برابر فلاسفه برای ماسویالله قائل به حدوث زمانی هستند. طبق اشعار جامی باید گفت جامی در اشعارش در مورد حدوث و قدم دو رویکرد کلامی و عرفانی دارد، وقتی با رویکرد کلامی به نظام آفرینش مینگرد، ذات حق را قدیم میداند. قدیمی که از اول بوده و ابدی است و ماسویالله را حادث مینامد و زمانی را برای آفرینش متصوّر است که وجود نداشته است و پس از به وجود آمدن دوباره از بین خواهد رفت، اما جامی زمانی که با دید عرفانی و اندیشۀ وحدت وجود به هستی مینگرد جز ذات قدیم خداوند در نظام آفرینش چیز دیگری نمیبیند و از حادث بودن جهان سخنی نمیگوید. گویی اندیشۀ جامی بین کلام و عرفان ثابت نیست گاه در لباس یک متکلّم از جهان سخن میگوید و گاه عارفی میشود و به مسائل کلامی میتازد.
۴-۵- صفات سلبیه
صفات سلبیه که گاه از آن به صفات جلال و یا تنزیهی نیز تعبیر می شود صفاتی را شامل می شود که معنای نفی و سلب نقض از ساحت قدس خداوند را دارد. مانند جسم، جوهر، عرض، رؤیت، مکان، زمان، که ساحت خداوند از همگی آنها بری است. که جامی اگرچه به آنها معتقد، ولی در برخی از آنها دیدگاه عرفانی دارد. مثلاً در بحث جوهر و عرض بودن در برخی اشعار طبق دیدگاه عرفا خداوند را جوهر می داند، ولی از دیدگاه کلامی معتقد به جوهر و عرض نبودن ذات خداست و یا در بحث رؤیت، دیدن خدا را در دنیا، مکاشفه و کشف و شهود و با چشم دل امکان پذیر می داند. در ادامه به بررسی دیدگاههای جامی در این زمینه پرداخته میشود.
۴-۵-۱- رؤیت
یکی از صفات سلبیه، رؤیت خداوند است. مسألۀ رؤیت باری تعالی از جمله مسائل مهم کلامی است که مورد بحث بسیاری از متکلّمین واقع شده است و بسیاری از آنان در این موضوع با هم اختلاف نظر دارند و شاید بتوان سرچشمه این اختلافها را در برداشتهای متفاوت هر یک از این مکاتب از آیات قران دانست.
۴-۵-۱-۱- رؤیت در لغت (کلام)
رؤیت در لغت به معنی دیدن با چشم سر و در اصطلاح از مهمترین مباحث کلامی در باب دیدار خداوند است که از آن به معنای مطلق دیدن، خواه به چشم سر خواه به چشم دل و یا قوه خیال و عقل نیز تعبیر شده است. در کلام اسلامی رؤیت باریتعالی در مباحث الهیات آمده و تقریباً همه فرقهها و مذاهب کلامی، درباره کیفیت آن سخن گفته اند.[۲۷۴]
در برخورد با مسألۀ رؤیت دو گروه به وجود آمدند: گروهی موافق رؤیت حق و گروهی دیگر رؤیت باری تعالی را نفی می کنند و همانطور که گفته شد باید ریشه این اختلاف را در برداشت متفاوت از آیات قرآنی جستجو کرد. بنابراین باید گقت در قرآن آیاتی که در مورد رؤیت است به دو دسته تقسیم می شود. دسته ای که بر اثبات رؤیت دلالت دارد و دسته ای که در نفی رؤیت است.
۴-۵-۱-۲- رؤیت در قرآن
آیاتی که در قرآن مربوط به نفی رؤیت است:
«لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ».[۲۷۵]
«وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمیقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی‏ أَنْظُرْ إِلَیْکَ قالَ لَنْ تَرانی‏ وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی‏».[۲۷۶]
«فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ».[۲۷۷]
کسانی که در رؤیت باری تعالی به این آیات تمسک جستهاند برای خود دلایلی میآورند از دلایل آنان این است که «دیده شدن بچشم از لوازم اجسام و اعراض است و خداوند مجرد میباشد و دیدن مجرد ممکن نیست و دیگر آنکه شرط رؤیت مواجهه (در جهت بودن) و مقابله (روبرو بودن) است یا آنچه در حکم مواجهه و نازل منزله آن است مانند دیدن در آینه و خداوند در جهت و سمت و مکان نیست».[۲۷۸]
آیاتی که در قرآن اشاره به دیدار و ملاقات با خداوند دارند:
«… وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ».[۲۷۹]
«تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً کَریماً».[۲۸۰]
فخر رازی در تفسیرش در اینجا بیان جالب دیگری دارد که با آنچه گفتیم قابل جمع است. او می گوید: «انسان در این دنیا به خاطر غرق شدن در امور مادی و تلاش معاش غالباً از خدا غافل می شود، ولی در قیامت که همه شواغل فکری بر طرف میگردد انسان با تمام وجودش متوجّه پروردگار عالم میشود و این است معنی لقاءالله».[۲۸۱]
«أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَزْنًا».[۲۸۲]
«قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ».[۲۸۳]
این آیات همگی در ظاهر به دیدار رو در رو با خداوند اشاره دارند. کسانی چون اشاعره در مورد

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

دیدار خداوند به این آیات اشاره میکنند و معتقدند که دیدار خداوند به صورت رو در رو است و با چشم سر صورت میگیرد.[۲۸۴]
در ادامه دیدگاههای متکلّمان بیان میشود و در نهایت اشعار جامی در این رابطه مورد بررسی قرار میگیرد.
۴-۵-۱-۳- اشاعره
اشاعره بر این باورند که رؤیت حق تعالی به دیده ظاهر ممکن است و این موضوع را با دلایل عقلی و نقلی اثبات می کنند و آیات قرآنیای را مانند:
«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ»،[۲۸۵]
« إِنَّ الَّذینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ»[۲۸۶] مطمح نظر قرار میدهند.
اشعریان با تفاسیر خاصی که از این آیات میکنند، بر امکان رؤیت خدا در قیامت اصرار ورزیدهاند.[۲۸۷]
« از دلایلی که اشاعره در باب رؤیت حق به کار میبرند این است که آنان معتقدند که هرچه موجود است قابلیت دیدن دارد و در این مسأله فرقی میان خلق و خدا نیست؛ زیرا هر دو وجود دارند و میگویند آنچه نادیدنی است، معدوم است. که البته این دیدگاه آنان از سوی صاحبنظران مورد نقد قرار گرفته و در مقام انکار این عقیده برآمدهاند».[۲۸۸]