أیا مُنجِحَ الآمال وَ یَا مَصدَرَ الأَفعال وَ یا مُجریَ الأقوال عَلی اَحسنِ الأحوالِ[۲۲۵]
ز هر جاه و ز هر مال بود بر توام اقبال جز این سایر اعمال بود مایه ادبار
(دیوان، ص ۵۴)

در بیت نخست، جامی به صراحت توحید افعالی را مطمح نظر قرار می‌دهد. این خداوند است که برآورنده امیدها و آرزوهای انسان است. تمامی افعال انسان از جانب خداوند ایجاد و صادر می‌شود. حتی سخنانی که بر زبان جاری می‌کند، همگی ایجادشده توسط خداوند هستند.
طبق آنچه گذشت، توحید به معنای یکی ساختن و در اصطلاح ایمان به خداوند یگانه است. این توحید دارای مراتبی است؛ که عبارت‌اند از توحید در ذات به این معنی که خداوند یکی است و بی‌مثل و مانند است؛ توحید صفات، به این معنی که صفاتی مانند علم و قدرت و… از ذات حق جدا نیستند؛ و توحید افعالی به این معنی که هر فعل و هر حرکتی در عالم منشأ آن خداوند است. مرحلۀ دیگر توحید عملی است که مربوط به پرستش و عبادت است و طبق توحید ذات و صفات باید تنها خداوند را شایسته پرستش بدانیم. متکلّمان اسلامی در باب این مراحل نظرات خود را بیان کردهاند.
جامی نیز که در زمان خود تحت تأثیر این اندیشهها بوده در جای‌جای اشعارش به ابراز این عقاید پرداخته است. جامی درزمینۀ توحید ذات بمانند دیگر متکلّمان معتقد است که ذات خداوند یکتا و یگانه و بیمثل و مانند است و در این زمینه اختلافی میان متکلّمان وجود ندارد. همچنین متکلّمان در توحید عملی همگی معتقدند که تنها ذات خداوند سزاوار پرستش و ستایش است. جامی نیز در اشعار خود خداوند را به دلیل داشتن صفاتی چون خالقیت و مالکیت سزاوار پرستش میداند؛ اما مرحلۀ دیگر توحید، توحید افعالی است که در این زمینه میان متکلّمان از جمله اشاعره، معتزله و شیعه اختلاف است؛ که اشاعره در این زمینه قائل به جبرند و میگویند منشأ اعمال انسان خداست؛ معتزله نیز به تفویض یعنی آزادی کامل نظر دادند؛ اما دیدگاه گروه دیگر دیدگاه شیعه است. این فرقه دیدگاهی بین این دو نظریه یعنی لا جبر و لا تفویض را برگزیدند. در این مورد(توحید افعالی) دیدگاه جامی به سمت دیدگاه اشاعره تمایل دارد.
ازجمله مباحثی که در ذیل توحید افعالی و در مباحث کلامی قابل بحث است مسأله جبر و اختیار است که در ادامه به بررسی این موضوع پرداخته میشود.
۴-۲- جبر و اختیار
مسأله جبر و اختیار یکی از قدیمی‌ترین و بحث‌برانگیزترین پرسش‌ها در سه حوزۀ فلسفه، کلام و عرفان بوده است. این نظریه از دیدگاه متکلّم، این است که قدرت بیکران خدا هر مقدوری را در برمی‌گیرد و در عالم هیچ مقدوری از قبضۀ قدرت او بیرون نیست؛ و از دیدگاه فیلسوف، قانون کلّی استثناناپذیر علیّت است که هیچ رویدادی ازجمله کردارهای ارادی از دایرۀ شمول آن بیرون نیست، عارفان نیز با تأکیدی که بر مسألۀ وحدت وجود، خداوند را به‌عنوان خالق انسان و افعال او نیز به
شمار میآورند ولی عارفان ضمن گرایش به جبر تصریح میکنند که انسان مطلقاً مجبور نیست.[۲۲۶]
مباحث مطرح‌شده در این باب در پی پاسخ به سؤالی بود که در این زمینه برای انسان پیش می‌آید و آن این است که آیا مردم در افعال و حرکات خود دارای اختیار هستند و یا تابع علل و عوامل دیگری است و به‌عبارت‌دیگر مقهور اراده پروردگار خویش است؟
«جبر در لغت به معنی شکسته بستن و نیکو کردن است.«جبر و اجبر و تجبر و اجتبر» یعنی بعد از شکسته شدن و در هم ریختن اصلاح و ترمیم گردید… مفهوم فلسفی آن به معنای مجبور بودن انسان است در افعال خود».[۲۲۷]
اختیار نقطه مقابل جبر است. یعنی کاری که انسان با میل خود و بدون اجبار و الزام آن را انجام دهد و عملی است که بدون اکراه از انسان سرمیزند.
طبق آنچه در باب جبر و اختیار گفته شد، سه گروه در مقابل این تفکرات به وجود آمد.
گروهی پیرو نظریه جبر شدند و گروه دیگر معتقد به نظریه تفویض با اعتقاد به اینکه انسان در اعمال و اقوال خود آزاد است و دسته سوم که جایگاه آنان حد وسط این دو گروه است.
وجود آیات فراوان در قرآن کریم در باب جبر و اختیار باعث شد این اندیشه به وجود بیاید که آیا مشیت الهی انسان را مجبور آفرید یا مختار؟ وجود آیات با ماده علم، اراده و مشیت پروردگار مورد استناد جبرگرایان قرار گرفت و آیاتی که به مختار بودن انسان اشارت می‌کرد مورد استناد اهل تفویض و گروه سوم با جمع بین این دو درستی نظر خود را نشان داده‌اند.
به‌عنوان نمونه، آیاتی که از آنها مفهوم جبر استنباط شده است عبارت‌اند از:
«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ»[۲۲۸]
که این آیه یکی از کلیدی ترین آیات در باب توحید افعالی است و اشاعره برای اثبات نظر خود بر کسب فعل ذکر می‌کنند.
«تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ … وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ … وَ لکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُریدُ»[۲۲۹]
«وَ ما تَشاءُونَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ»[۲۳۰]
و از زمره آیاتی که نظریۀ تفویض از آنها استنباط شده است، آیات:
«وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْه

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

ا آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ»[۲۳۱]
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلّامٍ لِلْعَبیدِ»[۲۳۲]
«ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ یَداکَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ»[۲۳۳]