در جایی دیگر، مادری برای فراز از ننگ، کودک نامشروعش را بر سر راه میگذارد و طفل، خوراک سگ میگردد. سیمین ابتدا شرایط و اوضاع نابسامان فرهنگی و سپس بیرحمی زنان را این گونه در مقابل اعتراض خویش قرار میدهد:
نه پری گفتم غلــط گفتم زنی سوداییام در مـــن آشـــفته، ســودا پروری را میشناس
یک زنم کز سادگی آسـان به دام افتادهام خوش خیالی را نگر خوش باوری را میشناس…
(همان: ۲۹۲)
حتی سیمین در اعتراض به شرایط نابسامان فرهنگی در جامعه در اشعار خود به زنانی مثل روسپی، واسطه و رقّاصه، با دیدی ترحّمانگیز بر آنان مینگرد. در شعر نغمهی روسپی، حس مادر نبودن، دردی در دل یک زن است و سیمین از زبان آن زن اینگونه شکوه میکند.
نــــــه مــرا همســر و هـــم بالــینی کـه کشــد دســت وفـــا بــر ســـر مـن نــــــه مـــرا کــــودکی و دلبـــندی کـه بــــرد رنــگ غــــم از خــاطر مـن…
(بهبهانی، ۱۳۸۵: ۲۲)
در نهایت سیمین چون رئالیستی است که از پشت عینک واقع بینی، اوضاع نابسامان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به تصویر میکشد و از آن جا که این تصویر، حسّ دردمندی را در وجود مخاطب زنده میکند، او را غمگین مینماید. شعرش، شعری اعتراض است و این اعتراض در شعر او نسبت به شعر پروین رساتر میشود. او نه تسلیم و نه انزوا و گوشهنشینی پروین را دارد و نه تندی و تیزی و خشم فروغ فرخزاد را.
«فروغ فرخزاد در دی ماه ۱۳۱۳ هـ.ش در تهران به دنیا آمده ۳۲ سال و اندی زیست. او در زندگی کوتاه خود سفرهای بسیار کرد. ذاتاً شاعر بود؛ اما به نقاشی و سینما علاقهمند بود. در شانزده سالگی ازدواج کرد. سال بعد پسری آورد که نامش را کامیار گذاشت. ازدواجش بیش از یک سال دوام نیاورد. او شعر را از زندگیش برتر شمرد و با سختسری از شوهر و فرزند خود جدا شده و تا پایان زندگی، کامیار را ندید.» (نوروزی، ۱۳۸۳: ۳۹۵) اعتراض پروین آرام بود. اعتراض آرامِ پروین در شعر سیمین، رساتر میگردد و در شعر فروغ به فریاد تبدیل میشود. اعتراضات پروین تماماً در فضای ادبیات کلاسیک و سنت جلوهگر میشوند. مرزهای سنّت نتوانسته است، اعتراضات سیمین را به اندازه شکوههای پروین در خود محصور سازد؛ اما فروغ فرخزاد کاملاً از سنّت جدا میشود. «او به حیث فرم در فضای نیمایی و حتی فراتر از آن از گام برمیدارد و از جهت محتوا، در مقابل سنّت فرهنگی کلاسیک قیام میکند. در میان زنان شاعر، او سنّتشکن است.» ( زرقانی،۲۴۴:۱۳۹۰) «شکست در زندگی اجتماعی و زندگی خانوادگی، روح وی را پس از یک دوره ناامیدی، بیاعتمادی، ناباوری و بیاعتقادی نسبت به همه چیز، به اعتراض و طغیان وا داشت. عصیان بر ضد سنّتها و اصول اخلاقی که در کارهای آغازین او پیداست؛ از او فردی بیپروا، معترض به سنتها ساخته بود» (یاحقی،۱۳۸۷: ۱۱۳) «ارائهی تصویری زشت و منفور از مردان و همزمان ارائهی تصویری مظلوم و ستمدیده از زنان و طرح عشق اروتیکی در شعر، برای دهنکجی به سنّت مردانه و به سخره گرفتن اصلیترین مبنای آن، از جمله مضامینی است که درونمایههای اشعار عصیانگر و طغیانی اولیهی او را تشکیل میدهند.که این اعتراضات در دو مجموعهی پایانی، منِ فردی او را به سوی من اجتماعی سوق میدهد. و همین اعتراضات از او شاعری جهانی میسازد. در اینجا نیز اصلیترین دغدغهی او اعتراض نسبت به سنت فرهنگی مردانه است؛ اما اینک در شکلی هنری و با ذهنیتی عمیق و اندیشمندانه.» (زرقانی،۲۴۷:۱۳۹۰ با دخل و تصرف)
به راستی چه عواملی سبب شده که فروغ به عنوان شاعری معترض شناخته شود. او خود در مصاحبهای گفته است: «شعر برای من به شکل یک احتیاج مطرح است، احتیاجی بالاتر از ردیف خوردن و خوابیدن. چیزی شبیه نفس کشیدن… شعر در من پراکنده است… حالا مدتی است که شعر در من نفوذ کرده است. یعنی مرا فتح کرده است به این جهت من از شعر جدا نیستم…(فرخزاد، ۱۳۸۷: ۳۳) با اعتقاد به وجود وحدت، بین شعر و زندگی فروغ، او دشمن شماره یک ریاکاری در بیان احساس بود. این ویژگی، فروغ را به شاعر بیپروای عصر، تبدیل میکند و این خصوصیت از او شاعری میسازد که از اولین سرودههایش تا آخرین فریادهای او، میتوان صدای دردمند اعتراض را شنید. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار در اشعار اعتراضی او ما را به خوبی با جنبههای مختلف فردی، اجتماعی و زبانی فروغ فرخزاد آشنا ساخته و راه را برای پیبردن به ابعاد گوناگون اعتراض در شعر او هموار میسازد.
فصل سوم
سالشمار زندگی و عوامل مؤثّر در اشعار اعتراضآمیز فروغ
مقدمه:
نگاهی کوتاه به زندگی فروغ فرخزاد، بیانگر اتفاقات تلخی است که ناکامیها و شکستهای زندگی فردی و اجتماعی او را در مقابل دید هر مخاطبی میگذارد. زندگی و حیاتی که بیش از همه، اعتراض، شکایت و گلهمندی را در ذهن خواننده، تداعی می کند. سالشمار کوتاه ۳۲ سال زندگی فروغ، چون آیینهای است که تصویرگر دنیای کوتاهِ سرشار از دغدغه و ناکامی و در عین حال صعود به قلّههای رفیع شعر و شاعری است. از سویی دیگر هر صفتی که برازندهی نام شاعری توانا میشود، بیگمان معلول یک سری عوامل و حوادثی است که در دوران زندگی آن شاعر به صورت آنی یا پیوسته رخ میدهد و همین عوامل محیطی و شخصیتی، با نفوذ در لایههای شعری شاعر، از او شاعری جهانی میسازد. شاید واژهی معترض، زیباترین و مناسبترین واژهای است که میتوان به فروغ فرخزاد نسبت داد. از این رو اعتراض در شعر فروغ، معلول یک سری عوامل و حوادثی تلخ و شیرین است که دوران کو

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

تاه ۳۲ سال زندگی فروغ را دربرگرفته و به خوبی تثبیت کنندهی انتساب صفت اعتراض بر این شاعر توانا بودهاست که پس از نشاندادن سالشمار زندگی او، به تحلیل و تشریح این عوامل میپردازیم.
۳-۱- سالشمار زندگی فروغ فرخزاد
«۱۳۱۳٫ تولد در ۸ دی ماه‏ در تهران، در محله‏ی‏ امیریه، کوچه‏ی خادم‏ آزاد
فرزند سوم‏ از خانوادهی سرهنگ‏ محمد فرخ‏زاد و توران وزیری‏تبار (با نام شناسنامه‏ای‏ بتول). با خواهران‏ و برادرانی به نام‏های پوراندخت، امیر مسعود، فریدون،گلوریا، مهرداد و مهران. گذراندن تابستان در نوشهر، به دلیل مسئولیّت‏ پدر در اداره‏ی املاک مازندران که در تمام‏ کودکی تکرار می‏شود.
۱۳۱۹در ۶ سالگی. نخستین جرقّه‏های تراوش ذهنی. شیطنت در محلّه.
۱۳۲۵در ۱۲ سالگی. ورود به دبیرستان خسرو خاور.
۱۳۲۶در ۱۳ سالگی. سرودن غزل‏های عاشقانه‏ای که از ترس پدر پاره می‏شوند.
۱۳۲۸در ۱۵ سالگی. شرکت در کلاس‏های نقاشی علی اصغر پتگر.
ورود به هنرستان بانوان کمال الملک و فراگیری‏ خیاطی و آموزش نقاشی زیرنظر بهجت صدر و علی اصغر پتگر و مهدی کاتوزیان که پس از ازدواج ناتمام می‏ماند. ازدواج با پرویز شاپور، همسایه‏ی پشت به‏ پشت خانه و نوه‏ی خاله‏ی مادرش در ۲۳ شهریور ماه با پانزده سال اختلاف سن.
۱۳۳۰ در ۱۷ سالگی. اقامت در اهواز و آبادان در کنار پرویز شاپور.
اختلاف با پرویز شاپور و بازگشت به خانه‏ی‏ پدری در تهران
چاپ نخستین شعرش به اسم گناه، در مجله‏ی‏ روشن‏فکر، توسط فریدون مشیری.
اعتراض‏های بسیار شدید به چاپ شعر گناه.‏
رفتن از خانه‏ی پدری و اجاره‏ی اتاقی در خیابان شاه، پس از مخالفت پدر با شعر گناه‏.

  1. در ۱۸ سالگی. تولد پسرش کامیار در ۲۷ خرداد ماه

انتشار اولین کتابش اسیر در فصل بهار. شدت گرفتن اختلاف با شوهر، پس از چاپ‏ اسیر برای دومین مرتبه. وضعیت بد روحی و بستری شدن در آسایشگاه روانی رضایی.

  1. بازگشت به تهران به همراه همسر، در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۰ سالگی با کلی اختلاف‏

چاپ شعرِ به خواهرانم، در شماره‏ی ۳۱ مجله‏ی امید ایران . شعری که در کتاب‏های فروغ‏ اثری از آن دیده نمی‏شود.

  1. جدایی از پرویز شاپور در ۱۷ آبان ماه.

چند ماه زندگی در خانه‏ی طوسی حائری و سپس بازگشت به اتاقی در خانه‏ی پدری. بستری شدن چند روزه در بخش روانی‏ بیمارستان. چاپ دوم اسیر با مقدمه‏ی شجاع الدین شفا.
۱۳۳۵ . منتشر شدن دیوار و گنجاندن شعر حساسیّت‏ برانگیزِ گناه در این مجموعه. آغاز سفر به ایتالیا و آلمان در ۱۵ تیر ماه.
مشارکت در دوبلهی فارسی زیرنظر آلکسآقا بابایان در ایتالیا.