«درونمایهی اساسی شعر این دوره، امید به زندگی و غلبه بر یأس است. که در هیهات پیروزی صبح بر شب ظاهر میشود. ستایش مبارزه و قهرمانان، وصف زندانها و شکنجهها و اعدامها، از مضامین این گونه اشعار است که همراه با اظهار نفرت، در قالب شعر اعتراض بیان میشود. (خطیبی، ۱۳۸۷: ۶۷) شاعران معترض در این دوره فقط بیان کنندهی اعتراضات نیستند. آنها نه تنها نابسامانیهای اجتماعی را با چشمان تیزبین خود میبینند و با دیدهی اعتراض بر آنها مینگرند؛ بلکه به دنبال تحوّل و دگرگونی در جامعه هستند. «ویژگی عمدهی این گونه اشعار، در عملگرایی آن نهفته است. شاعر این جریان تنها به مبارزهی فکری با نظام ظالمانه حاکم بسنده نمیکنند. بلکه سخت مشتاق است تا عملاً و علناً به ستیز با ناسازها برخیزد.» (پورچافی، ۱۳۸۴: ۳۳۷) بنابراین شاعران در این جریان ضمن بیان اعتراض خویش به دنبال دگرگونی بودند. «شعر انقلاب، خواهان هرگونه دگرگونی است و یقیناًَ دگرگونی جامعه، هدف نهایی اوست. بنابراین دیگر به جای نغمهسرایی فریاد میکشد و به جای لالایی طبل میزند. شعر انقلابی، دیگر شعر تفکّر و آگاه کردن مردم با اشارات پنهان، به نیّت بر انگیختن آنها نیست، بلکه شعر اعتراض است.» (خطیبی، ۱۳۷۸: ۳۲) «از جمله عواملی که موجب رشد این شعر شد: میتوان به دستگیری و اعدام مبارزان واقعهی سیاهکل، قتل تختی، صمد بهرنگی، آل احمد و دکتر علی شریعتی و اعدام خسروگلسرخی و کرامت الله دانشیان اشاره کرد. رضا مقصدی، آشکارا در اعتراض به شهادت ِ هادیبندهخدایلنگرودی، یکی از چریکهای سیاهکل چنین میسراید:
اینک مرا حکایت غمگینی است
از دورهای دور؟ نه…. از نزدیک
از وحشت غروب غمانگیز یک طلوع
در لابلای جنگل آزادهی شمال
از مرگ یک ستاره
نه، از خورشید…..» (خطیبی،۱۳۸۷: ۷۲-۷۱)
شاعران این دوره بر خلاف دورههای پیش، به استثنای عصر مشروطیت، برای بیان اعتراض خویش به شیوهی مستقیم تمسّک جستند. «در مقایسه با اشعار سیاسی و اجتماعی شاعران جریان سمبولیسم جامعهگرا همچون نیما، شاملو، فروغ فرخزاد که در آنها از زبان و بیانی نمادین و کنایی برای بیان عواطف و اندیشهها استفاده میشد، زبان شعر شاعران این جریان در بسیاری موارد صریح، روشن و مستقیم است.» (پورچافی، ۱۳۸۴: ۳۴۹) از جمله شاعران معترض در این دوره ابتدا باید از سیاوش کسرایی، سعید سلطانپور، خسرو گلسرخی، جعفر کوشآبادی، نعمت میرزازاده و فروغ فرخزاد نام برد که شعرهایی که آفریدند جزء اشعار اعتراضآمیز این دوره هستند.
«آرشکمانگیرِسیاوش کسرایی را به نوعی باید از اولین جرقّههایی این شعر به شمار آورد. خودِ کسرایی نیز که مداومت و مقاومت بسیاری در سرایش اشعار صریح سیاسی داشت، به نوعی از اولین کسانی است که مایههایی از ویژگیهای این نوع شعر را در اشعار او میتوان یافت. به طوری که در مجموعهی خانگی که در سال ۱۳۴۶ هـ.ش. انتشار یافت، جرقههایی از شعر سلاح را در اشعاری چون ویتنامیدیگر میتوان جست.» (خطیبی، ۱۳۸۷: ۶۲)
«جعفرکوشآبادی، از نخستین منادیان شعر سیاهکل، پیش از وقوع قیام سیاهکل بود. شاعر در شعر کوچکخان، پس از توصیف ماسوله و کسما و چند نقطهی دیگر از محلاتِ مبارزهی جنگلیهای عصر مشروطیت، صحنههای آرمانی جنگی چریکی را از چشم پیرمردی قهوهچی که از مبارزان باقیماندهی جنگل است، مجسّم میکند و سپس صحنههای دیگری از جهان را که در انفجار بمب و نارنجک میسوزند، به تصویر میکشد.» (لنگرودی، ۱۳۸۷:جلد۶۶۹:۳) « شعرهای نیمایی تختی، آهینآجین و در سوگ آن درخت که ایستاده بود مُرد، (در سوگ جلال آل احمد) از علی موسوی گرمارودی، نشان از توجه شاعر به مسائل اجتماعی و سیاسی دارد. روحیهی انقلابی و بلوغ فکری شاعر از توجهی که او در آن روز و روزگار به مبارزات مردم فلسطین نشان میدهد، کاملاً پیداست.» (پورچافی، ۱۳۸۴: ۳۶۸) «دکتر شفیعی کدکنی در کتاب ادوار شعر فارسی مینویسد: فروغ خود، نخستین مبشّر جنگهای چریکی و مبارزهی مسلّحانه میتواند به حساب آید. وقتی که میگوید:
حیاط خانه ما تنهاست
تمام روز
از پشت در صدای تکه تکه شدن میآید
و منفجر شدن
همسایههای ما همه در خاک باغچههایشان به جای گل
خمپاره و مسلسل میکارند
همسایههای ما همه بر روی حوضهای کاشیشان
سرپوش میگذارند و حوضهای کاشی
بیآن که خود بخواهند
انبارهای مخفی باروتند
و بچههای کوچک، کیفهای مدرسهشان را
از بمبهای کوچک پر کردهاند.» (همان:۳۴۰)
۲-۷- سیر اعتراض در شعر شاعران زن معاصر
وقتی چشم بر دالان و تاریک تاریخ میدوزیم، میبینیم که پیوسته قلم در دست مردان بوده و در طول هزار سال شعر فارسی و در کنار هزاران شاعر مرد، کمتر از انگشتان دو دست به شاعران زنی برمیخوریم که به طور گسترده، اعتراضات خویش را به گوش دیگران رسانده باشند. بیشک حیات نوین اجتماعی فرهنگی و لاجرم ادبی زن ایرانی، با نهضت مشروطه آغاز میشود و تأثیر تحولات اجتماعی و سیاسی، براندیشه و ذهن زنان شاعر، باعث میشود که به اتفاقات سیاسی و اجتماعی و مسائلی نظیر دغدغههای اجتماعی و فرهنگی و جدال با محرومیتها، توجه نشان دهند و با مشاهدهی معضلات و مشکلات مردم، برای نخستینبار در ادبیات اعتراض و انتقاد، جایی برای خویش باز کنند. پروین اعتصامی، سیمین بهبهانی و فروغ فر

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

خزاد از شاعرانی هستند که هر کدام به شیوهای، اعتراض و گلایهی خویش را نسبت به مضامین فردی، اجتماعی و سیاسی، در قالب شعر به تصویر کشیدهاند. «پروین از نابسامانیهای سیاسی و مصائب اجتماعی ایران دقیقاً آگاه بود و با شهامتی بیش از هر شاعری دیگر زمان خود، از فساد دستگاه زورمندان انتقاد کرده است. هیچ شاعر فارسی زبان تا امروز، مانند پروین نسبت به وضع رقّت انگیز کودکان یتیم و بیوهزنان و پیران بیکسِ محتاج، حسّاس نبوده است. وی عواطف انسان دوستیِ خود را در ضمن تمثیلات و حکایات کوچکی گنجانده و از این طریق ناله، غم، شکایت و اعتراض خود را مؤثرتر از سخن شاعران دیگر بیان کرده است.» (مؤیّد، ۱۳۶۸: ۲۱۸)
در شعراشک یتیم، پروین، در اعتراض به حاکم زمان خویش اینگونه شکوهی خویش را سر میدهد.
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گلّه آشناست آن پارسـا که دِه خَرَد و مِـلک، رهزن است آن پادشا که مــال رعیّت خورَد، گداست
(اعتصامی؛ ۱۳۸۱ : ۱۰۵)
بنمایهی اعتراضات پروین، بیشباهت با مضامین اعتراضات شاعران کلاسیک نیست. فلسفه خیامی و نکوهش دنیا، روزگار و سپهر، علم بی عمل، نفس، هوا و غفلت، ارزشگذاری علم و فضل و خرد و هنر و عرفان، از بن مایههای شعر فارسی در گذشته بوده است. «پروین اعتصامی تحت تأثیر شاعرانی چون ناصرخسرو، سنایی،سعدی، مؤلّفههای شعر خود را بدین سمت و سو میکشاند.» (فخراسلام، ۱۳۸۵: ۸۶) گاه از ریاکاران مذهبی که به خلق ستم میورزند، انتقاد میکند:
گر درهمی دهند، بهشــتی طمع کنند کو آنچنان عبادت و زهدی که بی ریاست
(اعتصامی، ۱۳۸۱: ۸۴ )
وگاه با استفاده از اندرز، مردمآزاری را مورد اعتراض قرار میدهد:
دامن خــلق خـــدای را چـــو بسوزی آتشــت افتد بـه آســـتین و به دامـــن
(همان:۵۶)
بنابراین پروین با استفاده از شیوهی اندرز، نابسامانیهای اجتماعی را در مقابل اعتراض خویش قرار میدهد. او در فطرت، انسانی تندخو نیست و در اعتراض به زشتیها نیز لحن گفتار او بندرت انتقام جویانه است. «با در نظر گرفتن تمام حقوقی که پروین برای زن مطالبه میکند، زن در شعر او هنوز جنس دوم است؛ اما جنس دوم آگاه و توانمند؛ اما سالاری در شعر پروین هنوز از آن مرد است. آنچه از نظر پروین، ضرورت آموزش دختران را مضاعف میکند، نقشی است که در آینده به عهده خواهند گرفت: یعنی مادری» (سیدرضایی،۱۰۰،۱۳۸۹) البته پروین، جامعه را در محرومیّت علمی زنان مقصر میداند و معتقد است که نور علم را به عمد از چشم زن دور داشتهاند:
نور دانش را ز چشم زن، نهان میداشتند این ندانستن ز پسـتی و گــرانجانی نبود
(اعتصامی، ۱۳۸۱ :۱۷۶)
در نهایت اعتراضات او با حفظ آموزههای اخلاقی همراه بودهاست. اشعار پروین لبریز از مفاهیم اصول اخلاقی است. او شاعری انقلابی بوده که با توجه به ساختار استبدادی حاکم در عصر خود، سعی در اعتراض نسبت به شرایط خفقان موجود داشته است. سیمین بهبهانی، زمانی اولین چارپارههای اعتراضی خود را میسرود که اوضاع کشور بسیار نابسامان بود. «محرومترین طبقهی شهری، جمعیت حاشیهای، شامل خدمتکاران، شبگردها، کارگران نیمه وقت گدایان و روسپیان و دزدان بود. اینان که از قبل تهیدستترین مردم شهرها بودند، با کاهش درآمد روبرو شدند. در دورهی رضاخان، زنان از حق رأی برخوردار نشدند و جنبشهای زنان از خودجوشی و سرزندگیچندانی برخوردار نبودند. بسیار طبیعی است که شاعر مفهومگرایی چون سیمین بهبهانی، شعرش را آیینهای برای انعکاس معضلات مردمی قراردهد که پیرامونش زندگی میکنند. او نمیتواند بیاعتنا از چنین مسایلی بگذرد. شاعر، زادهی شعر است و آشنا با مسایل شهرنشینی. بنابراین مخاطبان اصلی او، همین طبقاتِ فقیرنشین شهر هستند. دو عامل مهم فقر و سرخوردگی عاطفی که ریشهی بسیاری از معضلات اجتماعی است، از مفاهیم اصلی اشعار نخستین سیمین بهبهانی است. جریانات مهم اجتماعی همچون، انقلاب و جنگ، از مضامین مهم در اشعار اعتراضآمیز سیمین میباشند.» (حسنلی، همکاران، ۸۹:۱۳۸۶ )حوادثی چون هفدهم شهریور سال ۵۷، به خاک و خون کشیده شدن انسانهای بیگناه در میدان ژاله، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، آزادی زندانیان سیاسی در آبان ۵۷، حماسهی شهادت مادران داغدیده، زلزلهی اردبیل در اسفند ۷۵، همه و همه از موضوعات و مفاهیمی هستند که بر اشعار اعتراض آمیز سیمین سایه افکندهاند:
نمیتوانم ببینم جنازهای بر زمین است
که بر خطوط مهیبش گلولهها، نقطه چین است… (بهبهانی، ۱۳۸۵: ۵۹۵)
سیمین در اعتراضات خود به زن، به عنوان موجودی مظلوم و مرد به عنوان موجودی ظالم نمینگرد. او میخواهد زن و مرد را بیرون از قفس تنگ تعاریف زنانگی و مردانگی ببیند و بشناسد. او گاه به خصوصیات ناهنجار زنان معترض میشود و گاه تیغ تیز اعتراض خویش را به سوی مردان روانه میسازد. از همین روست که «نیک و بد، زشتی و زیبایی، داد و بیداد، دوستی و دشمنی، وفا و پیمانشکنی زن و مرد را در کنار یکدگیر گنجانده است» (سیدرضایی،۱۱۳:۱۳۸۹ ) گاه در شعری، بیوفایی و بیرحمی زن را مقابل تیر اعتراض خویش قرار میدهد زنی که تحمّل هوویش را ندارد و زهر در آب میریزد تا یا هوویش بمیرد یا شوهرش؛ اما در نهایت بدشانسی. کودک نوزادش آن را مینوشد. و سیمین در بیتی این گونه، بیرحمی زن را به اعتراض میکشاند:
…گفتمت زن؟ لیک تـو زن نیســتی رو ســـوی مــار سیـاه آوردهام
(بهبهانی، ۱۳۸۵: ۴۱)