استفاده از کلیه مشاهدات گردآوری شده برای اندازه گیری کارایی. برخلاف روش رگرسیون که با میانگین سازی در مقایسه واحدها به بهترین عملکرد موجود در مجموعه واحدهای تحت بررسی دست می یابد، تحلیل پوششی داده ها هر کدام از مشاهدات را در مرز کارا بهینه می کند.
فراهم آوردن یک شیوه ی اندازه گیری جامع و منحصر به فرد برای هر واحد که از ورودی ها برای ایجاد خروجی ها استفاده می کند.
میزان تغییرات ورودی ها و خروجی واحدهای ناکارا برای تصویر کردن آنها بر مرز کارا(الگویابی نسبت به مرز کارا) را می توان محاسبه نمود.در نتیجه علاوه بر تعیین میزان کارایی نسبی ، نقاط ضعف واحد تصمیم گیرنده در شاخصهای مختلف تعیین می شود و با ارائه میزان مطلوب آنها ، خط مشی واحد تصمیم گیرنده را به سوی ارتقای کارایی و بهره وری مشخص می کند.
الگوهای کارا که ارزیابی واحدهای ناکارا براساس آنها انجام گرفته است به واحدهای ناکارا معرفی می شوند و این دلیلی بر منصفانه بودن مقایسه DEA خواهد بود.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

۱ – ۷ درآمد خانوار[۲۸]

 

درآمد خانوار عبارت است از وجوه و ارزش پولی کالاها و خدماتی که در برابر کار انجام شده یا سرمایه بکار رفته و یا از طریق منابع دیگر(حقوق بازنشستگی،درآمد حاصل از دارایی، دریافتی های انتقالی و نظایرآن ) به هر یک از اعضای خانوار تعلق گرفته باشد.

 

۱ – ۸ رگرسیون چند متغیره

 

واژه رگرسیون در فرهنگ لغت به معنی بازگشت است و اغلب جهت رساندن مفهوم”بازگشت به یک مقدار یا میانگین” به کار می رود. بدین معنی که برخی پدیده ها به مرور زمان از نظر کمی به طرف یک مقدار متوسط میل می کنند. بیش از ۱۰۰ سال پیش در سال ۱۸۷۷ فرانسیس گالتون[۲۹] در مقاله ای که در همین زمینه منتشر کرد اظهار داشت که متوسط قد پسران دارای پدران قد بلند، کمتر از قد پدرانشان می باشد. به نحو مشابه متوسط قد پسران دارای پدران کوتاه قد نیز بیشتر از قد پدرانشان گزارش شده است. به این ترتیب گالتون پدیده بازگشت به طرف میانگین را در داده هایش مورد تاکید قرار داد.برای گالتون رگرسیون مفهومی زیست شناختی داشت اما کارهای او توسط کارل پیرسون[۳۰] برای مفاهیم آماری توسعه داده شد. گرچه گالتون برای تاکید بر پدیده “بازگشت به سمت مقدار متوسط” از تحلیل رگرسیون استفاده کرد،اما به هر حال امروزه واژه تحلیل رگرسیون جهت اشاره به مطالعات مربوط به روابط بین متغیرها به کار برده می شود.
به عبارتی دیگر کاربرد یک متغیر برای عمل پیش بینی درخصوص متغیر دیگر را رگرسیون می گویند. رگرسیون با کاربرد یک متغیره دانسته و مشخص، مقادیر متغیر غیر مشخص دیگری را پیش بینی می کند.(تاجداری،پرویز،روش های علمی تحقیق همراه با نظریه ارزشیابی؛ص۳۰۳) مانند تشخیص میزان درآمد بر اثر تغییر تحصیلات یا میزان تغییر تولید کارخانه با میزان تغییر در ضایعات تولید. میزان تغییر یک متغیر بر اثر متغیر دیگر را ضریب رگرسیون نیز می گویند که عبارت است از میزان تغییری که در متغیر وابسته بر اثر یک واحد تغییر در متغیر مستقل بروز می کند.

 

۱ – ۹ قلمرو تحقیق

 

 

۱- ۹ -۱ قلمرو موضوعی

 

قلمرو موضوعی تحقیق حاضر بررسی کارایی بخشهای تابعه شرکت گاز استان اردبیل با بهره گرفتن از تحلیل پوششی داده ها و رگرسیون چند متغیره از حوزه مدیریت می باشد.

 

۱ –۹- ۲ قلمرو مکانی

 

قلمرو مکانی تحقیق حاضر شرکت گاز استان اردبیل می باشد.(مشترکین غیر صنعتی)
۱- ۹- ۳ قلمرو زمانی
قلمرو زمانی تحقیق حاضرارزیابی کارایی بخشهای تابعه شرکت گاز استان اردبیل از بازه زمانی اسفند ۹۰ شروع و در فروردین ۹۲ خاتمه می یابد.

 

۱- ۹- ۳ قلمرو زمانی

 

قلمرو زمانی تحقیق حاضرارزیابی کارایی بخشهای تابعه شرکت گاز استان اردبیل از بازه زمانی اسفند ۹۰ شروع و در فروردین ۹۲ خاتمه می یابد.

 

فصل دوم مروری بر تحقیقات انجام شده

 

 

۲- ۱ مقدمه

 

مسئله ارزیابی کارایی از دیرباز مورد توجه مدیران بوده و به مرور زمان برخورد علمی با این مطلب از اواخر جنگ جهانی دوم شروع و گسترش چشمگیری داشته است. فرماندهان نظامی متفقین واقف شدند که هر گونه تصمیم گیری فردی بدون بکار بردن روش های علمی مشکل آفرین می باشد.رابرت اون[۳۱] در سال ۱۸۰۰ میلادی در اسکاتلند در صنعت نساجی کالاهای تولید شده را با بهره گرفتن از چوب هایی در رنگهای مختلف درجه بندی می کرد، که این کار در واقع نوعی ارزیابی از کیفیت و یا ستاده سازمان بوده است. در ایران نیز در دهه های اخیر با توجه به روند رو به رشد خصوصی سازی در بخشهای دولتی و ایجاد فضاهای رقابتی در امر تولید و ارائه خدمات، مبحث ارزیابی عملکرد و محاسبه کارایی بیش از پیش مورد توجه مدیران ارشد سازمانها و موسسات قرار گرفته و به سرعت این امر به بخشهای دولتی نیز کشیده شد که برگزاری جشنواره های متعدد و ارائه مدلهای بومی ارزیابی گواهی بر این قضیه می باشد. معیارهایی که امروزه برای توسعه بهره وری شرکتها و ارزیابی عملکرد مدیران ارشد موسسات و سازمانها طراحی و تبیین می شود معیارهای متفاوتی با آنچه که در طی دهه های شصت و هفتاد مطرح بود تلقی می شود.
امروزه با توجه به پیچیدگی های مسائل ، حجم بسیار اطلاعات ، اثرات عوامل خارجی بر عملکرد، رقابت شدید جهانی، محدود بودن واحدها در رابطه با تصمیم گیری مناسب(مثلاً دولتی بودن) تغییرات ناگهانی خط و مشی به علت برخورد انفعالی با مشکلات حاد از عواملی است که بدون برخورد علمی با آنان راه کار مناسبی در جهت بهره وری [۳۲]بهتر عاید نمی گردد.
همانگونه که رویدادهای بزرگ جهان با سه عامل قدرت،پول و سود گره خورده است یعنی بدون پول قدرت میسر نیست و بدون قدرت و پول، سود حاصل نمی گردد. مطالعات پیشین در رابطه با امر نقدینگی و وصول مطالبات در قبال ارائه خدمات یا فروش محصولات، نشان می دهد که افزایش میزان نقدینگی و درآمد شرکتها و موسسات بیشترین دغدغه مدیران را به خود اختصاص داده، همین بس که از طریق جریان مناسب نقدینگی و وصول به موقع مطالبات می توان ریسک ورشکستگی و یا انحلال شرکت را به حداقل رساند و نیازهای معاملاتی و احتیاطی به وجوه نقد را برطرف نمود زیرا اگر این موضوع درست برنامه ریزی نشود تحقق سایر برنامه های کلان شرکت را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
افزایش نقدینگی شرکتهای گاز استانی در گرو افزایش وصول مطالبات گازبهای فروخته شده به مشترکین می باشد. بنظر می رسد یکی از عواملی که باعث تسهیل در امر وصول مطالبات می شود و به صورت مستقیم با این قضیه در ارتباط می باشد درآمد مشترکین گاز می باشد که تاثیر بسزایی در امر وصول مطالبات شرکتهای گاز استانی دارد. توزیع در آمد ، عامل مهمی در تعیین الگوی مصرف یا ترکیب مصرف در جامعه است. گروه های متفاوت درآمدی ، سبد انرژی متفاوتی را مصرف می نمایند و خواستار استفاده های متنوع تری از منابع ملی هستند. یکی از عوامل دیگری که در امر وصول مطالبات دخیل می باشد گرایشات فرهنگی مردم منطقه و مشترکین شرکت گاز می باشد.فرهنگ از آن جهت جزء یکی از عوامل مهم در امر وصول به موقع مطالبات می باشد که در جامعه کنونی ما بخشی از مصرف نه به دلیل نیاز بلکه به دلیل کسب جایگاه و منزلت بالاتر صورت می پذیرد که آن را ” فرهنگ پرستیژی” می نامند. در اجتماعی که دارای فرهنگ غنی اسلامی هست الگوهای مصرف همسو با شئونات اسلامی خواهد بود و نظام اجتماعی حاصل در این فرهنگ غنی اسلامی نظامی خواهد بود که به سوی جهتگیری های ارزشی در راستای اصلاح الگوی مصرف حرکت کرده و به تبع آن کاهش مصرف بی رویه و افزایش توان پرداخت گازبهای مصرفی یکی از نتایج مثبت این فرهنگ خواهد بود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یکی دیگر از عوامل موثر در میزان وصول مطالبات شرکتهای گاز استانی شرایط آب و هوایی مناطق مختلف می باشد. که به تبع مناطقی که سردسیر می باشند گاز بیشتری را نسبت به مناطقی که آب و هوای گرمتری دارد مصرف می کنند.
در این تحقیق سعی شده است عوامل موثر در کارایی وصول مطالبات شرکت گاز استان اردبیل که به عنوان نهاده های تحقیق می باشند ،شناسایی و تاثیر آن عوامل را در رابطه با وصول مطالبات شرکت و مبلغ و تعداد قبض های واریز شده که به عنوان ستاده شرکت می باشد. مورد بررسی قرار گیرد و در آخر فصل هم به پیشینه تحقیق پرداخته شده است.

 

۲ – ۲ مبانی نظری تحقیق

 

 

۲ – ۲ – ۱ نقش درآمد خانوار در مصرف انرژی

 

انرژی به عنوان نیروی محرکه هر فعالیت تولیدی جایگاه ویژه ای در رشد و توسعه اقتصادی که به عنوان برآیند کلیه فعالیتهای اقتصادی یک جامعه است، دارا می باشد. در حال حاضر انرژی در فرایند تولید کالاهای مورد نیاز و تامین شرایط مناسب زندگی به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. این وابستگی روز افزون زندگی بشر به انرژی سبب گردیده انرژی به عنوان یک عامل موثر در رشد و توسعه اقتصادی[۳۳] تلقی گردد. بنابراین رابطه بین مصرف انرژی و رشد اقتصادی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. از دیدگاه مکاتب مختلف اقتصادی ، عوامل موثر بر رشد اقتصادی که در توابع رشد در نظر گرفته می شوند، عبارتند از سرمایه و نیروی کار، اعم از متخصص و غیر متخصص؛ در الگوهای جدید رشد عامل انرژی هم وارد شده است. ولی اهمیت آن در مدلهای مختلف یکسان نیست به عنوان مثال برنت و وود[۳۴] در مطالعه ای که در سال ۱۹۷۹ انجام دادند استدلال کردند که در تابع تولید کل،مصرف انرژی یک عامل تولید می باشد که ارتباط جدایی ناپذیری با رشد اقتصادی دارد.
عکس مرتبط با اقتصاد
بنابراین انرژی یکی از شاخصهای کلان اقتصادی است که سایر زنجیره های اقتصاد از جمله تامین،تولید،مبادله و توزیع را از خود متاثر می کند، از این رو مصرف و مصرف کننده نقش مهمی در روابط اقتصادی دارند.
عوامل مهم و موثر بر سطح مصرف و شکل گیری چارچوب الگوی مصرف جامعه را می توان از ابعاد مختلفی بررسی کرد،بخشی از این عوامل اساسی به مسئله درآمد خانوارها باز می گردد. رابطه بین مصرف و عوامل مختلف(متغیرها) تابع مصرف نامیده می شود و درآمد مهم ترین متغیر تابع مصرف است. اما درآمد، یک واژه کلی است و می توان برداشت های متفاوتی از آن داشت؛به عبارت دیگر درآمد را می توان به صورت درآمد مطلق،دائمی،نسبی، در طول زندگی و … تعبیر نمود؛ که با توجه به هر یک از این تعبیرها،نظریات متفاوتی ارائه می شود. تابع و تئوری مصرف، تصویری عالی از نمونه مراحل توسعه دانش در علم اقتصاد را ارائه می دهد. این مراحل ، ابتدا با پیشرفت و کشف مهم مفهومی توسط کینزدر سال ۱۹۳۶ آغاز می شود و بعد از آن دانشمندانی مانندفریدمن،دوزنبری و مودیگیلانی، تئوری های دقیق تری از مصرف ارائه داده اند و برای مدت های طولانی رابطه مصرف با درآمد و مخارج مصرفی یک رابطه کلیدی در تحلیل های اقتصاد کلان به شمار می رفت.
به طور معمول، بحث مصرف در دو سطح خرد و کلان مطرح است؛ در سطح خرد بحث از این است که مصرف کننده با توجه به درآمد خود، به گونه ای مصرف می کند که مطلوبیتش حداکثر شود. به همین جهت در سطح خرد گفته می شود که اصل با حاکمیت مصرف کننده است؛ که با توجه به درآمد خود ، درباره این که چه کالا و به چه میزان و چگونه تولید شود، اظهار نظر می نماید. در سطح کلان ، بیشتر روی قاعده رفتاری که نسبت مصرف را با متغیرهای کلان مانند سرمایه گذاری، پس اندز، توزیع درآمد و رشد اقتصادی مشخص می کند، متمرکز می شود.

 

۲-۲-۱-۱ نظریه مصرف کینز یا تئوری درآمد مطلق[۳۵]

 

تابع مصرف جان مینارد کینز یکی از مهمترین کمکهای علمی وی به علم اقتصاد است؛ که در سال ۱۹۳۶ در کتاب نظریه عمومی آن را مطرح کرد. نظریه ای که کینز از نوسانات اقتصادی ارائه کرد، تابع مصرف در کانون آن قرار داشت و از آن زمان به بعد، در تجزیه و تحلیل های اقتصاد کلان ، تابع مصرف نقش تعیین کننده ای داشته است. الوین هانسن[۳۶] یکی از نخستین پیروان کینز می نویسد: نقش عمده کتاب ” نظریه عمومی” این بود که تابع مصرف را به صورتی روشن و مشخص ارائه نمود و به شکل فرمول درآورد و باید اذعان نمود که اهمیت آن به اندازه تابع مصرفی بود که مارشال[۳۷] کشف کرد.
کینز معتقد بود که عوامل مختلفی بر تصمیمات مصرف تاثیر گذار است؛ اما در کوتاه مدت مهمترین عامل تاثیر گذار، درآمد است.کینز بر این باور بود که نرخ بهره در این خصوص، نقشی نخواهد داشت.این دیدگاه ، برخلاف نظریات کلاسیک های قبل از وی بود؛ که اعتقاد داشتند نرخ بهره بالا ، باعث افزایش پس انداز و کاهش مصرف می شود.در تابع کینز ، درآمد به صورت واقعی در نظر گرفته می شود.به عبارت دیگر، در تابع مصرف کینز درآمد به صورت واقعی در نظر گرفته می شود. به عبارت دیگر در تابع مصرف، درآمد واقعی همان درآمد به قیمت های ثابت است.
در هر سطح از درآمد واقعی ، یک مقدار مصرف ثابت برای تامین نیازهای اساسی در نظر گرفته می شود. به عبارت دیگر، مصرف هیچگاه صفر نیست؛ حتی اگر درآمد صفر باشد. مصرف مقدار ثابتی است که یا از محل وام یا برداشت از پس انداز جبران می شود. به عبارت دیگر در سطوح پایین درآمدی، مصرف از درآمد پیشی می گیرد و از طریق قرض یا پس انداز منفی تامین می شود؛ یعنی در سطح پایین درآمدی میل نهایی به مصرف کوچکتر از میل متوسط به مصرف است.
کینز براساس یک اصل روانشناسی بیان می کند که اشخاص، هنگامی که درآمدشان افزایش می یابد به طور متوسط مصرف خود را افزایش می دهند؛ ولی نه به اندازه ازدیاد درآمدشان.یعنی با افزایش درآمد ، نسبت افزایش مصرف از افزایش درآمد کمتر است. به عبارت دیگر میل متوسط به مصرف نزولی است. همچنین کینز بر این باور بود که پس انداز به اصطلاح نوعی کالای لوکس است. بنابراین وقتی درآمد افراد اضافه می شود، انتظار می رود ثروتمندان در مقایسه با فقیران درصد بیشتری از درآمد خود را پس انداز کنند و لذا مسئله پایین آمدن میل متوسط به مصرف به صورت محور اصلی نظریه کینز درآمد.
انتشار مقاله سیمون کوزنتس[۳۸] در سال ۱۹۴۶ که دو نکته مهم در مورد رفتار مصرف کننده را بیان کرد. اول اینکه آمار و اطلاعات نشان می دهد که بطور متوسط نسبت بلند مدت مخارج مصرفی به درآمد هیچگونه روند کاهشی نداشته و با رشد درآمد در مسیر بلند مدت خود،میل نهایی به مصرف مساوی میل متوسط به مصرف (نسبت مصرف به درآمد) بوده است. دوم اینکه مطالعات کوزنتس بیان می داشت که در طول دوره های رونق و بهبود اقتصادی، نسبت مصرف به درآمد از مقدار متوسط بلند مدت خود کمتر است و در طول دوره های کسادی و رکود اقتصادی نسبت مذکور از مقدار متوسط بلند مدت خود بالاتر است.
 

۲-۲-۱-۲ نظریه درآمد نسبی[۳۹]

 

مدلی که از سوی جیمز دوزنبری[۴۰] در سال ۱۹۴۹ ارائه شد، به نظریه درآمد نسبی مشهور است. این نظریه بر دو فرض استوار است.
۱- رفتار مصرفی افراد با یکدیگر ارتباط داشته و مستقل از هم نیست؛ به عبارتی دو شخص که با درآمد جاری یکسان در دو طبقه متفاوت توزیع درآمدی زندگی می کنند،مصرف های متفاوتی خواهند داشت. در واقع فرد خود را با سایر افراد مقایسه کرده و آنچه تاثیر قابل توجه در مصرف او دارد، جایگاه او در میان افراد و گروه های جامعه است نه مصرف درآمد فرد.بنابراین فرد تنها در صورتی احساس بهبود موقعیت از جهت مصرف می کند که مصرف متوسط او نسبت به متوسط سطح جامعه افزایش یابد. این روحیه را اثر تقلیدی یا اثر تظاهری[۴۱] گویند.
۲- رفتار مصرفی در طول زمان، غیر قابل برگشت است. بدین معنا که مخارج مصرفی زمانی که درآمد کاهش می یابد چسبندگی داشته و برگشت ناپذیر است. فرد بعد از عادت کردن به یک سطح مصرف در مقابل کاهش آن مقاومت نشان می دهد و به سختی حاضر است از آن سطح مصرف بکاهد این روحیه را اثر چرخ دهنده [۴۲] می نامند.

 

۲-۲-۱-۳ نظریه درآمد دائمی[۴۳]

 

میلتون فریدمن[۴۴] در کتابی که در سال ۱۹۵۷ منتشر نمود برای توجیه رفتار مصرف کننده فرضیه درآمد دائمی را مطرح نمود.این فرضیه مکمل الگوی چرخه زندگی مودیگیلانی است.هر دو اینها برای اینکه مصرف نباید تنها به درآمد کنونی بستگی داشته باشد، از تئوری ایروینگ فیشر[۴۵] استفاده کرده اند ، ولی برعکس فرضیه چرخه زندگی که در آن بر این نکته تاکید دارد که درآمد در سراسر عمر روند منظمی دارد. این الگو بر این نکته تاکید دارد که درآمد مردم در سال های مختلف متفاوت است.
فریدمن معتقد است که مردم مایلند حتی اگر درآمد طول عمرشان یکسان نباشد، مصرف خود را به طور یکنواخت حفظ کنند و لذا بر نقش ثروت در تابع مصرف تاکید می شود. به بیان دیگر، مردم رفتار مصرفی خود را نه تنها به سطح درآمد جاری، بلکه به فرصت های مصرفی بلند مدت و دائمی ارتباط می دهند.
مردم در طول زندگی خود طوری برنامه ریزی می کنند که با این درآمد، مصرف در طول عمر تغییر نکند. در این نگاه درآمدهای بادآورده و یا زیان های احتمالی در مصرف دائمی منظور نمی شود و فقط درآمدهای دائمی و قطعی در مصرف ، مصرف کننده مؤثر است.

 

۲-۲-۱-۴ نظریه سیکل زندگی[۴۶]

 

فرضیه درآمد دائمی فریدمن، توسط فرانکو مودیگیلانی[۴۷] و ریچارد برامبرگ[۴۸] در سال ۱۹۴۰ میلادی و مجدداً توسط آندو[۴۹] و مودیگیلانی در سال ۱۹۶۳ با روش دیگری مورد بررسی قرار گرفت.این نظریه معتقد است که علاوه بر تغییر موجودی ثروت خانوار که سطح مصرف خانوار را تحت تاثیر قرار می دهد، رفتار مصرفی و درآمدی مردم در طول عمر نیز در چگونگی آن موثر است. براساس نظریه آندو و مودیگیلانی، جریان درآمدی فرد نوعی، در ابتدا و اواخر عمر کم و در دوران میانی عمر بیشتر است؛ولی سطح مصرف در تمام دوران زندگی یا ثابت است و یا روند افزایشی خفیف دارد. یعنی فرد نوعی می کوشد در اوایل عمر با قرض کردن و در اواخر عمر با بهره گرفتن از مازادهای دوران میانی عمر مصرف خود را در حد ثابتی نگه دارد.در حقیقت هر فرد می خواهد مطلوبیت حاصل از مصرف در کل سال های زندگی را با در نظر گرفتن محدودیت درآمد در کل عمرش بیشینه کند.

 

۲-۲-۱-۵ نتایج مهم نظریه های مصرف

 

براساس نظریه های بعد از کینز نتایج زیادی در ارتباط با تحلیل های اقتصاد کلان به دست می آید که مهم ترین آن عبارت است از اثر ثروت یا اثر پیگو[۵۰]؛ اثر کاهش قیمت ها در افزایش قدرت خرید دارایی های مالی و به ویژه پول و ثروت حقیقی که سبب افزایش مصرف می شود، اصطلاحا به اثر پیگو یا اثر ثروت مشهور است. در نظریه سیکل زندگی، به طور صریح و در نظریه درآمد دائمی به طور ضمنی، ثروت به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده سطح مصرف مورد اشاره قرار گرفت.به عبارت دیگر مصرف،علاوه بر درآمد تابعی از ثروت حقیقی است.
بنابراین امروزه نه تنها توسعه بلکه ادامه زندگی نیز نیازمند انرژی می باشد.با توجه به رشد و توسعه اقتصادی و افزایش مصرف انرژی به موازات رشد در جوامع بشری، سهم گاز در تامین انرژی بخشهای خانگی، صنعتی، تجاری و … روز به روز بیشتر شده و گاز سهم عمده ای از سبد انرژی را به خود اختصاص می دهد. خانوارها نیز به عنوان کوچکترین اجتماعی که انسانها تشکیل می دهند دارای ویژگی های خاصی می باشد. که بر مبنای همین ویژگی ها مصرف او از کالاهای مختلف شکل می گیرد. در سالهای اخیر مصرف گاز در سبد انرژی خانوار به عنوان عمده مصرف کننده گاز طبیعی روند رو به رشدی را داشته است و این امر به دلیل ویژگی ذاتی و سازگاری بیشتر گاز طبیعی با محیط زیست می باشد. با توجه به پیش بینی ها در دهه های آینده تقاضا برای مصرف گاز طبیعی در میان سایر حامل های انرژی افزایش چشمگیری خواهد داشت. حال با توجه به نظریه های عنوان شده می توان ادعا کرد که درآمد خانوارها به عنوان یک عامل مهم در میزان مصرف گاز طبیعی و به طبع یک عامل مهم در پرداخت گاز بهای مصرفی توسط خانوارها می باشد.
عکس مرتبط با محیط زیست

 

۲-۲-۲ نقش فرهنگ[۵۱] جامعه بر روی الگوی مصرف خانوار

 

مصرف یکی از اصلی ترین بخش های اقتصادی و مصرف کننده یکی از تعیین کننده ترین فعالان اقتصادی است.مصرف به معنای به کار بردن کالاها و خدمات برای اجابت خواست های انسانی یا به دیگر سخن، از میان بردن مطلوبیت است. در نگاهی کلانگر، مصرف کل مخارجی است که در یک دوره معین و کوتاه مدت(معمولا یکساله)صرف کالاها و خدمات می شود. بدین ترتیب این مخارج نه تنها کالاها و خدمات مصرفی بلکه مواد خام و ماشین آلات مصرف شده در فرایند تولید را نیز در بر می گیرد.
اقتصاددانان معتقدند که مصرف در عین اینکه هدف نهایی تولید و توزیع بوده ، از عوامل موثر بر آن نیز است.علاوه بر وجود یک رابطه علت و معلولی بین مصرف و تولید، همواره مصرف ابزار مهمی در توجیه سه سوال اساسی اقتصاد(چه چیز،برای چه کسی و چگونه) به شمار می رود. زنجیره اقتصاد ، دارای حلقه های مختلفی است که اختلال در هر یک از آنها ، موجب انتقال ناکارایی مذکور به حلقه های بعدی شده و در نتیجه کل اقتصاد را با مشکل و ناکارایی مواجه می سازد.اگر اقتصاد را در پنج حلقه تخصیص، تولید، مبادله، توزیع و مصرف در نظر بگیریم این نکته تعبیر می شود که مصرف تنها در آخرین حلقه اقتصادمطرح است؛زیرا مصرف به معنای عام به مفهوم استفاده از کالاها و خدمات برای بهره مندی از نتایج این استفاده است.
ولی مصرف تنها در مرحله نهایی اقتصاد نیست بلکه از طریق ایجاد بازار برای محصولات مختلف،تجهیزات و منابع سرمایه ای را به آن سمت سوق می دهد و از سوی دیگر مصرف کالاها مواد اولیه و واسطه ای و منابع مالی آنها انواع مختلف مصرف را شکل می دهد.بنابراین در مرحله تخصیص عوامل تولید، چگونگی استفاده از منابع در تولید کالاهای مختلف، صرف عواید در مراحل توزیع و … بهره برداری بهینه و مناسب از منابع در قالب الگوی مصرف مناسب مطرح است.
هر چند موضوع مصرف ، پدیده ای اقتصادی است ولی بخشی از عوامل ایجاد کننده آن در بخش فرهنگ نهفته است و با توجه به نهادینه شدن آن در جامعه یکی از راه های اصلی برون رفت از آن نیز توجه به موضوعات فرهنگی است. قبل از هر چیز رفتار مصرف کننده نوعی رفتار انسانی است. نخستین و شاید مهم ترین نکته این است که رفتار(( مصرف کننده)) در حالت کلی زیر مجموعه ای از رفتار انسانی است.فرایندهای پایه ای که رفتار را در حوزه خرید شکل می دهند،همان فرایندهایی هستند که رفتارها را در حوزه فعالیت های کاری،مذهبی، سیاسی و یا هر نوع رفتار انسانی دیگری شکل می دهند.
رابرت باکاک[۵۲] (۱۳۸۱) ، در کتاب خود با عنوان ((مصرف))، پیشینه مطالعات مصرف به عنوان مقوله ای جامعه شناختی را به اواخر قرن ۱۹ میلادی و آغاز قرن بیستم نسبت می دهد. به گفته باکاک پیش از آن مصرف، مقوله ای صرفا اقتصادی شمرده می شد و فقط از همین منظر مورد توجه قرار می گرفت. در این دوره است که برای نخستین بار مصرف، یا به عبارت دقیق تر شیوه مصرف کردن ،به منزله پدیده ای مرتبط با فرهنگ و جهان بینی خاص از سوی ماکس وبر[۵۳] مورد توجه قرار می گیرد.با پایان یافتن جنگ دوم جهانی است که اهمیت مصرف به طور ناگهانی به چشم می آید و جامعه شناسان،فرهنگ شناسان،مردم شناسان و حتی فلاسفه در توجه به این پدیده، گوی سبقت را از اقتصاددانان می ربایند.
مصرف گرایی،همانطور که از عنوان آن پیداست،در وهله نخست مقوله ای است آسیب شناختی که پیوند تنگاتنگی با مفاهیمی چون تجمل گرایی و افراط در خرید کالاها و استفاده از خدمات مصرفی دارد.مصرف به معنای عام و صرف نظر از بعد آسیب شناختی آن،تابعی است از متغیرهای اجتماعی چون نظام ارزشی،پایگاه طبقاتی و منزلت اجتماعی که بی شک این گره خوردگی، بی ارتباط با نوسانات و فراز و نشیب های این متغیرها نخواهد بود.
با تغییر نظام ارزشی و نیز تحولاتی که در لایه های مختلف طبقاتی به وجود می آید، مصرف به عنوان یکی از عناصر مهمی که نشان دهنده منزلت اجتماعی است؛ از جهت کمی و کیفی دچار تغییرات محسوسی خواهد شد.
تحولات اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران در دو دهه گذشته و به تبع آن دگردیسی نظام ارزشی آن، فرهنگ مصرف جامعه را به شدت تحت تاثیر گذاشته و باعث حرکت جامعه به سوی مصرف گرایی شدید شده که در این راستا موارد زیر کاملا محسوس است.
۱- افزایش مستمر شاخص کلان هزینه های مصرفی کشور
۲- افزایش فزاینده مصرف حامل های انرژی(بنزین،گاز مایع و نفت گاز،نفت سفید و نفت کوره و ..)
۳- افزایش شدت مصرف انرژی(انرژی مصرفی هر واحد تولیدی)
۴- نامطلوب بودن مصرف انرژی در پالایشگاه ها
۵- تخصیص غیر بهینه اعتبارات طرح های عمرانی
۶- الگوی ناصحیح مصرف آب


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *