دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت سوم

ادامه خواندن دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت سوم

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت دوم

ادامه خواندن دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت دوم

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت اول

ادامه خواندن دانلود پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت اول

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملکرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت سوم

از طریق جلب محبت او از گاو پرستی دست کشید و مسلمان شد.

هشت بچه دارم همه نمازخوان هستند که از قبل از بلوغ به آنها تشویق و جایزه می دادم تا نماز بخوانند.

همیشه جاذبه قبل از دافعه انجام شود

اول باید روحانی خالص بودن خود را ثابت کند.

حضرت علی می‌فرماید اول خودت را خالص کن بعد دیگری را خالص کن

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

عمل خود روحانی بطور غیرمستقیم بر دیگران اثر میگذارد.

حضرت علی فرمودند اگر می‌خواهی خودت را پیشوا قرار دهی نزد دیگران اول خودت را تعلیم کن و هدایت مردم را قبل از زبان با عمل بگو.

حاج آقا اردبیلی گفتند که ما از یک جوان ۲۰-۲۵ ساله می خواهیم که در قالب یک پیرمرد ۷۰ ساله خود را نشان دهد.

از پیامبر روایت داریم که مسابقات تیراندازی و اسب سواری می گذاشتند تا جوانان را جذب کنند.

اگر در قالب نصیحت باشد و اینکه حالا ما تجاربی داریم که شما باید از آنها استفاده کنید جواب نمیدهد.

بارز بودن بعضی از مسائل که روحانیون با آن درگیرند باعث جلب افراد می‌شود.

شهید صفوی دان ۱ یا دو کنگ فو داشت ولی کسی نمیداند یا خیلی از روحانیون که کارهای دیگری نیز انجام می‌دهند.

روحانیان زیادی خوشنویس- مسلط به کامپیوتر – مسلط به چند زبان خارجی- هستند.

وحدت حوزه و دانشگاه – تأکید مقام معظم رهبری – از طرف دانشگاه ورود روحانی به دانشگاه سد می‌شود.

رد و بدل شدن اطلاعات بین حوز ه و دانشگاه در جذب جوانان کمک میکند.

مقام معظم رهبری هفته‌ای سه بار کوهنوردی دارند.

جای خالی روحانیون در تئائر و موسیقی و ورزش و کوهنوری با تقاضای خودم به چند مدرسه اعزام شدم.

در اردوهای و مسافرت ها با بچه‌ها حالت دوستی ایجاد شده بود بعضی از آنها از کلاس خود و غیبت میکردند و پای مباحث من می‌آمدند.

بعضی از بچه‌ها مشکلات خانوادگی را با من در میان میگذاشتند از پدر و مادر و برادر و خواهرشان میگفتند.

در رشته‌های نمایشی تخصص دارم با لباس برایشان داستان انبیاء و اولیاء را بازی می‌کردم.

از معلم اجازه می گرفتم و وسط کلاس می رفتم و با بچه‌ ها صحبت و گفت و شنود می کردم.

در یکسال با ایماء‌ و اشاره (علم الهدی) جزء ۳۰ قرآن را حفظ کردیم.

رابط روحانی و جوان را چه چیزهایی به چالش میکشد:

درونی (تکبر و غرور- بداخلاقی – عدم ارتباط صحیح با جوان)

بیرونی (تبلیغات ماهواره‌ای )

جوان فکر میکند روحانی یک موجود اضافی است که حقش را خورده که در نهایت نمی تواند با او ارتباطی برقرار کند بعضی مواقع تنزل شخصیت و بعضی مواقع خود بزرگ‌بینی باعث ایجاد می شود.

در سازمان تبلغیات آب و فاضلاب تهران مامور بودم

سریع خواند نماز (یکربع) جوانان بعضی مواقع بدون وضو به نماز می ایستند ولی من تأییدشان میکردم.

شعر و سرود و فوتبال و شنا با آنها بودم/ در اتوبوس موقع شعرخوانی و شلوغ بودن با آنها همره بودم.

در مسائل فقهی اصلاً فشار نمی آورم و گیر نمی‌دادم.

در موقع وضو می‌ایستادم تا همه وضو بگیرند بعد می رفتیم.

بعد از جلب اعتماد متوجه شدم دو نفر از بچه‌ها مسائل خانوادگی داشتند.

یکی از بچه‌ها اختلاف پدر و مادرش افسرده شده بود که با دعوت از من به آنجا رفتم و پدر و مادر را وادار به اعتراف به اشتباهات کردم که مشکلاتشان حل شد.

با همه‌ بچه‌ها ارتباط تلفنی دارم.

بچه‌ها یا توت یا انار هستند.

توت: با یک ترکه می ریزند زمین.

انار: باید از درخت بالا رفت و با سختی آنرا چید

روحانیان حرف جدید ندارند باید فقه را با روشهای جدید به خورد جوان دهد.

فقه

 

اجتماعی

مردم و روحانی جذبه ندارند و بین شان خلاء ایجاد شده

کار و گفتار مردم را نباید سرکوب کرد. در مورد اظهار نظرهایشان در مسائل اجتماعی و سیاسی همراهیشان میکنم.

پارسال ماشین سوار شدم که ترانه گذاشته بود که خواننده زن دارد.

– آقا اگر می شود کمش کن.

– مرد بعد از عذرخواهی آنرا خاموش کرد.

کمی باید با افراد همنوا و همراه شد بعد او را دعوت به دین کرد.

برادر و دوستانش خانه مجردی گرفته‌اند. سی دی می بیننند آنرا سرکوب نکردم بلکه برایشان سی دی مداحی می‌بردم که کم کم تأثیر گذاشت.

کسبه محل را با فت و آمد و چای خوردن جذب مسجد کردم.

جذب افرادی که دین ندارند راحت تر از افرادی است که دین داشته‌اند و بعد منفک شده‌اند.

پیش نمازی که خلاف میکند افراد را از تمام روحانیون می‌برد.

تقی نامی بودکه اختلال روانی داشت که من حتی او را جذب نماز کردم:

چون کثیف بود همه از او دوری می کردند ولی من اجازه دادم به من نزدیک شود و همین باعث شد من نزدیکت شود و اعتماد کند و در نهایت دوست شود.

به روستای گلزرد بروجرد هستم و دیپلم ماشین آلات کشاورزی دارم.

دو نفر از برادران ام روحانی هستند. و هر ۴-۵ ماه یکبار به روستای روم که با اهالی آنجا نیز را معبد خوبی دارم.

 

می خواستم به هیئت بروم و چون دیرم شده بود اجباراً موتور گرفتم. در راه راننده موتور که جوانی بود در مورد چگونگی صیغه کردن زن از من سوال کرد. از او پرسیدم مجرد است که جواب داد خیر زن و بچه دارد. با این حال کار او را تقبیه نکردم و تنها به جواب دادنش بسنده کردم . طوریکه اعتمادش جلب شد که در مورد مسائل جنسی‌اش با همسرش نیز سؤالاتی کرد. با اینکه می توانستم بخاطر وقیح بودن سؤالاتش او را نفی کنم جواب سؤالاتش را دادم. جوان که غریبه بود و مرا نمی‌ شناخت وقتی متوجه شد پیش نماز مسجدی هستم از فردا در نماز جماعت شرکت میکرد. در ادامه‌دوستی‌مان او را از گرفتن زن صیغه‌ای بر حذر داشتم که قبول کرد و بیشتر به قوام بخشیدن روابط خود با همسرش تشویق نمودم و او نیز همین کار را کرد.

 

سرهنگ حسن شریعتی معاون هماهنگ کننده ع. س دانشکده (آموزش)

کلیه پرسنل کادر وظیفه و دانشجو تحت پوشش این معاونت هستند.

مکتبی: آموزش نماز- اصول عقاید- احکام – اخلاق

سیاسی: مسائل روز ساسی کشور و جهان

اگر بنیه عقیدتی انسان قوی باشد در اعتقادات خودش محکم باشد وظایف خود را با اعتقاد و ایمان قلبی انجام میدهد.

وظایف عقیدتی را اگر در قسمتهای آموزش بدست خود بگیرند میتوان عقیدتی را حذف کرد.

محل خدمت

۱- بندر بوشهر

۲- گلیان هشت پر توالش (تالش)

۳- تهران (مدیریت عملیات کامپیوتر مرکز)

۴- دانشگاه

سال ۶۰-۶۱ دانشجوی دانشگاه امام علی نیرو زمینی ارتش بعد از کلاس یکی از همکلاسی‌های پرسید که چکار کنم مثل تو قرآن بخوانم همین سؤال را از هشام پرسیدند که چکار کنم مثل تو بشوم گفته

– تو اگر فکر کنی مثل من می شوی هیچکس نمی شوی چون من میخواستم امام صادق شوم این شدم.

من هم به او گفتم اگر بخواهی مثل من شوی هیچکس نمی ‌شوی چون من میخواستم عبدالباسط شوم.

قرآن دو زبان دارد.

۱- احساس (دل می‌برد)‌

۲- استدلال (معنی و دلایلی که می‌بیند)‌

داستان فیض راهزن که آیه آیا وقت آن نرسیده که خودت را درست کنید؟ را شنید و توبه می‌کند.

از عبدالباسطی سوال کردن که آیا بر اثر خواندن تو تبلیغ شده تا دیگران به راه بیایند.

گفت مرا دعوت کرده بودند یکی از مساجد واشنگتن قرآن بخوانم سوره مریم را انتخاب کردم مسجد شیک و زیبا بود ولی تعداد اندکی دور آن نشسته بودند. بهانه‌ تعداد کم را نیاوردم و شروع به خواندن کردم

– در حال خودم بودم. اواخر که بخودم آم دیدم مسجد پر از جمعیت شده ازدهام آنقدر زیاد شده بود که در فاصله دو متری من زنجیره انسانی درست کرده‌اند و بیرون شلوغ شده بود و پلیس خیابانها را بسته بود بعد از اتمام مجلس چند نفر آمدند مسلمان شوند چون میگفتند اگر ظاهر آن اینست پس داخل آن چیست؟

برایشان اسامی مریم و احمد و مجرد و غیره انتخاب کردم و مسلمان شدند.

هر فصل مقتضیات خودش را دارد.

اولین وظیفه روحانی بعنوان مبلغ

شرایط عمومی (برای هر مسئولی در هر قسمتی که مخاطب دارد)

۱- مقتضیات و شرایط زمان و مکان را بشناسد.

۲- روحیات مخاطبین را بشناسد (مانند پزشک که باید درد بیمار را تشخیص دهد)

شرایط خصوصی

۱- خودش آشنا به احکام باشد باید اسلام شناس باشد و به مسائل دین آگاهی داشته باشد.

۲- شیوه ابلاغ را بشناسد (مشکل محتوایی ندارد ‌مشکل شیوه پیام رسانی دارد)

۳- خودش اهل عمل باشد و قبل از دیگران به مسائل اهمیت دهد.

۴- در گفته اش تضاد نباشد اگر هم باشد یک تبصره باشد تا توجیه کند.

۵- در ابلاغ متواضع باشد.

۶- احساسات شنونده را تحریک نکنیم در جهت منفی تا او موضع گیری کند.

۷- در یک جمع خود را برتر نبینیم بلکه دیگران او را برتر ببینند.

۸- سعی کنند مسائل را غیر مستقیم به افراد القاء کنند.

۹- نسبت به مقدسات فرد توهین نکنیم تا او موضع بگیرد.

مردم را به راه حق دعوت کنید نه با زبان بلکه با عمل

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملکرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت پنجم

بعدازظهرها فوتبال بازی می کردیم یا پینگ پنگ – پیش چشمشان قرآن می خواندیمتا ببینند با آنها همراه شدم همه شان استقلالی بودند بجز یکنفر که از ترس فرمانده جرأت ابراز نداشت منهم پرسپولیسی بودم – در ماه رمضان فرمانده ماشین دنبالم می فرستاد تا برای افطار بروم دعوتی

مأموریت تبلیغ را بخاطر خدا می رویم والا سود مالی ندارد – همیشه به خدا می گویم که خدایا از ما قبول کن که می رویم تبلیغ

رامهرمز رفتیم من همیشه با سربازان عقیدتی هم اتاق می شوم – چون از تنهایی بدم می آید چون رفت و آمد دوستان سربازان ع. س نیز باعث شب نشینی و تبلیغ دین می شد.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

فرمانده ستاد فرماندهی رامهرمز سرهنگ شمخانی بود که مرد بسیار نجیب و شریفی بود

در آنجا یکروز مریض شدم گلوی من چرک کرده بود – غذای نیرو وضعش خیلی بد است دو روز غذا نخوردم روز سوم در حال مردن بودم – دلم شکست – شب سربازی آمد دو غذا از بیرون تهیه کرده بود از طرف سرهنگ شمخانی آورده بود. مرا زنده کرد. فکر کنم تنها افطاری که طرف را بهشت برد همین غذا بود یکی از غذاها را به سربازان دادم و یکی را خودم خوردم – سرهنگ ندانسته برایم غذا فرستاد که کار خدا بود غذا بدترین موضوع نیرو است.

بندرعباس رفتیم – سؤال می کردند که کی کیش می رود یا جاهای دیگر؟ من ساکت بودم. پرسید کی می رود ابوموسی؟ کسی داوطلب نشد من قبول کردم

  • حاج آقا گفت سفر خارج داری می روی اگر برای برگشت هواپیما نیاید آنجا می‌مانی.

– قبول کردم – دو روز معطل شدیم بعد با هواپیمای کوچک باربری پرواز کردیم – بعد از نیم ساعت فهمیدیم که هواپیما دور زد – بعد فهمیدیم که در خلیج گردباد بوده و خلبان با تیزهوشی دور زده و الا پودر می شدیم یکروز معطل شدیم تا دوباره پرواز کردیم – در فرودگاه ابوموسی در حال نشستن دوباره هواپیما بلند شد فهمیدیم در باند ابری آمده که خلبان دید ندارد تا بنشیند. پرواز کردیم تا ابر رفت نشستیم.

در ابوموسی با همه رفیق بودم – مسئله غذا آنجا خیلی نمود داشت – چون نیروهای دیگر بودند – بچه ها خیلی گله می کردند مثلاً نیرو دریایی غذاهای عالی داشتند ولی ما هیچ. من دلداری می دادم ولی قانع نمی شدند.

در ابوموسی افراد اماراتی هم هستند که دولتشان به آنها خیلی می‌رسد و آنقدر برایشان غذا و آذوقه می‌آورند که باعث می‌شد بچه‌های نیرو انتظامی افسوس بخورند.

  • آقای حسین زاده با اخلاق خوبش در جذب مبلغین خیلی مؤثر است.

از شهرکرد من را به شهر سامان فرستادند – نیمه دوم ماه رمضان شهری رفتیم به نام هفش جان – مردم با نیرو انتظامی درگیر شده بودند – فرمانده بد دهنی داشت که به پرسنل پرخاش می‌کرد و تحقیر و ضایع‌شان می‌کرد.

هیچ کاری نمی‌کرد ولی تواضع و فروتنی من باعث شد با او هم رفیق شدم

پادگان قدس: روزهای اول برای خود آدم هم دلگیر و غریب است – پادگان آموزشی بود – یکی از سربازان شمالی از دور به من نگاه می‌کرد.

– حاج آقا با شما کار دارم نرسیده به در عقیدتی گریه افتاد آنقدر گریه کرد که نزدیک بود منهم گریه بیفتم.

او را در آغوش کشیدم میگفت:

– دلم برای مادرم تنگ شده

آنقدر گریه کرد رفتم پیش سرهنگ میلانی و ماجرا را گفتم: بلافاصله گفت:

  • کی؟ برو بگو بیاد بره مادرش رو ببینه

همین یک نمونه از خروار بود که با وجود یک فرمانده خوب مبلغین در جذب سربازان و افراد موفق‌تر عمل می‌کردند.

سربازی آمد پیشم.

– حاج آقا می‌خواهم به خانه‌مان تلفن بزنم.

کارت تلفن را در آوردم به او دادم رفت دیر کرد – بعد آمد

– تمام شد حاج آقا ببخشید گفتم عیب نداره برو گفت:

– با خواهرم صحبت می‌کردم حواسم پرت شد تمام شد.

گفتم: برو عیب ندارد داشت می‌رفت برگشت گفت آخوند هم خوب و بد دارد

دیگر فهمیدم در موردم بد فکر می‌کرده که خدا رو شکر من هم درست عمل کردم.

در میاندوآب درگیری شده بود بین شیعه و سنی

سربازان سنی گوشه‌ای جمع می‌شدند – کم کم به آنها نزدیک شدم – نماز جماعت با ما نمی‌خواندند.

به آنها گفتم: – اجباری نیست شما با ما نماز بخوانید فقط نباید دشمن شاد کن بشویم والا ما که پشت سر شما نماز می‌خوانیم مثلاً در مکه یا جای دیگر کم کم به ما ملحق شدند و نماز را با ما می‌خواندند.

حسین زاده مرکز آموزش ولیعصر پادگان قدس

مسئله اتاق مبلغ باید حل شود

– در مرکز آموزش به بچه‌ها می‌گفتم روزه بگیرید پیش‌ام می‌آمدند و گلویشان را نشان می‌دادند که خشک است از بس رژه رفته اند. دلم برایشان می‌سوخت.

رفتم پیش مسئول پادگان درخواست کردم یک کلاس را حذف کنند آنها نیز محبت کردند و کلاس را حذف کردند که تأثیر خوبی نزد بچه‌ها داشت.

در رامهرمز سربازی آمد گفت شما که اینقدر سفارش غسل و وضو می‌کنید من چند روز است نتوانسته‌ام حمام بروم علت را جویا شدم فهمیدم آبگرمکن خراب است بلافاصله اقدام کردم و آبگرمکن را درست کردند.

من طلبه ورودی سال ۶۸ هستم از سال ۷۰ برای تبلیغ اعزام شده‌ام (دانش‌آموزی و مدرسه‌ای) ماه رمضان سال ۸۲ در عسلویه بودم – فرمانده خوبی داشت سرهنگ حبیبی که در سطح استان از او تقدیر شد عسلویه عقیدتی نداشت.

یکی از پرسنل قبلاً پرسنل عقیدتی بوده که منفک شده – دل خوشی از روحانیون نداشت ولی بخاطر وجود بحثهای شبانه عقدیتی و سیاسی جذب شد و در شب احیاء برنامه داشتیم که خودش گفت برای اولین بار جامعه کبیره را تا آخر خوانده.

خبر دادند که چند نفر از کادریها نه تنها نماز جماعت شرکت نمی‌کنند و نماز نمی‌خوانند بلکه روزه خواری هم می‌کنند من تذکر هم ندادم بلکه در یکی از سخنرانیها در مورد معاد و رحمت خدا در ماه رمضان صحبت کردم که بر روی آنها تأثیر گذاشت صحبت مستقیم با آنها نکردم فقط غیر مستقیم در سخنرانی با آنها صحبت می‌کنم.

در چابهار شرکت پرسنل در نماز و دعا کم بود بعد فهمیدم که به خاطر فوتبال است سه شب با فرماندهی در فوتبال شرکت کردیم دو تیم قرمز و آبی شدیم که بعد همه آنها در نماز و دعا شرکت می‌کردند که می‌گفتند چون شما در برنامه فوتبال ما شرکت کردید نامردی بود ما در برنامه شما شرکت نکنیم.

استان سیستان هنگ میرجاوه گروهان چانه دو دور افتاده‌ترین گروهان که تا مرکز شهر ۱۵۰ کلیومتر فاصله داشت به هنگ که رفتم گفتند گروهانی داریم که تا به حال هیچ روحانی‌ای آنجا نرفته امکانات هیچ چیز نداشتند هفته‌ای یکبار تانکر آب می‌آورد – نه حمام – نه آب – نه برق هیچ چیز نداشتند.

پاسگاهای دورافتاده‌ای داشت.

یکشب لباس نظامی پوشیدم و با آنها همراه شدم و در بین پاسگاه‌ها رفت و آمد و نگهبانی دادیم – از نظر روحی برایشان خیلی خوب بود – هر شب مرا به پاسگاه‌ها دعوت می‌کردند – که چون راه دور بود آنها می‌آمدند.

هر جا مدیریت بوده و فرمانده از خودش خلاقیت داشته کارها به نحو احسن انجام شده.

در ماه رمضان کوه نوردی تعطیل بود – زیارت عاشورا پنج‌شنبه‌ها انجام می‌دادیم – صبحها روان خوانی قرآن داشتیم در صحبتهایم حداقل یکهفته را در مورد امام زمان صحبت می‌کردیم که خیلی استقبال می‌شد.

اگر فرماندهی همکاری نکند مبلغ دست و پالش بسته است و کاری نمی‌تواند بکند

باید به آسایشگاه آنها برویم تا طرح سئوال شود نباید بایستیم تا آنها بیایند سراغ ما

در احکام یکسری نقاط کور است که روحانی خجالت می‌کشد بگوید مخصوصاً در طهارت سربازان بیشتر مسائل اعتقادی را می‌پرسند – خیلی وقتها با مسائل سیاسی قاطی می‌کنند.

شبهات :

۱- در مورد ولی فقیه

۲- در مورد امام زمان که اصلاحین کسی هست نیست.

  • در مورد معاد (چه کسی دیده و رفته؟)

ایمن سازی پرسنل – چون خود پرسنل آدم خوبی است ممکن است از خانواده غافل شود و دشمن روی بچه‌‌های او زوم کنند.

بعضی مواقع پاسگاه‌ها را با موتورسیکلت می‌رفتم.

مشکلات پرسنل فقط مالی نیست گاهاً روحی است و یا تبعیضی است که بین نیروی انتظامی و نظامی است.

حق مأموریت نیروی انتظامی ۱۰۰۰ تومان است ولی ارتش ۶۵۰۰ تومان است.

مرخص‌ها در نیرو انتظامی هر ۳۰ تا ۴۵ روز است ولی ارتش و سیاه ۴۸ ساعته است.

در یکی از پاسگاه‌ها فرمانده پاسگاه سبزیکاری و درختکاری کرده بود – چاه آب زده بود تا با نرسیدن تانکر آب به مشکل نخورد و پاسگاه هم از نظافت و تمیزی خاص و زیادی برخوردار بود.

یکی از فرماندهان سرنماز و اذان از ستاد بیرون می‌رفت که باعث تعجب بود بعد‌ها فهمیدم با دین مشکل دارد فرمانده‌هانی که به نماز اهمیت می‌دهند نیرو نیز به آنها اقتدا می‌کردند.

هرجا رفته‌ام با بدرقه از آنجا آمده‌ام شماره تلفنهای آنها را دارم و شماره من را نیز آنها دارند و تماس داریم.

روحانی نباید متوقع باشد.

روز اول با پرسنل شرط می‌کنم خود را مدیون دیگران نکنند و احیاناً جنب سرنماز از جهت اجبار نیایند.

من کارهای شخصی خودم را به سرباز نمی‌دادم – گاهاً ظرف سربازان را نیز می‌شستم- بعضی شبها که غذا خوب نبود پول رو هم می‌گذاشتیم مواد اولیه می‌خریدم یکنفر غذا می‌پخت یکنفر ظرفها را می‌شست (قرعه کشی)

وقتی یک روحانی با سربازان فوتبال بازی می‌کند به خاطر روحانی حرفهای رکیک استفاده نمی کنند و حجب و حیا را رعایت می‌کنند که خود یک فرهنگ‌سازی است.

در کرمانشاه افسر و سرباز شیطان پرست داشتیم: بجای نماز نیاز دارند.

شهرکرند غربی و بخش گهواره اطراف اسلام آباد غرب که الحق هستند یا علی الهی یا شیطان پرستند نیک شهر خیلی ضد شیعه هستند.

عقیدتی سیاسی به استانهای اصفهان – سمنان – خراسان – شمال – یزد – مرکزی – همدان – قزوین – زنجان – فارس: اعزام ندارد.

عقیدتی چهارمحال بختیاری فقط دو ماشین دارد

مراکز اعزام مبلغ

۱- مرکز آذربایجان شرقی (مرکز آموزش ولیعصر )

۲- مرکز آذربایجان غربی (ناحیه انتظامی ارومیه )

  • اردبیل (مرکز آموزش)

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملکرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت چهارم

هم در مقابل عالمان و هم کسانی که از شما علم فرا می گیرند متواضع باشیم.

بعضی از شرایط یافتنی است و نه داشتنی.

در محیط نظامی

وظیفه : هر کدام دارای فرهنگ های مختلف هستند (تضاد فرهنگها)

افسر: فرمانده پاسگاه مرزی سروان است یا بومی هستند یا غیر بومی

مبلغ اعزام می شود باید خوراک هر دسته را آماده کند.

کباب برگ غذای خوبی است ولی نمی توان به بچه شیرخوار داد

هر سخن جایی دارد و باید به اندازه فهم شنونده باشد.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

طفل را گر نان دهی جای شیر

طفل مسکین را از آن نان مرده گیر

باید زیست خودش از آنها پایین تر باشد

باید دارای حلم و بردباری هم باشند ممکن است فحش بشنود

نبایدتوقعی داشته باشد (تلویزیون ، اتاق و …)

از چیزی پرهیز نداشته باشد.

اگر سربازان گودالی می کنند باید بلند شود و کمک کند.

مبلغ باید سنگ صبور آنها باشد.

نباید مفتش دیگران باشد.

در شداید و سختی ها خودش طلایه دار باشد.

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید

گل طاقت بین در و دیوار ندارد

  • سر و جانم فدای امام حسین به شرط اینکه رگ نبرند.

روحانی نباید زیاد نزدیک شود

نزدیک شدن به افراد باعث ظهور نفاق می شود.

حریم باید حفظ شود

نباید احساس شود روحانی دلقک است

نباید طوری باشد که هدف وسیله را توجیه کنید باید از راه درست حرکت کرد.

نزد حضرت علی که بودیم چنان هیبتی داشت حضرت تا آغاز سخن نمیکرد ما سخنی نمی گفتیم و وقتی بین ما بود مثل یکی از ما بود.

باید فضا را کاملاً بشناسیم – یکنفر با یک تمجید جذب می شود.

گاهی باید اخم کرد.

گاهی اثر اخم با یک لبخند یکی است و اگر جایش عوض شود نتیجه عکس می شود.

در اردوگاه اقدسیه که بودم یک سر و صدایی شنیدم. بیرون که رفتم دیدم یکی از فرماندهان گروهان به شدت عصبانی شده و داغ کرد ه – موضوعش یادم نیست که به چه خاطر داد و بیداد می کرد ولی مشخص بود که از شدت عصبانیت نزدیک است سنکوب کند – ) متوجه شدم ممکن است کار دست خودش بدهد که عواقب برای خودش و نیرو داشته باشد. برای همین جلو رفتم او را در آغوش کشیدم و بوسیدمش. نوازش اش کردم دست او را گرفتم و به وضوخانه بردم وضو گرفتیم و برای نماز جماعت ظهر و عصر به نمازخانه بردمش. نماز که تمام شد همراه خودم به خانه مان بردشم سید بود و جوشی. کمر درد داشت ماساژش دادم آرام که شد کمی نصیحتش کردم و سر به سرش گذاشتم که زن بگیرد. برایش گل گاو زبان دم کردم و به او دادم و اعصابش تسکین یافت. می خواست برود که نگذاشتم شب نگهش داشتم. صبح شاداب و سرو حال بلند شد و سر کار رفتیم مدتی بعد زن گرفت و الان نیز دو تا بچه دارد. هر وقت مرا می بیند دعایم می کند که اگر آنروز بدادش نرسیده بودم معلوم نبود چه کاری دست خودش می داد.

ما خادم العلما هستیم :

رشته بر گردنم افکنده دوست                 می کشد هر جا که خاطرخواه است.

در لحظه سال تحویل یکی از سالها هب روحانیون و طلبه ها مأموریت دادیم در پاسگاهها و قرارگاهها با موابل در لحظه سال تحویل به بالای برجکهای نگهبانی برود و بعد از سلام و احوال پرسی و خسته نباشی با سربازها گوشی موبایل را به آنها بدهند تا با خانواده خود تماس بگیرند و تبریک عید و سال تحویل بگویند. سربازان خیلی خوشحال و شاداب می شدند و روحیه شان بالا میرفت. اینکار جذبه فراوانی داشت که تأثیر فراوانی نیز گذاشت.

در یکی از پاسگاههای پلیس راه سربازی چند افسر و سربار را به گروگان گرفت. هر چه تلاش کردند او را قانع کنند نتوانستند موفق شوند. می خواستند به زور نظامی وارد عمل شوند و گروگانها را آزاد کنند که روحانی پیر و سیدی داشتیم که وارد ماجرا شد جلو رفت و سرباز گرم صحبت شد و چون پیر بود سرباز به او اجازه داد جلو برود و از نزدیک صحبت کند. روحانی با صحبتهایش سرباز را قانع کرد تا خود را تسلیم کند که البته در مراحل محاکمه سرباز نیز درخواست تخفیف کرد که موافقت شد.

 

بلوچستان – کرمان – بم و راور – یزد – تهران.

شرایط سختی است که نیروها تنها و مجردی می آیند – خانواده ها اذیت می شوند.

نیروها ۱۰ تا ۴۵ روز می مانند بعد مرخصی می روند

– در ایست بازرسی مرصاد (بین کرمان و بم)

مرکز آموزش شهید درویش (اهواز) هم بودم که با بچه ها رفیق می شدم.

(از مطالب مورد علاقه آنها شروع می کردم و بعد مطالب مورد نظر خودم را به آنها می دادم.

(اول در فضای ذهنی آنها نفوذ می کنم بعد آنها را به فضای ذهن خودم می آورم)

مردم مشکلاتی دارند که پیچیده نیست و با دو کلام صحبت خوب و صحیح می توان آنرا حل کرد.

ماشین و وسایل در اختیار مبلغ نمی گذارند.

مبلغ می تواند از سازمان تبلیغات و دفتر امام جمعه پول تهیه کند تا مسابقه ترتیب دهد ‌ولی امکانات نمی دهند.

کمتر اعزام کنند ولی ساپورت کنند.

هر جا رفتم استقبال مردم خوب بود.

بعضی سربازان ۴ – ۵ سال است که بعللی در حال خدمت هستند – چون ضعیف هستند با مشکلات روحی که برایش پیش می آید فرار می کنند.

اتاق در اختیار مبلغ نمی گذارند با سرباز هم اتاق بودم مبلغ را می فرستند ولی ساپورت نمی کنند.

۱۵ روز در دل کویر با ۷-۸ نفر افسر در یک اتاق زندگی می کردیم خودم کسل شده بودم.

در شهر طبس رفته بودم پاسگاههای بین راهی ۴-۵ نفر سرباز داشت.

صبح زود می رفتیم تا شب ۴-۵ پاسگاه را بازدید می کردیم.

روحیه سربازان در این پاسگاهها خیلی پایین است.

در یکی از پاسگاهها سربازی دم در پست بود – به او سرزدم – در فکر بود – سلام کردم خوش لهجه و زیبا و اصفهانی بود – طبس مشکلات تقسیم کشوری داشت از خراسان جدا شده بود و به استان یزد پیوسته بود و به طبس سرباز نمی دانند – برای همین از جاهای دورتر سرباز می گرفت.

به سرباز قول می دهند مرخصی می دهند امروز فردا می کنند تا سرباز روحیه اش را از دست می دهد

(از سهمیه طناب استفاده می کنند ) جمله ای است طنز که بین افراد پاسگاهها گفته می شود.

یکروز با سروان مؤمنی به سنگرهای بالای کوهها سرکشی کردیم – نه آب و نه برق داشتند.

۷-۸ سرباز و دو کادر در هر پاسگاه بالای کوه که پاکسازی کرده بودند حضور داشتند.

سروانی بود که فکر می کرد من کاره ای هستم پیش من گریه می کرد و درخواست می کردم که نجاتش بدهم.

پاسگاه نایل بندان (آخر راه طبس) آشپز نداشتند – غذای بد می خوردند بین راه کرمان و طبس در نقطه صفر بود نزدیک روستا بود که چند بار آنجا هم رفتم – فرمانده پاسگاه سروان قادری انسان مذهبی و صمیمی و خونگرمی بود سربازها را پای صحبت طلبه جوان و روحانی روستا می برد و حال و هوای آنها را عوض می کرد.

میزان علاقمندی شخص به شغل و لباسش در بالا بردن کارآیی خیلی مهم است.

شاید یک علتش نیز تبعیض بین نیروی انتظامی و سپاه و ارتش باشد چون به آنها از هر لحاظ (مثل لباس – مسکن – غذا ) رسیدگی بهتری می شود.

در نیروی انتظامی ۹۰% از کار خود راضی نیستند.

هدف اعزام مبلغ انتقال نفس ربانی و روحانی به دیگران است.

طلبه داشتیم که سرباز سنی را شیعه کرده کادر اهل حق را شیعه کرده

تشویق و پیگیری در کار نیست

– چون کسی دغدغه دین ندارد به مبلغین اهمیت نمی دهند.

طلبه خودش را معرفی می کند – مدرک حوزوی از او می خواهیم – (عکس و فتوکپی شناسنامه – معرفی نامه – سابقه تبلیغ ) موقع اعزام خود را عرضه می کند – او را توجیه می کنیم: بعد اعزام می کنیم حکم به او می دهیم که فلان جا خود را معرفی کند.

مراکز آموزش

۱- نواحی: پاسگاههای مرزی

۲- گردانهای عملیاتی (قرارگاهها)

مراکز را به او معرفی می کنیم و طلبه انتخاب می کند.

نماز و احکام و سخنرانی با توجه به مناسبتها [بیشتر ارتباط سؤال و پرسشی با فرد دارند]

(پس از اتمام تبلیغ گزارش کار از عقیدتی سیاسی همان مرکز می گیرد و خود را به ما معرفی می کند تا با او تسویه کنیم)

۵ بار اعزام شده اند.

در استان خوزستان شهر باغ ملک شهریست که با اهواز ۲ ساعت فاصله دارد نزدیک ایذه است ستاد نیروی انتظامی – جمعه رسیدم – ساک سنگینی داشتم غروب بود و نمازم هم مانده بود دلگیر بودم در نماز گریه می کردم – یکی باید به خودم روحیه می داد – نمازخانه از ساختمان فاصله داشت حاج آقا طباطبایی مسئول اعزامها بود و مرا فرستاد باغ ملک که فضای سنگینی داشت.

یکبار بعد از نماز صبح خوابیدم خواب دیدم حاج آقا بهجت بدیدنم آمده که حاجتم را برایش گفتم.

فرمانده ستاد سرهنگ بود که ۸ سال اسیر بود و انسان بسیار خوبی بود – در اتاق خودش حمام داشت که به من هم کلید می داد تا از حمام اختصاصی اش استفاده کنم.

کار مبلغ فقط نماز و انتقال مفاهیم بود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملکرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت دوم

  • بعد از ملاقاتهای زیادی که با دو طرف کردم برایشان ملاقات حضوری گرفتم که کمی از تنش‌های میان آنها کم شد. من که در نمازخانه بعد از نماز کتاب اندیشه‌های اخلاقی را تدریس می کردم سرباز را دعوت کردم تا پای صحبت طلبه بنشیند و استفاده کند – آمد ولی دور از جمع نشست و سیگار میکشید. بحث اخلاق در خانواده را یک ربعه جمع کردم – موقع نماز شد – بین نماز احکام می گفتم – دیدم وسط جمعیت به نماز ایستاده – برای اینکه مرا نشناسد رو به دیگران صحبت کردم.
  • نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

فردای آنروز پشت سرم به نماز ایستاد – بین مسئولان زندان نشسته بود. بعد از نماز مچ دستم را گرفتم، تو خودت آخوندی؟

مرا شناخت و این آغاز دوستی عمیق ما شد. چند بار برایش ملاقات حضوری گرفتم- در زندان یک قاضی ناظر داشتیم که پس از مدتی برای سرباز درخواست بخشش کردم که با توجه به رضایت خانواده دختر و خوب شدن رفتار سرباز، حکم آزادی اش را گرفتم.

بعد از زندان آندو را به عقد هم درآوردم و از اهالی محل و آشنایان برایشان وسایل خانه و کمک مالی جمع کردم و آنها را سر زندگی مشترکشان فرستادم . . . .

بعد از یکسال و نیم آنها را در چالوس دیدم که صاحب بچه‌ای هم شده بودند. دختر چادری شده بود. پسر نیز به زور دست مرا بوسید و . . . .

 

فرمایشات مقام معظم رهبری

– اگر میخواهید تأثیرگذار باشید. شما برادران عزیز که نظامی هستید و با ع.س همکاری میکنید راهش اینست که دلها را بهم نزدیک کنید درون را پاک کنید عمل را خالص کنید برای خدا کار کنید آن وقت خدای متعال برکت خواهد بود ان میشود تمهیدی سیاسی مطلوب

  • روی خوش روحانی ، دلسوزی روحانی، اقنعنای نفس روحانی . . . و بی اعتنایی یک روحنی به تشریفات و چیزهای زیادی و زر و زیورهای مال دنیا حضور مطلوب و ایده‌آل خواهد شد و اثر میگذارد.

بایگان ویژه از دامغان تا یزد پیاده‌‌روی کردیم – سال ۷۸- ۸۰% را با آنها پیاده رفتم ۱۰ روز طول کشید تا به یزد برویم.

تا زمانی که حقایق را برای سرباز و جوان بازگو نکنیم جذب نمیشوند. گفتن حدیث و روایت برایشان خسته کننده است.

آنها اول باید به باور برسند بعد با جان و دل احکام را می‌پذیرند.

اصول دین ۸۰% عقلایی است- بازگو کردن اصول عقلایی بقیه امور دین را باور پذیر میکند. چون باور نیست احکام انجام نمیشود

– اگر تعیین باشد بانکی در استان ۱۰ میلیون وام بلاعوض میدهد بدون اطلاع دادن به خانه راه می افتیم و میرویم ولی اگر تعیین نباشد که در اتاق بغل همین اتفاق می‌افتد از جایمان تکان نمی خوریم.

برای خراب نشدن سابقه برگه‌ ارشاد نظامی‌ها را پاره میکنند تا با اظهار ندامت آنان از خراب شدن سابقه شان جلوگیری شود.

یک ماهی در قرارگاه مرصاد در کرمان که در زمینه برخورد با مواد مخدر عمل میکند، بودم.

تفسیر سوره لقمان را در ماه رمضان برایشان می‌گفتم.

نصایح لقمان برایشان بسیار جذاب بود.

ارتباط احساسی با نیرو داشتم و کارهای ظریف از جمله منتقل کردن جنبه‌های عرفانی عبادت ، توضیح زیبا از مرگ را انجام میدادم.

فردی سرطان داشته و استرس مرگ داشته ولی هر چه به مرگ نزدیکتر می‌شده راحتر می‌شده و بهتر کمک می کرده به دیگران و رفیق‌القلب می‌شده و سعی در دستگیری مستمندان می‌داشته که باعث شده در لحظه مرگ با آرامش بمیرد.

از طریق عرفان و بحثهای عرفانی ارتباط برقرار می کردم.

مثالی که محبت خدا به انسان را محسوس کنم محبت مادر به فرزند است شما که به مادر احساس عاطفی دارید چرا به خدا که محبتی تر از مادر است احساس عاطفی ندارید؟

بشین بر لب جوی و گذر عمر ببین . . . .

این چند روز از دنیا را برای رسیدن به خدا استفاده کنیم.

دانه‌ گندم در حال عادی رشد نمیکند ولی اگر زیر خاک برود به آن آب دهیم رشد میکند.

کسی که ۷ سال عمر کرده خیلی راحت میگوید از زندگی چیزی نفهمیدم چون زندگی آگاهانه انجام نداده.

علامه طباطبائی به قسمت شعله آبی چراغ والور که نگاه میکرده لذا میبرده.

درگیری بین دو نفر از پرسنل که ترسو هم بودند با صحبت حل شد.

رحمت دین شامل محبت خداو پیغمبر و امامان به ایشان است.

بازدید از پاسگاهها

پاسگاه مرزی لوله کشی ندارد- نمازخانه سرویس بهداشتی هم ندارد.

هر معاونت تخصصی یک نفر برای بازدید میرود هر تیم بازدید کننده حدوداً ۴-۵ نفر

صعب العبور است کهکولیه و بویر احمر و کوهستانی‌ها.

سربازها تقریباً بومی هستند.

هر پاسگاه مرزی دور افتاده ۵-۶ نفر پرسنل دارند.

پاسگاه مرزی پرسنل تا ۵۰ نفر دارند.

سال ۸۳ قرار گاه مرصاد در بم مأموریت رفتیم از ماهان حرکت کردیم به پاسگاهی که هواپیما سقوط کرده بود ۴- ۵ ساعت آنجام بودیم غروب فرمانده، پاسگاه میخواست به شهر برود گفت به خانه میرویم و همان شب در پاسگاه درگیری شده بود و دو نفر از بچه‌ها شهید شده‌اند. شاید اگر من در پاسگاه می ماندم کشته می‌شدم.

رزمایش و الفجر ایرانشهر زاهدان – ناجا مانور گذاشته بود ۱۵ روز شبانه روزی کار کردیم – شهرکی ساختیم قرار بود و بازدیدی در چابهار داشته باشیم- در هلی کوپتر ۴۵ دقیقه تا چابهار خواب بودم که خیلی عجیب است

پاسگاههای دریایی چابهار زیبا بود. شهر ارومیه زیبا و جالب بود- دریاچه ارومیه زیباست منطقه تفریحی بند بسیار زیباست منطقه باستانی تخت سلیمان.

در شهرستان تکاب در آذربایجان غربی بیشترشان کرد و سنی هستند- در ارومیه هم سنی زیاد هست – از لحاظ کشاورزی خیلی حاصلخیز است. مردم از وضع معیشتی نسبتاً خوبی برخور دارند.

منطقه سرد یا گرم- منطقه صعب المعیشه – منطقه‌عملیاتی: پرسنل به اجبار باید برگذارنند.

بازرسی:

۱- سیستماتیک : سر گروه روحانی

۲- فرهنگی: میزان تأثیرگذاری تبلیغات بر پرسنل گرفتن آمار اثر گذاری فرهنگی بر پرسنل

۳- تخصصی : فقط تبلیغات

کار فرهنگی باید اعتقادی باشد- باید سریع القول و سریع العمل باشم

وقتی خودم زود به نماز برسم سربازم هم تکرار میکند و بعد پرسنل

تکریم ارباب رجوع

بخشهای اخلاقی در محیط اداری غیبت نکردن و دروغ نگفتن و حرام و حلال را رعایت کردن.

پرسنل باید به روز باشند از همه مسائل روز آگاه باشند – اگر دور باشند آنها منزوی میشوند و انگشت نما می‌شوند.

اطلاعات کامل داشتن از آخرین تحولات زیر مجموعه

باید پرسنل خودشان خوب و بد را درک کنند و قدرت انتخاب داشته باشند.

یکی از پرسنل را دیدم که با لباس رسمی انتظامی در کنار همسر بدحجابش در خیابان قدم میزند و این تأثیر منفی بر جامعه دارد مشخص است که این فرد هیچ واکنشی نسبت به بدحجابی و شاید منکرات نداشته باشد.

مراحل تحصیل طلبه:

عوامل پیشرفت طلبه

۱- استعداد طلب

۲- اساتید

۳- علاقه و پشت کار

سطح ۱: دوره‌ مقدماتی ۶ سال

۳ سال ادبیات عرب تخصصی

۳ سال مباحث فقه و اصول

اصول فقه – کلام- فلسفه- اخلاق- علم رجال- علم حدیث- فق حدیث)

سطح ۲: دو سال مباحث فشرده فقه و اصول

سطح ۳: دو سال مباحث فشرده و تخصصی تر فقه و اصول

درس ارج : فقه و اصول

قدرت تجزیه و تحلیل فقه و اصول را داشته باشد به اجتهاد میرسد.

در صورت تأهل شهریه دو برابر می ‌شود.      حداقل ۲۵ هزار تومان

حداکثر ۱۰۰ هزار تومان

فرد باید ظرفیت و شخصیت پوشیدن لباس را داشته باشد.

پیش نماز مسجد باب الجنه در خ غیاثی بودم و سعی میکردم مردم محل را جذب نماز جماعت کنم.

جوانی در حضور عمر و ابوبکر نزد پیامبر سؤال کرد که یا رسول‌الله من می‌خواهم زنا کنم عمر بلند شد تا او را تنبیه کند رسول الله او را آرام کرد و فرمود:

  • من نمی‌گویم زنا نکن یکنفر اگر با خواهرت زنا کند چه؟
  • این چه حرفی است یا رسول الله
  • با مادرتان چه؟
  • یا رسول الله من ناراحت شدم
  • خب شما که می خواهی زنا کنی یا با خواهر یا مادر کسی زنا می‌کنی

جوان پشیمان شد و عمل زنا گذشت

در حمزه آباد یک هندو را مسلمان کردم نزد آیت‌الله گلپایگان رفتیم و او مسلمان شد

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملکرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت اول

– نمایندگی ولی فقیه در ارتش مقام معظم رهبری

۲- نهاد سیاسی ایدئولوژیک

ارتش

ژاندارمری

شهربانی

با تشکیل سپاه پاسداران ابتدا شهید محلاتی نماینده ولی فقیه در سپاه شد

سپس عبداله نوری این وظیفه را بعهده گرفت

در سال ۶۰

۳- سازمان عقیدتی سیاسی

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

رئیس ها روحانیون دارای بینش سیاسی و سطح تحصیلات حوزه (معادل فوق لیسانس)

لف) آموزش عقیدتی

ب) روابط عمومی و تبلیغات

ج) تعیین شایستگی مکتبی و نظارت بر عملکرد نیروهای مسلح

د) توجیه سیاسی و ارتقاء بینش و معرفت سیاسی

با مدیریت روحانیون

۱- مبلغ دیدن

۲- مدیریت فرهنگی فرهنگ سازی در نیروهای مسلح

– رعایت :

۱- اخلاق

۲- آداب اجتماعی

۳- هم شأن حکومت اسلامی

هدف اسلامی کردن فضای نیروهای مسلح بود

۱- اختیارات قانونی

۲- توان اجرای قانون

تعدیل روحیه نظامگری مقابل روح نظامگیری

روحانی دارای روح متواضع و معتدل است و اختیاری از خودش نمی‌بیند

آرامتر – ساکت‌تر و عالم‌تر- زاهدتر- عدم علاقه به تعریف تمجید و مقام

برای همین محراب مسجد را کوتاهتر می‌سازند که روحانی متواضع باشد و خود را پایین‌تر ببیند.

روحانی نباید تملق و چاپلوسی کند و در برابر باطل حقیقت گو باشد و عدم انفعال داشته باشد. روحانی باید مستقل باشد.

فرماندهی کل قوا اقناعی است یعنی باید قانع کند.

برای شلیک هر گلوله به سمت اهداف باید نیروی تحت امر با پاسخ مناسب توجیه شود.

برای چی بزنم ؟

به کی بزنم ؟

چرا بزنم ؟

لذت بردن از احترامات نظامی دور شدن از فضای روحانی است

۱- معادل لیسانی، پیمانی استخدام بشود.

۲- معادل فوق لیسانس، استخدام می‌شود.

  • برای استخدام روحانی، او کنترل علمی- امنیتی میشود و باید صلاحیت فردی، خانوادگی و اجتماعی داشته باشد.
  • با حرمت گذاشتن به قوانین پادگانها و نظامگیری روحیه انسانی و اسلامی را به بدنه نظامیها بدهد.

۱- سرکشی به اتاق نظامی‌ها

۲- گوش دادن به درد و دلهای نظامیها

با همکلام شدن روحانیها با سربازها آمار خودکشی‌ها کاهش یافت. (آمار شنیداری بوده) با رفتار درست و تربیت اسلامی سلامت و صحت نظام بالا می رود.

اقتدا به روحانی نیاز به باور دارد و ربطی به رتبه او ندارد.

در مورد عملکرد روحانیون سازمان سنجش نیست.

شهر جهرم مردم دیداری دارد البته تحقیقی نیست و فقط نظریه شخصی است.

دعوت از روحانی خوش اخلاق در مجلس عروسی سربازها

نیروهای انتظامی بستر گناه و معصیت است.

در نیروهای انتظامی ناظر ایمان و دین خود فرد است.

روحانیون زیادی با خانواده افراد نیروهای مسلح ارتباط خوب دارند و به مشکلات آنها و جوانان آنها رسیدگی میکند.

روحانیون خوب در مجموعه نیروی مسلح تأثیر خوب دارد

روحانیون دیکتاتوری و اداری محوری را از نیروی مسلح دور کرده‌اند.

اعزام روحانیون به مناطق و مأموریتها در هفته ناجا- محرم- ماه رمضان و دهه فجر صورت می گیرد.

روحانیون از طریق دفتر ولی فقیه در قم جذب و اعزام میگردند.

اعزام بوسیله‌ معاونت تبلیغات ع. س صورت می گیرد. مکان اعزام تقریباً داوطلبانه از طرف روحانی انتخاب می شود.

دفتر ع.س در رقم لیست روحانیون را از شورای مدیریت حوزه‌ علمیه قم و دانشگاه رضوی مشهد دریافت میکند.

حقوق مبلغها با توجه به موارد زیر تعیین می گردد.

۱- میزان تحصیلات

۲- معروف بودن

۳- توانایی او

مبلغان معمولی حدوداً در ماه نود هزار تومان دریافت می‌کنند.

در ع. س روحانی مجرد استخدام نمی شود.

فلسفه وجودی عقیدتی: ارتش ژاندارمری شهربانی همه شاهنشاهی هستند کارمندان مهم نبودند ولی نیروهای نظامی و انتظامی خطرناک بودند

با نگاه فرهنگی و پیشگیری باید انقلاب درونی در نیروها ایجاد کنند

با آموزش اسلامی و دینی نیروها را پرورش دهند.

پرورش نیروهای معتقد به نظام با دید مذهبی

با ایجاد مسائل اداری کمی از مسائل پرورشی عقب ماندند.

نیروهای مسلح ما منش اسلامی دارند.

سؤالات شرعی خود را در حیطه وظایف‌شان از روحانیون می پرسند.

خانواده در منش پلیس اثرگذار است.

وضع اقتصادی در منش پلیس اثر گذار است

  • مبلغ باید خودش اصلاح شده باشد- خودش عامل باشد- باید الگو باشد
  • عوامل مؤثر در خروج در انسانیت و تدین را کاهش بدهیم- رسیدگی به معیشت مأموران

مستأجر صاحب‌ خانه قاچاق فروش) کمتر ۳۰۰-۴۰۰ هزار تومان خط فقر است.

به خانواده‌های کارکنان باید رسیدگی شود حتی از لحاظ فرهنگی

شرایط اثرگذاری را بیشتر کرد خانواده اثر زیادی دارد.

نگاه به مدرک تحصیلی

ارتباطات سازمان:

  • بازرسی
  • حفاظت اطلاعات

در اسلام کمین گذاشتن برای جلوگیری حرام است.

این دو معاونت جهت پاکسازی نیرو بوجود آمده ولی کاربردی که ع. س دارد را ندارند

نحوه‌ برخورد سازمانی با همکاران باید اصولی باشد.

باید چه کنیم که قلبها را پاک کنیم؟

روحانی باید در قلب مأمور برود.

۱۲ فروردین ۷۰ ادغام شهربانی – ژاندارمری- کمیته

جذب عقیدتی: ۶ ماه طول می کشد کمیته عقیدتی نداشت

عقیدتی ژاندارمری و شهربانی از نیروهای خوبی تشکیل شده بود.

سردار دروس روحانی را خوانده است- فوق لیسانس حقوق دارند.

عدم آگاهی از تکالیف شرعی و احکام – بچه‌های کمیته زن و مردی که ارتباط جنس داشتند همانطور لای پتو می‌پیچیدند.

دانشگاه علوم انتظامی تدریس می‌کنند- از شاگردان شهید بهشتی

در استان سمنان زن و مرد زناکار را فقط حد می‌زدیم و از کتک خوردن او توسط مردم جلوگیری کردیم.

باید آگاه به مسائل و احکام دین و شرع بود.

با نگاه آموزش دادن به معاوننت آموزش رفتم ولی ارضاء نشدم ۱۰ سال معاون طرح و برنامه بودم باز ارضا نشدم.

در معاونت تبلیغات تأثیر گذار شدم با تهیه فیلم- نماز خواندن سرباز در نمازخانه پاسگاه.

در آذربایجان اسم زینب را روی دختر نمی‌گذارند چون مصیبت کش است.

با انگیره اثر گذاری به عقیدتی آمده‌ام.

ابزارهای متفاوت برای تزریق اندیشه دینی وجود دارد مثل چاپ کتاب- سمعی بصری

در جبهه شب خوابم نمی‌برد دیگران را باد زدم- بیداری خود را منشأ ثواب کردم.

نمایشگاه پلیس و نماز را به پا کردم.

چه اشکالی دارد در موقع نماز ماشین پلیس جلوی مسجد بایستد و مأموران وضو بگیرند و نماز بخوانند.

عکس نمازگزاران که پلیسها آب و سیل را با کاسه بر می‌گردانند تا زیر نمازگزارها نروند بسیار تأثیر گذار شد.

با هنرهای نمایش و تجسمی میتوان تأثیر گذار بود.

فیلم صیانتی

جرم‌های مأموران:

۱- مسائل اخلاقی

۲- رشوه

۳- مواد مخدر

باید خود ساخته باشیم

۱- تبلیغی و تقویت ع. س

۲- تبلیغ و تشریح موقعیت روحانیت

۳- اثر بخش روحانیت در تهذیب افراد

۴- عدم گرایش تهذیب یافته در کارهای خلاف

در اداره یکی از افراد مراجعه کرد و اعلام کرد از کشوری میز پولش را برداشته‌اند (سیصد هزار تومان) دو پیچ را باز کرده و برده بودند. از روی احساس شخصی را خواستم که راننده بود و به ماشین خسارت زده ولی نمی توانست پول را به تعمیرگاه بدهد- فقیر هم بوده- با او صحبت کردم اول قسم خورد و منکر شد ولی بعد اعتراف کرد که پول را خورده فقط ۳۶ هزار تومان آن را مانده بود- کشف نقطه تأثیرگذاری او کاری بود که کردم، پول دزدی را به صورت اقساط گرفتم.

در زیارت خانه خدا قصد بوسیدن حجرالاسود را د اشتم از حاج آقا دیانت اجازه گرفتم تا بروم. ایشان در لحظه خداحافظی نکته‌ای متذکر شد و آن اینکه زیارت حجرالاسود مستحب است ولی آزار مسلمان برای جلو رفتن و کنار زدن حرام است.

وقتی به خانه‌ خدا نزدیک می‌شدم و جمعیت را دیدم که به زحمت خود را به حجرالاسود می رسانند یاد نکته‌ای که حاج آقا بیان داشتند افتادم. برای همین گوشه‌ای ایستادم . ولی از اینکه نتوانستم جلو بروم و حجرالاسود را بنویسم ناراحت بودم بیکباره دیدم کسانی که کف خانه را تمیز می‌کنند با حلقه‌ای که جلوی من زدند راه را برای من باز کردند. جلو رفتم سرم را داخل حجرالاسود کردم و بوسیدم و تماشا کردم.

بیکباره با رفتن زمین‌شوها جمعیت به سمت‌ام هجوم آورد. از خدا کمک خواستم تا بدون دردسر از میان آنها رد شوم که همین هم شد به راحتی عبور کردم.

شکر گذار خداوند شدم که بوسیله حاج آقا دیانت به موقع به من تلنگر زده شد تا بدون اینکه فعل حرامی از من سر بزند حجرالاسود را زیارت کنم.

زندان نوشهر حدوداً ۳۰۰ نفر زندان دارد که ۲۰ تا ۳۰ نفر زن جزء زندانیها هستند.

سربازی در محل خدمتش تحت تأثیر مردی که از زنش جدا شده بوده و در بیابان زندگی میکرده، قرار گرفته، نوارهای ابی گوش میکرده – در مرخصی‌ها با دختری آشنا می شود- بعد از ۷ الی ۸ ماه که از خدمتش میگذرد به مرخصی که میرود با دفتر نامزد میکند.

تا قبل از نامزدی با دختر با او بیرون میرفته- دختر که پدر نداشته از طرف مادر بیشتر تحت نظر بوده است.

سرباز با پایان گرفتن مرخصی قصد رفتن به محل خدمت را میکند ولی در رکاب اتوبوس دو دل می شود.

از طرفی اجباراً باید به محل خدمتش برود و از طرفی دلش نمی آمده دختر را تنها بگذارد. تصمیم‌اش را میگیرد و ترجیح می دهد بماند. عقب گرد میکند و به خانه دختر میرود- مادر خانم‌اش از اینکه به محل خدمتش نرفته ناراحت میشود.

از آن پس هر چه سرباز به خانه دختر میرود مادر خانمش اجازه نمیدهد دختر را با خود بیرون ببرد. اصرارها و تلاشهای سرباز راه به جایی نمی‌برد.

یکبار از خانه که بیرون می آید سعی می‌کند از طریق پنجره دختر را بیرون بکشد که با مقاومت دختر مواجه میشود- سرباز چاقو پرت میکند که از پشت به دختر میخورد- کار دختر به بیمارستان می‌کشد . . . .

با شکایت مادر دختر سرباز به زندان نوشهر منتقل میشود- از آنطرف دختر هم در بیمارستان بستری می‌شود. ظرفیت زندان هفتاد نفر بود برای همین حدود صد نفر را فقط در نمازخانه‌ زندان اسکان د اده بودند. سرباز هم که میان آنان بود از حرفها و حرکات آنان آزرده و افسرده شده بود. سیگار میکشید و هر روز عصبی‌تر میشد. به توصیه زندان بانها و مشاوران نیز گوش نمیداد و یاغی شده بود. چند بار خود زنی کرده بود. حالش وخیم شده بود که من احساس کردم باید وارد ماجرا شوم و به او کمک کنم . . . .

ابتدا به افسر نگهبان توصیه کرم با او کاری نداشته باشد. لباس شخصی پوشیدم و لباس روحانی‌ام را در اتاق کارم پنهان کردم- سرباز را به اتاقم دعوت کردم- به او سیگار تعارف کردم و گرم گرفتم.

گفتگو:

  • از آخوندها خوشت می‌آید؟
  • نه
  • آیا با طلبه‌ای که نماز ظهر را به جماعت می‌خواند ارتباط داری؟
  • نه
  • منهم از آخوندها خوشم نمی‌آید ولی طلبه آدم خوبی است، خودت را به او نزدیک کن.
  • دوست ندارم
  • تو چرا اینکار ها را می‌کنی؟
  • من عاشق دختره بودم اجازه ندادند بیرون بروم از سربازی هم ماندم
  • این طلبه هم مثل تو بوده ولی این کارها رو نکرده و حرف مادرخانمش را گوش کرده سیگار روشن کردم و دست او دادم و با خودش سیگار کشیدم
  • نوار چی گوش میکنی؟
  • ابی
  • منهم ابی گوش میکنم بلدی بخونی؟
  • آره
  • مثل ابی بخون
  • ترانه‌ای را خواند و شروع به گریه کرد . . . .

دو روز بعد در دفتر خودم با او ملاقات کردم باز هم لباس شخصی پوشیدم – اعتماد بیشتری به من کرد- پیشتر به فکر فرو رفته بود.

  • تو چه فکری هستی؟
  • در فکر دختر هستم
  • من برایت خبر می‌آورم.
  • از زندان آزاد شوم مادر دختر را می‌کشم

وضع روحی‌اش خراب بود- به بیمارستان برای ملاقات دختر رفتم- مادرش نیز بود- پیش آنها با لباس روحانی رفتم- مادر دختر از دست پسر خیلی عصبانی بود میگفت: پسره بیاد بیرون دهنشو سرویس میکنم.

به دروغ گفتم: مادر اشتباه نکن . . . . ایشون در زندان پیشیمان شده و میگفت چطور روی زن و مادر زنم را نگاه کنم نصیحت کردم که اینها جوانند و گفتم دوران جوانی و نامزدی الان با قدیم متفاوت است.

مقداری نرم شدند.

برگشتم زندان – متوجه شده بودم که کم ‌سواد است و تا اول راهنمایی خوانده است.

به او گفتم:

تو که می‌گویی مادر زنم را بکشم. او پشیمان است و نسبت به تو دلسوز شده

  • آنها قصد زدن مرا دارند (کسانی که برای ملاقاتشان می آمدند گفته بودند)

نه اینطوری نیست، زخم دختر هم عمیق نیست.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد سیمای اهل بیت در حدیقه الحقیقه دیوان سنایی – قسمت سوم

سنایی در ابیات پایانی حدیقه الحقیقه نیز ارادت خاص خویش را به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان بیان می کند و بر دوستی با ایشان به خود می بالد و دوستی با آنها را راه نجات و سعادت خود می داند.

کین سخن ها نجات من باشد   زانکه توحید ذوالمنن باشد
شادمان مصطفی و یارانش   وانکه هستند دوستدارانش
چهار یار گزیده اهل ثنا   بر تن و جانشان زیبنده دعا
مرتضی و بتول و دوپسرش   وانکه سوگند من بود به سرش
نخورم غم گر آل بوسفیان   نشود از حدیث من شادان
چون زمن شد خدای من خشنود   مصطفی را زمن روان آسود
مالک دوزخ ار بود غضبان   غضب او بگو مرا چه زیان
مر مرا مدح مصطفی است غذی   جان من باد جانش را به فدی
آل او را به جان خریدارم   وز بدی خواه آل بیزارم
دوستدار رسول و آل ویم   وانکه پیوسته در نوال ویم
من ز بهر خود این گزیدستم   کاندرین ره نجات دیدستم

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

حدیقه الحقیقه/ ص۵۴۶/ به اختصار از بیت۷تا۱۷)

و در پایان بر محمد و آل محمد درود می فرستد؛

باد بر مصطفی درود و سلام   ابدالدهر صدهزاران عام
صد هزاران ثنا چوآب زلال   از رهی باد بر محمد وآل

(حدیقه الحقیقه/ ص۵۴۷/بیت۱۷و۱۸)

وی در قلندریات خود به آل عبا چنگ می زند و خود را متوسل به آل عبا می داند.

ای سنایی با سنایی هر زمان   چنگ در آل عبا خواهم زدن

(دیوان،ص۴۸۰،بیت۷)

در حدیقه سنایی به بیتی اشاره می کند که حضرت محمد را آقا و سرور آل عبا می داند و می گوید که خداوند حضرت محمد(ص) سوره هل اتی را نازل کرده است که اکثر مفسران اهل سنت و شیعه نقل می کنند که این آیه در شأن اهل بیت رسول یعنی حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین نازل شده است.

سید وسرفراز آل عبا   یافت تشریف سوره هل اتی

(حدیقه/ ص۷۶/بیت۲۳)

باز دربینی در حدیقه که در مورد پادشاهی بهرامشاه است، سنایی آل رسول را از هر گونه عیب و نقصی پاک و مبرا می داند:

سید وسرفراز آل عبا   یافت تشریف سوره هل اتی

(حدیقه/ص۳۷۳/بیت۷)

در دیوان سنایی بیتی آمده است که در آن سنایی مهر به رسول و حضرت علی و آل او را راه رسیدن به جنت و بهشت می داند و بر محمد و آل او درود می فرستد.

سید وسرفراز آل عبا   یافت تشریف سوره هل اتی

(دیوان/ص۷۰۱/ب۸)

به جان جان دهم ازجان و دل همه شب‌و روز   صلوات ها و تحیات بر محمد و آل

(دیوان/ص۳۵۲/ب۲)

سیمای پیامبر در آثار سنایی

سنایی حضرت محمد را آقا و سرور تمام پیامبران می‌داند و در تفسیر آیه الم یجدک یتیماً فآوی ایشان را تاج سر انبیاء معرفی می کند.

نه تو دری بودی اندر بحر جسمانی یتیم   فضل ما تاجیت کرد از بهر فرق انبیاء

(دیوان / ص ۳۵ / ب ۱۱)

تا بگوید ز سید سادات   که زما بر روان او صلوات
احمد مرسل آنکه فضل احد   کرده بر جمله انبیاش اوحد

(حدیقه الحقیقه / ص ۳۰۵ / ب ۲۰ و ۲۱)

خاصه نعت رسول باز پسین   آن ز پیغمبران بهین و گزین

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۲۵ / ب ۲۶)

مفخر جمله انبیاء او بود   خُسـُر [۱] میر مرتضی او بود

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۴۶ / ب ۱۱)

سنایی در فضیلت و برتری حضرت محمد بر جبرئیل داستان معراج پیامبر را به تصویر می‌کشد.

شب معراج چون به حضرت رفت   با هزاران جلال و عزت رفت
چون به رفرف رسید روح امین   جست فرقت زمصطفای گزین
جبرئیل از مقام معلومش   بازگشت و بماند محرومش
گفت شاها کنون تو خود بخرام   که مرا بیش از این نماند مقام
پیش از این گریبانم انگشتی   یا بر این روی آورم پشتی
همچو انگشت سوخته سر و پشت   گرددم پا و پنجه و انگشت
جبرئیل این سخن روایت کرد   با ملائک همین حکایت کرد

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۵۲ ب ۲۳ و ۲۴ و ص ۱۵۳)

سنایی حضرت محمد را محرم جان انسانها می داند و اعتقاد دارد که هر کس دلش به نور پیامبر روشن باشد از آتش دوزخ در امان است.

جز به دست و دل محمد نیست   حل و عقد خزانه اسرار
چون دلت پر زنور احمد بود   به یقین دان که آمفی ازنار

(دیوان / ص ۲۰۲ / ب ۳ و ۴ )

اندر آن عالم نیابی محرمی مرجانت را   جز صفای احمدی و جز سخای حیدری

(دیوان / ص ۶۵۲ / ب ۵)

تکیه بر شرع محمد کن و برقرآن کن   زان کجا عروه وثقای تو جز قرآن نیست

(دیوان / ص ۹۸ / ب ۱۰)

سنایی پیامبر را مایه حیات و آفرینش همه عالم می داند و به حدیث لولاک لما خلفت الافلاک[۲] اشاره می کند.

با نقش تو گفته نقش بندت   لولاک لما خلقت الافلاک
ای نقش نگین تو لعمرک   وی خلعت تو لولاک

(دیوان / ص ۹۱۷ / ب ۱۳ و ۱۵)

زهی پشت و پناه هر دو عالم   سرو سالار فرزندان آدم
نبودی گر برایت گفت ایزد   نه آدم آفریدی و نه عالم
میان اولیاء صدری و بدری   میان انبیاء مهری و خاتم

(دیوان / به اختصار ص ۳۷۶ و ۳۷۷)

احمد مرسل آن چراغ جهان   رحمت عالم آشکار و نهان
آمد اندر جهان جان هر کس   جان جانها محمد آمد و بس

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۲۷ / ب ۱ و۲)

آدمی زنده اند از جانش   انبیاء گشته اند مهمانش

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۲۸ / ب ۱)

سنایی پیامبر را رحمت للعالمین می‌داند و در تفسیر و ما ارسلناک رحمه للعالمین می‌گوید:

چون تو بیماری از هوا و هوس   رحمه للعالمین طبیب تو بس
مصطفی بر کرانه برزخ   راء آویختست در دوزخ
تا رهاند ترا ز دوزخ زشت   پس رساند به بوستان بهشت
سنت او ردیست هین برخیز   در ردای محمدی آویز
کآسمانت احمد مرسل   اولش آخر، آخرش اول

(صدیقه الحقیقه / به اختصار از ص ۱۳۸ تا ص ۱۴۰)

سیمای حضرت علی (ع) در آثار سنایی

سنایی حضرت علی (ع)‌را نایب و جانشین پیامبر می داند و می گوید:

نایب شرع مصطفی اوسست   عالم علم مرتضی اوسست
هر چه با مرتضی بگفت رسول   او به جان کرده جمله قبول

(حدیقه الحقیقه / ص ۴۶۰ / ب ۱۵ و ۱۷)

هر نبی را وصی و هم داماد   جان پیغمبر از جمالش شاد

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۰ / ب ۶)

نایب مصطفی به روز غدیر   کرده در شرع مرو را به امیر

حدیقه الحقیقه/ ص ۱۷۰ / ب ۱۰)

نایب کردگار حیدر بود   صاحب ذوالفقار حیدر بود

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۴ / ب ۲۲)

سنایی معتقد است که دین اسلام به دست علی (ع) گسترش پیدا کرده و آرام و قرار گرفته است.

ز آنکه بی تیغ دین نیافت قرار   ذوالفقاری به حیدر کرار

(حدیقه الحقیقه / ص ۳۸۷ / ب ۶)

از تیغ علی بگوی تیغ تو چه کم   کان دین عرب فزود واین ملک عجم

(دیوان / رباعی ۳۴۸ / ص ۱۱۵۴)

هیچ رونق بود اندر دین و ملت تا نبود   ذوالفقار حیدری را یار دست احمدی

(دیوان / ص ۶۶۲ / ب ۱۰)

وی حضرت علی (ع) را دربان سرای پیامبر می‌خواند و حفاظت از دین اسلام را از آن علی می داند.

چون نباشی خاک درگاه سرائی را که هست   پاسبان بام،‌روح القدس و دربان مرتضا

(دیوان / ص ۴۳ / ب ۱۲)

سنایی شرافت و ارجمندی آل یاسین را مدیون علی (ع) می‌داند.

آل یاسین شرف بدو دیده   این داور را به علم بگزیده

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۰ / ب ۹)

شرف شرع و قاضی دین او   صدف در آل یاسین او

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۰ / ب ۱۹)

سنایی حضرت علی (ع) را چشم و چراغ پیامبر معرفی می کند و می گوید که علی (ع) رازدار پیامبر است.

عالم علم بود و بحر هنر   بود چشم و چراغ پیغمبر

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۱ / ب ۱۱)

رازدار خدای پیغمبر   رازدار پیمبرش حیدر

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۷۱ / ب ۲۳)

از نظر سنایی علی (ع) یکتا و یگانه است و هیچ کس مانند او را نمیتوان در جهان پیدا کرد.

هر کسی جز وی امامت نیز دعوی می‌کند   لیک پنهان نیست شاه ذوالفقار از ذو؟؟

(دیوان / ص ۲۱۳ / ب ۳)

صد علی در کوی ما بیش است بازیب و جمال   لیک یک تن را نخواند هیچ عاقل مرتضا

(دیوان / ص ۲۱ / بیت ۹)

عالیم پر زوالخمار است از خمار خواجگی   ای دریغا در جهان، یک حیدر کرار کو

(دیوان / ص ۵۷۴ / ب ۵)

در مورد ذوالفقار حضرت علی (ع) بسیار سخن گفته شده است، سنایی نیز به این مسأله اشاره می کند و آن را شمشیری می داند که خداوند از بهشت آنرا برای حضرت علی آورده است تا با کمک آن حافظ دین اسلام باشد.

ذوالفقاری که از بهشت خدای   بفرستاده بود شرک زدای
آوریدش به نزد پیغمبر   گفت کاین هست بابت حیدر
تا بدو دینت آشکار کند   لشکر کفر تار و مار کند
مصطفی داد مرتضی را گفت   که بدین آردین برون ز نهفت

(حدیقه الحقیقه / ص ۱۶۹ / ب ۲۳ تا ۲۶)

سنایی به دو تیغ که از آن علی (ع) است اشاره می کند ذوالفقار و تیغ زبان که با تیغ زبان علم عالم را فاش می کند و با ذوالفقار دشمنان را نابود می نماید.

به دو تیغ او به ذوالفقار و زبان   کرده یک تیغ همچو تیر جهان
بود تیغی زبان گوهر پاش   که بدو کرده علم عالم فاش
دیگری ذوالفقار بران بود   کامت جانت شیر غران بود
زان دو تیغ کشیده در عالم   شرع را کرده همچو تیر و قلم

 

[۱] – خُسـُر : داماد ¬ فرهنگ معین.

[۲] – شرح تعرف / ج ۲ / ص ۴۶ به نقل از احادیث و قصص مثنوی، بدیع الزمان فروزانفر ص ۴۸۴٫

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل

دانلود پروژه رشته فقه اسلامی در مورد سیمای اهل بیت در حدیقه الحقیقه دیوان سنایی – قسمت دوم

سپس عمر را مدح و توصیف می کند و شعر را با این حدیث آغاز می کند:

انا مدینه الصدق و ابوبکر بابها.

بود عدل عمر ز بی مکری   آینه صدق روی بوبکری
کان اسلام و زین ایمان بود   صدق او عقل و عد را کان بود
از عمر یافت دین بها و شرف   اینت دین را شده گزیده خلف

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

(حدیقه الحقیقه/ به اختصار از ص۱۶۰ تا ۱۶۴)

و بعد از آن عثمان را می ستاید و سخنش را با این حدیث آغاز می کند:

انا مدینه الحیاء و عثمان بابها

آنکه برجای مصطفی بنشست   برلبش شرم راه خطبه ببست
آنکه زلکنت نبود بود از شرم   زانکه دانست جانش را آزرم
شرم و حلم و سخا شمایل او   هر سه ظاهر شد از مخایل او
این سه خصلت اصول و انبیاء   به دو دختر رسول را داماد

(حدیقه الحقیقه/ به اختصار از ص۱۶۴ تا۱۶۷)

و سپس به مدح و ستایش حضرت علی (ع) می پردازد که بعداً در مورد آن مفصل بحث خواهد شد.

“آقای مدرس رضوی در ادامه بیان می کنند که «قاضی نورالله شوشتری» در کتاب «مجالس المؤمنین» سنایی را شیعه دانسته است و برای اثبات ادعای خود به دو بیت از حدیقه الحقیقه اشاره می کند.

ای سنایی به قوت ایمان   مدح حیدر بگو پس از عثمان
در مدیحش مدایح مطلق   زهق الباطل است و جاء الحق

(حدیقه الحقیقه/ ص۱۶۷/ ب۱۸و۱۹)

این دو بیت، ابیات پایانی بخشی از حدیقه است که در مورد عثمان سروده است و سپس از مدح ابوبکر و عمر و عثمان به این دو بیت اشاره می کند و سپس به ستایش امیرالمؤمنین (ع) می پردازد. قاضی نورالله شوشتری معتقد است که سنایی با توجه به این دو بیت باید شیعه باشد چرا که با توجه به معنای این دو بیت سنایی مدح خلفای سه گانه را باطل دانسته و می‌گوید که با مدح حضرت علی (ع) حق جای باطل را می گیرد. در واقع سنایی شیعه بودن خود را به اینگونه ثابت می کند، شوشتری بر این عقیده است که سنایی به دلیل اوضاع نابسامان سیاسی زمان خود مجبور به ؟؟ بوده و مذهب خود را پنهان می داشته است[۱]”.

در باب نهم حدیقه با عنوان «فی الحکمه و الامثال و مثالب شعراء…» در فصل “فی بیان سبیل السعاده و الطریق المستقیم” ابیاتی را بیان می کند که شیعه بودن وی را آشکار می سازد.

ای ترا راه گشته رای و قیاس   بتر از راه و رای خود مشناس
راه دینست محکم تنزیل   شرح آن مرتضی ؟؟ تأویل
جز از این حجله ؟؟ شمر   کار خود‌کن به قول کس منگر

(حدیقه الحقیقه/ ص۴۶۳/ بیت۶تا۸)

وی در همان باب نهم حدیقه از خداوند می خواهد که به سبب دو چیز از تمام کوتاهی ها و گناهان او درگذرد و او را ببخشاید.

گرچه دارم گناه بسیاری   نیستم در زمنه بازاری
دو سبب را امید می دارم   گرچه آلوده و گنه کارم
که نجاتم دهی بدین دو سبب   زین چنین جمع بی خبر یارب
آن یکی حب خاندان رسول   حب ان شیرمرد جفت بتول
و آن دگر بعض آل بوسفیان   که از ایشان بدو رسید زیان

(حدیقه الحقیقه/ ص۴۶۶/ بیت۱۷ تا۲۱)

اما آنچه که به طور قطع و یقین مسلم است آن است که سنایی از دوستداران راستین پیامبر و از محبان واقعی حضرت علی (ع) و آل او بوده است و معتقد است که خلافت حق علی (ع) و اولاد اوست.

در دیوان سنایی، سلطان سنجر بن ملکشاه در باب مذهب از حکم سئوال کرد و سنایی در جواب او قصیده زیبایی سرود و به نزد او فرستاد. در این قصیده اعتقاد خاص سنایی به قرآن پیامبر اکرم و عترت ایشان به صورت کامل و شفافی بیان شده است که به طور اختصار به بعضی از ابیات این قصیده مهم اشاره می شود.

احمد مرسل نشسته کی روا دارد خرد   دل اسیر سیرت بوجهل کافر داشتن
شومدینه علم را درجوی وپس در وی خرام   تاکی آخر خویشتن چون حلقه بردرداشتن
چون همی‌دانی که شهر علم را حیدر دراست   خوب نبود جز که حیدر میر و مهتر داشتن
مر مرا باری نکو ناید ز روی اعتقاد   حق حیدر بردن و دین پیمبر داشتن
آنکه او را بر سر حیدر همی خوانی امیر   کافرم گر می تواند کفش قنبر داشتن
تا سلیمان وار باشد حیدر اندر صدر ملک   زشت باشد دیو را بر تارک افسر داشتن
گرهمی‌خواهی که چون‌مهرت‌بود‌مهرت‌قبول   مهر حیدر بایدت باجان برابر داشتن
چون درخت دین به باغ شرع هم حیدر نشاند   باغبانی زشت باشد‌باشد جزکه‌‌حیدر‌داشتن
جز کتاب الله و عترت زاحمد مرسل نماند[۲]   یادگاری کان توان تا روز محشر داشتن
از گذشت مصطفای مجتبی جز مرتضی   عالم دین را نیارد کس معمر داشتن
از پی سلطان دین پس چون روا داری همی   جز علی و عترتش محراب و منبر داشتن
هشت بستان را کجا هرگز توانی یافتن   جز به حب حیدر و شبیر و شبر داشتن
بندگی کن آل یاسین را به جان تا روز حشر   همچو بی دینان نباید روی اصفر داشتن
قوت اسلام و دین بود اقتضای ایزدی   ذوالفقار احمد اندردست حیدر داشتن
    (دیوان/ به اختصار از ص۴۶۷ تا۴۷۳)

در قصیده دیگری در دیوان سنایی، شاعر به مدح و ستایش حضرت محمد و اهل بیت ایشان می پردازد و در این قصیده حضرت علی بن موسی الرضا را نیز جزء اهل بیت پیامبر به شمار می آورد. قصیده با این بیت آغاز می شود.

جهان پر درد می بینم دوا کو   دل خوبان عالم را وفا کو

و ادامه می دهد.

سراسر جمله عالم پریتیم است   یتیمی درعرب چون مصطفا‌کو
سراسر جمله عالم پر ز شیر است   ولی شیری چو حیدر باسخا کو
سراسر جمله عالم پر زنانند   زنی چون فاطمه خیرالنساء کو
سراسر جمله عالم پر شهید است   شهیدی چون حسین کربلا کو
سراسر جمله عالم پر امام است   امامی چون علی‌موسی‌الرضا‌کو
سراسر جمله عالم پرحدیث‌است   حدیثی چون حدیث‌مصطفاکو

[۱] – همان منبع- با همان آدرس.

[۲] – اشاره به حدیث معروف ثقلین دارد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک دانلود متن کامل