پایان نامه عوامل اجتماعی مؤثر بر جرم زنان زندانی زندانهای شهرستان ساری

نظریه آنومی رابرت مرتن

رابرت مرتن [1]با بسط مفهوم آنومی دورکیم آن را برای تبیین رفتار انحرافی به کار گرفت. او مانند دورکیم از دیدگاه کارکردگرایی مینگرد و انحراف را نتیجه عدم تعادل در نظام اجتماعی میداند. مرتن نابسامانی را به عدم تعادل بین اهداف تائید شده اجتماعی و وسایل مورد تائید برای نیل به آنها نسبت میدهد(رابرتسون،1374).

ازدیدگاه مرتن علت جرم در درون افراد که اشتهای سیری ناپذیرشان باید به وسیله کنترلهای قوی هنجاری محافظت شود وجود ندارد بلکه در تناقضات ساختار اجتماعی – فرهنگی است. در میان عناصر گوناگون ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، دو مورد آن اهمیت بیشتری دارد، نخستین عنصر شامل اهدف، مقاصد و عالئقی است که فرهنگ جامعه آنها را تعیین و تعریف کرده و برای همه اعضای جامعه یا بخشهایی ازآن بصورت هدفهای مورد تایید درآورده است. هدفهای رایج که میزان حساسیت و اهمیت آنها متفاوت است چارچوب مرجع آرمانی هستند، یعنی چیزهایی هستند که ارزش دارند برای آنها تالش کرد.گرچه ً به محرکهای زیست شناختی ارتباط دارند اما بوسیله تعدادی ازاین هدفهای فرهنگی -نه همه آنها- مستقیما آنها تعیین نمیشود. عنصر دوم ساختار فرهنگی شیوههای مورد تأیید رسیدن به این هدفها را مشخص، تنظیم و کنترل میکند. هر گروهی مجبور است هدفهای فرهنگی خود را با مقرراتی انطباق دهد که در نظام رسوم اخالقی یا نهادها ریشه دارد. و این مقررات بیانگر راه و روشهای مجاز حرکت به سوی این اهداف است. تاکیدی که از نظر فرهنگی بر برخی از هدفها میشود، با میزان تأکیدی که برهنجارهای نهادی شده اعمال میشود تناسبی ندارد. گاهی ممکن است به ارزشهای مربوط به هدفهایی معین تاکید شدید یا استثنایی شود اما در عین حال توجه چندانی به ابزارهای نهادی شده برای رسیدن به آن هدفها نشود (مرتن،1949).

مرتن پنج واکنش ممکن نسبت به تنش میان ارزشهای از نظر اجتماعی پذیرفته شده و وسایل محدود دستیابی به آنهارا تشخیص میدهد :

1- سازگاری و همنوایی [2]: همنوایی با اهداف و وسایل فرهنگی که معمول ترین شکل رفتار است. پیروی در حد قابل مالحظهای به این شیوه از انطباق امری ضروری برای حفظ جامعهای باثبات محسوب میشود.

2- نوآوری[3] : فرد با اهداف فرهنگی