پایان نامه بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر جرم زنان زندانی زندانهای شهرستان ساری

) مردانگی‌”و”هویت‌های مردانه‌”[1]

“مردانگی‌”و”هویت‌های مردانه‌”عبارت است از ویژگی‌هایی در مردان که هویت آنان را تشکیل داده و از آنان جدایی‌ناپذیر می‌باشد.به عبارت دیگر،مردانگی و هویت مردانه‌ تلقی مـردان از خـودشان‌ و مرد بودنشان را می‌سازد.طی چند دهه اخیر،مطالعات در خصوص مفهوم‌”مردانگی‌”افزایش یافته است.تحقیقات در این مورد نشان می‌دهد که‌ هویت مردانه،تحت تاثیر جغرافیا(مکان)و زمان‌های متفاوت تغییر می‌کند،به طوری که‌ متناسب با عوامل زمان‌ و مکان،مدل‌های‌ مختلفی از”مـننردانگی‌”و پدرسـالاری ظهور مـی‌ کند.دراین‌ زمینه،تحقیقات‌ کانل‌ (1995 و 1978)،سهم ویژه‌ای در درک و فهم ارتباط بین انواع مدل‌های‌”مردانگی‌”و”هویت‌های مردانه‌”داشته است.کانل(1955)،در تحقیقات خود‌ حیطه‌ و محدوده‌ای از ویژگی‌های مردانه را مشخص و تـعیین‌ نموده و تفاوت‌های تاریخی و فرهنگی را در این خصو مورد تاکید قرار داده است.او مـعتقد است،د هـر عـصر و دوره‌ای‌ می‌توان‌ بین‌”مردانگی‌”برتر‌ و غالب،که در جوامع فعلی‌ اروپایی،مخصوص سفیدپوستان و طبقه متوسط و مرفه اجتماعی است،و”مردانگی‌” مغلوب و پیرو،که فاقد این ویژگی‌هاست تـفکیک ‌ ‌و تـمایز قائل شد.”مردانگی‌”غالب،بر اساس نظر کانل،یک الگوی ایده‌آل فرهنگی‌ است‌ که‌ در مردان یک حس فـردی نـسبتب‌ به‌”مرد بـودن‌”شان ایجاد می‌کند.این در حالی‌ است‌ که شاخص‌ها و ویژگی‌های ایده‌ آلی در مورد مفاهیم‌”مرد بودن‌”و”زن بودن‌”تعریف می‌شود و این مـفاهیم از معانی‌ غیر مطلوب‌ و مذموم تفکیک می‌شود.بر مبنای این الگو،یک مرد”موفق‌”لازم است از هر آن چه در‌ جـامعه،”غیر‌ مردانه‌”محسوب‌ می‌شود فاصله گـرفته و از آن دوری گـزیند.بنا بر این‌”مردان واقعی‌”خود را از خصوصیات دون‌ و احساسات‌ و عواطف زنانه جدا نموده و ویژگی‌هایی مانند ترحم و دلسوزی،ترس و هراس و اضطراب‌ و عدم قاطعیت را شایسته‌ خود نمی‌بینند(موشر و سومکینز، 1988).

استالتنبرگ(2000)عنوان می‌کند که اگر چه از نظر فرهنگی و تئوریکی‌ مفاهیمی‌ مانند “مردانگی‌”وجود دارد،ولی در واقع چیزی به نـام‌”مردان واقعی‌”موجودیت خارجی‌ ندارد.این مفاهیم در