سایت دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
دسته‌بندی نشده

رایگان پایان نامه ارتباط باورهای فلسفه ی معلمان با مدیریت کلاسی قسمت 6

جی.اف. نلر در کتاب آشنایی با فلسفه آموزش و پرورش به نقل از براملد نظریه بازسازی را در 5 نظر عمده عنوان کرده است، به این شرح خلاصه می کند.

1- آموزش و پرورش باید همین جا و هم اکنون خود را به ایجاد یک نظم اجتماعی نو متعهد سازد که ارزش های اساسی فرهنگ ما را تحقیق خواهد داد و در عین حال با نیروهای بنیادی اجتماعیو اقتصای جهان نو هماهنگ خواهد ساخت.

2- جامعه جدید باید دموکراسی اصیل باشد که نظارت بر نهادها و منابع آن به دست خود مردم انجام می گیرد.

3- کودک، آموزشگاه و خودآموزش و پرورش سخت مشروط و مقید به نیروهای اجتماعی و فرهگی هستند.

4- معلم باید دانش آموزان خود را نسبت به اعتبار و فوریت راه حل بازسازی متقاعد سازد اما این کار را با توجه دقیق به شیوه های دموکراتیک انجام دهد.

5- وسایل و هدف های آموزش و پرورش باید کاملاً بازسازی شود تا مقضیات بحران فرهنگی کنونی خوب و ماهیت واقعیت را مورد بحث قرار می دهد. طبعاً به حوزه فلسفه وارد می شود در همه ی بحث های خود مستقیماً و غیرمستقیم به چگونگی آموزش و پرورش، به عنوان یک متغیر تعیین کننده ی رفتار انسان می‌پردازد.

5- رفتار گرایی

رفتار گرایی در حوزه آموزش و پرورش جهان مورد توجه خاص است و کمتر معلمی را می توان یافت که با آن بیگانهباشد. لکن از این لحاظ که درباره طبیعت آدمی هم نظر خاص دارد جامعه، ارزش ها زندگی خوب و ماهیت واقعیت را مورد بحث قرار می دهد طبعاً به حوزه فلسفه وارد می شود در همه ی بحث های خود مستقیماً و غیرمستقیم ، به چگونگی آموزش و پرورش ، به عنوان یک متغیر تعیین کننده ی رفتار انسان می‌پردازد.

رفتار گرایی از این لحاظ هم به رفتار عینی می پردازد خود را یک علم عینی معرفی می کند و ظاهراً جهت یابی علمی عینی دارد بیش از سایر نظریه های روان شناختی به فلسفه نزدیک است رفتار گرای معتقد است که مفاهیمی ا قبیل ذهن هوشیاری و روح یادگار دوران پیش علمی هستند رفتار گرایان نیز می گویند بدن انسان ماده است و رفتار او نوعی حرکت می باشد. بنابراین می توان آدمی را از نقطه نظر ماده و حرکت شناخت.

به نظر رفتار گرایان آزادی اراده انسان افسانه ای بیش نیست و ما از سوی اشیا یا اشخاص کنترل می شویم و همین کنترل است که رفتار افراد یا جامعه را شکل می دهد.

فرض اصلی رفتار گرایی این است که رفتار مطلوب انسان محصول است نهحادثه. محورهای اساسی آن هم دو فرآیند یادگیری و تقویت هستند پس اگر می خواهیم جامعه ی انسان که ترکیبی از اشخاص است از تعادل  لازم برخوردار باشد و آن را ادامه دهد راهی جز ان نداریم که از فنون علمی استفاده کنیم.

رفتار گرایی در آموزش و پرورش

موضوع: اشخاص خوب و کارآمد را به وسیله ی فرآیندها یا کارهای تربیتی کنترل شده دقیق و علمی می توان بار آورد.

هدف تربیتی : تغییر و تعدیل رفتار آماده کردن اشخاص طبق توانایی آن ها برای مسئولیت های چند گانه ی زندگی شخیص و اجتماعی

برنامه درسی : محتوای تربیت معلومات یا شناخت هایی را شامل می شود که همیشه طبق هدف های رفتاری انتخاب و سازماندهی شده اند.

روش : هرگونه یادگیری شرطی سازی است سرطی سازی عامل (فعال)، تقویت آموزش برنامه ای شایستگی جایگاه دانش اموز: آزادی افسنه است رفتار ما را نیروهایی تعیین می کند که ما نمی شناسیم و به آن ها کنترلی نداریم به همین سبب، آموزش و پرورش به وسیله طرح بتر از تربیت تفاقی است.

نقش معلم : معلمان اقتدار طراحی و کنترل فرآیندهای تربیتی را دارند و مسئولیت چگونگی موفقیت پیشرفت دانش اموزان به عهده ی ایشان است (شعاری نژاد، 1383).

6- انسان گرایی

انسان گرایی به هرگونه نظام فکری یا عملی گفته می شود که بر طبیعت شأن علایق و آرمان های انسان مبتنی است؛ مخصوصاً جنبش های نون عقل گرا و خدا نرست که معتقدند آدمی خود این توانایی را دارد که خود را به کمال برساند و از سلوک اخلاقی مطلوب برخوردار باشد، بدون اینکه به منبه فراسوی طبیعت گرایی نیاز داشته باشد این دیدگاه فلسفی را می توان در عبارت “انسان معیار همه جیز است” دید.

این مکتب در هر بحث علمی و فلسفی صلاح انسان را مقدم می شمارد و او را به شناخت خود و جهان و بهره برداری سودمند و مؤثر از جهان توانا می داند هم به عقل او ارزش می دهد و هم واقعیت های عینی را می پذیرد و معتقد است انسان می تواند حتی باید شناخت خود را از خویشتن و جهان روز به روز گسترش دهد مشروط بر اینکه از این شناخت برای رفاه واقعی خود و دیگران استفاده کند به نظر انسان گرایان تربیتی :

  1. دانش آموزان با خویشتن خوبی را به کلاس می آورند با خود سرهایی (مغزهایی) را که فکر و احساس می کنند ارزش هایی را با خویشتن می آورند که به کمک آن ها آنچه را می شنوند و می بینند انتخاب کنند.
  2. معلم نه تنها باید مووضع درس خود را بفهمد و از اصول انگیزش و یادگیری عاقلانه استفاده کند باید خویشتن را نیز بفهمد و از خویشتن به عنوان یک مربی آموزشی استفاده معقول بکند.
  3. این زمانی – مکانی بودن آموزش و یادگیری باید مورد توجه باشد زیرا دانش آموزان در واقعیت جاری و تجربه های موجود تغییر می یابند.
  4. باید آموزش و یادگیری شخصی شوند و دانش آموزان را تشویق کنند که دیدگاه خود را با ضمیر “من” بیان کنند.

هدف های آموزش و پرورش

این فلسفه تربیتی چنانکه از نامش پیداست، بشر یا انسان را اصیل می داند و به او به عنوان موجودی که می خواهد ذات و وجود خود را تحقق بخشد و با ویژگی های طبیعی و اکتسابی خاص خویش از همه ی موجودات زنده ممتاز می باشد تلقی می کنند و هدف آموزش و پرورش را در کمک به “تحقیق ذات انسان” خلاصه می کنند. انسان را باید چنان که هست پذیرفت یعنی نیازهای انسانی عالی انگیزه ها و توانایی هایی او را قبول کرد و در هرگونه فعالیت تربیتی انسانیت را مقدم شمرد و انسان را هدف ، نه وسیله قرار داد.

7- ساختن گرایی

ساختن گرایی یک رویکرد یادگیری است که بر فعال بودن یادگیرنده در ساختن دانش و فهم تأکید می کند سازنده گرای یک دیدگاه روانشناختی و فلسفی است که طبق آن افراد بیشتر آنچه را که یاد می گیرند و می فهمد خود می سازند و شکل می دهند.

رویکرد ساختن گرایی از لحاظ اندیشه های فلسفی و فرض های زیربنایی هم با رویکد رفتارگرایی و هم با برخی از نظریه های خبرپردازی متفاوت است شانک (2000) در این باره گفته «دیدگاه ساختن گرایی هم با دیدگاه رفتارگرایی که بر تأثیر محیط بر شخص تأکید می کند و هم بر دیدگاه خبرپردازی کلاسیک که بر ذهن به عنوان محوریت یادگیری اصرار می ورزد و به زمینه یا متنی که یادگیری در آن اتفاق می افتد بی توجه است مغایرت دارد.

در واژه نامه روانشناسی آکسفورد آمده است که ساختن گرایی اندیشه ای است طبق آن ادراکات یادها و سایر ساخت های ذهنی پیچیده به طور فعال توسط فرد و در ذهن او ساخته می شوند نه اینکه از بیرون به درون ذهن می آیند.

در سال های اخیر اندیشه های روانشناسان ساختن گرا، برخاسته از نظریه کسانی چون پیاژه ویگوتسکی و برونر بنا شده است.

دیدگاه ساختن گرایی یادگیری می گوید یادگیری معنی دار عبارت است از خلق ساختار دانش از تجارب شخصی به سخن دیگر، هریک از یادگیرندگان براساس تجارب خود، یک تفسیر شخصی از جهان می سازد.. دیدگاه سازنده گرایی همچنین بر این باور است که ماهیت دانش یک شخص هرگز به طور کامل قابل انتقال به شخص دیگری نیست زیرا دانش حاصل تفسیر شخصی از تجارب است که تحت تأثر عوامل مختلفی چون سن، جنس، نژاد، پیشینه ی قومی و دانش پایه قرار دارد.

کلاس درس وابسته به دیدگاه سازنده گرایی رصت هایی را در اختیار یادگیرندگان می گذارد تا خود آنان به طور فعال و از طریق تجارب دست اول به درک وفهم مطالب برسند و دانش را بسازند در این کلاس ها، معلم به دانش آموزان مسائل واقعی و معنی دار می دهد و در یافتن راه حل آن ها را تشویق می کند تا به بررسی و کشف هرگونه امکانات تدوین فرضیه های مختلف وارسی فرضیه ها ابداع راه حل های متنوع همکاری با سایر دانش آموزان کمک گرفتن از اشخاص مطلع بازاندیشی راه حل های به دست آمده و ارائه بهترین راه حل ها اقدام کند. معلم معتقد به ساختن گرایی توزیع کننده دانش نیست بلکه به صورت راهنما تسهیل کننده و یاور دانش آموز در کنار او قرار دارد و او را به پرسش گری چالش گری و تدوین فرضیه ها اندیشه اها و دستاوردهای خود تشویق می کند. (سیف، 1388)

8- پردازش اطلاعات

برای نظریه پردازان شناختی یادگیری کسب و بازسازی ساختارهای شناختی است که از طریق آن اطلاعات پردازش و در حافظه ذخیره می شوند. نظریه شناختی بر این باور تأکید می کنند که یادگیری یک فرآیند درونی است که ممکن است به صورت تغییر فوری در رفتار آشکار ظاهر نشود. نظریه پردازان شناختی معتقدند که یادگیری به ضرورت توانایی های در فرد ایجاد و در حافظه او ذخیره می شود و هر وقت بخواهد چه بلافاصله پس از یادگیری چه بعد از گذشت زمان می تواند آن توانایی ها را مورد استفاده قرار دهد. ویژگی دیگر نظریه های شناختی این است مه ، به خلاف نظریه های رفتاری که بر نقش محیط در تغییر رفتار و یادگیری تأکید می کنند برای یادگیرنده در ایجاد یادگیری نقش مهم تری قائل اند. نظریه های شناختی نیز بسیار متنوع اند. (سیف، 1388)

به طور کلی در دیدگاه شناختی درباره تدریس شاگردان پردازشگران فعال اطلاعات هستند. معلمانی که دیدگاه شناختی دارند به اهمیت تشخیص دانستنی های دانش آموزان خود واقفند و تدریس خود را متناسب با سطح دانش ایشان تنظیم می کنند. ان ها همچنین به ضرورت پرسش مهارت های فراشناختی در دانش آموزان خویش و نیز در نظر گرفتن تفاوت های فردی ایشان در این زمینه آگاهند. بنابراین ضروری است که معلمان در برنامه ریزی درسی هر یادگیرنده را فردی بی نظیر بدانند. تدریس از دیدگاه شناختی مبتنی بر این نظریه است که در صورتی که مواد خواندنی برای شاگرد معنادار باشد یادگیری به بهترین وجه انجام می گیرد و فرایند یادگیری به اندازه محتوای مورد یادگیری اهمیت دارد. مطالعه ی مشروح فرآیندهای شناختی به پیشنهاد های مشخصی برای معلمان می انجامد. (گلاور، برونینگ، ترجمه خرازی، 1387)

مدیریت کلاس

نظام تعلیم و تربیت در جهان امروز وظایف سنگینی را عهده دار می باشد این نظام باید با بهره گیری از دستاوردهای علمی و فن آوری دانش آموزان را برای زندگی در جهان بر تغییر و تحول فردا آماده کند از این رو آموزش و پرورش باید اهدافی را دنبال کند که ناظر بر تحولات دنیای فردا باشد به این جهت وظیفه و مسئولیت آموزش و پرورش امروزه نسبت به گذشته سنگین تر و پیچیده تر شده است.

اساسی ترین عامل برای ایجاد شرایط مطلوب جهت تحقق هدف های آموزشی معلم است. در فرآیند تدریس تنها تجارب و دیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثر واقع می شود بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگد تأثیر می گذارد دیدگاه معلم و فلسفه ای که به آن اعتقاد دارد در چگونگی کار او تأثیری شدیدی می گذارد به طوری که او از حالت شخص که فقط در تدریس مهارت دارد خارج کند و بصورت اندیشمندی در می آورد که مسئولیت تربیت انسان ها را برعهده دارد.

آموزش و پرورش علاوه بر این که در دسته بندی مشاغل در رده بالایی قرار دارد، از نظر پیچیدگی نیز جز پیچیده ترین حرفه های تخصصی دسته بندی می گردد (علاقه بند ، 1375).

فنون مدیریت کلاس به وسیله ی عوامل مشخص کننده ی موقعیت معلم و دانش آموز اندازه گیری می شوند و نگرش های دانش آموزان در کلاس رسمی و رشد آنان با مهارت های مدیریتی معلم در کلاس توسعه می یابد.