پروژه رشته اقتصاد با موضوع اشتغال زنان حقی برابر با نیازهای اقتصادی- قسمت چهارم

باز تاب این طرز فكركه هر گاه در جامعه ی انسانی وظایف مرد به زن ویا تكالیف زن به مرد واگذار شود نظم زندگی به هم می خورد وجهان دگرگون می شود ، همه جا طنین می افكند وبه ویژه درتمام محافل تصمیم گیری كه راجع به اشتغال زنان مذاكره می شد برآن تأكید می ورزیدند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

ضدیت با استقلال مالی زن كه یكی از مهم ترین اصول شناخته شده در اسلام است ، به شیوه – های گوناگون وغالبا زیر پوششی از تقدیس زن خانگی تبلیغ می شد دراین مقطه زمانی كه بر تمام آنچه از گذشته باقی مانده بود ، خط بطلان می كشیدند وآن را دا دهای زهرآگین غرب تلقی می كردند ، برنامه های تنظیم خانواده را نیز به قصد خانه نشین ساختن زنان رها كردند ومهدكودك های دولتی وخصوصی را بستند وبرنامه هایی راكه درجهت افزایش این مراكز دردست اجرا بود ، به فراموشی سپردند . موانع اجتماعی كه دراین دوران سد راه حضور زنان اداری درامر مشاركت اقتصادی شده بود توسط كارشناسان به دین نحو طبقه بندی شده است :

  • تشویق زنان به باز خریدی و بازنشستگی زود رس

تشویق زنان علاقمند به كارها و فعالیتهای اجتماعی اساسی و موثر به امور و فعالیت های حاشیه ای و كمكی.

  • استفاده از رسانه های جمعی برای نشان دادن زنان به عنوان موجودات درون خانه ای كه تأثیری مستقیم در فراهم آوردن شرایطی كه خود زنان را مجبور به پذیرش آن می كرد داشت.
  • نیمه وقت كردن كار زنان
  • جداسازی زنان از مردان در محیط های كار بعضاً با انتقال زنان از مشاغل فنی و تخصصی كه در كنار مردان عهده دار بودند به مشاغل ساده و غیر تخصصی
  • علاوه بر تمام اینها، خط مش دیگر نیز انتخاب شد و آن اجتناب از وا گذاری سمت های مدیریت به زنان بود. استدلال می شد زنان، مسئول تأمین معاش خانواده نیستند و اگر قرار باشد كه در نظام اداری كسی ازتقا یابد مرد است. در نتیجه، زنان در نظام اداری. گذشته از موارد معدود از حد كارشناس بیشتر اجازه رشد نیافتند و اساساً به مجریان صرف امور و در تصمیم گیرندگان تبدیل شدند[1] بنابراین زندگی بر زنان شاغل بسی دشوار شد اغراق نیست اگر بگوییم آنها تا سال ها زیز هجوم تند روی‌ها، لبخند زدن و ابزار شادمانی و رضایت را از یاد بردند و در غرقاب یأس و افسردگی و از آن بدتر لب فرو بستگی دست و پا زدند و از درون شكستند با آنكه زنان شاغل برای حفظ موقعیت های شغلی خود با انواع موانع روبه رو شدن اما توانستند با صبوری، دیدگاه های مخالف را در طول زمان به نفع خود تغییر دهند. زنان اندك اندك خود را از چنگال یأس و افسردگی بیرون كشیده و برای دستیابی به فرصت های شغلی تازه، متناسب به وضع موجود نقش های خاص را در جامعه به عهده گرفتند و به خصوص در جریان جنگ هشت ساله این نقش ها را به گونه ای ایفا كردند كه بخش عمده ای از صاحبان دیدگاه های مخالف متقاعد به حضور آنها در عرصه اشتغال شدند

زنان شاغل در جریان گذار از آن دوران با توانایی و سرسختی به یگاه های شغلی كوچگی كه برایشان باقی مانده بود چسبیدند و عزم جزم كردند تا همین بضاعت اندك ر توشه راه كنند و از پای ننشیند تا امواج حادثه و تندروی های زمانه را از سر بگذارنند چنین نیز شد و امروز زن مشاغل ایرانی هر چند با انبوهی از مشكلات، كمبودها و خواسته ها رو در رو است اما حداقل به این دلخوش است كه به ازای ماندگاری در این جگونه پایگاه های شغلی كوچك، اكنون در بیشتر موارد زبان ها با او سازگار شده اند حتی اگر دل ها هنوز با زبان ها یكی نشده باشند. زن شاغل ایرانی، امروز درمتن سخنرانی مردان سیاست گذار و در خطبه های نماز جمعه حضور خود را احساس می كند. زیرا عمدتاً با الفاظی صریح و روشن از او می خواهند در امور مشاركت داشته باشد و نیروی خود را كه لازمه تحقق توسعه است دریغ ندارد. شاید همه كسانی كه شعار مشاركت را برای جلب توجه زنان و شنا كردن در مسیر آب سر می دهند، تعریف دقیق و درست آن را نشناسند، اما حتی در این فرض هم، آنچه اتفاق افتاده است می تواند منشأ بركت باشد و قلمرو حضور زنان را در عرصه اشتغال توسعه دهد. با این حال به سادگی اعلام كرد كه زنان ایران در مرحله گذار از مرحله ای به مرحله دیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا زنان در مرحله گذار هستند؟ ابتدا تعریف دقیق توسعه را بررسی می كنیم.

توسعه مجموعه تحولی است كه باید در تمام ابعاد جامعه اتفاق بیفتد. در واقع، در توسعه همه ساختارهای سیاسی و پا به پای آن ساختار های فرهنگی باید تغییر پیدا كند و حتی در كنار آنها، توسعه ساختارهای روانی نیز مطرح است. تا همه این مجموعه عوامل با هم تحول پیدا نكند، توسعه اقتصادی جواب نمی دهد چون بستر توسعه اقتصادی فرهنگ است، مسئله زنان نیز باید در این چار چوب مورد بررسی قرار گیرد.

شما در جریان توسعه متوجه می شوید كه در واقع ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه پا به پای اقتصادی- فنی پیشرفت نكرده اند. ما شاهد تحولاتی در جامعه هستیم یك سری نهاد های سیاسی جدید شكل گرفته و نشانه هایی از مشاركت سیاسی اجتماعی دیده می شود، ولی وقتی روند كلی این ها را با هم نگاه می كنیم، منحنی سینوسی بوده و نقاط اوج و ركود داشته است. و اصلاً پایداری و تعاومی در این روند ها دیده نمی شود. مشاركت زنان نیز همین گونه است در دوره ای می بیند، زنان از وضعیت سنتی خود خارج شده و وارد صحنه شدند آن هم به صورتی بسیار فعال، ولی در دوره ای دیگر بخش مهمی از آنان در جایگاه قبلی خود یعنی خانه برگشتند و ذهنیت های طرفداری از حقوق و آزادی زن به ضد آن تبدیل شد من این را عارضه ای از توسعه نا متوازن و ناهماهنگ می دانم [2] به نظر می رسد این عارضه كه ناشی از توسعه نامتوازن است اندك اندك شناخته شده است و دیدگاه هایی ك به توسعه نامتوازن با بصیرت علمی و فنی و فرهنگی نگریسته است آن را كشف كرده اند. حاصل این كند وكاو ارائه نظریه مشاركت به عنوان تیراه حل است توسعه مشاركت زنان در كلیه سطوح، شرط اصلی و اساسی برای رسیدن به هدف توسعه و رشد همه جانبه است. بنابراین ایجاد مشاغلی هم سطح و با حقوق برابر برای كلیه افراد اهمیت خاصی دارد.

متأسفانه این مفهوم دقیق و گسترده مشاركت در تصمیم گیری ها و قانون گذاری ها در ایران مراعات نمی شود مصوبات راجع به اشتغال زنان با آنكه مشاركت را تبلیغ می كند اما با روح نظریه تقسیم كار طبیعی زن و مرد آمیخته است و همواره بر حرفه هایی تأكید می ورزند كه با ساختار روحی و جسمی زنان تناسب داشته باشد. اولویت دادن به فعالیت های مرتبط با امورخانواده حتی در مصوبات سطوح بالای قانون گذاری توصیه می شود شگفت آنكه در رسا نه های جمعی امروز ایران مفهوم مشاركت شناخته نشده است هر چند لفظ مشاركت بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

بنابراین حال كه به نظر می رسد زنان شاغل ایرانی از سال های نا امنی فاصله می گیرند، لازم است تصویری از آنچه باعث می شود تا گذار از یك دوران دیگر كند و دشوار انجام پذیرد در اختیار داشته باشیم. به سخن دیگر ببینیم چه نوع مزاحمت هایی رو راه این گذار تاریخ است؟

موانع اشتغال

بررسی موانع و مزاحمت ها كه در دو شكل نظری و عملی اثر می گذارد به مفهوم خاص مشاركت توجه دارد. زیرا مشاركت زنان در امور همواره با دو معنا مورد استفاده قرار می گیرد. در پاره ای موارد مشاركت را به كلیه فعالیت ها معیشتی و خانگی هم سرایت می دهند كه چناكه گذشت تغییر نظام سیاسی- اجتماعی بخش عمده ای از این نوع مشاركت را كه در قلمرو زنان خانگی و روستایی است مورد سوال قرار نمی دهد. ولی كارشناسان منظور از مشاركت را درگیری زنان در فعالیت های اقتصادی، پولی و غیر معیشتی و غیر خانگی، یعنی فعالیت های دست مزدی یا سود آور در بخش های نوین اقتصاد شهری اعلام می كننند

الف : آموزش پرورش

ب: قوانین ناظر بر امور خانواده

ج: قوانین و مقررات ناظر بر اشتغال

وضع فعالیت زنان در كل كشور

بر اساس جدومل زیر بیشترین درصد اشتغال زنان 17 درصد مربوط به گروه سنی 25 تا 29 ساله و بیشترین درصد بیكاری با 8/34 درصد مربوط به گروه سنی 15 تا 19 ساله می باشد آمارهای این بخش از كتاب شاخص های اجتماعی، اقتصادی زنان در جمهوری اسلامی ایران كه توسط دفتر امور زنان كشور در نهاد ریاست جمهوری در مهر ماه 1376 انتشار یافته است استخراج شده است و به موجب آن:

در بین زنان در حال تحصیل 3/62 درصد گروه سنی 10 تا 14 ساله به عنوان بیشترین و در بین زنان خانه دار 2/3 درصد در همین گروه سنی به عنوان كمترین نسبت در جمعیت غیر فعال تقسیم بندی شده است.

در توضیح جدول كه از وضع فعالیت زنان در سال 1375 ارائه شده باید گفت در كشور ما جمعیت ده ساله و بیشتر به عنوان جمعیت فعال در نظر گرفته شده است. البته در سر شماری ها1365 با توجه به اینكه برخی از كودكان 6 تا 9 ساله مخصوصاً در مناطق روستایی كمك كار والدین بوده و یا به طور مستقل كار می كرده اند، لذا مشاغلین جمعیت 6 تا 9 سال را هم مشخص نموده اند.

گر چه هنوز زنان نقش فعال واقعی خود را در همه جنبه های اشتغال نیافته اند. اما در آموزش و بهداشت از بخش خدمات و در تولیدات كشاورزی نقش اساسی داشته اند

در فعالیت های زراعی و دامی به ویژه در استان های گیلان و مازندران و خوزستان حدود نیمی از كار بر عهده زنان است اما به دلیل اینكه اكثر زنان این فعالیت ها را همراه با امور خانه انجام می دهند.

لذا در بخش غیر فعال خانه داری گم می شوند با توجه به فضای فرهنگی جامعه، شاغل محسوب نمی شوند. زنان سعی می كنند به مشاغلی روی آورند كه علاوه بر كسب درآمد بتواند انتظار جامع را در راه انجام رسالت خطیر خویش، زن خانه دار خوب در آورده نمایند و در نتیجه زنان به سوی مشاغل متوسط كه چنین كارگردی دارد هدایت شده و كمتر مشاغل در سطوح بالا بر عهده آنها گذاشته می شود.

زنان 10 ساله و بیشتر بر حسب سن و وضع فعالیت كل كشور در سال 1375

سن مشاغل بیكار (جویای كار) محصل خانه دار
جمع 100 100 100 100
14-10 3/5 2/13 3/62 2/3
19-15 0/12 8/34 5/28 5/9
24-20 3/15 7/29 9/5 7/13
29-25 0/17 6/11 6/1 2/14
34-30 7/13 3/4 7/0 5/12
39-35 7/12 1/2 4/0 3/11
44-40 9/9 2/1 2/0 9/8
49-45 7/5 7/0 1/0 8/6
54-50 0/3 6/0 1/0 1/5
59-55 0/2 5/0 0 3/4
64-60 5/1 4/0 0 0/4
+65 7/1 1/1 0 6/6

میزان اشتغال در جمعیت ده ساله و بیشتر كشور در سال 1375 حدود 91 درصد بوده كه با توجه به توسعه صنعتی كشور، این نسبت در طی چند دهه گذشته بی سابقه است در سال 1365 همزمان با جنگ تحمیلی میزان اشتغال كشور طی نیم قرن گذشته با پایین ترین سطح خود رسیده و حدود 86 درصد بوده است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment