پروژه نقش سیستمهای اطلاعاتی و تكنولوژی در مدیریت زنجیره‌ تامین – قسمت سوم

مدل JIT برای دسته بندی سری كالا برای مدیریت زنجیره‌ی تأمین افزایش پیوند بین خریدار و تهیه كننده.

خلاصه

این مقاله به ارائه‌ی مدل هماهنگی خریدار- تهیه كننده می پردازد تا تحلیلهای مكرر در اندازه های كوچك سری- كالا را در یك زنجیره‌ی عرضه‌ی تولیدی ساده نماید. مدل پیشنهادی بر مبنای هزینه‌ی مربوطه‌ی كلی یك پارچه‌ی هم خریدار و هم تهیه كننده، كمیت سفارش بهینه، تعداد تحویلها یا راه اندازیها و كمیت بارگیری در یك افق برنامه ریزی معین در سناریو نسبتاً ساده‌ی JIT كه یك خریدار و یك تهیه كننده دارد را طرح می نماید. تحت اوضاع معین شده برای یك محصول منفرد، ما نشان می دهیم كه خط مشی تحویل بهینه كه از جانب خریدار و تهیه كننده كه در یك شیوه‌ی مشاركتی قبول شده است نمی تواند از لحاظ اقتصادی برای هر دو طرف سودمند باشد. نشان داده شده است كه اندازه‌ی تحویل بهینه را می توان بصورت منحصر به فرد بدون توجه به كمیت سفارش و تعداد تحویل تعیین كرد. نتایج عددی نیز نمایش داده شده اند.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

مقدمه

بخاطر اهمیت JIT كه از اوایل دهه‌ی 1980 شناسایی شده است، مطالعات متعددی راجع به اجرای JIT و تاثیر آن در شركتهای تولیدی امریكایی از ابعاد گوناگون انجام شده است. آقای وایت و همكارانش در سال 1999 به بررسی تولید كنندگان بزرگ و كوچك امریكایی پرداختند تا ببینند كدام یك دارای تفاوتها و اصلاحات بیشتری در عملكرد، در نتیجه‌ی اجرای JIT می باشند. مطالعه‌ی آنها بر مبنای مجموعه‌ی 10 عملكرد مدیریت JIT كه توسط وایت شناسایی شده بود انجام پذیرفت. 10 عملكرد عبارت بودند از: چرخه های كیفیت، كنترل كیفیت كلی، كارخانه‌ی متمركز، نگهداری كلی سود ده، زمانهای كاهش یافته‌ی راه اندازی، تكنولوژی گروهی، بار كاری یكنواخت، كارمندان چند تخصصی، Kanban و خرید JIT.

اگرچه این نتیجه حاصل شد كه JIT یك پدیده‌ی سازمانی كلی است و بیشترین منافع را از JIT در زمانی كه عملكردهای آن را در یك سیستم یكپارچه اجرا می‌كنیم می توان بدست آورد لیكن عملكرد خرید به روش JIT، توجه بیشتری را نسبت به دیگر عملكردهای ذكر شده به خود جلب كرد. همچنان كه توسط آقای وایت در سال 1999 تعریف شد، هدف خرید JIT، اصلاح و افزایش كیفیت، انعطاف پذیری، سطوح سرویس دهی از تهیه كنندگان توسط ایجاد یك هماهنگی دراز مدت بین خریداران و تهیه كننده بر مبنای اعتماد دو طرف می باشد.

در سالهای اخیر، محققان مطالعات جامعی را بر روی اندازه گذاری سری كالاهای كوچك به عنوان وسیله‌ی اجرای خرید موفقیت JIT انجام دادند كه در آن، هماهنگی خریدار- تهیه كننده بر جریانات مواد متمركز بود كه با هدف به حداقل رساندن هزینه‌های چرخه‌ی عرضه انجام می پذیرفت. اندازه گذاری كوچك سری كالا باعث اصلاح بهره وری سیستم توسط حصول سطوح پایین تر موجودی و ضایعات و هزینه‌های بازرسی كمتر بر روی قطعات ورودی و كشف زود هنگام قطعات معیوب و موارد این چنینی می باشد، هرچند كه در این روش، هزینه های تحویل بالاتر و اتلاف ناشی از تخفیف دهی را ممكن است متحمل شویم.

در كل، اجرای تحوییلهای مكرر در اندازه های كوچك كالا نیازمند آن است كه شركتها، تعداد تهیه كنندگانشان را كاهش دهند. همچنین، قدرت بالقوه‌ی ارتباط‌ی بین خریدار و تهیه كننده نیز ضعیف می گردد. در اینجا تهیه كننده به عنوان قسمتی از یك تیم تلقی می شود كه مواد با كیفیت معین را در هزینه های پایین تر در اختیار ما قرار می دهد. كه قبلاً او را یك رقیب و یا فرد مخالف در نظر می گرفتند كه بصورت متسمر به دنبال پایین آوردن قیمت در كوتاه مدت می بودند. تهیه كننده و خریدار در یك شیوه‌ی مشاركتی كار می كنند تا عرضه را با تقاضای واقعی مشتری هماهنگ نمایند.

در این سناریو معقول تر خواهد بود تا كمیت سفارش و جدول تحویل را بر مبنای تابع هزینه‌ی كلی یكپارچه‌ی آنها تعیین كنیم بجای آنكه از تابع های هزینه‌ی مستقل خریدار یا تهیه كننده بصورت جداگانه استفاده كنیم.

ایده‌ی بهینه سازی الحاقی برای خریدار و تهیه كننده توسط آقای گویال در سال 1976 معرفی شد و بعدها توسط موناهان در 1984 و لال و استلین، لی و راسنبلات، بانرجی، جوجلكار و داد او اسریكانث تقویت شد. گویال و گوپتا در سال 1989 بررسی بر روی چند مدل یكپارچه را برای هماهنگی خریدار- تهیه كننده انجام دادند. گرچه این مطالعات بر روی اندازه گیری سری كالاهای الحاقی و هماهنگی خریدار- تهیه كننده متمركز بود، لیكن جریان تحویل مكرر كالا در كمیت های كوچك نیز مورد بررسی قرار گرفت. با پیش گرفتن یك مسیر متفاوت، آقای پان و لیاو، لارسون و راماشمی توانستند مدلهای بر مبنای EOQ را ارائه نمایند تا به بررسی تاثیر تحویلهای مكرر بر هزینه های مجموع بپردازند.

با وجود این مطالعات آنها نتوانستند جریان هماهنگی را از دیدگاه یكپارچه مورد بررسی قرار دهند. اخیراً، آقای آدرولومو ات آل، لو، بانرجی و كیم به بررسی مزایای تحویلهای چندگانه برای یك سفارش در یك مدل موجودی یكپارچه پرداختند و نشان دادند كه خط مشی دسته بندی مشاركتی می تواند به شكل برجسته ای هزینه‌های كلی را در یك محیط JIT كاهش دهد. شایان ذكر است كه تمام این كارها با فرض این قضیه بوده است كه تهیه كننده می تواند بارگیری راحتی پیش از تكمیل كل موجودی و به محض اینكه كمیت تولید شده بیش از اندازه یك واحد بارگیری شد كار را آ‎غاز نمایند.

هدف این مطالعه، ظهور و ایجاد یك مدل JIT برای دسته بندی سری كالا بود كه هماهنگی خریدار- تهیه كننده را بررسی می نمود. ما بحثمان را به یك محیط JIT ساده یعنی محیطی كه یك خریدار و یك تهیه كننده دارد تحت اوضاع معین برای یك محصول محدود نمودیم.

با مقایسه هزینه های كلی یكپارچه توانستیم مزایای خط مشی پیشنهادی JIT برای تقسیم بندی سری كالا را در تسهیل عرضه های چندگانه برای خط مشی عرضه سری كالا به ازای سری كالا مورد آزمایش قرار دهیم. ما نشان دادیم كه بدون توجه به اندازه كمیت سفارش داده شده، اندازه تحویل به یك اندازه بهینه، همگرایی پیدا می كند و می تواند بعنوان مبنایی برای تعین اندازه‌ی استاندارد وسیله‌ی حمل و نقل استفاده شود.

2- توجیه مدل: فرضیات و نمادگذاری

هزینه‌ی كلی برای یك مدل موجودی یكپارچه شامل تمام هزینه های خریدار و تهیه كننده می باشد. هزینه‌ی كلی خریدار شامل هزینه‌ی سفارش دهی، هزینه‌ی نگهداری، هزینه‌ی حمل ونقل و دریافت سفارش است كه در نتیجه‌ی تحویلهای متعدد متحمل می شود. هزینه‌ی تهیه كننده شامل هزینه‌ی نگهداری و جابجایی سفارش می‌باشد. در مدل ما، فرض شده است كه خریدار هزینه‌ی حمل ونقل و جابجایی سفارش را برای تسهیل دریافتهای مكرر پرداخت می كند. در حقیقت، پرداخت هزینه‌ی حمل ونقل و دریافت سفارش از جانب خریدار را می توان یك سرمایه‌گذاری برای یكپارچه نمودن موجودی تلقی نمود.

وقتی خریدار سفارشی را در محیط JIT ارائه می كند، تهیه كننده، كمیت سفارش را به اندازه های كوچكتر سری تقسیم می كند و آنها را به دوره های چندگانه تحویل می‌دهد. سپس لازم است كه تهیه كننده، موجودی را در سراسر فرایند تولید كمیت سفارش داده شده حفظ نماید.

همچنان كه اثبات خواهد شد، شیوه‌ی یكپارچه به خریدار و تهیه‌كننده اجازه می‌دهد تا هزینه های كلی شان را در مقایسه با شیوه‌های غیر یكپارچه كاهش دهند. هر دو طرف در شیوه ای یكسان می توانند صرفه جویی هایی را بدست آورند كه منتج از كاهش هزینه می باشد. آقای گویال در سال 1976 اثبات نمود كه بر طبق نسبت هزینه‌ی خریدار و تهیه كننده كه بصورت مستقل تعین شده است، آنها از این كاهش هزینه سهم می‌برند. بعدها آقای جوجلكار و تارتار در سال 1990 یك شیوه‌ی تصمیم‌گیری منطقی و پاسخ گو به صورت مستقل (IRRD) [1]را نمایش دادند كه در آن مزایا به شكل صرفه جویی هزینه ای بدست می آمد.

تهیه كننده، هزینه اش را توسط تحمیل هزینه‌ی جابجایی و بارگیری سفارش بر دوش خریدار كاهش می دهد و به نوبه خود، خریدار می تواند تخفیف برای هر واحد كالا را بدست بیاورد كه این بخاطر كمیت های سفارش دهی بزرگ در دوره قرارداد می باشد.

بنابراین هردو طرف در فرایند قیمت گذاری، دارای صرفه جویی ها در هزینه‌های كلی می گردند كه در مدل آنها ایجاد می گردد. با وجود این، آقای گویال و سرینیواسان به شناسایی بعضی جریانات فرضی در شیوه‌ی IRRD پرداختند. آنها بیان كردند كه برخلاف شیوه‌ی یكپارچه‌ی الحاقی، شیوه‌ی IRRD احتمالاً تنها در اوضاع خاص قابل اجرا می باشد. یكی از چنین حالات وقتی است كه یك خطای اولیه در شناخت هزینه ها وجود داشته باشد. تهیه كننده سپس می تواند این مورد را شناسایی كند و كاهش قیمتی را برای توافق خریدار با پرداخت هزینه‌ی جابجایی و پردازش سفارش، ارائه نماید.

مافرض می كنیم كه قیمت واحد در زمانی كه خریدار و تهیه كننده خود را ملزم به عقد قرارداد دراز مدت می نمایند، مورد مذاكره و تصویب شده است. با قیمت تثبیت شده برای هر قیمت كالا، هر دو طرف بصورت یك تیم برای مبادله‌ی اطلاعات لازم مشاركت می كنند (مثل هزینه‌ی نگهداری واحد، نرخ تقاضا، نرخ تولید و زمان راه اندازی). گرچه فرض شده است كه این اطلاعات ثابتند لیكن می بایست آنرا بین طرفین تقسیم نمود تا از حداكثر سود ارتباط‌ی زنجیره‌ی عرضه سود ببرند. تهیه كننده در این فرایند اغلب یك نقش تصمیم گیری مركزی را برعهده می گیرد و تمام اطلاعات ضروری به منظور سیستم موجودی مدیریت شده توسط فروشنده (VMI) برعهده‌ی او می باشد.

وقتی قرارداد دراز مدت تنظیم شد، موقعیت موجودی خریدار و اطلاعات تقاضای او به تهیه كننده ارائه می شود. نرخ تقاضای كلی، نرخ تولید و زمانهای عرضه‌ی كالا فرض شده است كه ثابت و از پیش تعین شده می باشند. همچنین فرض شده است كه تمام پارامترهای هزینه به انضمام قیمت واحد كالا معین و ثابت می باشند و هیچ تخفیف كمیتی نیز فرض نشده است.

ارجاع نمودن سفارش مجاز نیست و موارد زیر به عنوان علایم مورد قبول انتخاب شده اند.

A        هزینه‌ی سفارش دهی برای خریدار        

C        هزینه‌ی راه اندازی ساعتی تهیه كننده

D        نرخ تقاضای سالیانه برای خریدار

F        هزینه‌ی حمل و نقل ثابت به ازایهر بار جابجایی

HB        هزینه‌ی نگهداری واحد در هر سال برای خریدار

HS        هزینه‌ی نگهداری واحد برای تهیه كننده، HB>HS

N        تعداد تحویلها به ازای هر چرخه‌ی دسته

P        نرخ تولید سالیانه‌ی تهیه كننده، D<P

Q        كمیت سفارش دهی برای خریدار

q         اندازه‌ی تحویل در دوبار جابجایی Q/N=q

S        زمان راه اندازی برای تهیه كننده

V        هزینه‌ی متغیر واحد برای دریافت وانجام سفارش

3- مدل SSMD (تحویل چندگانه با راه اندازی تكی)

Single – setup – Multiple – delivery

در این بخش، ما به بررسی مدل SSMD می پردازیم كه تحت آن كمیت سفارش داده شده‌ی خریدار در یك راه اندازی تولید می گردد و با قیمتهای مساوی در طی چندبار، بارگیری و ارسال می شود. این شیوه‌ی تقسیم كمیت سفارش به سری كالاهای كوچك چندگانه مطابق با اجرای JIT است.

ما ابتدا توابع هزینه‌ی كلی را ارائه نمودیم و سپس كمیت سفارش و تعداد تحویلهایی كه باعث به حداقل رساندن هزینه‌ی كلی یكپارچه‌ی خط مشی SSMD می‌گردد را تعین نمودیم. سپس ما نشان دادیم كه اندازه‌ی تحویلها به یك اندازه‌ی منحصر به فرد تحویل بهینه نزدیك می شود، حتی وقتی كه كمیت سفارش و تعداد تحویلها تغییر نماید.

بدون از دست رفتن كلیت قضیه، ما فرض نمودیم كه تحویلهایی چندگانه به روشی مرتب شده اند كه هر تحویل متوالی به زمانی برسد كه تمام موجودیهای تحویل قبلی تمام شده اند. برای بدست آوردن یك حس و درك برای تعداد تحویلهای لازم برای تكمیل كمیت سفارش ما به بررسی یك مدل نوعی از خط مشی SSMD پرداختیم. در این مثال، زمان تولید (R/P) طولانی تر از 3 برابر زمان تخلیه (q/D) است اما كوچكتر از 4 برابر آن است یعنی 3q/D<Q/P<4q/D. شكل 1 به ترسیم این سناریو می پردازد. (ص 4مقاله) نیمه‌ی بالایی شكل 1نشان دهنده‌ی سطح موجودی خریدار است در حالی كه نیمه‌ی پایینی نشان دهنده‌ی سطح موجودی تهیه كننده است. كل هزینه برای خریدار مركب از هزینه‌ی سفارش دهی، هزینه نگهداری و هزینه‌ی حمل و نقل و دریافت سفارش است یعنی:

(1)                             

هزینه‌ی كلی تهیه كننده شامل هزینه‌ی راه اندازی و نگهداری است:

(2)                             

كه در آن عبارت برای هزینه‌ی نگهداری توسط آقای جوجلكار در سال 1988 بدست آمد. با اضافه كردن معادلات 1و2 به یكدیگر، تابع هزینه‌ی مجموع را برای خریدار و تهیه كننده به شرح زیر بدست می آوریم:

(3)          

توجه كنید كه N=1 باعث تغییر معالات 1 تا 3 برای خط مشی تحویل یكباره می‌گردد كه یك مورد خاص خط مشی SSMD می شود. به آسانی می توان نشان داد كه ماتریس Hessian از معادله‌ی 3، یك مقدار معین مثبت است. این به ما اطمینان می‌دهد كه تابع هزینه‌ی كلی در معادله‌ی 3 یك محدب الحاقی است.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment