سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
علوم سیاسی

پروژه بررسي تئوري شاهي آرماني و تداوم آن در دورة اسلامي – قسمت دوم

الف: فلسفه سياسي:

يكي از مهمترين گونه‌هاي سنت سياسي ايران، فلسفه سياسي است كه ابونصر محمد فارابي آنرا در جهان اسلام بنا نهاده است. در واقع فلسفه سياسي فرآيندي است كه در حوزة تمدن اسلامي با فارابي آغاز شده است تاريخ نويسان فلسفه او را به اعتبار اينكه به فلسفة يوناني در تمدن اسلامي بسطي داد، به درستي، مؤسس فلسفه در دورة اسلامي خوانده‌اند (طباطبائي، 1383: 158) فارابي نيز همچون ديگر فيلسوفان، داراي نظامي توجيهي از خلقت است كه در بخشي از آن نيز علم مدني جاي مي گيرد. بدين معنا فارابي متفكر يا انديشمند صرف سياسي نيست بلكه سياست در نظام فلسفي او داراي جايگاهي طبيعي است و تا آن نظام مشخص نباشد نمي توان از فهم سياست يا علم مدني فارابي صحبت كرد. فارابي نيز ماند افلاطون و ارسطو معتقد است فلسفه معطوف به حقيقت نابي است كه اساس خلقت را بيان مي‌كند. فارابي نظام مدني خود را در راستاي همين توجه به فلسفه سازماندهي مي‌كند. نظام مدني نمي‌تواند منفك از نظام عمومي عالم به كار خود ادامه دهد و مدعي حقانيت نيز باشد. در نظام فلسفي فارابي از وجود باري يا مبدأ را موجودات، عقل اول صادر مي‌شود و سپس طبق توضيح فلسفي پيچيده‌اي، عقول و افلاك آسماني بعدي صادر مي‌گردد تا سرانجام به عقل دهم كه امور زميني را تمشيت مي دهد، ختم شود. عقل تمشيت دهنده امور زميني (طبيعي) را با تفاوت تعابير، “عقل فعال” يا “عقل قدسي” هم ناميده‌اند. (قادري، 1382: 2-141)

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

فارابي، در رسالة سياست مدينه، پادشاهي آرماني را با نبوت جمع و با تكيه بر نتايج اين بحث، نظرية مدينة‌ فاضله را مطرح كرده است. مدينة فاضله به اعتبار وجود و رهبري رئيس اول، مدينه فاضله است و اين نكته در نظرية فارابي جالب توجه است كه مدينة فاضلة فارابي عين شهر به معني يوناني آن است.

زيرا اهل مدينه فاضلة فارابي، به ضرورت شهروندان يك شهر نيستند، بلكه مي توانند در مدينه‌هاي گوناگون پراكنده باشند. بدين سان، فارابي، از سويي، به نظرية شاهي آرماني‌انديشة سياق ايرانشهري نزديك مي‌شود، و از سوي ديگر ، نظرية نبوت را در بحث خود وارد مي‌كند. دربارة ‌نظرية شاهي آرماني فارابي نيز ذكر اين نكته ضروري است كه منظور فارابي از پادشاه در نزد قدما در رسالة سياست مدينه، در وحدت آن با انساني كه به او وحي مي‌شود، جمع ميان شاهي آرماني در انديشة سياسي ايرانشهري و دريافت فلسفي نبوت در انديشة دورة اسلامي است. جمع ميان شاهي آرماني انديشة سياسي ايرانشهري كه در آن، پادشاه دين دار، داراي مقام خلافت اللهي و مرتبه ظل اللهي است با درك فلسفي نبوت و امامت، ملازمت دارد و با تكيه بر اين دريافت مي‌باشد كه فارابي دايرة نبوت را بسته نمي‌داند. علاوه بر آن فارابي، در تحليل مدينه‌هاي ضالة، بي‌آنكه مانند افلاطون به تحليل واقعيت سياسي و اجتماعي ساختار دروني نظامها پرداخته باشد، به انديشة سياسي ايرانشهري نزديك شده و كانون تحليل خود را رأس هرم اجتماعي يعني رئيس اول مدينه قرار داده است كه از بسياري جهات با انديشة شاهي آرماني ايرانشهري سازگاري دارد. (طباطبائي، 133: 167-152).

پس‌ مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شاه آرماني از آنجا كه داراي فرّه ايزدي است، در نوشته‌هاي ايرانشهري بعنوان انساني خداگونه، نماينده و برگزيده خدا بر روي زمين فهميده شده و از اين حيث، با رئيس اول مدينه فاضلة فارابي كه تبع انديشة نوافلاطوني و تفسيرهاي مسيحي نوشته‌هاي افلاطون، علت موجده و مبقيّه مدينة فاضله است، از يك سنخ است. (طباطبائي، 1375: 133)

ب: سياستنامه

سياستنامه نويسي، شاخة‌ مهمي از انديشة سياسي در ايران است كه پيوندي آشكار با نظرية شاهي آرماني، يعني يكي از اجزاي اصلي جهانشناسي كهن ايراني دارد. سياستنامه‌، دنبالة سنت اندرز نامه‌نويسي دوران ساسانيان است (طباطبائي، 1382: 39)   يكي از مشهورترين سياستنامه‌ها را خواجه نظام الملك طوسي، وزير بزرگ سلجوقي نوشته است. محور تحليل سياسي در سياست نامة خواجه نظام الملك، شاه است. البته نبايد نظرية شاهي آرماني پيش از اسلام را با نظرية سلطنت نظام الملك يكسان دانست. او در دوره‌اي مي‌زيسته كه نظام خلافت در جهان اسلام، دچار بحران شده بود؛ از اين رو، با طرح الگوي شاهان ايران باستان، مي‌كوشيد كه حكومت تركان را در ايران سامان دهد. پادشاه مفروض خواجه، قدرت خود را از خليفه نمي‌گيرد و به توجهات خاص وي نيازي ندارد؛ پس لازم است براي مشروعيت قدرت وي انديشه‌اي ديگر ارائه دهد. خواجه با اثرپذيري از نظرية پادشاهي ايران باستان، مشروعيت و قدرت پادشاه را ناشي از تأييدات الهي مي‌داند. توصيف خواجه از پادشاه بيشتر شاهي آرماني را به نمايش مي گذارد كه ويژگيهاي او، بسته شدن در فتنه و آشوب و گذرندان روزگار مردمان به عدالت است. نكته مهمي كه نشانه تأييد الهي پادشاه آرماني مذكور است اين است كه خداوند هيبت و حشمت او را در دل و چشم مردم مي‌نشاند. شايد بتوان اين نشانه را بياني ديگر از مسأله فره ايزادي يا فر كياني گرفت كه بكرات در ادبيات سياسي مرتبط با سلطنت آمده است (قادري. 1382: 6-125) به عبارت ديگر مي‌توان چنين گفت كه خواجه با طرح نظرية سلطنت و وام خواهي از شاهي آرماني عناصري از آرمانخواهي ايرانشهري را با واقع بيني سياسي و آموزشهاي اسلامي در آميخت (طباطبائي، 1382: 67) يكي از همين عناصر نظام شاهي آرماني كه در سياستنامة خواجه نظام الملك بر آن تأكيد بسيار شده است، ارتباط و پيوند وثيق ميان دگرگوني جهان هستني و سرشت شاهي است. خواجه پيدايش، شاهان خوب و عامل و نيز پادشاه بد و ستمكار را به “حادثة آسماني” و “سعادت آسماني” نسبت مي‌دهد. (حلبي، 1372: 118)

خواجه نظام در تبين نظرية ‌شاهي آرماني خود با دو تنگناي اساسي روبرو بوده است، يكي وزير سلطان سلجوقي بودن و ديگري ارتباط داشتن با نهاد خلافت خليفه از اين رو، تأكيد بر شاهي آرماني، راه برون رفت از اين تنگاها مي نموده، هم از اين زاويه كه به لحاظ عيني و علمي، نظام خلافت با بحران روبه‌رو بوده و هم از اين جهت كه خواجه به بي كفايتي و ناكارداني سلاطين سلجوقي آگاه بوده است (صالحي، 1383: 191) .

خواجه نظام الملك تحول انديشه سياسي در ايران را در بستري هدايت كرد كه با بازگشت به انديشه سياسي ايرانشهري خود آماده ساخته بود. اما آرمانخواهي در انديشه سياسي خواجه بتدريج، و در عمل، در برابر واقع بيني سياسي وي رنگ باخت و جريان عمدة ‌انديشه سياسي سياستنامه‌ها در راه هموار سلطنت مطلقه افتاد. (طباطبائي، 1382 : 68).

پ- حكمت اشراق

گسترة انديشة سياسي ايران به اندازه‌اي است كه نه تنها فلسفه و سياست‌نامه، بلكه اشراق را هم در بر مي‌گيرد. آيين اشراق در انديشة سلطه بر انسان و دخل و تصرف در جهان هستي و دگرگوني نظام كيهاني نيست. (طباطبائي، 1382: 153)

وقتي از حكمت اشراق سخن مي‌گوييم، بي درنگ نام شهاب‌الدين سهروردي ملقب به شيخ اشراق مي‌درخشد حكمت اشراق، طرز تفكر و جهان بيني و شيوة تعقل و جوهر ذوق ايراني و روح بزرگ فرهنگ اصيل و باستاني ايرانيان را زنده كرده است. از ديدگاه وي،‌ معاني حكمت حقيقي كه همان حكمت ذوق و شهودي و مبتني بر سير و سلوك است، در زمان او فراموش شده بود. در انديشة سهروردي، حكمت حقيقي يا حكمت نوري را بايد در مشرق جستجو كرد، اما نه مشرق جغرافيايي؛ مشرق بدان معني كه محل تابش نور حقيقت و وجود باشد. (پازوكي، 1378: 51-50)

چنين مشرقي، يونان و ايران باستان است.

هانري كوربن بازگشت شيخ اشراق به آبشخورهاي حكمت باستاني ايران و تجديد آن حكمت را نه تنها در تعارض با تاريخ تحول انديشة فلسفي ايراني در دورة اسلامي نمي داند، بلكه گذار و تداوم سنت حكمت باستاني در انديشة دورة اسلامي را به عنوان “گذار حماسة پهواني در حماسه عرفاني” درك مي‌كند. در واقع از اين ديدگاه شيخ اشراق به مثابة‌ واسطة العقدي است كه دوران باستان ايران را به دورة اسلامي آن پيوند داده و گذرا از آن به اين را از ديدگاه فلسفي امكانپذير كرده است. (طباطبائي،‌1382: 190)

شيخ شهاب‌الدين سهروردي را مي‌توان بزرگترين مفسر مفهوم فر كيهاني در دورة‌ اسلامي دانست و همو با تأسيس حكمت اشراق خود، از تداوم انديشة‌ ايرانشهري، تفسيري مبتني بر “حماسة‌ عرفاني” به دست داده است. از اين حيث، مي‌توان مقام سهروردي در تاريخ انديشة فلسفي را با جايگاه خواجه نظام الملك طوسي در تاريخ انديشه سياسي سنجيده و گفت كه آن هر دو به نوعي با تدوين نظام فكري خود گامي بلند در تداوم و استواري شالودة انديشة ايرانشهري برداشته اند، مفهوم فرّه يا نور، مفهوم بنيادين حكمت اشراق سهروردي است و از اين رو، تأسيس حكمت اشراق را بايد بعنوان يكي از نقاط عطف تداوم انديشة ايرانشهري در دوره اسلامي مورد تأمل قرار داد. در واقع، اهميت مقام و ارجمندي جايگاه سهرودي به اين امر اساسي مربوط مي‌شود كه او با تأسيس حكمت اشراق، به تجديد “حكمت خسرواني” پادشاهان آرماني ايران باستان پرداخت و شالودة استواري از “يزدان شناخت” و “كيهان شناخت” براي بازپرداخت انديشة سياسي ايرانشهري فراهم كرد كه بويژه‌ انديشة سياسي ايرانشهري دورة اسلامي فاقد آن بود. اين حكمت خسرواني، در واقع، همان فرزانگي باستاني ايرانشهري است كه شاه آرماني در كانون تأملات آن قرار داد و سهروردي در حكمت الاشراق به تصريح، خود را مجدد آنان دانسته و گفته ‌است كه قاعدة نور و ظلمت، طريقة فرزانگان ايران مانند جاماسف و فرشا وشه و بوزرجمهر و كساني كه پيش از آنان مي‌بوده‌اند، بود. وي در بيشتر رساله‌هاي خود، افزون بر اينكه مفهوم فورند را به عنوان مفهوم اساسي حكمت اشراق به كار گرفته، به تكرار به بحث از فركياني نيز پرداخته و براي تجديد انديشه سياسي ايرانشهري، اين مفهوم را بعنوان يكي از مفاهيم بنيادين حكمت اشراق بسط داده است. (طباطبائي، 1375: 4-142).

نتيجه اينكه، سياست و حكومت از ديدگاه شيخ اشراق، مبتني بر «حكمت» است و رئيس مدينه يا حاكم آرماني بايد حكيم باشد تا قطب جهان هستي شناخته شود و امكان ارتباط و پيوند جامعه را با كائنات فراهم آورد. آيين سياسي اشراق براي پادشاهان روزگارش اين پيام را داشت كه اگر خواهان قدرت و فرهي پيشينيان هستند، بايد در نزد حكيمي متأّلّه حكمت بياموزند؛ و برخي بر اين برآورند كه اين پيام سياسي در سرنوشت (كشته شدن او) مؤثر بوده است. (صالحي، 1383: 192).

5- نتيجه‌گيري:

اين مقاله تئوري شاهي آمارني در انديشة ايرانشهري و تداوم آن در دورة اسلامي را به بحث گذاشت و مشخص نمود كه اين مفهوم از يك موقعيت ويژه در تفكر ايراني برخوردار است. ويژگيهاي تئوري شاهي آرماني و برداشت وجوه مختلفي از آن در هر يك از قالبتهاي تفكري مورد بحث، يعني فلسفه سياسي، سياستنامه و حكمت اشراق دغدغه اصلي اين مقاله بود؛ همانطور كه در بحثها مورد بررسي قرار گرفت، تئوري شاهي آرماني مفهوم بنيادين انديشه سياسي ايرانشهري يا آرمانشهر است كه بعنوان رئيس اول مدينة‌ فاضله در فلسفه سياسي فارابي، پادشاه آرماني در نظرية‌ سلطنت خواجه نظام الملك طوسي و حكيم شاه در حكمت اشراق شيخ شهاب الدين سهروردي بكار رفته است. در حالي كه سهروردي به گم شدن فلسفه در زمان خود كه فلسفه اشراق به جا مانده از ايران باستان مي‌باشد، پرداخته است، نظام الملك اصول تئوري ايرانشهري را با بحث در مورد مدل شاهانه ايران باستان احياء كرد و سعي كرد آنرا با واقعيتهاي زمان خود هماهنگ كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *