پروژه رشته تاریخ در مورد سوسیالیسم از دوران غارنشینی تا ظهور تورات- قسمت چهارم

مقام والای خانواده در تورات

بحث در مورد عبرانیان چندان ساده نیست زیرا درتاریخ و كتاب مقدس آ‌نان، مالكیت اشتراكی و خصوصی بطور همزمان پذیرفته و ردشده است. فروخته است، به دست خریدار آن تاسال یوییل بماند ـ یعنی 50سال ـ و درسال یوییل رها خواهد شد و او به ملك خود خواهد برگشت.» (سفر لاویان، باب25، آیه 28). و این تأكیدی است برحقوق عالیه و غیرقابل انتقال خانواده.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

كتاب مقدس برای خانه دو نوع قاعده وضع می‌كند: یكی درمورد خانه‌های مسكونی واقع در شهرهای محصور و دیگری دربارة خانه‌های روستائی درمیان دشتها. خانه‌های نوع اول را می‌توان فروخت و فروشنده حق بازخرید تا پنجاه سال محفوظ می‌ماند و پس از آن به ملكیت قطعی خریدار درخواهد آمد. به عبارت دیگر، خانه‌های شهری را بآسانی می‌توان خرید و فروش كرد ولی خانه‌ها روستائی تا پنجاه سال بلاتكلیف باقی می‌ماند.

قوانین مذكور ممكن است این اشتباه و تصور را پیش‌آورد كه وقتی یهوه صحبت از «زمین‌تو» و «خانة همسایة تو» می‌كند ویا كسی را كه گله‌اش درمراتع دیگران بچرد، محكوم به پرداخت غرامت می‌سازد، مالكیت شخصی را تسجیل كرده است اما واقعیت این است كه منظور یهوه مالیكت خانوادگی است (امثال سیلمان، باب 19، آیة4).

همین قوانین دربارة چهارپایان هم‌جاری است. مالكیت گله در آغاز اشتراكی بود و بعد به صورت خانوادگی درآمد. مالكیت گله را از آن روباید خانوادگی تعبیر كرد كه می‌بینیم هابیل نخستین نوزاد گله‌اش را به خداوند پیشكش می‌كند (سفر پیدایش، باب4، آیة 4) و یهوه می‌گوید: «لوط را گله و رمه و خیمه‌ها بود» (سفر پیدایش، باب 12، آیة5) و حضرت ابراهیم نیز «هفت بره‌اش را به‌ ابی‌ملك می‌دهد» (سفر پیدایش، باب21 آیة 30) اما وقتی یهوه در مجموعة قوانین خود می‌‌گوید: «اگر گاو شخصی گاو همسایة اورا بزند و آن بمیرد، پس گاو زنده را بفروشند و قیمت آن را تقسیم كنند» (سفر خروج، باب21، آیة 35) و یا «اگر كسی گاوی یا گوسفندی را بدزدد و یا آن را بكشد به عوض گاو پنج‌گاو و به عوض گوسفند چهار گوسفند بدهد» (سفر خروج، باب 22، آیة1) و یا «در هفتمین روز آرام كن تاگاوت و الاغت شما دادم تا مالك آن باشید و زمین را به حسب قبایل خود به قرعه تقسیم كنید، برای كثیر نصیب اورا كثیر بدهید و برای قلیل نصیب اورا قلیل بدهید» (سفر اعداد، باب 33، آیات 53 و 54). بدین ترتیب از مالكیت همگانی به مالكیت قبیله‌ای می‌رسیم.

وقتی یهودیان شهرتشین شدند و اقتصاد شبانی آنها به اقتصاد كشاورزی تغییر یافت، قبایل آنان زمینها را بین خانواده‌ها تقسیم كردند و بدین ترتیب مالكیت پدر تباری احیاء گردید و مالكیت خانوادگی كه سرانجام به مالكیت شخصی منجر شد، به سرعت گسترش یافت.

این نوع مالكیتها دیرزمانی در اسرائیل مرسوم بود و كلیة اموال به خانواده تعلق می‌گرفت و نه پدر خانواده كه به عنوان نمایندة‌ اعضای خانواده ادارة امور اموال را برعهده داشت. درآن زمان فرد هیچ‌بود: عضوی از خانواده بود كه نمی‌توانست زمین خانوادگی را خواه به‌صورت فروش و خواه به‌شكل هبه یا به‌وصیت و ارث به‌دیگر منتقل سازد. خدا زمین را از پیش به اخلاف و بازماندگان گروه عطا كرده بود.

پیش‌تر هم وقتی «خدا حضرت آدم را گرفت و اورا در باغ عدن گذاشت تا كرده و آن رامحافظت نماید» (سفر پیدایش، باب2، آیه 15) معنایش این است كه آدم حق داشته آ‌ن‌را به بازماندگانش منقل سازد. حضرت ابراهیم نیز بهمین ترتیب مالك شد و یهوه به اوگفت: «تمام این زمین را كه می‌بینی به تو و ذریت تو تا ابد خواهم بخشید،» (سفر پیدایش، باب13، آیة 15) و افزود: «سرزمین كنعان را به تو و بعد از تو به ذریت تو به ملكیت ابدی می‌دهیم» (سفر پیدایش، باب17، آیة 8). مالكیت یعقوب و بازماندگانش ترتیب تأكید گردید: «و سرزمینی را كه به ابراهیم و اسحق دادم به تو دهم و به ذریت بعد تواین زمین را خواهم داد» (سفر پیدایش، باب 35، آیة 12).

كتاب مقدس یهودیان خصلت خانوادگی مالكیت را با تفاوتی كه بین زمین و خانه‌‌ قائل می‌شود مشخص می‌سازد. زمین را نمی‌توان برای مدت طولانی از خانواده گرفت. اگر آن را بفروشند، فروشنده و اعضای خانواده حق بازخرید آن را دارند و هرحال باید به آنها مسترد شود. تورات می‌گوید: «و اگر نتواند برای خود پس بگیرد، آنگاه آنچه كند.

هم آرام گیرند» (سفر خروج، باب23، آیه 12) ای منظورش مالكیت شخصی چند رأس دام نیست؟

گرایش به مالكیت شخصی در تورات

همین وضع در مورد اموال منقول نیز مشاهده می‌شود. خیمه‌های یهودیان به هنگام مهاجرت از مصر، هنوز اشتراكی بود ولی غنائم ابتدا به قبایل و سپس به افراد تعلق داشت. زمانی كه یهودیان قبیلة مادیانی را شكست دادند، به نص تورات: «هریك از مردان جنگی غنیمتی برای خود برده بودند» (سفر اعداد، باب31، آیة 54) و هنگامی كه كنعانیان را مغلوب ساختند، غنیمت خود را كه عبارت از «یك یا دو دختر برای هرمرد و رختهای رنگارنگ برای سیسرا ـ سردار لشكریان یهود ـ بود» بدست آوردند (سفر داوران، باب 5، آیة 30) غنیمت بردگان و خدمتكاران جای خود را داشت زیرا آنان درحكم اسباب و اثاث خانه بودند چنانكه خزائنی كه حضرت موسی به یهوه پیشكش می‌كند (انگشتریها و حلقه‌ها، سنجاق سینه‌ها و نقره‌ و برنز، چوب اقاقیا و عقیق و عطریات و روغنهای خوشبو) نیز جزو وسایل خانگی بشمار می‌آمدند كه پیش از آنكه به خداوند پیشكش شود می‌بایست به فرزندان اسرائیل هبه‌شود.

یكی از دلایل وجود مالكیت، فرامین دهگانه (احكام عشره) خداوند به حضرت موسی است كه می‌گوید: «دزدی مكن، به زن همسایه طمع مورز، برمال همسایه طمع مكن» پس باید مالكیت وجود داشته باشد تا بتوان مال دیگری را دزدید. درچند جای تورات از وام دادن و وام گرفتن صحبت شده است مثلا در جایی‌ آمده است: «اگر نقدی به فقیری قرض دادی» و یا «اگر رخت همسایة خود را به گرو گرفتی» (سفر خروج، باب 22، آیات 24 و25)، پس باید ثروتمندانی وجود داشته باشد كه بتوان از آنها قرض كرد. درآن زمان پاره‌ای از یهودیان ثروت بسیار داشته و جمعی دیگر بی‌چیز و تهیدست بوده‌اند. تورات از مزرعه‌دارانی سخن می‌گوید كه مالك پنج جفت گاو هستند واز دهقانانی یاد می‌كندكه حتی یك بز هم ندارند. وجود اغنیا وفقرا سرانجام اسرائیل را به صورت یك جامعة‌ طبقاتی درآورد. تجارت بین یهودیان آزاد بود و آنان را از نوعی پول فلزی در مبادلات خود استفاده می‌كردند كه باید توزین می‌شد. تورات می‌گوید: «پس ابراهیم سخن عفرون را اجابت نمود و چهارصد مثقال نقرة رایج‌المعامله را به نزد عفرون وزن كرد» (سفر پیدایش، باب 23، آیة 16)، و عزرا برای شمارش پیشكشیهای خشایارشا پادشاه ایران به حضور یهوه «ششصد و پنجاه وزنه نقره و صدوزنه طلا را توزین كرد» (كتاب عزرا، باب هشتم، آیة 26) درآن زمان واحد وزن تالان نامیده می‌شد كه ریشة «تالار» بمعنی ترازو مشتق شده و هر تالان معادل 3000 سگالا بود. كتاب مقدس یهودیان داد و ستد را رد نمی‌‌كند و می‌گوید: «از سود بردن كم زیاد و منفعت كردن در داد وستد شمر نداشته باش» (كتاب جامعة‌ سلیمان، باب 42، آیة4). اما استعداد یهودیان در تجارت آن چنان بود كه می‌بایست آنان را از انحراف و سودجویی برحذر داشت. كاسب می‌بایست ترازوی صحیح بكار برد، قاچاق و احتكار عملی مذموم و درخور مجازات بود و وقتی حضرت مسیح ظهور كرد مجبور شد بگوید ثروتمند بآسانی نمی‌تواند به درگاه خدا راه یابد و ناگزیر بازرگانی را كه در معابد به داد و ستد اشتغال داشتند، بیرون براند.

باید پرسید چگونه یهودیان درطی 18قرن از سیستم اشتراكی به اقتصاد آزاد روی آورده‌اند؟ منحن سوسیالیسم یهودیان كاملا پاسخگوی این سؤال است: بیابانگردها شهرنشین و شبانان كشاورز شدندو دروازة شهرها به روی تجارت بازشد و پول قانونش را دیكته كرد و كمونیسم جای خود را به سرمایه‌داری داد.

با این همه، هنوز جوهر زندگی اشتراكی اثرات خود را بربعضی از جنبه‌های اقتصاد باقی گذاشته بود. مثلا هرگونه داد و ستدی باخارج ممنوع و تجارت خارجی در انحصار دولت بود و فقط دولت می‌توانست ارابه را از مصر، اسب را از كیلیكیه، وچوبهای گرانبها را از اوفیر وارد كند كاروانهائی كه از فلسطین روغن به مصر وعسل به فنیقیه می‌بردند، بوسیلة اعراب هدایت می‌شدند، نه عبرانیان.

یك قرینة دیگر از تجدید حیات سوسیالیسم در این منطقه، وجود فرقة اسینی‌ها است كه در طومارهای بحرالمیت به آنها اشاره شده است. فرقة مزبور نظا یك جامعة بدون پول و زن را پذیرفته بود و پیروانش تحت رهبری یك قاضی اعظم همانند تارك دنیاها با رضایت و چشمپوشی از لذات دنیوی زندگی می‌كردند و شعارشان این بود: «مردم در ردیفهای هزار،صد، پنجاه و ده‌نفری با نظم و ترتیب حركت می‌كنند». رهبانان كومران[1]غذای خود را دسته‌جمعی صرف می‌كردند و شام آخر حضرت عیسی ا زاین آئین الهام گرفته است. حتی نام كلیسا[2] به معنی مجمع از گردهم آئیهای عارفانة آنها مشتق شده است و همینها بودند كه غسل تعمید در آئین پرستش مسیحای موعود را متداول كردند كه بعدها حضرت عیسی دین خود را براساس آن پایه‌گذاری كرد.

بدین سان تمایلات فردی و خانوادگی و اشتراكی در میان قوم یهود چنان بهم آمیخته‌اند كه این قوم حتی بعد از هزاران سال استعداد خاصی دركسب و تجارت دارد و هنوز به زندگی قبیله‌ای كه امروز به صورت كیبوتص تجلی یافته گرایش شدیدی نشان می‌دهد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment