پروژه رشته تاریخ در مورد بازتاب وقایع سیاسی از صدور فرمان مشروطیت تا پایان سلسلة قاجاریه در شعر شاعران دوران – قسمت دوم

– ورود قشون عثمانی به آذربایجان:

… «تفو بر تو ای چرخ گردون تفو»   كه عثمانی ایران كند آرزو …

(عارف قزوینی، دیوان، ص 336)

… شنیدم كه در حمله ایروان   چنین گفت سلطان عثمانیان
كه ایران خدا داده گنجینه ای است   بر آن ملك تبریز قفلی گران…

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

(حسین مسرور، راز الهام، ص 32)

14- در بیان اوضاع مجلس سوم شورا (انتخابات، وكلا، مجلس):

… به مرگ غیر چو دیدند نفع خویش از آن   جماعتی رگ یك ملتی به خواب زدند…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 285)

در مجلس به فرخی واشد   آنچه گم گشته بود پیدا شد…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 228)

… به ویژه مجلس امروز ما كه گرنامش   شدست ملی، مشتق بود زلفظ ملال…

(غلامرضا روحانی، كلیات، ص 297)

1294 خورشیدی

15- جنگ اصفهان:

اصفهانا گشته ای مأوای شیران آفرین   كرده‌ای بنیاد استبداد ویران آفرین…

(نسیم شمال، كلیات، ص 321)

باز بربام صفاهان كوس هشیاری زدند   خفتگان مهد غفلت دم ز بیداری زدند…

(وحید دستگردی، كلیات، ص 600)

16- معاهدة 1915 م. (در باب مداخلة روس و انگلیس در امور مالی ایران)

… این كشور تحت الحمایه نیست   هم نیز برنجد ز صحبتش…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 244)

1295 خورشیدی

17- نخست وزیری وثوق الدوله 9:

خوش زی ای دل ایران نه چنان خواهد بود   كه در او دزد عسس، گرگ شبان خواهد بود…

(وحید دستگردی، كلیات، ص 235)

1297 خورشیدی

بر كناری مستوفی الممالك 10 و رئیس الوزاریی صمصام السلطنه11:

این شنیدم كه چو كابینة مستوفی رفت   فرصت افتاد به كف مردم فرصت جو را
از وطن خواهان یك عده به هم جمع شدند   عرضه كردند شهنشاه فلك نیرو را
كاندر این ملك رئیس الوزرایی باید   كه به اعجاز كند سخرة خود جادو را…
بعد یك هفته ملك داد به آنان پیغام   كه نكو جستم بر درد شما دارو را
پس از اندیشه مرا رأی به صمصام افتاد   از همه خلق پسندیدم این هالو را

(ایرج میرزا، دیوان، ص 165 و 166)

19- كشته شدن حیدر عمو اوغلی12 به دستور میرزا كوچك خان جنگلی:

… به پیش اهل زندان صدر ملیون نمایان شد   سخن كوتاه، حیدر با رفیقان تیرباران شد…

(ابوالقاسم لاهوتی،‌دیوان، ص 271)

20- رفتن احزاب از تهران به قم:

… این همان ماه كه یك دسته ز مردم   رفتند سوی قم
قم غم شد و غم قوت و غذای رفقا شد   این ظلم به ما شد…

(نسیم شمال ، كلیات، ص 160)

21- نهضت جنگل :

… دیروز كه در محیط گیلان   بد پرچم انقلاب بر پا
از خون مبارزان زحمت   گلگون شده بود آب دریا…

(ابوالقاسم لاهوتی، دیوان، ص 591)

شد به اقبال شهنشه ختم كار جنگلی   جنگل از خلخال و طارم امن شد تا انزلی…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 265)

1298 خورشیدی

22- قرارداد 1919 م:

… به انگلیس كه تلبیس اوست برتر از ابلیس   فروخت خاك وطن را وزیر اعظم ایران…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 284)

با وثوق الدوله ای باد صبا گو این پیام:   با وطن خواهان ایران بدسلوكی نیك نیست..
آن كه استقلال ما را در قرار انشا نمود   مقصدش از آن مواد شوم، جز تملیك نیست..

(فرخی یزدی، دیوان، ص 257)

… او گمان دارد كه ایران بردنی است   همچو شیره، سرزمینی خوردنی است
با وثوق الدوله بست ، اول قرار   دید از آن ، حاصلی نامد به كار…

(میرزاده عشقی، كلیات، ص 277)

23- بازگشت مهاجرین سیاسی به ایران:

هزار شكر كه ایران چو كبك زخمی باز   برون ز پنجه شاهین و شاهباز آمد…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 279)

1299 خورشیدی

24- كشته شدن خیابانی13:

… گر خون خیابانی مظلوم بجوشد   سرتاسر ایران كفن سرخ بپوشد…

(محمد تقی بهار، دیوان، ص 271)

برد ز افق بر چرخ ، فوارة خون هر روز   تا غوطه زند خورشید درخون خیابانی…

(فرخی یزدی، دیوان، ص 401)

25- سردار سپه شدن رضا خان پهلوی:

سردار سپه چو قد مردی افراخت   تیغ آخته تا خطة خوزستان تاخت

(ادیب نیشابوری، دیوان، ص 230)

… تجارت نیست صنعت نیست ره نیست   امیدی جز به سردار سپه نیست

(ایرج میرزا، دیوان، ص 94)

… باد سردار سپه زنده در ایران عارف   كشور رو به فنا را به بقا خواهد برد

(عارف قزوینی، دیوان، ص 312)

1300 خورشیدی

26- وزیر جنگ شدن رضا خان پهلوی:

… آن وزیر جنگ كز وی اهل تهران راضی اند   زینت مجلس رضا خان است گویی نیست هست…

(نسیم شمال، كلیات، ص 68)

… اصلاح وزیر جنگ با پارلمان   نیكو قدمی بود كه برداشته شد

(فرخی یزدی، دیوان، ص 344)

27- اوضاع مجلس چهارم (انتخابات، وكلا، مجلس)

… یك دسته رند و قلاش دلدادة وكالت   هر گوشه پهن كرده سجادة وكالت…

(نسیم شمال، كلیات، ص 242)

… زدستبرد وكیل و وزیر غارتگر   شدی چو لخت، دگر دزد انتخاب مكن…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 308)

… خواستم مثبت شوم، باشد اگر كابینه خوب   چون بدیدم، دیدم این كابینه، آن كابینه نیست…

(فرخی یزدی، دیوان، ص 111)

… این مجلس چهارم به خدا ننگ بشر بود   دیدی چه خبر بود؟
هر كار كه كردند، ضرر روی ضرر بود   دیدی چه خبر بود؟

(میرزاده عشقی، كلیات، ص 450)

28- اعطای امتیاز نفت شمال به آمریكا:

… حقوق نفت شمال و جنوب خاصة ماست   بگو به خصم بسوزان به نفت پیكر خویش

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 945)

1301 خورشیدی

29- استخدام میلسپو مستشار آمریكایی:

… طی گشت هرج و مرج زمستان كز آسمان   آورده اند بهر چمن مستشار نو…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 953)

گر درد عموم را دوا باید كرد   با كوشش مستشار ما باید كرد…

(فرخی یزدی، دیوان، ص 338)

1302 خورشیدی

30- وزارت و كابینة رضاخان پهلوی:

با مشت و لگد معنی امنیت چیست   بانفی بلد، ناجی امنیت كیست؟…

(فرخی یزدی، دیوان، ص 326)

31- اوضاع مجلس پنجم (انتخابات، وكلا، مجلس):

… دقتی چون كه در وكیل نشد   بهر ما هیچ كس كفیل نشد…

(نسیم شمال ، كلیات،‌ص 524)

 

… هر منتخب این دوره وكیل الدوله است   دردا كه یكی وكیل ملت نشود

(محمدهاشم افسر، دیوان ، ص 96)

… هر چه رأی از دل صندوق برون می آید   دادش از رأیِ خر و ناله اش از رأی خر است…

(فرخی یزدی، دیوان، ص 91)

1303 خورشیدی

32- شهادت میرزاده عشقی:

… حال عشقی اگر كه حق گو بود   زین شهادت مقام او افزود…

(نسیم شمال، كلیات، ص 540)

… چون كشته شد به سال مهش گفتم   بادا شهید عشق وطن عشقی

(محمدهاشم افسر، دیوان ، ص 74)

… شاعری نو بود و شعرش نیز نو   شاعر نو رفت و شعر نو بمرد

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 980)

… دادند بسی به راه آزادی جان   اما چه نتیجه ملت آزاد نشد

(فرخی یزدی، دیوان، ص 343)

عشقی كه بود محرم اسرار ما به كار   عشقی نمود و عشق دگر را گرفت پیش

(نیما یوشیج، مجموعه اشعار، ص 876)

از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت ؟ مرگ   این كارمزد كشور و آن كاركرد او

(شهریار، دیوان، ص 366)

33- ترور نافرجام ملك الشعرای بهار و كشته شدن واعظ قزوینی:

… خواستند اهرمنان تا كمینگاه مرا   خون بریزند از این رو ره و بیراه زدند
ناگهان واعظ قزوین به كمینگاه رسید   بر سرش ریخته و زندگی اش تاه زدند…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 315)

34- در بیان مخالفت با جمهوری پیشنهادی رضا خان پهلوی:

… از برای ما فقیران بود مشروطه زیاد   حال در جمهور بایدداشت دست آهنین…

(نسیم شمال، كلیات، ص 404)

 

… آن كه با آب و گلشن بندگی آمیختند   لایق تربیت ملی و جمهوری نیست…

(وثوق الدوله، دیوان، ص 60)

… بی علمی و آوازة جمهوری ایران   این حرف درین مملكت امروز جفنگ است..

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 307)

… این چه بیرق های سرخ و آبی است   مردم، این جمهوری قلابی است…

(میرزادة عشقی، كلیات، ص 278)

35- در بیان موافقت با جمهوری پیشنهادی رضا خان پهلوی:

… پس از مصیبت قاجار،‌عید جمهوری   یقین بدان بود امروز بهترین اعیاد…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 311)

1304 خورشیدی

36- خلع احمدشاه قاجار:

… احمد از تخت چون فرود آید   پهلوی جاش متكی باشد

(ایرج میرزا، دیوان، ص 175)

… گدای كوی خرابات را بشارت ده   هم عن قریب شه كامران نخواهد ماند…

(عارف قزوینی، دیوان، ص 299)

37- انقراض قاجاریه:

… دیگر مكنید عنوان قجر   بنمود وداع ایران قجر…

(نسیم شمال، كلیات، ص 416)

… بنگر یكی به چشم خرد كایدون   بر باد رفت دولت قاجاری…

(محمدتقی بهار، دیوان، ص 317)

38- مرگ محمدعلی شاه قاجار:

چون محمدعلی ز دار فنا   كرد در بارگاه هستی رو…

(ادیب الممالك فراهانی، دیوان، ص 898)

… همین بس كه گویم به تاریخ او   محمدعلی شاه هم فوت شد

(ایرج میرزا ، دیوان، ص 176)

وقایع دوران پادشاهی احمدشاه قاجار بیش از وقایع سیاسی دوران سایر پادشاهان قاجار در شعر فارسی بازتاب داشته است. از بین این حوادث معاهدة 1919 م انعكاس گسترده تری یافته است و سال 1304 خورشیدی سیاسی ترین سال محسوب می گردد. محمدتقی بهار، فرخی یزدی و عارف قزوینی بیش از سایر شعرا به بیان مسائل سیاسی روز در اشعارشان پرداخته اند. در مجموع محمدتقی بهار سیاسی ترین شاعر پارسی گوی از صدور فرمان مشروطیت تا انقراض قاجار می باشد.

توضیحات و تعلیقات:

1و2: پاك و پاكیزه 3- وزیر خارجه انگلیس در ایران 4- افسر ستاد ارتش روسیه تزاری و فرمانده بریگارد قزاق در ایران 5- بوی خوش
6- آجودان ناصرالدین شاه كه در ابتدای سلطنت محمدعلی شاه به صدارت رسید و در سال 1329 قمری به نیابت سلطنت احمدشاه برگزیده شد. 7- سپهدار محمدولی خان تنكابنی، یكی از دو فاتح تهران 8- مصطفی عدل (منصورالسلطنه) حقوق دان و از رجال سیاسی مهم دوران قاجار و رضا شاه پهلوی 9- حسن وثوق (وثوق الدوله) از كارگردان اساسی تاریخ مشروطیت ایران و بانی قرارداد 1919 م. 10- حسن مستوفی 11- نجفقلی صمصام بختیاری 12- از آزادی خواهان بنام ایران 13- شیخ محمدخیابانی از آزادی خواهان معروف آذربایجان در دوران مشروطیت كه در جنگ با قوای دولتی به شهادت رسید.

 

كتاب نامه:

1- ادیب الممالك فراهانی، محمد صادق   دیوان كامل (2 مجلد)، به كوشش مجتبی برزآبادی فراهانی، انتشارات فردوس، تهران،‌چاپ اول، 1378.
2- ادیب نیشابوری ،‌عبدالجواد   دیوان اشعار، به كوشش دكتریدالله جلالی پندری، نشر بنیاد، تهران، چاپ دوم، 1377.
3- اسفندیاری، علی (نیما یوشیج)   مجموعه اشعار نیما یوشیج، به كوشش دكترابوالقاسم جنتی عطایی، انتشارات صنفی علیشاه، تهران، چاپ پنجم، 1368.
4- افسر، محمدهاشم (شیخ الرئیس)   دیوان شیخ الرئیس افسر، به كوشش عبدالرحمان پارسا تویسركانی، سلسله نشریات ما،‌تهران، چاپ دوم، 1362
5- ایرج میرزا   ایرج میرزا، به كوشش دكتر محمدجعفر محجوب، انتشارات اندیشه، تهران، چاپ چهارم، 1356.
6- بهار، محمدتقی (ملك الشعرا)   دیوان، نشر سمیر، تهران، چاپ اول، 1378
7- بهجت، محمدحسین(شهریار)   دیوان (2 مجلد)، انتشارات نگاه ، تهران، چاپ اول، 1382
8- حسینی، سیداشرف الدین (نسیم شمال)   كلیات، به كوشش احمد اداره چی گیلانی، انتشارات نگاه، تهران، چاپ اول، 1375.
9- دهخدا، علی اكبر   دیوان دهخدا، به كوشش دكترسیدمحمد دبیر سیاقی، انتشارات تیراژه، تهران، چاپ دوم، 1361.
10- رعدی آذرخشی، دكتر غلامعلی   پنج آیینه، چاپخانه كاوه، تهران، چاپ اول، 1358.
11- روحانی،‌غلامرضا   كلیات اشعار و فكاهیات روحانی، انتشارات سنایی،‌تهران
12- عارف قزوینی، ابوالقاسم   دیوان عارف قزوینی، به كوشش مهدی نورمحمدی، انتشارات سنایی،‌تهران، چاپ اول، 1381.
13- عشقی، محمدرضا میرزاده   كلیات مصور، به كوشش علی اكبر مشیر سلیمی، انتشارات امیركبیر، تهران، چاپ چهارم، 1342.
14- فرخی یزدی، محمد   دیوان، به كوشش حسین مسرت، نشر قطره، تهران، چاپ اول، 1380.
فروزانفر، بدیع الزمان   مجموعه اشعار، به كوشش عنایت الله مجیدی، كتابخانه طهوری، تهران، چاپ اول، 1368.
16- لاهوتی، ابوالقاسم   دیوان، انتشارات امیركبیر، تهران، چاپ اول، 1358.
17- مسرور، حسین   رازالهام، چاپ كیهان، تهران، چاپ اول، 1338
18- مصاحبی نائینی، میرزامحمدعلی (عبرت)   دیوان كامل، به كوشش مجتبی برزآبادی، فراهانی، انتشارات سیاسی، تهران، چاپ اول، 1376.
19- وثوق، حسن (وثوق الدوله)   دیوان وثوق، به كوشش ایرج افشار، سلسله نشریات ما، تهران، چاپ اول، 1363
20- وحید دستگردی، حسن   دیوان وحید دستگردی، به كوشش س. وحیدنیا، انتشارات آفتاب،‌تهران، چاپ اول، 1374.
21- وفا، نظام   دیوان، به كوشش احمدكرمی، سلسله نشریات ما، تهران چاپ اول ، 1363

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment