پروژه رشته تاریخ در مورد وزرای دورة مغول – قسمت دوم

از جمله این افراد مجد الملك یزدی از زیردستان شمس الدین بود كه خواجه او را تربیت كرد و به شغلهای مهم گماشت و اباقاخان مجد الملك را به سمت اشراف به كارهای شمس الدین گماشت، ولی او كه مقام صحب دیوانی را در ذهن می‌پروراند، در پی بهانه بود تا خاندان جوینی را از مقام وزارت بر اندازد از همین رو ابتدا به عطا ملك تهمت زد كه و می خواهد به بغداد را تسلیم مصریان نماید ولی اباقا دستور داد او را تازیانه زدند، خواجه شمس الدین نیز برای دفع شر مجدالملك او را به حكومت سیواس نامزد كرد ولی مجدالملك دست از سودای دیرینه برنداشت و بار دیگر زمانی كه اباقا از تبریز به قصد خراسان در حركت بود در قزوین مجد الملك به توسط امیر ارغوان پسر اباقاخان به نزد او او آمد و چنین عنوان كرد كه شمس الدین با سلاطین مصر و شام دست یك كرد، و معین الدین پروانه به اغوای او بابیبرس ساخته و امرای مغلو را به قتل رسانده و با اینكه املاك او كه از دولت ایلخانان یافته برابر حاصل املاك دیوانی است باز راه كفران می‌رود و برادرش عطا ملك در بغداد پادشاه وار می‌نشیند و ثروت ایشان از حد شمار بیرون رفته و صاحب دیوان چون می داند من بر این اسرار واقفم حكومت سیراس به من داده تا چیزی از این جمله بر زبان نیاورم در این موقع آباقا وعده داد كه در موقع فارغ به تحقیق قیام نماید.[1]

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

 

تلاشهای مجد الملك نتیجه نداد و تا پایان عهد آباقاخان خواجه در منصب خود باقی ماند.

شمس الدین جوینی در عهد احمد تكودار نیز مقام وزارت را دار بود و آنچنان را ایلخانان نزدیك شده و بر امور مملكتی مسلط شده بود كه هنگامیكه ارغوان خان از احمد تكودار خواست تساوی را به نزدش فرستد، ایلخان پاسخ داد كه «امهات مملكت را حسن ضمیر وزیر صاحبت تدبیر در حیطة كفایت می‌آورد، اگر او از درگاه عالم پناه غیبت نماید مصالح مملكت و مال در محل اهمال و صدد اختلال می‌‌آید.[2]

وزارت امیربوقا

باروری كارآمدن ارغون خان كه با كمك امیر بوقا، انجام گرفت بار دیگر قدرت امیرالامرا افزایش یافت وی با توجه به نفوذی كه در ایلخانان داشت خواهان كاهش قدرت وزیر و قرار گرفن مقام امیر الامرا به جای سابق خود شد كه مقام بعد از ایلخانان بود، بنابراین توطئه‌ها شكل گرفت و تیرهای اتهام این كار با كارساز افتاد و با قتل خواجه شمس الدین جوینی امیر بوقا قدرت را در قبضة قدرت خود گرفت.[3]

بركناری و قتل خواجه شمس الدین جوینی لطمة شدیدی بر امر اداری و دیوانی و نیز فرهنگی و دینی مملكت وارد كرد و تمام رشته‌هایی كه او در مدت وزارت خود باخته بود گسسته شد.

خللهای ظاهر شد و در اطراف ممالكت شورشهای روی نمود، حل و عقد مناصب و قبض بسط اموال از سلك استحقاق و ضبط انتظام بدر افتاد، اسباب مقرارت اموال و ابواب متوجهات اعمال بواسطه تبدیل شمل و تفریق جمع او راهی گشت.»[4]

ارغوان خان پس از جلوس بر تخت در پاییز سال 683 / 1284 م فرمان وزارت را به نام بوقا نافذ گردانید و برای آنكه بیش از این از خدماتش حق گذاری كند دستور داد تا چندان زبر سروری ریختند كه نزدیك بود در میان تودة‌ زرنا پدید شود. [5]

وزارت جلال‌الدین مختلص سمنانی

اما ظاهراً وزارت به طور رسمی بعد از مرگ شمس‌الدین جوینی به شخص به نام جلال‌الدین مخلص سمنانی واگذار شد. سمنانی نیز از خانوادن قدیمی بود كه سابق بر این در مدمت خوارزمشا هیان بودند. مدت وزارت سمنانی كوتاه بود، چون ارغوان خان به امیر بوقا خشم گرفت و وی را كنار زد ، سمنانی نیز به سبب خصومت با امیر بود تا و سعی سعد الدوله یهود بعد از یك سال كنار گذاشته شد.

وزارت سعدالدوله

سعدالدوله سابقة چندانی در امور دیوانی نداشت بلكه شهوت وی در طبابت بود. چون نبوغ خاصی در جمع آوری مال داشت مورد توجه ارغوان خان قرار گفت و به سرعت كار او بالا گرفت و مقام وزارت یافت ارغوان دست او را در امور بازگذاشت.

و بدین ترتیب بار دیگر قدرت وزیر فزونی گرفت. سعد الدوله انتصابات ایالات خود را خود انجام می ‌داد، در واگذاری مناصب و مشاغل اولویت را به خویشان و نزدیكان خویش می داد و به افراد با كفایت بر امور قرار نگرفتند، ولی از جریان كارها چنین بر می آید كه دستگاه وی از كارائی بالایی برخوردار بود چنانكه رشیدالدین راجع به او می‌نویسد:

« در باب امور دیوانی و ضبط اموال مهارتی داشت و هیچ نكته از سعی و اجتهاد در آن خشم مهمل نمی‌گذاشت»[6]

با این وجود به دلیل تعصب خاصی كه در دین خود داشت نسبت به مسلمانان بسیار سخت می گرفت و در واگذاری امور به مسلمانان روی خوش نشان نمی‌داد.

هر چند سعد الدوله یهود ولد صفی الدوله در ابتدا اظهار اسلام و سعی در مسلمانی نمود ولی بعد از رسیدن به اوج قدرت دشمن خونی اسلام و مسلمین گشت او چنگیز و ارغوان را پیغمبر خواند و با استفاده از كینه باطن ارغون او را بر علیه سلام و مسلمانان بر انگیخت و دست به قتل بیگانگان كشور و مسلمین را از خدمت دیوان ممنوع ساخت.[7]

اما تغییراتی كه در وصول مالیات ایجاد كرد از سوئی ایلخانان را راضی كرد و از سوی دیگر جلو تعدی بر رعایا را گرفت سابق بر این از سوی ایلخان مأمورانی جهت وصول مالیات ایالات می‌رفتند كه در این ضمن تعدیاتی به رعایا انجام دهند و مال را توسط افراد مورد وثوق خود به مركز ارسال نمایند این سیاست از دو جهت مورد تأیید ارغوان قرار گرفت:

اول: اینكه ارسال مال توسط حكام هزینه اعزام نمایندگان ایلخان را از میان می‌برد و دو دیگر اینكه سبب رعیت پروری و تحكیم پایه‌های حكومت خان می گردید. تغییر روش جمع‌آوری مال از ایالات سبب شد تا در وضع مردم رفاه نسبی حاصل شود و از دست درازی‌های مأموران اعزامی در طول مسیر به مردم جلوگیری شود. علاوه بر این موضوع اقدامات دیگری نیز وزیر انجام داد از جمله، تصرفات ناحقی كه در مبرات و ادارات و مقدمات صورت می‌گرفت را از میان برد. این امور جملگی سبب شد تا اغتشاشاتی كه بعد از مرگ شمس‌الدین خوینی در امور اداری و مالی پدید آمده بود تا حدودی جبران شود و به قول وصاف: در ظرف مدت دو سال اختلال‌های چند ساله بر طرف شد و هزار تومان مال نیز در خزانه فراهم آمد.»[8]

اما نفوذ روز افزون وزیر برای امرا قابل تحمل نبوده و سختگیری‌های كه نسبت به مسلمانان انجام می‌داد باعث رنجش مغول و مسلمان از او شد و آنچه این موضوع را بیشتر تشدید می كرد تشویق ایلخان به دعوی نبوت بود.

«نبوت از چنگیزخان بحسب ارث و استحقاق به خسرو آفاق رسیده و به عنایت الهی جناب پادشاهی را تمهید قواعد ملك و ملت و تشییدمبانی دین و دولت با كمل وجهی میسر گردید.»[9]

این امور جملگی باعث شد تا امرای لشكر از بیماریی كه برای ارغون خان بیش آمده بود استفاده و وزیر را از میان بردارند.[10]

صدرالدین خالد زنجانی

با مرگ ارغوان در 690 هـ. ق و روی كار آمدن گیخاتو اوضاع اداری و مالی كشور بار دیگر به قهقرا رفت از یك سو و بایی كه در مواشی افتاد باعث شد قسمت اعظم رمه و گله مغولان در بغداد ، موصل، دیاربكر و خراسان از میان برود و از سوی دیگر ایلخان جدید كه فرد ناتوان و خوشگذاران بود با بذل و بخشش‌هایی بی‌حساب خود باعث شد تا خزانه كه در مدت وزارت سعد الدوله از مال انباشته شده بود تهیه شود. در زمان گیخاتو او صدرالدین خالد زنجانی را كه در سال 679 با مجد الملك یزدی گیخاتو بر ضد خاندان جوینی همدست شده بود و پس از آن همواره در حكومت فارس و مهمات دیگر از امیر طغا جار نیابت می كرد به صاحبدیوانی كل ممالك و وزارت خود برگزید و او را لقب صدر جهان داد و به او اختیار كامل عطا كرد و امرا و شاهزادگان انتصاب صدر جهان را به خوشی پذیرفتند و خواجه صدرالدین صاحب اختیار مطلق و شخص اول ممالك ایلخانی گردید.

صدرالدین كه در این زمان عهده‌دار امروزات بود كمتر از ایلخان سوء تدبیر نداشت «و او از معقول حجتی بود و نه در فعل او از معقول بینی لایح از هر بابی از ابواب تكلف دغدغه در دماغ داشت و از هر فضلی از فضول تصلف سودایی در سر اطراف ممالك تحكمات فاسد مشوق گردانید و به جهت مستردات و قروضات و مصارف واخراجات خویش رسوم بدعت اختراع نمود» [11]

به جهت سوء ادارة امور مالی مملكت و بالا آوردن قروض فراوان بدنبال راهی برای حل مشكل مالی برآمد. صدرالدین راه چاره را نشر اسكناس با عنوان «چاو» دانست این ابتكار كه تقلیدی از سرزمین ختای بود مورد قبول ایلخانان قرار گرفت. چاو كاغذای بود كه تمنای پادشاه بر آن زده شده بود. در آن عهد كه درختای به جای درم در معاملات به كار می‌رفت چون خزانه دولت از مسكوكات خالی بود تا به جای مسكوكات «چاو» منتشر گردد و در بین مردم رواج پیدا كند. این چاو عهد گیخاتو كه در ابتدا آن را چاو مبارك خوانند ، قطعه كاغذی بود به شكل مربع مستطیل كه دور را دور آن به خط ختائی كلماتی و بر بالای آن از دو طرف شهادتین نوشته شده بود. قدری پائینتر از آن كلمة‌ایرنجین تورجی لقب مغولی گیخاتو و در میانه دایره‌ای كشیده و از نیم درهم تا ده دینار مبلغ آن تیر شده و این عبارت بر روی آن مسطور بود:

«پادشاه جهان در تاریخ سنة 693 این چاه مبارك را در ممالك روانه گردانید تغییر و تبدیل كننده را با زن و فرزند به یاسا رسانیده مال او را جهت دیوان بردارند.»[12]

تا یك هفته پس از اولین انتشار این پولهای كاغذی مردم از بیم شمشیر آنها را می‌گرفتند، اقا چندان نگذشت كه كلیة كارهای داد و ستد متوقف گردید و بازارها را به كلی رها كردند، صدرالدین در مواجهه با بلوای عمومی مجبور شد كه نخست اجازه دهد خرید اطمعه بازر صورت گیرد و سپس جریان پول كاغذی را به كلی متوقف سازد. این تجربه اندكی بیش از دو ماه دوام آورد.[13]

جمال‌الدین دستجردانی

با شورش بایدو و قتل گیخاتو، مقام صدر جهان تنزل یافت، امیر الامرانی بایدو، طغاجار صدر جهان را به نیابت از خود به حكومت بلاد روم فرستاد.

مدت حكومت باید و بسیار كوتاه بود، با این وجود در همان مدت كوتاه انتصابات انجام گرفت. از جمله امور مالی كه از وظایف وزیر بود به جمال الدین دستجردانی واگذ كرد، انتصاب جمال‌الدین به مقام صاحب دیوانی فقط اندكی بیش از یك ماه دوام آورد و وی را به اتهاماتی كه صدر الدین بروی وارد كرده بود به محكمه كشانده و محاكمه كردند و در بیست و هشتم ذی الحجه سال 695 ق/ بیست و هفتم اكتبر 1296 م به هلاكت ساندند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment