سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
معماری و شهرسازی

پروژه شهرسازی در مورد تاثیرات شهرسازی – قسمت اول

تأثیرات شهرسازی جدید

شهرنشینی در سرزمین ایران، بیش و کم به قدمت تمدن آن می رسد و الگوهای سکنی گزینی- به گونه ای که امروز با نام شهر از آن یاد می شود- به شکلهای خاص مطرح بوده و دو دو دوره طولانی و البته متفاوت پیش از اسلام و دوران بعد از اسلام، علاوه بر شرایط جغرافیایی وویژگیهای طبیعی، متأثر از شرایطی دیگر نظیر نظام تولید، نفوذ بیگانگان، نظامهای حاکم، ظهور و تأثیر اندیشه  و تمدن جدید و مهم تر از همه ساختار اجتماعی و اقتصادی بوده است.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

به این فرضیه که شهرسازی دوران قاجار نقطه پیوند یا گسستِ گذشته سنتی با آینده مدرن است زمینه پژوهش و پیدایش تفکر دو دهه پهلوی اول را فراهم می سازد.

بافت تاریخی شهر تهران بیشتر از آنکه شامل تهران دوره صفوی باشد، بافت دوره قاجار را داشته است. این موضوع بر خلاف اصفهان بوده که شالوده و بافت اصلی آن میراث دوره صفوی است. توسعه تهران قاجاری با انهدام و تخریب بافت گذشته انجام نگرفت و چنانچه تغییرات و تخریبی همچون برج و باروه صورت گرفت، همانند آن را با مقیاس جدید و متناس با نیازهای تازه ساختند. اما این اتفاق در دوره پهلوی اول، علاوه بر اینکه بافتی مدرن و تازه و نه در پی گذشته قاجاری آن به وجود آورد، با قاطعیت، ویرانگری بافت کهنه را در دستور کار خود قرار داد.

آغاز تشکیلات جدید و استفاده از امکانات نوین در نظام حکومتی که سرچشمه های تجددطلبی بود با وضعیت شهرسازی کهن دوره قاجار شروع ناسازگاری و ناهمخوانی است، شاید اولین تغییرات شهرسازی به ناچار بر سر همین موارد در دوره قاجار رخ داده باشد.

شهر در دوره قاجار متشکل از سه قدرت عمده همیشگی با سه جایگاه مکانی و یا معماری در شهر بودند. ارگ محل زندگی و استقرار شاه به مثابه پایگاه سیاسی، مسجد بزرگ شهر(جامع، جمعه) و کلاً مساجد و مدارس در حکم پایگاه دینی و سوم بازار که ستون فقرات و ساختار اجتماعی شهرها در حکم پایگاه اقتصادی تشکیل می دادند.

اما از طرف دیگر دوره زمامداری قاجار در ایران مصادف با انقلاب صنعتی غرب در قرن نوزدهم است که عامل اصلی تحولات در معماری و شهرسازی امریکا و اروپا و شکل دهنده موثر معماری و شهرسازی مدرن و معاصر است. این سالها شروع تأثیرات تدریجی، ملموس و البته تأخیری شهرساز اروپا در ایران قاجار است.

تا پیشاز قاجار، سیمای شهرهای ایران، فضای شهری و نیز ارتباط و ترکیب معماری با شهرسازی به طور مشخص و معین- به جز مواردی نادر – به گونه ای متفاوت با امروز بود، بدین معنی که دیوارها و جداره های شهر را عمدتاً سطوح بدون روزن و بی پنجره ای تشکیل می داد که به جهت فرهنگی کاملاً حوزه مسکونی را از شهر جدا می ساخت. اما در دوره قاجار بین معماری با فضای شهری، یعنی خیابان، اولین ارتباط های کالبدی صورت می گیرد و در واقع ارتباط فضای شهری، یعنی خیابان، اولین ارتباطهای کالبدی صورت می گیرد و در واقع ارتباط فضای شهر با ساختمانهای اصلی و عمومی شهر نظیر مساجد کم کم به حوزه های صنفی و تجاری نیز راه می یابد. " از ویژگیهای  برجسته معماری دوران قاجار نظم ، تناسب و تقارن است که در معماری خیابانی و شهری این دوره حضور کامل را ابراز می دارد همچنین نظم کالبدی و ارتفاع ساختمانها غالباً به دلیل تکنولوژی ساخت ( تیر چوبی و شیروانی) در دو طبقه قرار می گیرند که شکل اقتباسی ساختمانهای ردیفی و هم ارتفاع خیابانهای دوره نئوکلاسیک اروپاست و بیش از آنکه ساختمان به تنهایی جلوه گری کند، ریتم، نظم، تقارن و وحدت فرم خیابانی متظاهر است.

اولین خیابانهایی که در شکل شهرسازی جدید و به شیوه خیابانهای اروپایی در تهران احداث گردید عبارت بودند از: باب همایون، سر در الماسیه، ناصریه،لاله زار، امیریه، چراغ برق، علاء الدوله و بهارستان.

همان گونه که گفته شد تأثیرپذیری  از اروپا و تقلید تدریجی از دوره قاجار شروع شد و بیشترین نقش را در این انتقال یا اقتباس، انقلابهای صنعتی اروپا و مدرنیسم اجتماعی داشت که در این راستا نفوذ معماری و شهرسازی با حرکتی گام به گام صورت گرفت. اکنون به شروع و شکل گیری آن در دوره پهلوی اول پرداخته می شود.

سالهای 1300 شمسی با روی کار آمدن رضاخان نشان داد که آهنگ تغییرات و تحولات در زمینه شهرسازی به گونه ای غیر منتظره شتاب گرفته است. با پذیرش این استدلال که تغییر رژیم باعث تغییر این روند شد، این پرسش به میان می آید که عالی ترین علت این تحول متوجه کدام خصیصه دوره پهلوی بود. در صورت ظاهر چنانچه رژیم قاجار تغییر نمی کرد و یا ویژگیهای حکومت پهلوی اول همچون قاجار بالتبع تحولات – به ویژه در شهرسازی – روال طبیعی و تدریجی خود را داشت و به همان سیاق قاجار بود آهنگ تغییرات و تأثیرات مدرن ادامه می یافت. ولی خصوصیتی تازه، قوی و تعیین کننده، علیرغم وجود دیگر ویژگیها، در نظام پهلوی اول وجود داشت که تحول را این گونه ایجاد کرد.

از میان عواملی که بیشتر از همه شکل شهر را در طول تاریخ تحت تأثیر قرار داد می باید به ساخت قدرت اشاره نمود. در حقیقت ساخت قدرت و نظام حکومت، مینیاتوری از کل روابط جامعه است که در ارتباط نزدیک با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی قرار دارد. با نگاهی به تاریخ شکل شهر در می یابیم که به طور نسبی تغییرات شکل شهر همزمان با تغییرات ساخت قدرت و نظام حکومتی است، به گونه ای که حداقل نه از جهت روابط علت و معلولی بلکه از لحاظ آماری می توان ارتباط همبستگی بین تغییر ساخت قدرت و تحول شکل شهر را تشخیص داد.

برای گریز از نظام پراکنده و کم تحرک دوره قاجار، نظامی یکدست، متمرکز و کارآمد با تکیه بر انگیزه هایی قوی لازم بود، در چنین شرایطی رضاشاه با اتکاء به بیگانگان خصوصیات یک دولت واحد و تمرکز گرا را متکی بر انگیزه آرمان گرایانه باستان گرایی به وجود آورد. این تمرکز گرایی در شهرسازی چهره خود را به روشنی نشان داد:

سر و ساماندهی تهران با الگوی خطوط راست که میراث قرن نوزدهم بود مدل خوبی برای این کار شد، خیابانهای فرعی و اصلی، دامنه شهر شاه نشین قاجاری را به سوی شمال کشیدند و ساختن میدانها که بخشهای مهم شهر را از هم مشخص می کردند در این زمان یکی از ویژگیهای اساسی توسعه شهر در ایران شد، نتیجه این کار ایجاد یک شهر گشاده با یک هسته مرکزی بود که بیانگر نظام متمرکز و واحد بود.

لازم بود که خیابانهای پهن و مستقیم و بلند جای کوچه های تنگ وپرپیچ و خم و کوتاه آبادیهای بزرگ و بزرگتر را بگیرند و ساختمانهای برون گرای دولتی را جانشین دیوارهای کج و معوج و بی آذین و ناهنجار کوچه ها بکنند. خیابانها به معماری پشت دیوارهای روزگاران گذشته فرصت عرض اندام دادند و با جای دادن معماری دولتی در جناحهای خود، معماری جدید دولتی را به نمایش درآورند و با حجاب برگرفتن از معماری آن را وارد زندگی روزمره مردم کردند.

شهرنشینی و تحول و توسعه آن در سرتاسر ایران معاصر به ویژه در تهران، حرکتی برجسته و نمایان تر در میان سایر دگرگونیها داشت. این تغییر ساخت به هر لحاظی، چه از جنبه اقتصادی، چه از جنبه رشد سرمایه داری و روابط آن و چه از جنبه فرهنگی و سیاسی انجام گرفته باشد، این شاخصه مهم را داشت که مستقل از روستا و به شکل جاذب جمعیت، تولید، کار و ... شکل گرفت. ساخت قدرت جدید نشان داد که " تحولات و اقدامات دوره رضاشاه تقریباً تنها شکل و حیات شهری را دستخوش دگرگونی نمود و بافت و زندگی روستایی تا حد بالایی از این تحولات به دور ماند و فقط به طور تدریجی و غیر مستقیم  از آن تأثیر پذیرفت. راههای ساخته شده در این دوره که تنها مراکز شهری و به طور عمده شهرهای بزرگ را بهم مرتبط می ساخت، بازارهای کوچک محلی در سطح شهرها، ادارات گوناگون دستگاه جدید رضاشاهی، کارخانه ها و صنایع ایجاد شده در شهرها و به دنبال همه اینها خیابانهای جدید، وسیع و عریض شهری در جهت گسترش و نیز در تقابل با بافتهای قدیم، به تمامی در شهر اتفاق افتاد.

اروپا در فرایند شهرسازی اصولی و منطقی اش این نکته را خوب می دانست که در توسعه شهرها و ارائه شهرسازی مدرن، نه تنها هیچ گاه نباید با بافت قدیم شهر به مقابله برخیزد بلکه با توجه و احترام به داشته ها و پیشینه های تاریخی و فرهنگی، هر چه بهتر در اصلاح و نگهداری آن تلاش نماید و چنانچه در بافت قدیم پایتختها و شهرهایش به تخریب و جراحی کالبدی آن دست زد از منظر مرمتی و احیای آن و نیز زنده سازی و تطبیق با شرایط زندگی جدید بود. اروپا در روند مدرنیزاسیون شهر خود تضادی را بین گذشته وحال نمی دید که دیروز شهر را فدای امروز و فردای نامعلوم آن بکند و بافت قدیم را چون نگینی در شهرسازی مدرن حفظ کرد و همراه با توسعه نوین در شهرسازی در تراش و ترمیم هر چه بهتر بافت کهن کوشید.

اما شهرسازی دوره پهلوی اول در اقدامهای تازه برای نوخواهی و امکانات بیشتر و بهتر برای شهروندان و نیز ارائه یک شهر کارآمد، نخست به ساختار کهن شهر حمله ور شد و همچون خصلت پادشاهان فاتح، در اولین اقدام، شهر تازه را بر ویرانه های برج و باروهای قاجار بنا کرد.

کاتوزیان این تخریب بی قاعده را در جهت آن اصلاحات مورد نیاز چنین بیان می کند:

نمونه روشن اصلاحات بوروکراتیک و ویرانگری دیوانه وار، بودجه ای بود که صرف نوسازی و زیباسازی پایتخت و سایر شهرها و شهرستان ها شد. البته چنین اصلاحات و بازسازیهایی به شدت مورد نیاز بود مثل: ساختن خیابانهای عریض تر، آسفالت، سنگفرش معابر، اِعمال مقررات راهنمایی و رانندگی و .. اما نحوه انجام این اصلاحات سطحی، بی قاعده و نامنظم، به راستی ویرانگر بود. دیوارها و دروازه های کهن شهر تهران همچون نمادهای شرم آور عقب ماندگی تخریب شد و در ساختن خیابانهای جدید یا توسعه و تعریض خیابانهای قدیمی، همه ساختمانهایی را که در مسیر قرار می گرفتند- مسکونی، یادبودها، تاریخی و ... صرفاً برای اینکه خیابان مستقیم باشد خراب کردند و بدین ترتیب این ویرانگران با زندگی جامعه و بناهای تاریخی آن هرچه می خواستند کردند.

شروع دوره پهلوی نقطه عطفی در شهرسازی ایران است. اما از میان همه موضوعات تخصصی مورد بحث در شهرسازی پیش از پهلوی، این موضوع اهمیت خاصی دارد که نظامنامه ها و احکام ساختمان سازی پیش از پهلوی، این موضوع اهمیت خاصی دارد که نظام نامه ها و احکام ساختمان سازی چگونه بوده و متولی ساخت و ساز – که امروز بر عهده شهرداری است – بر عهده چه کسی و یا در کنترل چه نظامی بوده است.

در میان تاریخ غنی اما کم نوشته شده معماری ایران، که به سختی می توان اوراق و مدارک و نوشته یا نبشته های مکتوب به دست آورد، نوشته زیر سیمای این اصول و احکام را نشان می دهد. لوکاک می نویسد:

قوانین شرع فرض را بر این داشت که در فضای باز اطراف ساختمان، بنای دیگری مجاز به ساخت نبود مگر اینکه رضایت مالک آن گرفته شود. در غیر این صورت نوعی تجاوز و تعدی به حقوق وی محسوب می شد، چرا که مالک خود را مستحق می دانست جهت بنایِ خود را در هر سو قرار دهد، حتی به طرف معبر و گذر عمومی. بزرگ یا ریش سفید محله و یا حاکم شهر مسئول تعیین اندازه گذر بود تا با احداث بنای جدید تنگ نشود. از وظایف دیگر وی حل کردن اختلافهای بین مالکان بنا در مورد حدود فضای متداول بین آنها، دیوارهای مشترک و مشکلات مربوط به نور و هوا بود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *