سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
مدیریت آموزشی

پروژه روشهای طراحی برنامه درسی – قسمت سوم

مثال 5: کاربرد نادرست یادآوری قبل از بازشناسی(درک مطلب دوره ابتدایی)

مرحله 1:

به واژه بی معنی (پونش) دفت کنید(پونش موجودی خیالی است که از سگز و پچز به ثورت چهاردست و پا پایین می رود.) واژه های دیگری که می تواند جانشین پونش و سگز و پچز شوند، پیدا کنید.

دانش آموز باید کلماتی ابداع کند، آنها را در جمله هایی بنویسد و جمله ها را تغییر دهد. (این پرسش مبتنی بر یادآوری یا پرسشی با پاسخهایی نامحدود است).

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

مرحله 2

دانش آموز باید واژه هم معنی لغتی را که زیر آن خط کشیده شده، از بین سه واژه داده شده انتخاب کند.

من با مواد داده شده چند آزمایش انجام داده ام.

تجربه      مشاهده        فروشندگی

(این یک پرسش بازشناسی است. چون آسانتر است و باید در آغاز زنجیره آموزشی بیاید)

یک مثال از بازشناسی قبل از یادآوری طرح پرسشهای درست – نادرست در آخر هر فصل یا بخش است که با سئوالات دارای پاسخ نامحدود (یادآوری) دنبای می شود. بهترین شکل استفاده از بازشناسی قبل از یادآوری طرح این نوع سئوالات بلافاصله بعد از اتمام هر فصل است. در فصل بعد، از سوالات یادآوری می توان برای مرور مطالب مربوط به فصل قبلی استفاده کرد. این روش ضمن کمک به بهبود حافظه دراز مدت بر ارتقای فهم مطالب آموزشی نیز تأثیر خواهد گذاشت.

تکلیف عملی

در ارزیابی مطالب عینی بهتر است از پرسشهای بازشناسی استفاده شود، در حالی که پرسشهای یادآوری برای ارزیابی فهم تعمیمی فراگیران مناسبتر هستند. هر گاه معلم بعد از آنکه مفهومی را ارائه داد بخواهد حافظه فراگیران را بیشتر تقویت کند می تواند به طور متناوب و منظم آموخته های فراگیران را با استفاده از سئوالات یادآوری ارزیابی نماید.

بازشناسی پاسخ

از دیدگاه پیاژه در کدام یک از مراحل رشد ذهنی کودک به یادگیری منطق می پردازد؟

الف) حسی – حرکتی        ب) عملیات ذهنی      ج) عملیات صوری

سوال یادآوری

به نظر شما آنچه موجب تمایز و تشخیص دو مرحله عملیات عینی و عملیات صوری می شود چیست؟ به موضوعی که می خواهید تدریس کنید فکر کنید. یک سئوال یادآوری و همین طور یک سئوال بازشناسی برای آن بنویسید. در زنجیره تدریس بهترین زمان استفاده از این سئوالات چه موقع است؟

آموزش ثابت[1]

آموزش ثابت عبارت است از اتخاذ شیوه ای که در آن روش پاسخدهی فراگیر، طی مراحل مختلف زنجیره ثابت می ماند.

گفتنی است که در بسیاری از موارد ارائه پاسخ نادرست از سوی فراگیران به این معنی نیست که آنها با مفهوم مورد نظر آشنا نیستند بلکه آنها روش سئوال پرسی معلم را نمی فهمند. بنابراین، برای جلوگیری از افزایش هر گونه اطلاعات گیج کننده در موقعیت یادگیری، بهتر است که الگویی ثابت از سوال کردن و یا ارائه اطلاعات توسط معلم اتخاذ گردد. گاهی معلم از اصطلاحات متنوعی در توضیح یک مفهوم استفاده می کند. به عنوان مثال در کلاس درس روانشناسی معلم شاید از دو اصطلاح (شیوه فرویدی)[2] و (روانکاوی)[3] به طور متناوب استفاده کند، اگر دانش آموز نداند که هردو اصطلاح به مفهوم واحدی اشاره می کنند ممکن است آشفته گردد. مثال دیگر به آموزش عمل تفریق در کلاس دوم مربوط می گردد. بهتر است که معلم از بین دو واژه تفریق  و منها یکی را انتخاب کند. معلم می تواند ابتدا واژه منها را انتخاب کرده، در مراحل بعد از واژه تفریق نیز استفاده کند. در صورت وقوع چنین امری می توان مدتی این دو اصطلاح را به جای هم بکار برد و سپس به طور تدریجی یکی از آنها را حذف کرد.

از آموزش ثابت همچنین می توان در ارائه دیداری یا تصویری سئوالات نیز استفاده کرد. کتاب ریاضی کودکستان مثال خوبی در این مورد است. برای کسب اطمینان از توانای یدانش اموزان جهت تغییر شیوه پاسخدهی و اتخاذ شیوه ای جدید، ساده ترین راه برای معلمان این است که به آنها سرمشق دهد و بعد آنان را به ارائه پاسخ صحیح به سئوالی که شیوه پاسخدهی متفاوتی را می طلبد، تشویق کند. از شکل دهی محرک نیز در این مورد می توان استفاده کرد.

کاربرد دیگر آموزش ثابت در طراحی مواد درسی کمک می کند که برنامه ای طراحی شود که در آن از یک شیوه پاسخدهی جهت معرفی یک مفهوم جدید، سپس از شیوه دیگر پاسخدهی برای تمرین آن و از شیوه سومی برای کابرد مفهوم استفاده شود. در این شرایط به دانش آموز تذکر داده می شود که این یک مفهوم جدید است.

دقت کن.

تکلیف عملی

یک مسئله ریاضی نظیر یک تقسیم چند رقمی را انتخاب کنید و توضیح دهید که فراگیر چه مراحلی را جهت حل آن باید پشت سر بگذارد. در اینجا از چه اصطلاحات ثابتی طی مراحل مکرر حل مسأله استفاده خواهید کرد؟

تمرین کافی[4]

تمرین کافی عبارت است از ارائه نمونه هایی مفید از کاربرد یک مفهوم یا مهارت در جهت کسب اطمینان از یادگیری کامل یا فهم کارآمد آن.

برخی بر این تصورند که عمل تدریس صرفاً شامل انتقال یا تکرار اطلاعات معین است. به نظر می رسد که این فرضیه اغلب طراحان برنامه درسی باشد، چون هنوز تعداد کتابهای درسی ای که امکان تمرینهای لازم جهت ارتقای سطح مهارتها را فراهم می کنند بسیار ناچیز است. بعلاوه، برنامه های منتشر شده درسی سعی دارند که نارسیاییهای موجود در این زمینه را با تغییر سریع شکل و محتوای سئوالات ترمیم کنند. به نظر می رسد که نویسندگان برنامه درسی کوشش می کنند تا آنجا که امکان دارد متون و موضوعات درسی بیشتری را تهیه و ارائه نمایند، با این امید که فراگیر همه آن مطالب را جذب و هضم خواهد کرد. این روش کوششی نافرجام و ناقض اصل توجه به تفاوتهای فردی است. در این حال بدیهی است که نه تنها مواد درس کارآیی لازم در ارائه تمرینات موثر را ندارند، بلکه تمرینات موجود را نیز به شیوه ای بی ثبات ارائه می دهند.

بنابر یان یکی از معمولترین خطاهای مجود در کتابهای درسی منتشر شده فقدان تمرینهای کافی است. معلمان می توانند در جهت جبران این نقص دانش آموزان را تشویق به تولید مسائل مشابهی نمایند؛ مثلاٌ می توانند از طریق ایجاد بازیهای فکری، یا انجام پرسشهای شفاهی که قبلاً به صورت کتبی ارائه شده اند، این کار را انجام دهند.

تکلیف عملی

کارتهای آموزشی و بازیهای مهارتی دو روش پذیرفته شده در تمرین جمع هستند. تصور کنید که معلم کلاس چهارم هستید و تمام تلاش خود را کرده اید که دانش آموزان شما اعمال مربوط به ضرب را کاملاً به خاطر بسپارند اما بعضی از فراگیران هنوز این اعمال را حفظ نکرده اند. راه حلی مبتکرانه برای تمرین بیشتر پیدا کنید.

آزمونها یا آزمایه ها

آزمونها یا آزمایه ها ابزاری هستند که تعیین می کنند آیا فراگیر می تواند هدف یادگیری را انجام دهد یا نه.

یقیناً لازم است معلمان از وقوع یادگیری و درک فراگیران بازخوردی داشته باشند. این کار به چند شیوه اتفاق می افتد. به عنوان مثال، ممکن است معلم از دانش آموز پرسشهای غیر رسمی بپرسد. در این صورت آنها می توانند ادعا کنند که اطلاعاتی در مورد میزان تسلط فراگیرانشان در زمینه مفاهیم و مهارتهای آموزشی دارند. با این حال اگر شیوه نظامداری برای بررسی علمکرد دانش آموز در رسید ن به هدفهای یادگیری وجود نداشته باشد، در این صورت معلمان به جای تکیه بر برنامه ای نظامدار به عمل کردن بر اساس حدس و گمان روی می آورند. نکته مهم در طراحی یک زنجیره آموزشی ایجاد یک روش منظم جهت ارزیابی پیشرفت دانش آموز است.

یک روش ارزیابی استفاده از آزمون در پایان هر مرحله از مراحل آموزش است؛ در این صورت به آن آزمایه می گویند. همان طور که معاینه اندامهای انسان نشان می دهد که جراحی در چه اندامی الزامی است، آزمایه مهارتهای فراگیر نیز نشان می دهد که چه آموزشهای اضای ای مورد نیاز است. فرایند آزمایه فراهم کننده اطلاعاتی است که بوسیله آن می توان میزان تسلط داشن آموز به محتوای هر مرحله آموزشی را تشخیص داد. از عمل متضمن فوایدی است، از جمله چون دانش آموزان ظرفیت و توان یادگیری متفاوتی دارند، ممکن است یک دانش آموز جهشهایی را در فراگیری یک مفهوم از خود نشان دهد.  و تمامی مراحل آموزش را به صورت یکجا پشت سر بگذارد. اگر این عمل اتفاق بیفتد، لزومی ندارد که این دانش آموز تمامی مراحل زنجیره را پشت سر بگذارد.

آزمایه معلم را آگاه می سازد که این دانش اموز نیاز به آموزش اضافی ندارد چون هدفهای یادگیری کاملاً تأمین شده است.

در صورت عدم استفاده از آزمایه، حداقل وجود یک آزمون در پایان یک زنجیره آموزشی الزامی است، در غیر این صورت تشخیص اینکه آیا یادگیی اتفاقی افتاده است یا نه غیر ممکن است. معلم جهت قضاوت در مورد کارایی تدریس باید دانش آموزان را زیر نظر داشته باشد.

آزمونها و آزمایه ها موفقیت یا ناکامی یک زنجیره آموزشی را مشخص می کنند. استفاده از آزمایه در هر مرلح از زنجیره مفید است؛ چرا که کارآیی هر کدام را بخوبی آشکار می سازد. عملکرد دانش آموزان بر روی آزمونها می تواند کیفیت مواد آموزشی را نیز منعکس نماید.

علاوه بر این، شیوه پاسخدهی به آزمونها در مرکز توجه معلمان قرار دارد. برای ارزیابی اینکه آیا زنجیره آموزشی هدفهای یادگیری را تأمین کرده است یا خیر بهتر است که از آزمونهایی استفاده شود که شبیه به موضوع مورد تدریس باشند. شیب محرک و قانون تعمیم محرک را به یاد آورید. هر قدر شیوه پاسخدهی به آزمون شبیه به شیوه پاسخدهی به سئوالات حین تدریس باشد به همان اندازه احتمال پاسخدهی به سئوالات حین تدریس باشد به همان اندازه احتمال پاسخدهی درست بیشتر خواهد بود. اگر معلم می خواهد بداند که دانش آموز علاوه بر فهمیدن هدف یادگیری، قادر به تعمیم این اطلاعات به موقعیتهای جدید است، در آن صورت می تواند از آزمونهایی استفاده کند که در زنجیره تدریس وجود ندارند. برای معلمان توجه به این نکته مهم است که هدف آنها از امتحان، آیا ارزیابی اکتسابات فراگیر است یا ارزیابی توانایی تعمیمهای او. پس از کسب این آگاهی است که آنها می توانند به طراحی سئوال اقدام نمایند.

مثال 6 : روشهای مختلف ارزیابی

آزمایه بازشناسی: پوست بدن (علوم دوره متوسطه)

موجود زنده ای که سطوح بیشتری از بدن خود را در معرض هوا قرار می دهد:

  • گرما به دست می آورد.
  • گرما از دست می دهد.

موجود زنده زمانی این کار را انجام می دهد که:

  • گرمش شده باشد.
  • سردش شده باشد.

هنگامی که موجود زنده با پیچیدن بدنش خود را صورت حلقه در می آورد:

  • بیشتر نقاط بدنش در معرض هوا قرار می گیرد.
  • قسمت کمی از بدنش در معرض هوا قرار می گیرد.

آزمایه بازشناسی و یادآوری ترکیبی: قیدها(کتابِ خواندنِ ابتدایی)

به کودکان گفته می شود که ضمن کشیدن خط زیر قیدها آنها را با علامت پیکان به افعالی که توصیفشان می کنند، وصل نمایند و بگویند که کلمه داخل پرانتز چه کلمه ای را سوال می کند.

نوزاد کوچک براحتی خوابید. (چگونه)

هیچ میمون ابلهی در اینجا بازی نمی کند! (کجا)

باد سرد بسرعت می وزد. (چگونه)

خورشید رد سپیده دم تابستان بروشنی می درخشد. (چگونه، کی)

سگ گنده من گوشهای آویزانی دارد که این طرف و آن طرف تکان می خورد.(کجا)

دیگر در آنجا اثری از خنده های شاد نیست. (کجا)

گاهی صدای خنده سکوت کوچه را می شکست. (کی، کجا)

آزمونهای بازشناسی و یادآوری ترکیبی: پرسشهای کلامی (ریاضیات دوره متوسطه)

پنج سئوال از دانش آموزان به عمل آورید و از آنان بخواهید دور از واژه هایی که نشانه های عامل مجهول را می دهند دایره ای بکشند.

پنج سئوال از دانش آموزان به عمل آورید و از آنان بخواهید دور واژه هایی که نشانه های عامل مجهول را می دهند دایره ای بکشند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *