سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
فقه و معارف اسلامی

پروژه رشته فقه اسلامی درباره بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما – قسمت اول

پیشگفتار

از آغاز پیدایش دین اسلام تاکنون همواره دشمنان خدا و پیامبر در قالب فرقه گرائی و خرافات و یا نیرنگ و مردم فریبی به مقابله با این دین الهی پرداخته‌اند اما از آنجا که حقانیت و وحدانیت دین مبین اسلام اصلی فناناپذیر می باشد پس از مدتی مکر و حیله آنان عیان و رسوائی این دین      بر همه آشکار گشته در میان فرقه‌های ساخت بشر و استثمار فرقه بهائیت یکی از آنها می باشد. که بیش از یک قرن پیش توسط استعمار حیله‌گر انگلیس بنیان نهاده شد. تا به اینجا شبهه در اصول اعتقادی بخصوص مسئله مهدویت بتواند شکافی در میان شیعیان ایجاد نماید.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

و بدین طریق راه نفوذی را جهت بسط خرافات و دین گریزی و در نهایت رسیدن به مقاصد شوم خود ایجاد نماید.

لذا در همان اوایل پیدایش این فرقه در دوره سلطنت قاجاریه بسیاری از علمای بزرگ دین با افشاگری پرده از این توطئه برداشته و سعی در آگاه نمودن مردم نمودند. البته هدف دیگر انگلیس نفوذ و رخنه از طریق این فرقه در رده های بالای حکومتی نیز بوده است بخصوص در دوران پهلوی که بسیاری از سردمداران آن مانند هویدا و نصیری و فرخ‌رو پارسا وزیر آموزش و پرورش رژیم سفاک پهلوی لذا ما بر آن شدیم که با تحقیقی مبسوط پرده از چهره زشت این فرقه برداشته و نسبت به خطر نفوذ این عناصر هشدار لازم داده شود. هرچند که با برافزاشته شدن پرچم جمهوری اسلامی این فرقه اکنون هیچ پایگاهی در ایران نداشته ولی بیان رذالتها و وطن فروشهای این گروه می تواند گامی مؤثر در روشنگری نسل جوان و عشق واقعی به ولی عسر در ذل توجهات آن حضرت باشد. به امید روزی که پرچم حکومت اسلامی به دست توانای قائم آل محمد در سراسر جهان برافراشته گردد.  

 

بهائیت، رژیم پهلوی و مواضع علما

بهاییت به عنوان آیینی بدعت آمیز، همواره با مخالفت روحانیت شیعه روبه رو بوده است. منافع مشترک بهائیان و رژیم پهلوی بر سر اسلام ستیزی و همکاری استراتژیک بهاییان و پهلویها حساسیت مرجعیت و عالمان شیعه را بیشتر کرد. هنگامی که این حساسیت مضاعف شد که مناسبات رژیم پهلوی – اسرائیل – بهاییان به پیمانی سه جانبه و نانوشته ای منجر گردید.

رضاشاه به دلیل حقارت و نیز دشمنی اش نسبت به اسلام و ساختار مذهبی جامعه ایران کسانی را در مناصب مهم دولتی می گماشت که مانند خود او بیگانه یا معارض با این بافت بوند. بدین سان افراد وابسته به گروههای دینی خاص بویژه بابیها و بهاییها را در اداره دیوان سالاری به کار گماشت که بزودی «  به قدرت برتر سیایسی و اقتصادی ایران» تبدیل شدند. رضاشاه کار را به جایی رساند که یک سرگرد بهایی به نام اسدالله صنیعی را به عنوان آجودان مخصوص ولیعهد منصوب کرد.

گزارشهای پراکنده از اسناد حکومت رضا شاه نشان می دهد که بهاییان در بسیاری از سازمانهای جدید دولتی مانند ارتش، راه آهن، اداره دخانیات، اداره ثبت و آموزش و پرورش نفوذ کرده، بسیاری از مناصب مهم را در دست داشتند.

56 نفر کارمند عالی رتبه از وزارت تا مدیریت نام برده شده است. این مشاغل حساس ترین پستها از وزارت تا ریاست کتابخانه ارتش را در برمی گرفت. بدیهی است که لیست ساواک کامل نبوده، تمامی بهاییان شاغل در نیروهای مسلح و ادارات دولتی را در بر نمی گرفته است.

بهاییان در مدت کوتاهی بعد از جریان انقلاب سفید، پستهای حساسی را به اشغال خود در آوردند. از جمله:

سپهبد اسدالله صنیعی، وزیر جنگ کابینه حسنعلی منصور و هویدا.

امیر عباس هویدا، وزیر دارایی دولت حسنعلی منصور و نخس وزیر بعدی.

منصور روحانی، مدیر عامل سازمان آب تهران، وزیر آب و برق و وزیر کشاورزی در دولت هویدا.

لیلی امیرارجمند، رئیس کتابخانه دانشگاه ملی، رئیس کتابخانه ملی نفت، مشاور مخصوص فرح، مدیر برنامه های آموزشی ولیعهد.

سرلشکر پرویز خسروانی، معاون فرماندهی کل ژاندارمری در سال 1343، معاون نخست وزیر و سرپرست سازمان تربیت بدنی در دوره هویدا.

عطاء الله خسروانی، وزیر کار.

فرخ رو پارسا، وزیر آموزش و پرورش

دکتر منوچهر شاهقلی، وزیر بهداری.

پرویز ثابتی معاون ساواک

بهاییان در مدت کوتاهی چنان رشد کردند و مشاغل حساس را به اشتغال خود در آوردند که در کابینه هویدا نه وزیر بهایی راه یافت.

آنها علاوه بر اشتغال پستهای حساس نظامی و سیاسی بر بسیاری از منابع اقتصادی نیز تسلط یافتند. هژبر یزدانی سرمایه دار معروف، بهایی و صاحب سهام بانک ایرانیان و بانک توسعه کشاورزی و ثابت پاسال یکی از سرمایه داران بزرگ ایرانی، بهایی بود. کلیه سهامداران شرکت زمزم ( پپسی کولا) بهایی بودند. حتی مراکز فرهنگی مانند تلویزیون ایران به دست حبیب الله ثابت پاسال اداره می شد.

شاه چنان در حمایت از آنان می کوشید که بهاییان مدعی بودند: « کارهایی که اکنون       ( سال 48) به دست اعلی حضرت همایون شاهنشاه آریامهر صورت می گیرد، هیچ کدامش روی اصول دین اسلام نیست؛ زیرا خود شاه به تمام دستورات بهایی آشنایی دارد.»

بهاییان نه تنها در مورد حمایت رژیم شاه بودند بلکه به گفته سپهبد اسدالله صنیعی«حتی رئیس جمهور امریکا، جانسون، مرتب به احبای ایران تبریک می گوید.»

بهائیان و جاسوسی

بهاییان ایران مانند سایر بهاییان جهان جاسوسی برای اسرائیل را وظیفه افتخارآمیز می دانستند. آنها از پیروزی اسرائیل به وجد آمده، رسماً می گفتند: « دولت اسرائیل در جنگ سال 46 و 47 قهرمان جهان شناخته شده. ما جامعه بهاییت فعالیت این قوم عزیز یهود را ستایش می کنیم ... پیشرفت و ترقی ما بهاییان این است که در هر اداره ایران و تمام وزارت‌خانه ها یک جاسوس داریم و هفته ای یک بار که طرحهای تهیه شده به وسیله دولت که به عرض شاهنشاه آریامهر می رسد، گزارشاتی در زمینه طرح به محفلهای روحانی بهایی می رسد.»

بر مبنای همین اخبار، ساواک نیز گزارش می دهد« با توجه به اینکه دولت اسرائیل در سال 1972 فرقه بهایی را به عنوان یک مذهب به رسمیت شناخته است. به نظر می رسد با اجرای برنامه تحبیب از این فرقه می کوشد از اقلیت بهایی در سایر کشورهای جهان بویژه ایران بهره برداری سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی نماید. » بهاییان ایران نیز گستاخی را به حدی رساندند که مبالغ هنگفتی پول برای کمک به ارتش اسرائیل جمع آوری کردند.

مجموعه اسناد بهاییت سند افتخاری است برای اثبات دقت و هوشیاری روحانیت بویژه حضرت امام خمینی که در سال 41 هدف تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را تشخیص داد و متوجه شد که این لایحه برای نفوذ بهاییان است و بهاییان قصد تسخیر مناصب سیاسی و اقتصادی را دارند و اهداف آنها در راستای هدف اسرائیل و جاسوسی برای آنهاست.

ارتباط با بیگانگان

صبحی در خاطراتش به مباحثی می‌پردازد که با کنار هم قرار دادن شواهد و قراین دیگر، نتایج مهمی می توان گرفت. در این ایام «بهاء» به موجب التزاماتی که به اداره حکومت سپرده از ملاقات و پذیرش اشخاص خارجی ممنوع بود و مأمورین دولت بسیار مواظب بودند که کسی از خارج به قشله(سربازخانه) که بهاء در آنجا محبوس بود، نرود و لذا راه آمد و شد زائرین بسته بود.

چه بسا دولت عثمانی، بهاء را به دلیل ارتباطش با نیروهای مخالف دولت بویژه روس و انگلیس، تحت نظر گرفته، محبوس کرده بود.

این ارتباط را میتوان در دیدار ژنرال آللنبی، فرمانده قشون انگلیس که عکا را گشوده بود، با عبدالبهاء و ارسال لوح به عنوان سید نصرالله باقراُف به ایران که در آن اظهار خشنودی از دولت انگلیس کرده بود و مهم تر از همه، دعایی که عبدالبهاء در مورد امپراتور انگلیس جرج پنجم منتشر کرد دید.

طهران جناب آقای سید نصرالله باقراٌف علیه بهاء الله ملاحظه نمایند.

ای ثابت بر پیمان مدتی بود که مخابره به کلی منقطع و قلوب متأثر و مضطرب تا آنکه در این ایام الحمد الله به فضل الهی ابرهای تیره متلاشی و نور راحت و آسایش این اقلیم را روشن نمود سلطه جابره زایل و حکومت عادله حاصل جمیع خلق از محنت کبری و مشقت عظمی نجات یافتند در این توفان اعظم و انقلاب شدید که جمیع ملل عالم ملای یافتند و در خطر شدید افتادند شهرها ویران گشت و نفوس هلاک شدند و اموال به تالان و تاراج رفت و آه و حنین بیچارگان در هر فرازی بلند شد و سرشک چشم یتیمان در هر نشیبی چون سیل روان، الحمدلله به فضل و عنایت جمال مبارک احبای الهی چون به موجب تعالیم ربانی رفتار نمودند محفوظ و مصون ماندند غباری بر نفسی نشست و هذه معجزه لاینکرها الاکل معتد اثیم و واضح و مشهود شد که تعالیم مقدسه حضرت بهاء الله سبب راحت و نورانیت عالم انسانیت در الواح ذکر و عدالت و حتی سیاست دولت فخیمه انگلیس مکرر مذکور ولی حال مشهود شد و فی الحقیقه اهل این دیار بعد از صدمات شدیده به راحت و آسایش رسیدند و این اول نامه ای است که من به ایران می نگارم ان شاء الله من بعد باز ارسال می شود. احبای الهی فرداً به فرد با نهایت اشتیاق تحیت ابداع ابهی ابلاغ دارید و مژده صحت و عافیت عموم احباء را بدهید هر چند توفان و انقلاب شدید بود الحمدلله سفینه نجات محفوظاً مصوناً به ساحل سلامت رسید. حضرات ایادی امرالله و حضرت امین و همچنین ملوک ثبوت و رسوخ پر عهد و پیمان را از قبل عبدالبهاء با نهایت روح و ریحان تحیت و پیام برسانید و علیک البهاء البهی عکا اکتبر 1918.

 

اخلال در مبانی تشیع، ضربه به استقلال و آزادی ایران است.

لنکرانی اخلال در اعتقاد به مهدویت را، تلاش در راه نابودی هویّت جمعی و تاریخی شیعه، و تخریب بنیان حیات و موجودیّت آن می انگاشت و این نکته را در مورد استقلال و تمامیت ارضی ایران اسلامی نیز( که تشیع اثناعشری، حکم «ملاط» وحدت ملی آن را دارد) جاری می دانست و به جد معتقد بود که سَقَّ استقلال و تمامیّت ارضی این کشور بزرگ را در طول تاریخ، بویژه قرون پس از صفویه – با تشیع برداشته اند و، بنابراین هرگونه خدشه به مبانی این مذهب، و باورها و سنتهای امیدزا و حرکت بخش آن، خصوصاً سنت عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و انتظار ظهور مهدی آل محمد(عج)، رخنه افکندن در اساس استقلال و یکپارچگی این کشور خواهد بود.

از این رو، جریانها، فرقه ها و مسلکهای مجعولی را که به اشکال گوناگون این باور حیات بخش را هدف حمله خویش قرار داده و می دهند، به زیان مُلک و ملت ارزیابی می کرد و آنها را برای جامعه و تاریخ ایران، خطرساز و زیان بخش می شمرد و می کوشید  همچون هر موج فکری یا سیاسی متضاد با مبانی هویت ملی این دیار) ریشه ها و سرچشمه های « بیرونی و استعماری» را در پیدایش و گستر آن جریانها و مسلکها ردیابی کند.

در اوایل دوران استقرار جمهوری اسلامی ایران، گفته بود:

سنّم و مبدأ تحرّکم در زندگی، طولانی است و تمام آنات عمرم بحمد الله به خدمت و تحرک در راه پیشرفتهای مدنی صالح کشورم، ایران اسلامی شیعه، گذشته است، برای اینکه ملت ایران بتواند با خیال راحت‌تر موفق به ذخایرش برای یوم المعاد بشود که: «الدنیا مزرعه الاخره» و«لامعاد لمن لامعاش له»، که بهترین طریق آن خدمت به بندگان خدا است، چنان که پیغمبر اسلام(ص) خدمت به عبادالله را از افضل عبادات شناخته است...

حکومت اسلامی هم، که بحمد الله به شکل جمهوری اسلامی ایران نصیب ملت ما شده، آرزوی دیرینه من و هر مسلمان بیدار متوجه مخصوصاً شیعه دائم الانتظار بوده است، و ایران را چون ظرف مذهب و ملیّتم و نیز زادگاهم می باشد، دوست دارم و خیلی هم دوست دارم و عاشق آن هستم و بدین جهت با کوچکترین خدشه و اخلال در آنچه که جزء شرایط مستمر بقاء ما در سایه تشیع است دشمنم و با آن جنگیده و خواهم جنگید...

استعمار غرب و شرق، و شرق و غرب، همیشه کم به جنگ با شیعه بسته بود و بسته است و خواهد بست و خدای واحد و اَحَد را شاهد می گیرم که اگر استقلال کامل ایران شیعه برود، ایران می رود و اگر ایران شیعه برود اسلام رفته است، برای اینکه تجربه نشان داده که شیعه، به طور روزانه، بهانه های تحرک دارد و همیشه در حال امید و انتظار است. و به هیچ چیز هم غیر از اصلاح کامل جهانی اکتفا نمی کند. و این هم راز بقای او است. این است راه من و این است روش من، و از خدا می خواهم که از بزرگترین مواهبش که صبر و ثبات است نصیبم فرماید و محرومم نفرماید که ( بر این زادم و هم بر این – ان شاء الله – بگذرم ) ...

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *