سایت دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
عمران

پروژه رشته عمران درباره ساختمان اسکلت فلزی – قسمت اول

اجزاء تشکیل دهنده سقف تیرچه بلوک عبارتند از: 1- تیرچه 2- بلوک 3- میلگرد ممان منفی 4- میلگرد حرارتی 5- کلاف عرضی 6- قلاب اتصال 7- بتن

تیرچه:

متداول ترین نوع تیرچه در ایران تیرچه های بتنی می باشد که با قالب سفالی و یا بدون قالب سفالی تهیه و عرضه می گردد. تیرچه های معمولی با خرپا مسلح می باشند. خرپا از سه قسمت تشکیل می شود.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

  • میلگردهای کف خرپا که تعداد و قطر آن طبق محاسبه به دست می آید. و باید از لحاظ طول و تعداد و نوع میلگرد( ساده یا آجدار) کاملاً مطابق نقشه باشد کلیه ممانهای مثبت تیرچه به وسیله همین میلگردها تحمل می شود. با توجه به اینکه اغلب مهندسین محاسب برای صرفه جوئی طول یک یا چند میلگرد را کوتاه تر تعیین می نمایند لذا این میلگردها باید درست در وسط طول تیرچه (محل ممان مثبت بحرانی) قرار گیرد. برای اینکه این میلگردها در موقع بتن ریزی جا به جا نشود بهتر است آنها را به وسیله یک یا چند میلگرد عرضی به همدیگر جوش بدهیم.

2- میلگرد فوقانی خرپا که از میلگرد 8 یا 10 و یا 12 آجدار بوده و داخل بتن سقف و میلگردهای حرارتی قرار می گیرد.

3- میلگرد مارپیچ یا میلگرد مهاری خرپا است که میلگرد کف را به میلگرد فوقانی متصل می نماید. خرپای بعضی از تیرچه ها از ورق و یا توأماً از ورق  و میلگرد   می باشد ولی متداولترین نوع خرپا از میلگرد ساخته می شود این خرپا را در داخل قالب فلزی و یا سفالی قرار می دهند، آنگاه بتنی با عیار 400 یا 450 کیلوگرم سیمان و مصالح سنگی ریزدانه تهیه نموده وقالب را که در حدود 10 سانتیمتر پهنا و 4 سانتی متر ارتفاع دارد از این بتن پر کرده و بوسیله میز لرزان آن را ویبره می نمایند. اگر قالب فلزی باشد. بعد از سخت شدن بتن آن را از قالب جدا کرده و چند روزی در حوضچه های آب قرار داده آنگاه به بازار عرضه می کنند. ولی اگر قالب سفالی باشد این قالب همیشه همراه تیرچه خواهد بود. در هر حال چه قالب سفالی و چه قالب فلزی باشد تیرچه باید چند روز در حوضچه های آب قرار گیرد. اگر از قالب سفالی استفاده می شود بهتر است قبل از بتن ریزی سفال ها را که در کارگاه اصطلاحاً به آن فندوله می گویند در حوضچه های آب قرار داده تا کاملاً زنجاب         شود زیرا در غیر این صورت آب بتن مجاور خود را مکیده و آن را پوک می نماید. در موقع بتن ریزی تیرچه بهتر است خرپا را قدری در محل خود جابجا کنیم تا مطمئن شویم که کلیه میلگردهای تحتانی آن داخل بتن واقع شده و کاملاً در بتن غرق می باشند. بعضی از تیرچه های بتنی پیش تنیده می باشد که معمولاً دارای ی سپری شکل بوده و فاقد میلگرد فوقانی و همچنین میلگرد مارپیچ هستند. میلگردهای تحتانی این نوع تیرچه ها را قبل از بتن ریزی با روش خاص و وسائل مخصوص کشیده آنگاه بتن ریزی می نمایند و تا سخت شدن کامل شدن آن را در حال کشش نگاه می دارند. به این نوع تیرچه ها اصطلاحاً تیرچه بتنی پیش تنیده می گویند.

حمل و نقل و انبار کردن تیرچه

حمل و نقل و انبار کردن تیرچه باید با دقت انجام شود زیرا در اثر کوچکترین بی احتیاطی در موقع حمل و نقل و یا انبار کردن آنها ممکن است تیرچه شکسته و یا ترک بخورد و در موقع نصب نیز ترکهای بوجود آمده مشاهده نشده و در دراز مدت موجب خسارات جبران ناپذیر بشود. در موقع حمل و نقل بهتر است از میلگردهای فوقانی بعنوان دستگیره استفاده شود و بهتر است که بوسیله دو نفر کارگر دو سر تیرچه گرفته شود. بطوری که اگر طول تیرچه را به طرف a نمایش دهیم باید تیرچه از محل  گرفته شود بطوریکه قسمت آزاد بین دو کارگر مساوی  باشد. در موقع انبار کردن تیرچه ها باید زیر آن را کاملاً مسطح نموده و آنها را در کنار هم قرار دهیم آنگاه روی تیرچه های ردیف اول را حداکثر به فاصله یک متر به یک متر چوب چهارتراش قرار داده و تیرچه ردیف بعد را روی آن قرار دهیم باید دقت شود که کلیه چهار تراش های هر ردیف دارای یک ضخامت باشد و فاصله تخته های کنار تا لبه تیرچه بیش از 20 تا 50 سانتیمتر نباشد. بدین طریق می توان حداکثر تا 6 ردیف تیرچه را روی هم انبار نمود. بهتر است تیرچه های هم طول با هم انبار شود زیرا در این صورت در موقع استفاه از جابه جائی بیهوده آن جلوگیری می شود.

بلوک

بلوکهای مورد استفاده در سقف های تیرچه بلوک معمولاً بتنی یا سفالی است و هیچ گونه باری را تحمل نمی نماید و فقط به عنوان قالب مورد استفاده قرار می گیرد. بلوکهای سفالی از لحاظ وزن سبک تر بوده و بار کمتری را به ساختمان وارد می نماید عرض بلوکها معمولاً 40 سانتیمتر بوده گاهی نیز آنها را تا 60 سانتیمتر هم می سازند و ارتفاع آن تابع ضخامت سقف و بار سقف بوده و بین 20 تا 25 سانتیمتر است. بولک باید طوری طرح شود که به راحتی قابل حمل و نقل بوه و روی تیرچه قرار بگیرد. بلوک ها دارای لبه ای هستند که به وسیله آن بر روی تیرچه قرار می گیرند. اگر از تیرچه با قالب سفالی استفاده می شود بهتر است از بلوک سفالی نیز استفاده گردد زیرا به علت هم رنگ بودن مصالح بعد از سفیدکاری روی سقف ایجاد سایه نمی کند.

میلگردهای ممان منفی

با فرض اینکه تکیه گاه تیرچه ها گیردار فرض می شود در محل تکیه گاه ممانی ایجاد می گردد که می باید به وسیله میلگردی تحمل شود به این لحاظ اگر دو عدد تیرچه به یک تیر ختم شود میلگرد فوقانی آنها را بوسیله قطعه میلگردی به طول 2 تا 5/2 متر به همدیگر متصل می نمایند قطر این میلگرد به وسیله محاسبه تعیین می گردد و معمولاً از میلگردی به قطر 8 یا 10 یا 12 استفاده می گردد. در آخرین دهانه که تیرچه به یک تیر ختم می گردد نیز میلگردی را به صورت گونیا خم نموده و قسمت کوتاه گونیا را داخل آهنهای تیر قرار داده و قسمت بلند را روی میلگرد فوقانی تیرچه گذاشت و چند جای ان را با سیم آرماتوربندی می بندند به این قطعات میلگرد ممان منفی می گویند.

میلگرد حرارتی

بعد از اتمام سقف و گذاشتن کلیه آهنها و قبل از بتن ریزی یک سری میلگرد در جهت عمود بر میلگردهای بالای تیرچه به فاصله تقریبی 25 الی 40 سانتیمتر از همدیگر قرار می دهند قطر این میلگردها به وسیله محاسبه تعیین می شود و معمولاً میلگردی با قطر 6 یا 8 یا 10 میلیمتر می باشد به این آهن ها میلگرد حرارتی می گویند این میلگردها باید به کلیه آهنهای تیرچه با سیم آرماتوربندی بسته شوند.

کلاف عرضی

از دهانه 2/4 متر به بالا در وسط دهانه بین بلوک ها( عمود بر جهت تیرچه) فاصله ای در حدود حداقل ده سانتیمتر قرار می دهند و زیر این فاصله را تخته ای قرار داده و درون این فاصله حداقل 2 عدد میلگرد به قطر 10 میلیمتر یکی بالا و یکی پایین قرار می دهند. میلگرد بالا را به میلگردهای بالایی تیرچه می بندند و میلگرد پایین را هم به آهنهای مارپیچ تیرچه متصل می نمایند و این فضا بعد از آنکه به وسیله بتن پر شد مانند تیری عمود بر تیرچه ها قرار گرفته و در مقابل ممانهای وسط تیرچه مقاومت خواهد نمود و برای دهانه های بیش از 6 متر دو عدد کلاف عرضی با فاصله های مساوی در نظر می گیریم. برای اطمینان بیشتر بهتر است کلاف عرضی را از دهانه 5/2 متر به بالا ایجاد نمائیم.

قلاب اتصال

در ساختمانهایی که اسکلت آن فلزی است میلگردهای تیرچه روی نیمی از بال پل قرار می گیرند که پهنای آن در حدود 2 تا 3 سانتیمتر میباشد. در شرایط عادی این تکیه گاه کافی است ولی اگر سقف در اثر نیروی زلزله جا به جا شود تیرچه از تکیه گاه خود خارج شده و سقف فروخواهد ریخت. برای جلوگیری از این عیب میلگردهائی را که قطر آن به وسیله محاسبه تعیین می شود و معمولاً میلگردهایی به قطر 12 یا 14 میلیمتر می باشد خم می کنند و بوسیله آن تیرچه و آهن پل را به همدیگر متصل می نمایند. گذاشتن این قلابها برای ساختمانهایی که اسلکت آن فلزی است الزامی می باشد.

قالب بندی

از آنجا که بتن قبل از سخت شدن روان می باشد لذا برای شکل دادن به آن احتیاج به قالب داریم . قالبها و داربستهای زیر آن علاوه بر شکل دادن به بتن وزن آن را نیز تا زمان سخت شدن تحمل می نمایند. بدین لحاظ اگر در اجرای آن دقت کافی نشود ممکن است در موقع بتن ریزب واژگون شده موجب خسارت شود.در ساختمانهای بزرگ برای قالب بندی نیز باید محاسبه انجام گرفته و نقشه اجرایی تهیه گردد ولی در ساختمانهای کوچک به علت کمی حجم بتن احتیاج به محاسبه و تهیه نقشه برای قالب بندی و داربست آن ندارد.

بتن ریزی

پس از چیدن تیرچه و بلوک و بستن آرماتورهای تیرها و بستن میلگردهای ممان منفی و میلگردهای حرارتی و گذاشت قلابهای اتصال و قالب بندی اقدام به بتن ریزی می نمائیم قبل از بتن ریزی باید یک بار دیگر کلیه آرماتورهای سقف کنترل شده و مخصوصاً فاصله آنها از یکدیگر و اتصال آنها به همدیگر بازدید شود و در صورت بی عیب بودن کار اقدام به بتن ریزی می نمائیم. بهتر است برنامه ریزی طوری انجام شود که کلیه بتن سقف در یک روز ریخته شود ولی اگر به عللی این کار ممکن نشد باید محل قطع بتن با نظر مهندس محاسب باشد. محل قطع بتن بهتر است روی بلوک ها باشد نه روی تیرها و شاه تیرها. در موقع بتن ریزی تیرهای اصلی و فرعی باید حتماً از ویبراتور استفاده شود. ویبراتور دستگاهی است که به شیلنگ بلندی ختم شده و این شیلنگ به وسیله موتور برقی و یا بنزینی مرتعش می شود که با قرار دادن این شیلنگ در داخل بتن آن را مرتعش نموده و باعث هدایت آن به تمام گوشه های قالب می شوند. باید توجه داشت که ویبره کردن بتن بیش از اندازه باعث می شود که دانه های ریزتر و دوغاب سیمان بالا آمده و دانه های درشت تر به ته قالب هدایت بشود که این خود باعث مجزا شدن اجزاء بتن گردیده و موجب ضعف قطعه ریخته شده خواهد شد. بهتر است که در ضمن ویبره کردن بتن به وسیله ضربه زدن به بدنه قالب و یا کوبیدن خود بتن آن را به خوبی متراکم نموده و نقاط تجمع هوا و فضاهای خالی را به خوبی پر نماییم. در موقع ویبره کردن بتن شیلنگ ویبراتور باید حتی المقدور در وضع قائم نگه داشته شود و در امتداد محورش جا به جا گردیده خیلی آرام در حال کار کردن از بتن بیرون کشیده شود. باید دقت شود که فاصله بین بلوکها که تیرچه قرار دارد از بتن کاملاً پر شود.در بتن ریزی سقف باید با کوبیدن مداوم بتن را به تمام گوشه های قالب راهنمایی نموده تا جسم توپری به دست آید. کلفتی بتن روی سقف باید یکنواخت بوده و باید در ضمن شن ریزی و قبل از آنکه بتن کاملاً سخت شود روی آن بوسیله ماله کشی تخت گردد. حداقل ضخامت بتن روی بلوک 5 سانتیمتر است. برای سهولت کار در حین ماله کشی این ضخامت را به وسیله یک قطعه آجر که معمولاً کلفتی آن 5 سانتیمتر است کنترل می نمایند. پس از بتن ریزی برای نگهداری بتن روی بتن تازه ریخته شده را با گونی و کاغذ پوشانیده و این پوشش را مرطوب نگه می دارند و بعد از 3 الی 4 ساعت پس از بتن ریزی شروع به آب دادن روی آن می نمایند. در بتن کاملاً سخت شود روی آن بوسیله مالی کشی تخت گردد. حداقل ضخامت بتن روی بتن تازه ریخته شده را با گونی و کاغذ پوشانیده و این پوشش را مرطوب نگه می دارند و بعد از 3 الی 4 ساعت پس از بتن ریزی شروع به آب دادن روی آن می نمایند.

مراحل مختلف اجراء

بعد از ایجاد تکیه گاههای موقت تیرچه ها را روی تیرهای اصلی فلزی قرار می دهند. قبل از نصب تیرچه روی تیرهای اصلی باید دقت نمود که ترک خوردگی و یا شکستگی در تیرچه موجود نباشد. کمر تیرچه را به فاصله های حداکثر تا 5/1 متر بوسیله تیرهای چوبی نگاه می دارند تا از شکم دادن آن جلوگیری بعمل آورند. بهتر است تیرهای چوب را طوری قرا دهند تا وسط تیرچه در حدود 2 تا 3 سانتیمتر بلندتر از سطح تراز قرار گیرد. این خیز بستگی به دهانه سقف داشته و بوسیله مهندس محاسب تعیین می گردد. تیرچه ها به فاصله تقریبی 40 سانتیمتر از همدیگر قرار می گیرند و بعد از گذاشتن هر تیرچه فاصله آن را تا تیرچه بعدی بوسیله گذاشتن یک عدد بلوک در ابتدا و یک عدد در انتهای آن تنظیم می نمایند. از دهانه 20/4 به بالا کارگذاشتن میلگردهای کلاف عرضی اجباری است این میلگردها که به صورت تیری عمود بر تیرچه ها بوده  و در وسط دهانه قرار می گیرند و مطابق آنچه که قبلاً گفته شد برای دهانه های بیش از 6 متر دو کلاف عرضی باید پیش بینی گردد که با دهانه های مساوی قرار می گیرند. حداقل عرض این کلاف 10 سانتیمتر و حداقل باید به 2 عدد میلگرد یکی در بالا و یکی در پایین مجهز باشد. بهتر است این میلگردها از بالا به میلگرد بالای تیرچه و از پایین به میلگرد هفت و هشت تیرچه ها بسته شود. در محل اتصال تیرچه به تیر اصلی اگر پلهای اصلی فلزی باشند نباید میلگردهای تیرچه را به آن جوش داد.

برای عبور کانالهای تأسیساتی (کانال کولر- کانال تهویه مطبوع- کانالهای فاضلاب و غیره) باید حتی الامکان سعی شود که عرض کانالها از یک بلوک تجاوز نکند ولی چنانچه به عرض بیشتری احتیاج پیدا کردیم باید با قطع تیرچه در آن محل و مهار کردن میلگردهای تیرچه در آرماتورهای دیگر محل عبور کانال را فراهم نمود. با توجه به اینکه بار تیرچه قطع شده را تیرچه های اطراف تحمل می نمایند میلگردهای کمکی باید گذاشته شود و این میلگردها  باید دقیقاً محاسبه شده و طبق نقشه اجراء گردد. بعد از بلوک چینی باید میلگردهای ممان منفی گذاشته شده و این میلگردها که دو تیرچه مقابل را به همدیگر متصل می نمایند باید به میلگرد فوقانی تیرچه ها بسته شود حداقل طول این میلگردها طبق محاسبه بدست می آید. باید دقت نمود که تیرچه های دوطرف یک پل حتماً مقابل همدیگر قرار گیرند تا بستن میلگردهای ممان منفی به سهولت امکان پذیر باشد. چنانچه اجباراً تیرچه ها مقابل یکدیگر واقع نشدند باید برای هر تیرچه میلگرد ممان منفی جداگانه در نظر گرفت بطوریکه نیمی از این میلگرد روی تیرچه و نیم دیگر آن داخل بتن سقف قرار گیرد. برای آنه برای عبور لوله های تأسیسات مخصوصاً لوله های فاضلاب دچار اشکال نشویم بهتر است تیرچه ها در طبقات مختلف درست مقابل همدیگر قرار گیرند. برای این کار بهتر است حتماً در تمام طبقات تیرچه چینی از یک سمت شروع شود. در مواردیکه احتیاج به طره(کنسول) می باشد بهتر است که طول کنسول بیش از  دهانه سقف مجاور آن نباشد. قطر و طول میلگردی که باید روی تیرچه قرار گرفته تا بار کنسول حرارتی کار گذاشته شود. این میلگردها، معمولاً در جهت عمود بر تیرچه به فاصله حدود 30 سانتیمتر از همدیگر باید کار گذاشته شود میلگردهای حرارتی برای توزیع بار و جلوگیری از ترک خوردن بتن سقف در اثر تغییر حجم بتن ناشی از تغییر درجه حرارت مورد استفاده می باشد این میلگردها که معمولاً نمرات 6 یا 8 یا 10 استفاده می شود باید صاف و بدون انحنای موضعی باشد. بعد از گذاشتن میلگردهای حرارتی و قلاب اتصال می باید دور سقف بوسیله تخته بسته شده و بعد اقدام به بتن ریزی می نمایند. حداقل قطر بتن روی بلوک 5 سانتیمتر می باشد. قبل از بتن ریزی روی بلوکها را آب پاشی می نمایند تا سیراب شده  (زنجاب گردد) و آب بتن مجاور خود را نمکیده و موجب فساد آن نشود.

دیوار زیرزمین

هر قسمت از ساختمان که پایین تر از سطح زمین ساخته شود اصطلاحاً به آن زیرزمین می گویند. معمولاً قسمتهایی از ساختمان که دارای اهمیت کمتری است در زیرزمین ساخته می شود مانند انبارها، پارکینگها و موتورخانه ها. نظر به اینکه دیوارهای جانبی زیرزمین با خاک در تماس است اگر در موقع ساختن رعایت اصول فنی در آن بعمل نیاید همیشه رطوبت به داخل زیرزمین نفوذ نموده و ایجاد مزاحمت می نماید. روی این اصل در موقع ساختن دیوار زیرزمین یک لایه قیروگونی بین لایه های آن بکار می برند تا مانع نفوذ رطوبت به داخل زیرزمین بشود. همیشه برای زیر قیر و گونی باید سطح صافی ایجاد نمود روی این اصل در این مرحله لایه ای به ضخامت 2 الی 3 سانتیمتر از ملات ماسه سیمان روی دیوار محافظ می کشند. باید توجه نمود که در هر نقطه ساختمان به هر صورتی سیمان مصرف شود چه به صورت بتن و چه به صورت پوسته ای از ماسه سیمان و یا انواع دیگر باید چند ساعت بعد از مصرف روی آن را آبپاشی کرد و تا چند روز دقت نمود که همیشه محل مورد نظر مرطوب باشد تا فعل و انفعالات شیمیایی سیمان تکمیل شده و ملات سخت گردد و از سوختن و پودر شدن آن جلوگیری شود. قبل از قیر و گونی باید سطح ماسه سیمان کاملاً خشک باشد. اگر خاکهای مجاور دیوارهای زیرزمین مرطوب باشد روی ماسه سیمان را سه قشر قیروگونی می کشند.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *