سایت دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
معماری و شهرسازی

پروژه رشته شهرسازی با موضوع طراحی کل مجموعه شهر – قسمت سوم

به نظر طراحان غربی وقتی می توان گفت فضای خارجی به نحو مطلوبی محصور شده که نسبت ارتفاع ساختمان به عرض فضا ، تا باشد. اگر این نسبت از کمتر باشد خصوصیت محصور بودن فضا از بین می رود.
خصوصیت تقارن در فضاهای متناسب
بسیاری از فضاهای معماری و شهری در ایران در حالیکه متناسب و واجد مقیاس انسانی هستند متقارن نیز می باشند.
اصل فضاهای متباین

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید
فضاهای متباین فضاهایی هستند که از نظر خصوصیات عرض و طول و ارتفاع از طرفی و عناصر و اجزاء محصور کننده از طرف دیگر با یکدیگر تفاوت دارند.
دو خصوصیت عمده فضاهای متباین در شهرهای قدیمی ایران، پهن و باریک شدن فضا و همچنین سر باز و سر بسته بودن آن است.
تفاوت در نحوه محصور کردن فضاها از نظر مقیاس فضا و تناسب جزئیات بدنه محصور کننده فضا می تواند خصوصیت تباین را بین رشته ای از فضاها تشدید کند. در طراحی فضاهای متباین باید خصوصیت تفاوت و جاذبه بصری و همچنین قلمرو را مورد توجه قرار داد. برای مثال فضای بازی که ورودی چند خانه مسکونی به آن باز می شود، در اصل فضای عمومی همین چند خانه مسکونی محسوب می شود و مرز تفاوت فضایی باید به گونه ای باشد که ناظر در حرکت خود کاملاً آنرا از نظر بصری احساس کند. روش طراحی چنین فضاهایی با تغییر مقیاس و خصوصیت محصور نمودن فضاها میسر می گردد.
طراح شهری باید جوهر طراحی فضاهای بسیار زنده شهری مانند بازار را بیاموزد و ادراک کند. فضاهای بازار در حالیکه محل خرید و فروش است و جمیعت در آن موج می زند، گردشگاهی هم برای شهر به حساب می آید. گذر سرپوشیده بازار که ناگهان به چهار سوق باز می شود و یا کوچه ای تنگ که یکباره سر از میدانی بیرون آورد، احساس مجذوب کننده ای از تباین فضایی در ناظر بیدار می کند.
اصل قلمرو
معلوم و مشخص بودن حد و مرز یا قلمرو فضایی که انسان در آن زندگی می کند، خصلت فطری اوست. قلمرو فضایی معمولاً به دو صورت: خصوصی و عمومی قابل تشخیص است. بدیهی است که فضای خصوصی حد و مرز یا قلمرو خصوصی یک یا چند نفر را تعریف می کند و فضای عمومی نشان می دهد که متعلق به همگان است.
1- فضای خصوصی شامل حیاط و عناصر در برگیرنده آن.
2- فضای نیمه خصوصی – نیمه عمومی به صورت یک بن بست اختصاصی یا یک هشتی که به چند خانه راه داشته است.
3- فضای عمومی به صورت گذر و میدان.
– فضای نیمه عمومی- نیمه خصوصی به ساکنین داخل یک خانه و یا خانواده هایی که دَرِ خانه آنها به فضای یک سکو، هشتی یا بن بست باز می شود، احساس تملک و امنیّت می بخشد.
– فضای نیمه خصوصی، نیمه عمومی نشان می دهد در حالیکه ساکنین می توانند در فضای کاملاً خصوصی خود بدون مداخله غیر عمل کنند، در فضای نیمه خصوصی گرد هم آیند و با مشورت و تماس با یکدیگر تماس بگیرند. این امر در قوت بخشیدن به زندگی اجتماعی صاحبان فضای نیمه خصوصی – نیمه عمومی موثر است.
– فضای نیمه خصوصی- نیمه عمومی نشان می دهد که به چند خانوار تعلق دارد و الزاماً موجب شناسایی و آشنایی ساکنین آن با یکدیگر می شود. یکی از نتایج این آشنایی هشیاری و مراقبت ساکنین نسبت به محدوده فضای مشترک خود است.
– از آنجا که فضای نیمه خصوصی عمدتاً مورد استفاده ساکنین آن فضاست، لذا از شلوغی و رفت و آمد عموم بر کنار است.
به طور کلی قلمرو را می توان به صورت: قلمرو یک واحد محله ای، قلمرو چندین واحد مسکونی(مجموعه همسایگی) و قلمرو یک واحد مسکونی تقسیم بندی کرد. در شهرهای قدیم ایران قلمرو چندین واحد مسکونی به صورت یک بن بست سربسته و سرباز است که مدخل آن با یک لنگه طاق مشخص می شود. قلمرو یک یا چند واحد مسکونی به صورت فضایی است که نسبت به معبر عمومی عقب نشسته است.
اصل ترکیب (کمپوزیسیون)
منظور از این واژه در اینجا ترکیب فضاها و بدنه محصور کننده آنهاست در بسیاری از فضاهای شهری غرب نمای اصلی ورودی ساختمانها در جوانب مختلف میدان در مجموع بدنه محصور کننده را تشکیل می دهد، در واقع بناهای محصور کننده عمدتاً مشرف به میدان هستند.
در صورتیکه بناهای مختلفی با هم ترکیب شوند و فضایی را محصور کنند، لازم است ما بین این بناها آنچنان هماهنگی از نظر وحدت شکل برقرار باشد که بدنه محصور کننده علی رغم تشکل از ساختمانهای مختلف صورتی پیوسته پیدا کند. در این صورت به جای کلمه ساختمانهای مختلف می توان کلمه واحدهای همانند و هماهنگ را بکار برد که مجموعه آنها پیوسته و هماهنگ است. این خصوصیت هماهنگ کننده و پیوند دهنده را می توان هویت معماری نام نهاد که در مورد ساختمانهای مجموعه شهر نیز مانند ساختمانهای بدنه یک گذر یا یک خیابان یا میدان مصداق پیدا می کنند.
در صورتیکه میان بناهای مختلف محصور کننده فضا ناهماهنگی شکلی باشد و عناصر ترکیب کننده نمای هر ساختمان حداکثر برای خود بدون ارتباط با ساختمانهای مجاور طراحی شده باشند، مجموعه فاقد ترکیب است.
حالت خطی و یکنواخت خیابانهای محلی( نمونه مجموعه سمنان در صفحه پیش) را می توان با شکستن فضای خطی یکنواخت به چند فضای تنگ و گشاد به صورت پویا و ایستا با ترکیب بدنه های متفاوت اما هماهنگ تعدیل نمود. این امر در واقع کاهش دادن درازی فضا و ایجاد تغییراتی در فضا است که آنرا از نظر بصری جالب می کند. در چنین حالتی ترکیب فضاهای متباین باید به گونه ای باشد که ناظر با عبور از تسلسل فضاها احساس یکنواختی نکند. در واقع حرکت ناظر در هر فضا زمانی طولانی نخواهد بود و پیش از احساس یکنواختی وی به فضای دیگری جذب می شود. باید در نظر داشت که هر فضا دارای مقیاس انسانی باشد و درازی آن با سرعت حرکت پیاده تنظیم گردد. ترکیب (کمپوزیسیون) متفاوت اما هماهنگ بدنه هر فضا به نوبه خود از یکنواختی فضا می کاهد.
آگاهی از فضا
آن اصل پایه ای که طراح باید در جریان آموزش و عمل ادراک کند، آگاهی پیدا کردن نسبت به فضاست. برای این مقصود باید دانست که دو جزء یا دو عنصر اساسی ترکیب معماری یا مجموعه ای از شهر حجم یا توده ساختمانی و فضاست.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *