پروژه رشته جامعه شناسی درمورد بحران هویت جنسی – قسمت اول

مقدمه:

در دنیای امروز، دنیایی كه هر روز از سنتها فاصله گرفته و به سوی مدرنیست می رود، در همه ابعاد زندگی شاهد دگرگونی و تغییر نقش های جنس مخالف این پرسش را  در ذهن می‌آورد كه نقش حقیقی زن و مرد در یك جامعه چیست؟

آیا زنان می توانند در عین زن بودن به ایفای نقش های مردانه بپردازند بدون آنكه هویت زنانه آنها دچار هر گونه آسیب اجتماعی بشود؟

ما در این تحقیق می‌خواهیم كه چگونگی و پیامدهای بحران هویت جنسی را بررسی كنیم.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

بی تردید شكل گیری هویت جنسی پسران و دختران متأثر از یادگیری، مشاهده الگوبرداری، تلقین و همانند سازی با سنن فرهنگی و اجتماعی است كه در این میان برخورد بسیار مهم و در واقع اصل ماجراست.

موضوع تحقیق

اكثر نوجوانان هویت جنسی، یعنی احساس عمیق پسر یا دختر بودن پیدا می كند اما اغلب فرهنگها تفكیك زیست شناختی بین مذكر و مونث را به صورت شبكه ای پاشیده از باورها و اعمال پرداخت می دهند كه در واقع در هر قلمرو فعالیت انسانی نفوذ می كند. فرهنگهای مختلف ممكن است رفتارهای اجتماعی درست، نقش ها و ویژگیهای شخصیتی را به گونه ای متفاوت تعریف كنند و این اخطارات ممكن است با گذشت زمان در فرهنگ ها تغییر یابند. اما تعریف درست آن هرچه باشد، هر فرهنگی هنوز سعی می كند نوجوانان دختر و پسر را به بالغین مؤنث یا مذكر تبدیل كند.

اصلاح سنخ پذیری جنسی به كسب رفتارها و ویژگیهایی كه فرهنگ آن را برای جنس خود متناسب می داند اطلاق می شود. بخاطر داشته باشید كه سنخ پذیری جنسی و هویت جنسی معنی متفاوتی دارند.

دختری ممكن است خود را به عنوان مؤنث قویاً بپذیرد اما باز از رفتارهایی كه برچسب مردانه دارد نپرهیزد.

اما هویت جنسی و سنخ پذیری جنسی فقط حاصل انتظارات و توصیه های فرهنگی هستند، یا تا حدی از رشد طبیعی ناشی می شود.

در این بخش ما به بررسی نظریه ها پرداخته و سعی می كنیم به این پرسش پاسخ دهیم.

نظریه روانكاوی

نخستین روانشناسی كه به شرح جامع هویت جنسی و سنخ پذیری جنسی اقدام كرد زیگموند فروید بود. در اینجا به شرح مختصری از جنبه هایی كه از نظریه كه با هویت جنسی و سنخ پذیری جنسی مرتبط است می پردازیم:

طبق نظر فروید، كودكان درس تقریباً 3 سالگی شروع به تمركز روی آلت جنسی می كنند. او تمركز را آغاز مرحله فالیك رشد روانی جنسی نامید. به طور خاص هر دو جنس آگاه می گردند كه پسر صاحب       است و دختر نیست. در ضمن همین مرلحه آنها احساس جنسی نسبت به والدین جنس مقابل پیدا كرده و برای والد همجنس احساس حسادت و نفرت پیدا می كنند، فروید این را عقده اوریپ نامید( به تقلید افسانه اوویپ یونانی، كه پدرش را كشت و با مادرش ازدواج كرد) با رشد بیشتر، هر دو جنس بالاخره این عقده را از طریق همانند سازی با والد همجنس و الگو قرار دادن رفتارها، نگرش ها و خصوصیات شخصی به قصد شباهت یافتن به او حل می كنند، نظریه روانكاوی همیشه بحث انگیز بوده است و بسیاری از منتقدین اشاره كرده اند كه قرائن تجربی برای حمایت از این نتیجه گیری كه كشف تفاوتهای جنسی توسط كودك یا همانند سازی با والد همجنس تعیین كنند هویت جنسی و سنخ پذیری جنسی باشد وجود ندارد.

نظریه یادگیری اجتماعی

بر عكس نظریه روانكاوی، نظریه یادگیری اجتماعی شرح بسیار سرراست‌تری برای سنخ پذیری جنسی ارائه می كند. این نظریه بر پاداشها و تنبیه هایی كه كودكان بخاطر رفتارهای متناسب با جنس و نامتناسب با جنس، به ترتیب، دریافت می كنند و نحوه یادگیری رفتار مطابق با جنس از طریق مشاهده بالغین تأكید می كند. یادگیری از طریق مشاهده همچنین كودكان را قادر می سازد تا از بالغین همجنس تقلید كرده و نتیجتاً رفتارهای متناسب با سنخ

 پیدا كنند. دو نكته وسیعتر در مورد نظریه یادگیری اجتماعی قابل اشاره است. این نظریه بر خلاف نظریه روانكاوی با رفتارهای مطابق با جنس برخوردی نظیر سایر رفتارهای آموخته شده دارد. برای توضیح اینكه كودكان چگونه سنخ جنسی می‌پذیرند لازم نیست اصول و فرایندهای روان شناختی خاص ارائه شود. ثانیاً اگر چینه خاصی در مورد رفتارهای مطابق با جنس وجود ندارد،آنگاه خود سنخ پذیری جنسی نه اجتناب ناپذیر است و نه غیر قابل تبدیل. كودكان به این دلیل سنخیت جنسی پیدا می كنند. جنسیت در فرهنگ آنها اساس پاداش و تنبیه را تشكیل می دهد. اگر فرهنگی از نظر مكتبی بر شخصیت جنسی تأكید كمتری بكند، كودكان نیز در رفتار خود سنخیت جنسی كمتری پیدا خواهند كرد. شواهد قابل ملاحظه توضیح یادگیری اجتماعی را در سنخ پذیری جنسی مورد تأكید قرار داده اند. پدر و مادر با رفتارهای متناسب با جنس و نامتناسب با جنس به گونه ای متفاوت برخورد می كنند و خود نخستین الگوی رفتار مردانه یا زنانه برای كودك هستند. اكثر پدر و مادرها، از دوره شیرخوارگی به بعد لباس متفاوتی برای دخترها و پسرها تدارك می بینند و اسباب بازیهای متفاوتی برای آنها تهیه می كنند.

مشاهدات در خانه های كودكان پیش دبستانی به این نتیجه رسیده اند كه والدین دختران خود را به دلیل شیك پوش رقص، بازی با عروسك و متابعت از آنها تشویق كرده و بخاطر دستكاری اشیاء، دویدن، پریدن و از در و دیوار بالا رفتن آنها را مورد انتقاد قرار می دهند. برعكس پدر و مادران به پسران خود بخاطر ساخت و ساز قطعات مكعبی پاداش داده و در مقابل بازی با عروسكها، استمداد از دیگران حتی داوطلب كمك شدن به دیگران را مورد انتقاد قرار می دهند.

 

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment