سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
مهندسی نساجی

پروژه رشته نساجی در مورد منسوجات – قسمت اول چهارم

3ـ توليد نساجي يك نقطة اتكاست كه به عنوان « فرماندة كانال » و يا تصميم گيرندة اصلي در كل زنجيره عمل مي كند. اين امر متضاد مستقيم با كشورهاي پيشرفته كه تصميم گيرندگان، خرده‌فروشان هستند، دارد.

4ـ اكثر محصولات هنوز يا براي مصرف نهايي دو خته مي‌شوند و يا به عنوان محصولات نهايي از خود توليد نساجي به كار مي‌روند ( براي مثال لُنگ و ساري )

5ـ زنجيرة عرضة چندگانه و نيز سنتي.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

خرده‌فروشي پوشاك به سختي كل زنجيرة ارزش در صنعت پوشاك و نساجي هند را تحت تأثيرقرار داده است. بيشتر دلايل مربوط به سياست دولت بر مبناي گمانهاي نادرست و فرضيه‌هاي غلط، مي‌باشد. دكتر كوشي مفصلآً اين موارد را در جاي ديگري موردبحث قرار مي‌دهد.7

تنها اطلاعاتي كه عمده فروش از توليد كنندة پارچه، حتي در يك بخش سازمان يافته درخواست مي‌كند مربوط به نوع پارچه، مرسريزه شده و/ يا سفيد شده و/ يا رنگ شده، مي‌باشد. ثبات در مقابل شستشو و عمل آب رفتگي تنها معيارهاي اصلي ارزيابي بودند. اين امر را با درخواستهاي بسيار مفصل و تقريباً وسواسي يك توليد كنندة پوشاك بين‌المللي از توليد كننده پارچه، مقايسه كنيد. به پيوست I رجوع كنيد كه در آن يك فهرست توضيحي از پارامترهايي وجود دارد كه يك خرده‌فروش بزرگ جهاني براي پارچه‌هايي كه خرده‌فروش به عنوان منابع در توليد پارچة مطلوب، استفاده خواهد كرد، مشخص كرده است. معيارها و مشخصاتي كه يك توليد كنندة پارچة بايد به هنگام توليد پارچه براي يك توليد كننده پوشاك بين‌المللي بدان ها پايبند باشد، بسيار جامع و مسبوط‌اند. اين مشخصات دربرگيرندة مشخصات فني و خاصيت پارچه، سنخ نيروي كاري كه در توليد پارچه بكار رفته مثل كارگر بچه، و پايبندي به استاندارهاي حداقل دستمزد براي كارگران، مي‌باشد.8

بهتر است كه در اين متن يادآور شويم صنايع پوشاك و نساجي هند تنها 20 درصد از كل توليد پوشاك و نساجي را، چه به طور مستقيم و چه غير مستقيم، صادر مي‌كنند. پارچه، قبل از اينكه توليد كننده پوشاك آن را به لباس تبديل كند، از كانالهاي مختلف عبور كرده و به دست مصرف كنندة نهايي مي‌رسد. مي‌توانيم پيچيدگي چنين شبكة درهمي اززنجيره‌هاي عرضه را از اين حقيقت استنباط كنيم كه اكثر شركتها ممكن است يك « خط لوله » جداگانه براي نظارت بر محصولات مختلفي كه توليد مي‌كنند داشته باشند. در توصيف اجمالي، زنجيره عرضه تقريباً خاص توليد، دراين صنعت وجود دارد. سوداگران / دلالان كه از قديم در كل زنجيرة عرضه وجود داشته‌اند فقط اين پيچيدگي را تشديد مي‌كنند.

1ـ5ـ6 پيشرفت فن‌آوري و SCM

پرفسور كراسه (Krause ) از مؤسسة زوريخ سوئيس، مشاهدات جالبي در خصوص عمل چرخه‌اي پيشرفت فن‌آوري درصنعت نساجي انجام داده است. طي 200 سال عجيب گذشته، وي دريافت كه ميزان توليد ماشين ريسندگي و بافندگي به ترتيب، در طي 20 سال و 25 سال دو برابر شده است. فن‌آوري بر كلية اين فرآيندها، درست از مرحلة الياف شده، بافندگي در قوارة طويل‌تر، پارچه‌هاي بدون اشكال نيز، سرعت بيشتر و ميزان توليد افزودن‌تر را ممكن ساخته است. اين پارچة بدون اشكال و با قوارة طويل، قابليت بكارگيري ماشين‌آلات تكميل پوشاك مدرن را تسهيل كرده است كه منتهي به كارآيي زياد دو نيز كيفيت ثبات بهتر و بيشتر پوشاك براي مصرف كننده شده است.

عصر مدرن، دورة مصرف كنندة فرهيخته‌اي است كه محصولاتي را تقاضا مي‌كند كه دقيقاً با نيازهاي فردي مصرف كنند تناسب دارد. امكانات فني روز افزون جهت ارائه محصولات و خدمات بهتر، اين پيشرفت درعمل مصرف كننده را به وجود آورده و در برخي از موارد آن را آسان كرده است. در چندين مورد، فن‌آوري، انواعي از محصولات ديگر را به عنوان نماد جديد در نايع پوششي و نيز منسوجات فني، در دسترس مصرف كننده قرار داده است كه عمدتاً بواسطة توسعة الياف جديد‌تر و پرداخت‌هاي تخصصي‌تر است. فن‌آوري، جذبة زيبا شناختي (براي مثال، شلوارهاي كتاني بدون چروك ) و نيزخاصيت‌هاي كاربردي ( براي مثال پوشش ضد گلوله، پارچه‌هاي نسوز ) را در هر بخش بالا برده است.

تنها زمينه‌اي كه تغييرات فوق به طور چشمگيري تحت تأثير قرار داده، ارتباط ميان پوشاك و نساجي است. پيش از اين توليد كنندگان پوشاك به تصريح منابع خود ( پارچه از بخش نساجي ) به طور كلي، از قبيل نوع پارچه آيا مرسريزه شده، اگر رنگ ده ثبات در مقابل شستشو، آيا سانفوريزه و تبيلايزد شده ( رزين اوره فرم آلوئيد )و غيره، بسمده مي‌كردند. كار توليد كنندة نساجي ازنظر تضمين كيفيت و كنترل برخي پارامترهاي توليد، ساده بود. در بخش نامتمركز هند و نيز در كارخانجات سازمان يافته، كانالهاي توزيع سنتي، هنوز اين گونه است ( به شكل 2ـ6 مراجعه كنيد. ) با اين وجود، تبديل گران پوشاك نسبت به تصريح عوامل به كار رفته در پارچه، سخت‌گيرتر شده‌اند (به پيوست 6 مراجعه كنيد ). ورود ماركهاي جهاني، مشخصات تضمين كيفيت را كه در هر صورت لازم اجرا بوده، سخت‌تر كرده است. فن‌آوري عملاً تصريح كلية خاصيتهاي يك پارچه را كه به طور كمي مورد ارزيابي عيني قرار گيرد را ممكن ساخته است. كاركرد تضمين كيفيت يك نقش حياتي و علمي را به خود گرفته است. به علاوه كنترل كيفيت امروزه دانش و آگاهي بيشتر مسئول كنترل كيفيت را مي‌طلبد دانش وي ديگر محدود به مهنوسي نساجي نيست، بلكه بايد دربرگيرندة شيمي نساجي شامل رنگرزي و تكميل، مهندسي صنعت و آزمايش فيزيكي و شيميايي و غيره باشد.

توسعة كاربردهاي جدي الياف مصنوعي و گونه‌هاي مختلف آن‌ها، و پرداخت‌هاي تخصصي، حوزة ديگري است كه داراي اهميت تكنولوژيكي بسياري مي‌باشد.

با وابستگي به انتخاب و ترجيح مصرف كننده، الياف جديدتر به وجود آمده‌اند تا نياز به صنايع پوششي و نيز نسوجات تكنيكي را برآورده سازند. الياف مصنوعي سعي در تقليد خاصيتهاي الياف طبيعي دارند. مجموعه‌اي غني از اين الياف و گونه‌هاي مختلف آن، تقسيم بسيار باريك نيازهاي مصرف كننده را ممكن ساخته است. امروزه ، برخي لباس‌ها تنها به عنوان «لباس ورزشي » نيستند بلكه انتخاب خاص‌تري را به مصرف كننده، از «لباس مخصوص گلف » يا «لباس مخصوص تنيس » ارائه مي‌دهند. شلوارهاي كتاني بدون چروك، پيشرفتي درجهت برآوردن نيازهاي مصرف كننده از طريق مسير تكميل تخصصي مي‌باشد. به طور مشابه، در حوزة منسوجات فني 12 زمينة كابرد منسوجات، از كشاورزي گرفته تا اتومبيل و علوم پزشكي، وجود دارد. تكميل و پرداخت‌هاي تخصصي و پيشرفت الياف، نقش حياتي در چنين تحولاتي ايجاد كرده است.

در كانون همة اين تغيير و تحولات، نقش فزايندة نيازهاي مصرف كننده به عنوان هدايت‌گر اصلي در كل زنجيرة عرضه، وجود دارد. اينامر وابستگي متقابل پوشاك و نساجي را مورد توجه بيشتري قرار داده است. در بازار عرضة سال گذشته، كار توليد كنندة نساجي بايد تنها آنچه را كه مصرف كننده تقاضا دارد، توليد كند. فن‌آوريهاي چون Epos، انتقال سريع نيازها و اولويت‌هاي مصرف كننده را از نمايشگاه خرده‌فروش به توليد كنندة نساجي، تسهيل كرده است. علاوه بر اين، با افزايش قدرت خرده‌فروشان در زنجيرة عرضه، آنها عمل نگهداري موجودي را به توليد كنندگان واگذار كرده اند، در حاليكه آنها به سوي وضعيت صفر از لحاظ نگهداري موجودي مي‌روند.

چنين تحولاتي منجر به پيدايش سازمان مندي دانش و آگاهي دهش است، چرا كه آگاهي از كرابرد تنها براي عملكرد مؤثر كافي نسيت. تحول در رشته‌هاي مرتبطي چون شيمي و فلز شناسي، پيش شرط نوآوري مداوم است. فن‌آوري شبكه سازي كامپيوتري مثل نرم افزار طرح ريزي منابع مؤسسات ( ERP )، كنترل و سيستم پاسخ سريع‌تر و گسترده‌تر را تسهيل كرده است. به طور همزمان، توقع بيشتري را از مديره زنجيرة عرضه به وجود مي‌آورد. از سوي ديگري، اينترنت دنيايي ازاطلاعات را تقريباً در كلية زمينه‌ها، با فشار دكمة موشواره، بيرون مي‌كشد. همة اين تحولات، كار مديرزنجيرة عرضه را بسيار دشوارتر ازقبل كرده است.

6ـ6 تأثير SCM بر تجارت

1ـ6ـ6 آيا SCM بر منابع اثر گذار بوده است ؟

برمبناي تحقيقات اي. تي كرني (A T Kearney ) به عدم كارآيي در زنجيرة عرضه تا 25 درصد از هزينه بهره‌برداري شكرت را به هدر مي‌دهد. با تنها 3 تا 4 درصد حاشيه سود، مشاوران اظهار مي‌كنند كه حتي 5 درصد كاهش در اتلاف زنجيره عرضه مي‌تواند سوددهي شركت را دوبرابر كند.

يك زنجيره عرضه كارآمدمي‌تواند هزينه‌ها را كاهش دهد، سهم بازار و ميزان فروش را افزايش دهد و ارتباط با مشتري را محكم سازد. روي هم رفته، اين بازدهي‌ها به معني جريان نقدي افزايش يافته براي شركت است، كه قيمت سهام را بالا مي‌برد.

2-6-6- چه راهي براي دستيابي به برتري عملياتي وجود دارد؟

جري مارش كه رياست شركت خود يعني «گروه تحليل‌گر تكنولوژي برتر» در كوپرتينو، كاليف، را بر عهده دارد مي‌گويد:

زنجيره عرضه راهي براي رسيدن به برتري عملياتي جهت هدايت ارزش سهام است.

1-6-6- بهينه سازي زنجيره عرضه

بهينه سازي زنجيره عرضه مطمئناً مي‌تواند 5 عامل كه ارزش سهام دار را هدايت مي‌كند، تحت تاثير قرار دهد: (9)

  • رشد ميزان فروش؛
  • كاهش هزينه؛
  • استفاده موثر از سرمايه جاري؛
  • استفاده موثر از سرمايه ثابت؛ و
  • تا حدي، ماليات

تاثير مستقيم يك زنجيره عرضه بهينه‌سازي شده بر عوامل فوق‌الذكر، نياز به شرح و توضيح ندارد. مقدار دقيق كالاها به سرعت به بازار منتقل مي‌شود كه منتهي به ميزان فروش بيشتر مي‌گردد. مقدار دقيق محصولات با پايين‌ترين قيمت روانه بازار مي‌شود تا هزينه‌هاي توليد كاهش يابد. كل زنجيره عرضه هزينه‌هاي سرمايه ثابت مثل هزينه اداره انبارها و كارخانجات را به حداقل مي‌رساند.

4-6-6- ارزش كاهش هزينه

بيل هلمينگ (Bill Helming) مدير شركت مشاوره‌اي PRTM در وستون، مس، اظهار مي‌كند كه ارزش كاهش هزينه، اعتبار و اهميت را ثابت مي‌كند. مطالعه 225 شركت در سال 1995 توسط شركت وي نشان داد كه توليد كنندگان داراي عمليات زنجيره عرضه با بهترين درجه، تا سقف 7 درصد كاهش هزينه دريافتي، در مقايسه با عمليات متوسط را گزارش كردند. هلمينگ مي‌گويد: «اگر شما شركتي داشته باشيد با 1 ميليارد دلار دريافتي ناخالص، مي‌توانيد در هزينه‌ها صرفه‌جويي كنيد و آن را به مقدار منافع خود بيفزائيد.

«شركتهايي كه نسبت به مديريت زنجيره عرضه بي پروا هستند، سريع‌تر رشد مي‌يابند و هزينه‌هاي پايين‌تري دارند. »

به عنوان درصدي از دريافتي، هزينه كل كنترل زنجيره عرضه، 3 تا 7 درصد براي شركتهاي داراي بهترين درجه، كمتر از رقباي داراي درجه متوسط آنهاست. براي يك توليد كننده پوشاك هندي، با فروشي حدود 1 ميليارد دلار آمريكا، هماهنگي عملكرد بهترين شيوه‌ها، به معناي پس انداز 80 ميليون دلار آمريكا مي‌باشد. (10)

7-6- چگونه زنجيره عرضه را تقويت كنيم؟

1-7-6- هفت اصل SCM مربوط به مشاوره اندرسن

هفت اصل زير در صورتيكه به طور پيوسته و كامل دنبال شود، امتيازات رقابتي بسياري به همراه دارد.

1- مشتريان را بر مبناي نيازهاي خدماتي تقسيم كنيد: شركتها، از قديم، مشتريان را از جهت صنعت، توليد و يا كانال تجاري گروه‌بندي كرده‌اند و سپس سطح يكساني از خدمات را به افراد يك بخش ارائه كرده‌اند. مديريت كارآمد زنجيره عرضه- در مقابل- مشتريان را از جهت نيازهاي خدماتي مشخص- صرف نظر از صنعت- گروه‌بندي مي‌كند و سپس خياطان به آن بخشهاي خاص خدمات ارائه مي‌كنند.

2- شبكه لجستيك را سفارشي كنيد: شركتها، به هنگام طرح‌ريزي شبكه لجستيك خود، بايد شديداً بر احتياجات خدماتي و سوددهي بخشهاي شناسايي شده مشتري، تمركز كنند. شيوه سنتي ايجاد يك شبكه لجستيك يكدست مغاير با مديريت موفقيت‌آميز زنجيره عرضه است.

3- به علائم تقاضاي بازار گوش فرا دهيد و بر مبناي آن برنامه‌ريزي كنيد: طرح‌ريزي عمليات و فروش بايد كل زنجيره عرضه را شامل شود تا علائم هشدار دهنده اوليه تغيير تقاضا در الگوهاي سفارش، تبليغات مشتري و غيره شناسايي شود. اين شيوه تقاضاي متمركز، منتهي به پيش‌بيني‌هاي منسجم‌تر و نيز به تخصيص منابع مطلوب‌تر، مي‌شود.

4- محصولات را نزديك‌تر به (نياز) مشتري متمايز كنيد. امروزه شركتها ديگر توانايي ذخيره موجودي را ندارند تا خطاي پيش‌بيني را جبارن كنند. در عوض، آنها بايد در جريان توليد، تمايز محصول را نزديكتر به تقاضاي واقعي مشتري، به وقت ديگري موكول كنند.

5- از لحاظ استراتژيك منبع عرضه را كنترل نمائيد: رهبران مديريت زنجيره عرضه، به واسطه ارتباط نزديك با عرضه كنندگان اصلي خود، جهت كاهش هزينه‌هاي كلي خدمات و مواد، حاشيه سود را هم براي خود و هم براي عرضه كنندگان، افزايش مي‌دهند. اندرسن پيشنهاد مي‌كند كه به خاطر پايين‌ترين قيمت، بر سر عرضه كنندگان كوبيدن، پذيرفتني نيست، بلكه تسهيم شدن قابل قبول است.

6- راهبرد فن‌آوري در حد زنجيره عرضه، ايجاد كنيد: فن‌آوري اطلاعات به عنوان يكي از زير بناهاي مديريت موفقيت آميز زنجيره عرضه، بايد از سطوح متعدد تصميم‌گيري، پشتيباني كند. همچنين، بايد امكان ديد آشكار جريان محصولات، خدمات و اطلاعات را فراهم آورد.

7- معيارهاي عملكرد در طول كانال را در پيش گيريد: عالي‌ترين سيستم‌هاي اندازه‌گيري زنجيره عرضه، تنها كاركردهاي داخلي را كنترل نمي‌كنند. آنها معيارهايي را انتخاب مي‌كنند كه هر گونه ارتباط در زنجيره عرضه را شامل شود. مهمتر اينكه اين سيستمهاي اندازه‌گيري، هم شامل خدمات و هم شامل متريك‌هاي مالي از قبيل سوددهي درست هر حساب، مي‌شوند.

مشاوره كنندگان اندرسن مي‌گويند كه اجراي اين اصول كار ساده‌اي نيست چرا كه مغاير با تفكر عميق و با جهت‌گيري مالي در اين مورد هستند كه شركتها چگونه سازمان دهي مي‌كنند، عمل مي‌كنند و به مشتريان خدمات مي‌دهند. سازمانهايي كه يك زنجيره عرضه موفق ايجاد و دنبال مي‌كنند به طور قابل قبولي ثابت كرده‌اند كه شما مي‌توانيد مشتريان را راضي كنيد و با اين كار از رشد و پيشرفت لذت ببريد. دريافتي‌هاي افزايش يافته، كنترل شديدتر هزينه، بهره‌برداري موثرتر از دارايي‌ها و خدمات بهتر براي مشتري، تنها شروع كار است.

2-7-6- ضرورت شبكه سازي فن‌آوري

با توجه به پيچيدگي‌هايي كه در كنترل يك زنجيره عرضه چندگانه مثل صنعت نساجي، وجود دارد، بر اهميت اطلاعات دقيق در زمان دقيق در طول زنجيره ارزش، بيش از حد نمي‌توان تاكيد كرد. مسلماً اين نياز استفاده از فن‌آوري شبكه‌سازي پيشرفته را براي مديريت كارآمد زنجيره عرضه حياتي مي‌سازد. پيشرفته‌ترين كامپيوتر و سيستم‌هاي شبكه‌سازي، ركن مديريت كارآمد زنجيره عرضه است و شايستگي ذكر شدن در ميان هفت اصل فوق را دارد. مبادله الكترونيكي داده‌ها (EDI)، مركز فروش الكترونيكي (EPOS)، طرح ريزي منابع موسسه (ERP)، بار كد كردن و غيره، در عصر تحول اطلاعات، به وجود آورده شده‌اند. اينترنت به طور گسترده‌اي، قابليت «دسترسي جهاني» را افزايش داده است. بيش از 45 ميليون كاربر اينترنت در جهان وجود دارد، تجارت الكترونيكي به سرعت در حال افزايش است. شايسته است ذكر كنيم كه سهم بنگاه تجاري- به- بنگاه تجاري تجارت الكترونيكي، بيشترين سهم را در كل فروش تجارت الكترونيكي تشكيل مي‌دهد. فروش بنگاه تجاري- به فروش مصرفي همچنان سهم كوچكي را به خود اختصاص مي‌دهد. تجارت الكترونيكي بنگاه تجاري- به- بنگاه تجاري در سال 1998، 8/7 ميليارد دلار آمريكا بوده و انتظار مي‌رود تا 108 ميليارد دلار تا سال 2003، افزايش يابد، كه 6 درصد از كل هزينه خرده فروشي آمريكا را تشكيل مي‌دهد. با اضافه كردن بنگاه تجاري- به فروش مصرفي، كل فروش تجارت الكترونيكي 2/3 تريليون دلار آمريكا در سال 2003 مي‌بشاد.

8-6- تعهد و پتانسيل SCM

با ملاحظه سودمندي SCM به عنوان يك ابزار راهبردي مديريت، درك اين نكته ضروري است كه SCM داروي عام همه سيستمهاي شغلي نيست و يك راه حل جهاني و حاضر آماده براي مشكلات شغلي ارائه نمي‌كند. سپس تعجبي ندارد كه كمتر از 50 درصد شركتهاي آمريكايي ديگر تداركات زنجيره عرضه كه طبق سنت، از ارتباطات خريد و فروش فراتر مي‌رود، هستند. تحقيقات قوياً نشان مي‌دهد زمانيكه SCM يك شيوه مشترك جهاني به نظر مي‌رسد، قضيه از اين قرار نيست. به علاوه، بسياري از تداركات موجود زنجيره عرضه در مرحله توسعه هستند. تنها ميزان اندكي تحت هدايت اصول پاداشها و خطرات مشاركتي - سنگ بناي هر شراكت واقعي- هستند.

ديگر جاي ترديد نيست كه SCM به عنوان يك ابزار راهبردي مديريت براي رقابت جوئي جهاني ظاهر شده است. نمي‌توان از اين پيشرفت غافل شد، اگر تنها به دليل تاثير مستقيم آن بر هزينه‌ها، همانگونه كه در بالا ذكر شد، باشد. با توجه به اين حقيقت كه احتمال مي‌رود بازار پوشاك و نساجي هنر يك مكان بازار جهاني در دوره پس از 2004 شود، وقت آن رسيده كه در اين راستا و در سطح ملي به طور مصمم، آغاز به كار شود.

1-8-6- سه مانعي كه رشد مديريت زنجيره عرضه هماهنگ را به تاخير مي‌اندازد

دونالد جي بورساكس (Donald J Bowesox) جان اچ مك كانل (John H McConnell) استاد مديريت بازرگاني در ايالت ميشي‌گان، يك تحقيق جهاني در خصوص SCM در كشورهاي پيشرفته انجام دادند. اين تحقيق سه مانع عمده در اتخاذ SCM در صنعت را مورد شناسايي قرار داد. از يك نظر، اين يافته‌ها، هشداري براي صنعت هند در خصوص برخي دشواري‌هاي معمول است كه مشخصه گزينش SCM در كشورهاي پيشرفته مي‌باشد.

1- بزرگترين نارسايي مربوط به عدم توانايي گسترش بينش زنجيره عرضه است. به عبارت ساده‌تر، اين بينش بايد وراي توزيع محصول گسترش يابد تا جريانهاي تجاري بزرگتر را در بر گيرد. اكثر شركتها به جاي اينكه ادوار فعاليت اقتصادي جامع «نقد به نقد» را در بر گيرند، در كاربردهاي لجستيكي متوقف مي‌شوند.

2- اكثر شركتها، دستورعمل روشني براي ايجاد و يا خاتمه پيمان با شركاي زنجيره عرضه خود ندارند. با اين وجود، اين نوع عمل جمعي كه لازمه مديريت زنجيره عرضه است. با فرهنگي كه در اكثر سازمانها يافت مي‌شود، تباين دارد. بنابراين، كارفرمايان بايد سياست خود را تبيين كنند در حاليكه به وضوح چارچوب نوع همكاري كه سازمان بايد با شركا دنبال كند و نوعي كه بايد از آن جلوگيري كند را مشخص مي‌كنند.

3- آخرين مانع براي يك مديريت زنجيره عرضه كارآمد، عدم توانايي در ايجاد و تحقق سنجش‌هايي جهت نظارت پيمان‌هاست. بسياري از شركتها داراي سنجش عملكرد سنتي، دو طرفه و بر مبناي معادله هستند. با اين وجود، فاقد يك مجموعه مشترك شريك هستند كه بتوانند در مورد همه شركت كنندگان در زنجيره عرضه به كار برند- و با آنها قسمت كنند.

مفهوم SCM به طور كلي، در صنعت هند جديد است، و به طور خاص، همچنان جديدتر در صنعت پوشاك و نساجي هند مي‌باشد. نقش برجسته بخش غير متمركز در نساجي توام با ماهيت گيسخته توليد پوشاك، كل زنجيره عرضه را كه از قديم در هند شكل گرفته است، بسيار پيچيده و عملاً غير قابل درك كرده است. به ويژه در بخش غير متمركز، اين گونه است. به عنوان اولين قدم، بنابراين، بايد مطالعات متمركز انجام دهيم تا درك روشني از زنجيره عرضه در بخش نامتمركز بدست آوريم و بتوانيم زمينه ساز كاربرد مفهوم SCM به عنوان يك ابزار راهبردي جهت افزايش رقابت جوئي جهاني در اين بخش، باشيم. به علاوه، چنين مطالعه‌اي بي ترديد، رقابت جوئي كل صنعت را نيز افزايش مي‌دهد.

بازار پوشاك و نساجي هند از سال 2002 معاف از سهميه خواهد بود، و بخش نامتمركز همچنان سهم برجسته‌اي از توليد نساجي در داخل را خواهد داشت. جهت بكارگيري موفقيت‌آميز SCM به عنوان يك ابزار راهبردي براي رقابت جهاني در سطح ملي، هم براي صنايع پوشاك و هم نساجي، بخش نامتمركز بايد يك بخش اساسي از كل فعاليت را تشكيل دهد. با ايجاد درك روشني از زنجيره عرضه در بخش نامتمركز، بر مبناي يك مطالعه، دو سوال ذيل حائز اهميت مي‌شود:

1- مفهوم SCM عليرغم شبكه توزيع سنتي و راهبردهاي خريد توليد نساجي عمدتاً نامتمركز، پس از 2002، چگونه تحول مي‌يابد؟

2- آيا مي‌توانيم چنين اصولي را (همانگونه كه توسط مشاوره اندرسن بيان شد) براي بخش نامتمركز نيز، كه به خوبي بخش سازمان يافته آمادگي گزينش اين هفت اصل را ندارد، بسط دهيم.

شروع مي‌تواند با بخش سازمان يافته باشد، كه خود در مراحل ابتدايي شكل دهي حتي يك بينش درست زنجيره عرضه مي‌باشد. اين بخش مي‌تواند از نظر نمايش كارآيي SCM به عنوان يك ابزار راهبردي جهت رقابت جوئي جهاني، راهبر باشد. چيزي به غير از رقابت جوئي جهاني بقاي كل صنعت را در رقابت بي‌اماني كه پس از 2004 ظاهر خواهد شد، تضمين نخواهد كرد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *