تحقیق رشته هنر با موضوع منابع الهام هنرهای آرنوو – قسمت پنجم

«ویلیام بلیك این عقیده را به قوت بیان كرده است…

«« قاعدة بزرگ و زرین هنر و زندگی این است: هر چه خط مرزی واضحتر و روشنتر و محكمتر باشد، اثر هنری كاملتر است؛ و هر چه این خط كمتر روشن و متمایز باشد، قرائن تخیل ضعیف و استراق هنری و ناشیگری بیشتر خواهد بود…

یكی از نخستین مطالبی كه باید در خصوص خط بدانیم این است كه : « خط در انتقال از طراحی به نقاشی ضرورتاً ناپدید نمی شود. خط یكی از روشهای نقاشی است و اگر از بلیك می‌پرسیدیم می گفت كه خط یگانه روش است.»

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

توانایی خط برای نشان دادن چیزی بیش از حدود خارجی شیء است. به تعبیر هربرت رید در دست استاد خط می تواند هم حركت را نمایش دهد و هم حجم را . منظور از نمایش حركت تنها این نیست كه خط شیئی را در حال حركت نمایش دهد، (یعنی تطبیق دادن خط با مشاهدة انتخاب چشم) بلكه منظور این است كه خط می تواند در دست استاد یك حركت جمال شناختی خاص خود به دست بیاورد – به وسیلة ؟؟ كه مستقل از هرگونه غرض بازنمایی شیء خارجی روی صفحة كاغذ انجام می دهد.»

برای نشان دادن اینگونه حركت میتوان از پاره ای نقاشان غربی، از جمله بلیك نام برد ولی این كیفیت بهتر از هر جای دیگر در آثار نقاشان مشرق زمین دیده می شود، در نقاشی و طراحی و حكاكی چینی ها و ژاپنی ها این كیفیت وجود دارد و زمانیكه آنچنان كه شایسته است سازمان یافته باشد ریتم را به وجود می آورد و این حساسیت جسمانی باید به گونه ای روی خط منعكس شود. زیرا كاملاً واضح است كه خود خط در واقع نه می رقصد و نه حركت می‌كند؛ بلكه این ما هستیم كه خودمان را در مسیر خط در حال رقص تصور می‌كنیم.»

«شگفت انگیزترین كیفیت خط قدرت آن برای نشان دادن حجم یا شكل مجسم است كه این كفیت نیز فقط در دست بزرگترین استادان به وجود می آید و تجلی آن به صورت انحرافات ظریف گوناگونی است كه از خط مداوم یا مستمر صورت می گیرد. خط در این حالت انتخابی است، یعنی شلی را ترسیم نمی كند، بلكه بیشتر آن را به ما القا می كند و در حقیقت خط یك زبان اجمالی و انتزاعی برای بیان موضوع است، یك خلاصة تصویری كه میتواند انتزاعی بشود، بدون آنكه قراردادهای معهود و متداول بازنمایی را زیر پا بگذارد.

بلیك نقاشانی را كه از طراحی غافل شده بودند به نگاه تحقیر می‌نگریست، نقاشی و طراحی با غرایز مشابهی سر و كار دارند، همة نقاشان رنسانس، طراحان زبردستی بودند. حتی در آثار پیكاسو كه یك نقاش جدید است نیز بهترین نمونه ها طرح هایی است كه استادانه انجام شده است، طرحهای پیكاسو با كمترین تلاش یك فضای سه بعدی را نمایش می دهند. » چه در شرق و چه در غرب، و چه در گذشته دور و چه حال حاضر، همین نشانة نبوغ به چشم می‌خورد.» آنچنان كه در نقاشیها و حكاكی های چینی و ژاپنی در هنر شرق و در نقاشی های انگلیسی در غرب مشهود است.

– ویلیام هوكارت Hogarth (1697-1764)

در همین انگلستان بود كه یك هنرمند با سلطة انحصاری ذوق مورد حمایت هنرشناسان به چالش برخاست و دیدگاهی سراپا تازه را در چارچوب مجادلات انتقادی مطرح ساخت. این هنرمند ویلیام هوگارت بود، وی به سبب نوآوریها و استعدادش در توصیف ویژگیهای ملی، یكی از شخصیتهای مهم در هنر انگلستان به شمار می آید.» هوگارت نویسنده رساله ای با عنوان «تجزیه و تحلیل زیبایی» 1753 است كه بخشی از آن، مجادله ای علیه هنردوستی بدون معیار بود.»

«او از هنرشناسان ابراز نفرت كرد و با اصل تنگ نظرانه ایشان به مبارزه برخاست و در مقام یك منتقد، اصل نظر را در تحلیل زیبایی، كه با توجه به تثبیت اندیشه های بی ثبات دربارة ذوق هنری نوشته شده است، پیشنهاد كرد. هوگارث ادعاهای استادان كهن را با اصرار بر اینكه هنر ایشان به جای آنكه بر شالودة مطالعة حقیقی طبیعت استوار باشد بیشتر بر میثالها استوار است، كنار گذاشت و بدین ترتیب از نوعی آگاهی از مفهوم مدهای گوناگون دفاع كرد.»

«یكی از پیامدهای این دیدگاه نو، محبوبیت روزافزون طراحی خطوط كلی در هنرهای گرافیك بود كه البته وینكلمان نیز كه از نخستین مورخان هنر به شمار می رود و در حقیقت مفسر سبكهای هنری دوران باستان است، از استادان پیشین به دلیل دقتی كه در نشان دادن خطوط كناری به كار می بردند تمجید كرده بود ولی از اسلوب سایه روشن كاری و رنگ آمیزی ایشان به خوشی یاد نكرده است. تصویرهای برجامانده از هنرباستانی،‌ نقاشیهای دیواری و سفالینه های آنها نیز در اغلب موارد به شكل تصویرهای خطی و كناره نما ارائه شده است.

– مد آثار خط نما

از نمونه آثاری كه بلافاصله پس از ارائه به موفقیت دست یافت، تصویرگری خطی چهرة هومر كه عمداً با استفاده از سبك یا مد «اتروریایی» نقاشی روی سفالینه (شكل 44) توسط جان فلكسمن[1] انجام شد. وی كه رسامی انگلیسی تبار بود در مقام طراح و حكاك سنگهای قیمتی شروع به كار كرده بود و با تصویرگری های خطی خود در موضوعهای بر گرفته از آثار هومر، اشیل و دانته به شهرت رسید. او با احساسی جدید به صور باستانی روی كرد، اگر نیازی به مدركی برای اثبات این نكته باشد كه این مد در نظر فلكسمن چیزی سلیقه ای و گزینشی بوده است، این مدرك را می توان در تصویرهایی از یك افسانة متعلق به سده های میانه پیدا كرد كه شوالیة صلیب سوزان (شكل 43) نام داشت و فلكسمن نسخه ای از آن را در سال 1796 به عنوان هدیه روز تولد برای همسرش تهیه كرد. این تصویرها بی آنكه سبك متمایزی مختص سده های میانه داشته باشند، آشكارا برای منعكس ساختن آرمان رمانتیكی جدید معصومیت پارسایانه و عدم وجود كارهای نمایشی كشیده شده اند. یكی از پركارترین تصویرگران انگلستان به نام تامس استادرد

در این شیوه تصویرسازی با خطوط كناره نما كه از بسیاری جهات پیش درآمدی بر آرمان ویكتوریایی تمثال سازی وقفی به شمار می رود، سرآمد دیگران بود. زندگینامه نویس استادرد (كه از قضا عروس بیوه اش به نام خانم بری بود) نقل می كند كه وی در بخشی از یك نامه، با این عبارت از استقلال این مد دفاع كرده است: «چنین استنباط می كنم كه تصویر خطی كناره نما به نظر تو تلاشی كم ارزش تر است و در مقایسه با یك تابلوی تكمیل شده به دقت كمتری نیاز دارد. تصویرهای كناره نما، همان چیزهای بی ارزش نیستند كه عامة مردم در اغلب موارد می پندارند، چنین است؛ در این تصویرها سایه ای وجود ندارد كه معایبشان را بپوشاند یا رنگهای ظریفی وجود ندارند كه فقدان انرژی ، یعنی خصوصیت عمدة تصویر خطی كناره نما را بپوشانند و اگر خوب انجام شود، هیچگاه فاقد چنین چیزی نخواهند بود. سایه و رنگ فقط به چیزی جان می بخشند كه خط كناره نما به تنهایی پدید می آورد.»

همچنین نقل شده است كه استادرد «مطالعه روزگار باستانی سبك گوتیك را نیز مفید می پنداشته است» و خود از مشوقان بسیاری از آثار متعلق به سده های میانه بوده است. خانم بری در دنبالة سخنانش می گوید: او معتقد بود كه بسیاری از صورتهای برجستة تاریخی بریتانیای كبیر كه یكی از كارهای ظریف روی آن از فكرهای بكر پسرش چارلز بود مثالهایی از یك سبك هنری خالص و زیبا به شمار می روند برخی از نقاشیهای متعلق به سده های میانه، از نظر او ارزش فراوان هنری داشتند. در این آثار، غالباً چیزهای زیادی از طبیعت دیده شده است؛‌جامه پردازیهای انجام شده در آنها خوب و پرداخت كاری از نوع عالی است؛ اما فقدان كلی دانش پرسپكتیو و اسلوب سایه روشن كاری،‌از نوعی فقدان دانش لازم حكایت می كرد؛ دقت به كار رفته در آنها نیز درخور ستایش می بود می شد به حقیقت داشتن تك چهره های افراد یا اشیا اعتماد كرد؛ نویسنده در ادامه می افزاید « با این حال،‌تردیدید ندارم كه او شدیداً از مد رشد یابندة كنونی در میان برخی از هنرمندان جوان ما، تقلید از سبك سخت گیرانه و دیدگاه و تدبیرهای قشنگ دوران گوتیك ابراز تنفر میكرد»، زیرا از او همواره به واسطة نفرت داشتن از هرگونه خودپسندی در هنر» ستایش شده است.

نامه ای از جان هاپنر در دست است كه این آرمان سبك بازنمایی بی طرفانه و ظاهراً مبرا از هرگونه خصوصیت دورة تاریخی درآن به خوبی جمع بندی شده است. موضوع نامه، تركیب بندی پردة زائران كنتربری (شكل 45) اثر استادرد است كه هاپنر در سال 1807 در توصیف آن چنین می نویسد: « در خصوص اجرای بخشهای مختلف این طراحی دلنشین، ستایشی زیاده از حد نخواهد بود اگر بگوییم از آن عادت بد موسوم به شیوه در نزد نقاشان هیچ اثری در آن نیست و این اثر ویژگی خاص خود را دارد و من به یاد ندارم علاوه بر آن در هیچ نقاشی باستانی یا امروزی دیده باشم كه هیچ نشانه ای از دوره تاریخی مربوط به زمانة آفرینش آن نقاشی نداشته باشد، اما خیلی آسان ممكن است، به عنوان اثری متعلق به یك هنرمند توانا در روزگار چاسر پذیرفته شود، این تأثیر، به هیچ وجه به تداعی تصورات مرتبط با لباس تعلق ندارد، بلكه با نوعی سادگی ابتدایی و فقدان كلی هرگونه تصنع چه در رنگ پردازی و چه در مدادگیری ارتباط پیدا می كند.

احتمالاً امروزه هیچ یك از افرادی كه به نقاشی شافتسبری نگاه می كنند، این نظر را تأیید نمی كنند كه در نقاشی مزبور اثری از شیوه و به بیان دقیق تر اثری از سبك یك دوره دیده نمی شود. بدین ترتیب، نظر هاپنر فقط تأیید این حقیقت است كه آرمان هنر بدون خلاقیت آرزویی محال است.

 

– تون[2]

پس از مسئله نمایش حجم سه بعدی به وسیله خط ، مسئله نمایش حجم به وسیله سایه روشن پیش آمد. خط یك امر انتزاعی است و به شكل ظاهری اشیا ربطی ندارد، بلكه آن شكل ظاهری را فقط القا می كند. خط می تواند سایه روشن شیء را هم القا كند (در آشكارترین صورت، از طریق تغییرات كلفتی خط)، اما كار اصلی خط آن چیزی است كه می توان از آن به واقعیت عینی جمادات تعبیر كرد. نور امری است سیال،‌پدیده ای است متغیر، كه همیشه درجة شدت و زاویة اصابت خود را تغییر می دهد. و لذا چنین امری را با یك وسیلة ایستا، مانند خط، نمیتوان كاملا نمایش داد. در نتیجه پای سایه روشن به میان می آید – یعنی نور را با درجات مختلف میان سفید و سیاه نمایش می دهیم، و حتی وقتی هم كه رنگ به كار می‌بریم، نور را به طور واقعی فقط به این وسیله میتوان نشان داد كه رنگ روشن خالص را با مقداری رنگ سیاه اشباع كنیم و بدین ترتیب سایة آن رنگ روشن را به دست آوریم. تابلوهای ماتیس نشان می دهند كه از طریق بازیهای حساس برابر نهادن رنگهای خالص اشباع نشده میتوان سایه روشن را به طور ترسیمی نمایش داد.

این درجات سایه روشن را میتوان برای نمایش سه كیفیت به كار برد: (1) عبور از روشن به سایه در محدودة یك رنگ یا یك حجم (2) در تابلو یكرنگ، برای نمایش قوت نسبی رنگهای گوناگون متمایز از رنگ خنثی (3) درجة روشنی یا تیرگی نسبت به منبع اصلی نور – و این نسبتی است كه بر تمامی تابلو حاكم است.

در هنرهای تصویری مشرق زمین نیز همانند اروپا «تون» مانند خط تحت الشعاع ارزشهای انتزاعی وزن و صورت قرار دارد.

این شیوه را پروفسور پوپ در كتاب «انحنای بیان نقاش» خوب توضیح داده است.

در نقاشی چینی و سایر نقاشیهای آسیایی، صورت بیشتر به وسیله خط بیان می شود و تنها با خط است كه مقدار زیادی از صور،‌و حتی صور متجسم را، میتوان نشان داد؛ اما «تون»منطقه ای هر شیئی را نیز به وسیلة رنگی كه در محدودة‌خاص آن شیء در تابلو گسترده می شود نمایش می دهند. علاوه بر این، برای مؤكد ساختن حدود،‌و لذا برای كمك به نمایش صورت به وسیلة خط، نقاش ممكن است درجات مختلف رنگ را به حكم ذوق خود به كار برد. باسمة ژاپونی در تصویر 10 نمونة ساده ای از طرز به كار بردن اینگونه «تون» منطقه ای است.

رنگ

اكنون من به سهمی كه رنگ در تابلو برعهده دارد می پردازم. رنگ یك عنصر دیگر به بغرنجی اثر كامل علاوه می كند. خط به ما تمایز و وزن (ریتم) داده است و شاید هم حجم یا صورت متجسم را به ما القا كرده باشد كه «تون» به آن تجسم كامل می بخشد. اكنون رنگ به این قضیه علاوه می شود، و آسانترین توضیح عمل آن این است كه بگوییم شباهت نقاشی را با شیء نقاشی شده تأیید می كند. این طرز استعمال رنگ را می‌توان «طبیعی» نامید، اما رنگ استعمالات فراوان دیگر هم دارد.

حقیقت این است كه «طرز استعمال طبیعی رنگ در تاریخ نقاشی بسیار نادر است. و چنان كه آزمایشهای ترنر[3] و امپرسیونیستها بعدها نشان داد، تعیین استعمال طبیعی رنگ هم بسیار دشوار است. ما وقتی كه رنگهای واقعی را در طبیعت می بینیم غالباً از غیرواقعی بودن آنها شكایت می كنیم. گذشته از این استعمال طبیعی رنگ، سه طرز استعمال دیگر هم می‌توان تشخیص داد، كه من آنها را استعمالات اشارتی و هماهنگ و خالص می‌نامم. استعمال اشارتی شاید بدوی ترین طرز استعمال رنگ باشد. حتی رنگ نقاشیهای روی سنگ عهد حجر را مشكل بتوان استعمال طبیعی نامید. و در این طرز استعمال، رنگ برای معنی كنایی (سمبولیك) خود به كار می رود. مثلاً كوك اگر در انتخاب رنگ آزاد باشد، همیشه درخت را سبز و آتشفشان را سرخ و آسمان را آبی می كشد، و حال آنكه درخت ممكن است قهوه ای باشد و آتشفشان سیاه، و آسمان عادی بالای سر كودك خاكستری. در هنر قرون وسطی، گذشته از بازنمایی طبیعت كه از رنگ آمیزی كودكانه پیروی میكند، رنگها غالباً تابع قواعد بسیار ثابتی هستند؛ و این قواعد را نه نقاش بلكه رسم جاری و حكم كلیسا تعیین می كند: جامة مریم عذرا همیشه باید آبی باشد،‌جبه اش همیشه باید سرخ باشد، و هكذا. و چون این عناصر تثبیت شد، رنگ سایر قسمتهای تابلو باید با این عناصر تطبیق داده شوند؛ اما این اجبار عیب محسوب نمی شود، و این نكته را زیبایی و تعادل و وضوح شگرف رنگهای نقاشیهای قرون وسطی مدلل می سازد.

رنگ آمیزی اشارتی تا آخر قرن پانزدهم ادامه یافت، تا آنكه مفاهیم عقلانی تر و علمی تر از رنگ رفته رفته سنت قرون وسطی را تكمیل كرد.

در نقاشیهای قرن پانزدهم ایتالیا استفاده از رنگ به صورت آزادانه و دلخواه انجام می شد بصورتیكه به مرحلة رنگ آمیزی خالص رسید.

از قرن شانزدهم تا قرن هجدهم رسم عمومی بر این بود كه نقاش با رنگهای درجه بندی شده كار كند، یعنی رنگها با فاصله ای اندك در كنار هم ردیف شده بودند، به طوری كه نقاش نمی توانست بدون خارج شدن از آن مجموعه فاصلة میان رنگها را به هم بزند. فقط هنگامی كه این نكته را دریابیم خواهیم توانست بفهمیم كه چرا هنرشناسان قرن هجدهم آنقدر به تابلوهایی علاقه داشتند كه رنگهای اصلی آنها فقط به طور محو و مبهم از زیر یك لعاب قهوه ای رنگ به چشم می خورد. بدین ترتیب البته طبیعی بود كه در قدم بعدی نقاشان اصلا با رنگ قهوه ای نقاشی كنند.

اما بعدها رنگ توسط سزان[4] به صورت كنایی (سمبولیك) استفاده می شد. كه خود سزان در مورد روش كارش می گوید: «وقتی كه رنگ غنی باشد، صورت [فرم] هم كامل می شود.

این بدین معنی است كه رنگ فرم را از طریق قوت و ضعف نسبی رنگها در كنار یكدیگر تعیین می كند، نه از طریق تغییر در خلوص رنگ،‌به نحوی كه توهم فرم سه بعدی از آن پدیدار شود. در طرز كار سزان فرم مستقیماً از طریق رنگ و بدون سایه و روشن پدید می‌آید.

و همچنین در كارهای سزان احساس فضا نیز از طریق درجه بندی ارزش تونهای رنگ ایجاد می‌شود، تا حدی كه نوعی كانون توجه و هماهنگی در اثر پدید آید زیرا كه اثر یك اثر تزئینی است و آنچه مربوط به شباهت اشیاء به مصادیق خارجی آن است جنبة ثانویه دارد.

و اما این كه تأثیر جسمانی رنگ از لحاظ ما چیست، نكته ای است كه راسكین آن را به بهترین وجهی تعریف می كند: همة افرادی كه ذهنی به سامان و خلقی به هنجار داشته باشند، از رنگ لذت می برند. رنگ برای التذاذ و انبساط دائمی قلب انسان آفریده شده است. والاترین آثار خلقت به حد كمال از رنگ برخوردارند، و رنگ نشانة بارز كمال آنهاست. رنگ با حیات در جسم انسان و با نور در آسمان و با پاكی و سختی در خاك وابسته است؛ مرگ و شب و آلودگی از هر قبیل، همه بیرنگ اند.

صورت

از بین عناصر تشكیل دهندة یك اثر هنری فرم از همه دشوارتر است به تعبیر استادروئین پاكباز، صورت یا فرم بطور عام، در هنرها با دو معنای متفاوت كاربرد دارد:

1- قالب پذیرفته شده برای بیان (مثلاً : غزل در شعر فارسی؛ سونات در موسیقی اروپایی) 2- كیفیتهای ساختاری موجود در یك اثر هنری (مثلاً : تناسب هماهنگ بخشهای مختلف و ترتیب اجزای آنها به منظور ایجاد كشش و اوج).

از نظر افلاطون، صورت با مسائلی مربوط می شود كه جنبة مابعد طبیعی دارند. مثلاً افلاطون به صورت مطلق و صورت نسبی یا اضافی قائل است، و من گمان می كنم كه این تمایز را در تحلیل صورت تصویری می توان به كار برد. مراد افلاطون از صورت نسبی صورتی است كه نسبت یا زیبایی آن در ماهیت اشیای زنده، یا مصنوعات مقلد از اشیای زنده، مكنون و مستتر باشد؛ و مرادش از صورت مطلق شكل یا انتزاعی است كه عبارت باشد از «خطوط مستقیم یا منحنی، و صفحه ها یا حجمهایی كه به وسیله چرخ خراطی و خط كش و گونیا از آن اشیای زنده ساخته شده باشند؛ و افلاطون این زیبایی تغییر ناپذیر و طبیعی و مطلق اشكال را با یك صوت واحد نرم و خالص مقایسه می كند؛ و می گوید كه چنین صوتی زیباست، نه در قیاس یا نسبت با چیز دیگر، بلكه به حكم ماهیت خاص خویش.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل با فرمت ورد

Leave a comment