سایت دانلود

تحقیق ها مقاله ها و پایان نامه ها
فقه و معارف اسلامی

پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانيون – قسمت سوم

از طريق جلب محبت او از گاو پرستي دست كشيد و مسلمان شد.

هشت بچه دارم همه نمازخوان هستند كه از قبل از بلوغ به آنها تشويق و جايزه مي دادم تا نماز بخوانند.

هميشه جاذبه قبل از دافعه انجام شود

اول بايد روحاني خالص بودن خود را ثابت كند.

حضرت علي مي‌فرمايد اول خودت را خالص كن بعد ديگري را خالص كن

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

عمل خود روحاني بطور غيرمستقيم بر ديگران اثر ميگذارد.

حضرت علي فرمودند اگر مي‌خواهي خودت را پيشوا قرار دهي نزد ديگران اول خودت را تعليم كن و هدايت مردم را قبل از زبان با عمل بگو.

حاج آقا اردبيلي گفتند كه ما از يك جوان 20-25 ساله مي خواهيم كه در قالب يك پيرمرد 70 ساله خود را نشان دهد.

از پيامبر روايت داريم كه مسابقات تيراندازي و اسب سواري مي گذاشتند تا جوانان را جذب كنند.

اگر در قالب نصيحت باشد و اينكه حالا ما تجاربي داريم كه شما بايد از آنها استفاده كنيد جواب نميدهد.

بارز بودن بعضي از مسائل كه روحانيون با آن درگيرند باعث جلب افراد مي‌شود.

شهيد صفوي دان 1 يا دو كنگ فو داشت ولي كسي نميداند يا خيلي از روحانيون كه كارهاي ديگري نيز انجام مي‌دهند.

روحانيان زيادي خوشنويس- مسلط به كامپيوتر – مسلط به چند زبان خارجي- هستند.

وحدت حوزه و دانشگاه – تأكيد مقام معظم رهبري – از طرف دانشگاه ورود روحاني به دانشگاه سد مي‌شود.

رد و بدل شدن اطلاعات بين حوز ه و دانشگاه در جذب جوانان كمك ميكند.

مقام معظم رهبري هفته‌اي سه بار كوهنوردي دارند.

جاي خالي روحانيون در تئائر و موسيقي و ورزش و كوهنوري با تقاضاي خودم به چند مدرسه اعزام شدم.

در اردوهاي و مسافرت ها با بچه‌ها حالت دوستي ايجاد شده بود بعضي از آنها از كلاس خود و غيبت ميكردند و پاي مباحث من مي‌آمدند.

بعضي از بچه‌ها مشكلات خانوادگي را با من در ميان ميگذاشتند از پدر و مادر و برادر و خواهرشان ميگفتند.

در رشته‌هاي نمايشي تخصص دارم با لباس برايشان داستان انبياء و اولياء را بازي مي‌كردم.

از معلم اجازه مي گرفتم و وسط كلاس مي رفتم و با بچه‌ ها صحبت و گفت و شنود مي كردم.

در يكسال با ايماء‌ و اشاره (علم الهدي) جزء 30 قرآن را حفظ كرديم.

رابط روحاني و جوان را چه چيزهايي به چالش ميكشد:

دروني (تكبر و غرور- بداخلاقي – عدم ارتباط صحيح با جوان)

بيروني (تبليغات ماهواره‌اي )

جوان فكر ميكند روحاني يك موجود اضافي است كه حقش را خورده كه در نهايت نمي تواند با او ارتباطي برقرار كند بعضي مواقع تنزل شخصيت و بعضي مواقع خود بزرگ‌بيني باعث ايجاد مي شود.

در سازمان تبلغيات آب و فاضلاب تهران مامور بودم

سريع خواند نماز (يكربع) جوانان بعضي مواقع بدون وضو به نماز مي ايستند ولي من تأييدشان ميكردم.

شعر و سرود و فوتبال و شنا با آنها بودم/ در اتوبوس موقع شعرخواني و شلوغ بودن با آنها همره بودم.

در مسائل فقهي اصلاً فشار نمي آورم و گير نمي‌دادم.

در موقع وضو مي‌ايستادم تا همه وضو بگيرند بعد مي رفتيم.

بعد از جلب اعتماد متوجه شدم دو نفر از بچه‌ها مسائل خانوادگي داشتند.

يكي از بچه‌ها اختلاف پدر و مادرش افسرده شده بود كه با دعوت از من به آنجا رفتم و پدر و مادر را وادار به اعتراف به اشتباهات كردم كه مشكلاتشان حل شد.

با همة‌ بچه‌ها ارتباط تلفني دارم.

بچه‌ها يا توت يا انار هستند.

توت: با يك تركه مي ريزند زمين.

انار: بايد از درخت بالا رفت و با سختي آنرا چيد

روحانيان حرف جديد ندارند بايد فقه را با روشهاي جديد به خورد جوان دهد.

فقه

 

اجتماعي

مردم و روحاني جذبه ندارند و بين شان خلاء ايجاد شده

كار و گفتار مردم را نبايد سركوب كرد. در مورد اظهار نظرهايشان در مسائل اجتماعي و سياسي همراهيشان ميكنم.

پارسال ماشين سوار شدم كه ترانه گذاشته بود كه خواننده زن دارد.

- آقا اگر مي شود كمش كن.

- مرد بعد از عذرخواهي آنرا خاموش كرد.

كمي بايد با افراد همنوا و همراه شد بعد او را دعوت به دين كرد.

برادر و دوستانش خانه مجردي گرفته‌اند. سي دي مي بيننند آنرا سركوب نكردم بلكه برايشان سي دي مداحي مي‌بردم كه كم كم تأثير گذاشت.

كسبه محل را با فت و آمد و چاي خوردن جذب مسجد كردم.

جذب افرادي كه دين ندارند راحت تر از افرادي است كه دين داشته‌اند و بعد منفك شده‌اند.

پيش نمازي كه خلاف ميكند افراد را از تمام روحانيون مي‌برد.

تقي نامي بودكه اختلال رواني داشت كه من حتي او را جذب نماز كردم:

چون كثيف بود همه از او دوري مي كردند ولي من اجازه دادم به من نزديك شود و همين باعث شد من نزديكت شود و اعتماد كند و در نهايت دوست شود.

به روستاي گلزرد بروجرد هستم و ديپلم ماشين آلات كشاورزي دارم.

دو نفر از برادران ام روحاني هستند. و هر 4-5 ماه يكبار به روستاي روم كه با اهالي آنجا نيز را معبد خوبي دارم.

 

مي خواستم به هيئت بروم و چون ديرم شده بود اجباراً موتور گرفتم. در راه راننده موتور كه جواني بود در مورد چگونگي صيغه كردن زن از من سوال كرد. از او پرسيدم مجرد است كه جواب داد خير زن و بچه دارد. با اين حال كار او را تقبيه نكردم و تنها به جواب دادنش بسنده كردم . طوريكه اعتمادش جلب شد كه در مورد مسائل جنسي‌اش با همسرش نيز سؤالاتي كرد. با اينكه مي توانستم بخاطر وقيح بودن سؤالاتش او را نفي كنم جواب سؤالاتش را دادم. جوان كه غريبه بود و مرا نمي‌ شناخت وقتي متوجه شد پيش نماز مسجدي هستم از فردا در نماز جماعت شركت ميكرد. در ادامة‌دوستي‌مان او را از گرفتن زن صيغه‌اي بر حذر داشتم كه قبول كرد و بيشتر به قوام بخشيدن روابط خود با همسرش تشويق نمودم و او نيز همين كار را كرد.

 

سرهنگ حسن شريعتي معاون هماهنگ كننده ع. س دانشكده (آموزش)

كليه پرسنل كادر وظيفه و دانشجو تحت پوشش اين معاونت هستند.

مكتبي: آموزش نماز- اصول عقايد- احكام – اخلاق

سياسي: مسائل روز ساسي كشور و جهان

اگر بنيه عقيدتي انسان قوي باشد در اعتقادات خودش محكم باشد وظايف خود را با اعتقاد و ايمان قلبي انجام ميدهد.

وظايف عقيدتي را اگر در قسمتهاي آموزش بدست خود بگيرند ميتوان عقيدتي را حذف كرد.

محل خدمت

1- بندر بوشهر

2- گليان هشت پر توالش (تالش)

3- تهران (مديريت عمليات كامپيوتر مركز)

4- دانشگاه

سال 60-61 دانشجوي دانشگاه امام علي نيرو زميني ارتش بعد از كلاس يكي از همكلاسي‌هاي پرسيد كه چكار كنم مثل تو قرآن بخوانم همين سؤال را از هشام پرسيدند كه چكار كنم مثل تو بشوم گفته

- تو اگر فكر كني مثل من مي شوي هيچكس نمي شوي چون من ميخواستم امام صادق شوم اين شدم.

من هم به او گفتم اگر بخواهي مثل من شوي هيچكس نمي ‌شوي چون من ميخواستم عبدالباسط شوم.

قرآن دو زبان دارد.

1- احساس (دل مي‌برد)‌

2- استدلال (معني و دلايلي كه مي‌بيند)‌

داستان فيض راهزن كه آيه آيا وقت آن نرسيده كه خودت را درست كنيد؟ را شنيد و توبه مي‌كند.

از عبدالباسطي سوال كردن كه آيا بر اثر خواندن تو تبليغ شده تا ديگران به راه بيايند.

گفت مرا دعوت كرده بودند يكي از مساجد واشنگتن قرآن بخوانم سوره مريم را انتخاب كردم مسجد شيك و زيبا بود ولي تعداد اندكي دور آن نشسته بودند. بهانة‌ تعداد كم را نياوردم و شروع به خواندن كردم

- در حال خودم بودم. اواخر كه بخودم آم ديدم مسجد پر از جمعيت شده ازدهام آنقدر زياد شده بود كه در فاصلة دو متري من زنجيره انساني درست كرده‌اند و بيرون شلوغ شده بود و پليس خيابانها را بسته بود بعد از اتمام مجلس چند نفر آمدند مسلمان شوند چون ميگفتند اگر ظاهر آن اينست پس داخل آن چيست؟

برايشان اسامي مريم و احمد و مجرد و غيره انتخاب كردم و مسلمان شدند.

هر فصل مقتضيات خودش را دارد.

اولين وظيفه روحاني بعنوان مبلغ

شرايط عمومي (براي هر مسئولي در هر قسمتي كه مخاطب دارد)

1- مقتضيات و شرايط زمان و مكان را بشناسد.

2- روحيات مخاطبين را بشناسد (مانند پزشك كه بايد درد بيمار را تشخيص دهد)

شرايط خصوصي

1- خودش آشنا به احكام باشد بايد اسلام شناس باشد و به مسائل دين آگاهي داشته باشد.

2- شيوه ابلاغ را بشناسد (مشكل محتوايي ندارد ‌مشكل شيوة پيام رساني دارد)

3- خودش اهل عمل باشد و قبل از ديگران به مسائل اهميت دهد.

4- در گفته اش تضاد نباشد اگر هم باشد يك تبصره باشد تا توجيه كند.

5- در ابلاغ متواضع باشد.

6- احساسات شنونده را تحريك نكنيم در جهت منفي تا او موضع گيري كند.

7- در يك جمع خود را برتر نبينيم بلكه ديگران او را برتر ببينند.

8- سعي كنند مسائل را غير مستقيم به افراد القاء كنند.

9- نسبت به مقدسات فرد توهين نكنيم تا او موضع بگيرد.

مردم را به راه حق دعوت كنيد نه با زبان بلكه با عمل

دو صد گفته چون نيم كردار نيست

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا" از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *