پروژه رشته فقه اسلامی در مورد عملكرد مثبت مبلغ در اعزام روحانیون – قسمت چهارم

هم در مقابل عالمان و هم كسانی كه از شما علم فرا می گیرند متواضع باشیم.

بعضی از شرایط یافتنی است و نه داشتنی.

در محیط نظامی

وظیفه : هر كدام دارای فرهنگ های مختلف هستند (تضاد فرهنگها)

افسر: فرمانده پاسگاه مرزی سروان است یا بومی هستند یا غیر بومی

مبلغ اعزام می شود باید خوراك هر دسته را آماده كند.

كباب برگ غذای خوبی است ولی نمی توان به بچه شیرخوار داد

هر سخن جایی دارد و باید به اندازه فهم شنونده باشد.

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

طفل را گر نان دهی جای شیر

طفل مسكین را از آن نان مرده گیر

باید زیست خودش از آنها پایین تر باشد

باید دارای حلم و بردباری هم باشند ممكن است فحش بشنود

نبایدتوقعی داشته باشد (تلویزیون ، اتاق و …)

از چیزی پرهیز نداشته باشد.

اگر سربازان گودالی می كنند باید بلند شود و كمك كند.

مبلغ باید سنگ صبور آنها باشد.

نباید مفتش دیگران باشد.

در شداید و سختی ها خودش طلایه دار باشد.

بر حاشیة برگ شقایق بنویسید

گل طاقت بین در و دیوار ندارد

  • سر و جانم فدای امام حسین به شرط اینكه رگ نبرند.

روحانی نباید زیاد نزدیك شود

نزدیك شدن به افراد باعث ظهور نفاق می شود.

حریم باید حفظ شود

نباید احساس شود روحانی دلقك است

نباید طوری باشد كه هدف وسیله را توجیه كنید باید از راه درست حركت كرد.

نزد حضرت علی كه بودیم چنان هیبتی داشت حضرت تا آغاز سخن نمیكرد ما سخنی نمی گفتیم و وقتی بین ما بود مثل یكی از ما بود.

باید فضا را كاملاً بشناسیم – یكنفر با یك تمجید جذب می شود.

گاهی باید اخم كرد.

گاهی اثر اخم با یك لبخند یكی است و اگر جایش عوض شود نتیجه عكس می شود.

در اردوگاه اقدسیه كه بودم یك سر و صدایی شنیدم. بیرون كه رفتم دیدم یكی از فرماندهان گروهان به شدت عصبانی شده و داغ كرد ه – موضوعش یادم نیست كه به چه خاطر داد و بیداد می كرد ولی مشخص بود كه از شدت عصبانیت نزدیك است سنكوب كند – ) متوجه شدم ممكن است كار دست خودش بدهد كه عواقب برای خودش و نیرو داشته باشد. برای همین جلو رفتم او را در آغوش كشیدم و بوسیدمش. نوازش اش كردم دست او را گرفتم و به وضوخانه بردم وضو گرفتیم و برای نماز جماعت ظهر و عصر به نمازخانه بردمش. نماز كه تمام شد همراه خودم به خانه مان بردشم سید بود و جوشی. كمر درد داشت ماساژش دادم آرام كه شد كمی نصیحتش كردم و سر به سرش گذاشتم كه زن بگیرد. برایش گل گاو زبان دم كردم و به او دادم و اعصابش تسكین یافت. می خواست برود كه نگذاشتم شب نگهش داشتم. صبح شاداب و سرو حال بلند شد و سر كار رفتیم مدتی بعد زن گرفت و الان نیز دو تا بچه دارد. هر وقت مرا می بیند دعایم می كند كه اگر آنروز بدادش نرسیده بودم معلوم نبود چه كاری دست خودش می داد.

ما خادم العلما هستیم :

رشته بر گردنم افكنده دوست                 می كشد هر جا كه خاطرخواه است.

در لحظة سال تحویل یكی از سالها هب روحانیون و طلبه ها مأموریت دادیم در پاسگاهها و قرارگاهها با موابل در لحظه سال تحویل به بالای برجكهای نگهبانی برود و بعد از سلام و احوال پرسی و خسته نباشی با سربازها گوشی موبایل را به آنها بدهند تا با خانوادة خود تماس بگیرند و تبریك عید و سال تحویل بگویند. سربازان خیلی خوشحال و شاداب می شدند و روحیه شان بالا میرفت. اینكار جذبه فراوانی داشت كه تأثیر فراوانی نیز گذاشت.

در یكی از پاسگاههای پلیس راه سربازی چند افسر و سربار را به گروگان گرفت. هر چه تلاش كردند او را قانع كنند نتوانستند موفق شوند. می خواستند به زور نظامی وارد عمل شوند و گروگانها را آزاد كنند كه روحانی پیر و سیدی داشتیم كه وارد ماجرا شد جلو رفت و سرباز گرم صحبت شد و چون پیر بود سرباز به او اجازه داد جلو برود و از نزدیك صحبت كند. روحانی با صحبتهایش سرباز را قانع كرد تا خود را تسلیم كند كه البته در مراحل محاكمه سرباز نیز درخواست تخفیف كرد كه موافقت شد.

 

بلوچستان – كرمان – بم و راور – یزد – تهران.

شرایط سختی است كه نیروها تنها و مجردی می آیند – خانواده ها اذیت می شوند.

نیروها 10 تا 45 روز می مانند بعد مرخصی می روند

– در ایست بازرسی مرصاد (بین كرمان و بم)

مركز آموزش شهید درویش (اهواز) هم بودم كه با بچه ها رفیق می شدم.

(از مطالب مورد علاقه آنها شروع می كردم و بعد مطالب مورد نظر خودم را به آنها می دادم.

(اول در فضای ذهنی آنها نفوذ می كنم بعد آنها را به فضای ذهن خودم می آورم)

مردم مشكلاتی دارند كه پیچیده نیست و با دو كلام صحبت خوب و صحیح می توان آنرا حل كرد.

ماشین و وسایل در اختیار مبلغ نمی گذارند.

مبلغ می تواند از سازمان تبلیغات و دفتر امام جمعه پول تهیه كند تا مسابقه ترتیب دهد ‌ولی امكانات نمی دهند.

كمتر اعزام كنند ولی ساپورت كنند.

هر جا رفتم استقبال مردم خوب بود.

بعضی سربازان 4 – 5 سال است كه بعللی در حال خدمت هستند – چون ضعیف هستند با مشكلات روحی كه برایش پیش می آید فرار می كنند.

اتاق در اختیار مبلغ نمی گذارند با سرباز هم اتاق بودم مبلغ را می فرستند ولی ساپورت نمی كنند.

15 روز در دل كویر با 7-8 نفر افسر در یك اتاق زندگی می كردیم خودم كسل شده بودم.

در شهر طبس رفته بودم پاسگاههای بین راهی 4-5 نفر سرباز داشت.

صبح زود می رفتیم تا شب 4-5 پاسگاه را بازدید می كردیم.

روحیه سربازان در این پاسگاهها خیلی پایین است.

در یكی از پاسگاهها سربازی دم در پست بود – به او سرزدم – در فكر بود – سلام كردم خوش لهجه و زیبا و اصفهانی بود – طبس مشكلات تقسیم كشوری داشت از خراسان جدا شده بود و به استان یزد پیوسته بود و به طبس سرباز نمی دانند – برای همین از جاهای دورتر سرباز می گرفت.

به سرباز قول می دهند مرخصی می دهند امروز فردا می كنند تا سرباز روحیه اش را از دست می دهد

(از سهمیه طناب استفاده می كنند ) جمله ای است طنز كه بین افراد پاسگاهها گفته می شود.

یكروز با سروان مؤمنی به سنگرهای بالای كوهها سركشی كردیم – نه آب و نه برق داشتند.

7-8 سرباز و دو كادر در هر پاسگاه بالای كوه كه پاكسازی كرده بودند حضور داشتند.

سروانی بود كه فكر می كرد من كاره ای هستم پیش من گریه می كرد و درخواست می كردم كه نجاتش بدهم.

پاسگاه نایل بندان (آخر راه طبس) آشپز نداشتند – غذای بد می خوردند بین راه كرمان و طبس در نقطه صفر بود نزدیك روستا بود كه چند بار آنجا هم رفتم – فرمانده پاسگاه سروان قادری انسان مذهبی و صمیمی و خونگرمی بود سربازها را پای صحبت طلبه جوان و روحانی روستا می برد و حال و هوای آنها را عوض می كرد.

میزان علاقمندی شخص به شغل و لباسش در بالا بردن كارآیی خیلی مهم است.

شاید یك علتش نیز تبعیض بین نیروی انتظامی و سپاه و ارتش باشد چون به آنها از هر لحاظ (مثل لباس – مسكن – غذا ) رسیدگی بهتری می شود.

در نیروی انتظامی 90% از كار خود راضی نیستند.

هدف اعزام مبلغ انتقال نفس ربانی و روحانی به دیگران است.

طلبه داشتیم كه سرباز سنی را شیعه كرده كادر اهل حق را شیعه كرده

تشویق و پیگیری در كار نیست

– چون كسی دغدغه دین ندارد به مبلغین اهمیت نمی دهند.

طلبه خودش را معرفی می كند – مدرك حوزوی از او می خواهیم – (عكس و فتوكپی شناسنامه – معرفی نامه – سابقه تبلیغ ) موقع اعزام خود را عرضه می كند – او را توجیه می كنیم: بعد اعزام می كنیم حكم به او می دهیم كه فلان جا خود را معرفی كند.

مراكز آموزش

1- نواحی: پاسگاههای مرزی

2- گردانهای عملیاتی (قرارگاهها)

مراكز را به او معرفی می كنیم و طلبه انتخاب می كند.

نماز و احكام و سخنرانی با توجه به مناسبتها [بیشتر ارتباط سؤال و پرسشی با فرد دارند]

(پس از اتمام تبلیغ گزارش كار از عقیدتی سیاسی همان مركز می گیرد و خود را به ما معرفی می كند تا با او تسویه كنیم)

5 بار اعزام شده اند.

در استان خوزستان شهر باغ ملك شهریست كه با اهواز 2 ساعت فاصله دارد نزدیك ایذه است ستاد نیروی انتظامی – جمعه رسیدم – ساك سنگینی داشتم غروب بود و نمازم هم مانده بود دلگیر بودم در نماز گریه می كردم – یكی باید به خودم روحیه می داد – نمازخانه از ساختمان فاصله داشت حاج آقا طباطبایی مسئول اعزامها بود و مرا فرستاد باغ ملك كه فضای سنگینی داشت.

یكبار بعد از نماز صبح خوابیدم خواب دیدم حاج آقا بهجت بدیدنم آمده كه حاجتم را برایش گفتم.

فرمانده ستاد سرهنگ بود كه 8 سال اسیر بود و انسان بسیار خوبی بود – در اتاق خودش حمام داشت كه به من هم كلید می داد تا از حمام اختصاصی اش استفاده كنم.

كار مبلغ فقط نماز و انتقال مفاهیم بود.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل

Leave a comment