سایت دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
فقه و معارف اسلامی

پروژه رشته فقه اسلامی در مورد سيماي اهل بيت در حديقه الحقيقه ديوان سنايي – قسمت سوم

سنايي در ابيات پاياني حديقه الحقيقه نيز ارادت خاص خويش را به پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت ايشان بيان مي كند و بر دوستي با ايشان به خود مي بالد و دوستي با آنها را راه نجات و سعادت خود مي داند.

كين سخن ها نجات من باشد   زانكه توحيد ذوالمنن باشد
شادمان مصطفي و يارانش   وانكه هستند دوستدارانش
چهار يار گزيده اهل ثنا   بر تن و جانشان زيبنده دعا
مرتضي و بتول و دوپسرش   وانكه سوگند من بود به سرش
نخورم غم گر آل بوسفيان   نشود از حديث من شادان
چون زمن شد خداي من خشنود   مصطفي را زمن روان آسود
مالك دوزخ ار بود غضبان   غضب او بگو مرا چه زيان
مر مرا مدح مصطفي است غذي   جان من باد جانش را به فدي
آل او را به جان خريدارم   وز بدي خواه آل بيزارم
دوستدار رسول و آل ويم   وانكه پيوسته در نوال ويم
من ز بهر خود اين گزيدستم   كاندرين ره نجات ديدستم

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

حديقه الحقيقه/ ص546/ به اختصار از بيت7تا17)

و در پايان بر محمد و آل محمد درود مي فرستد؛

باد بر مصطفي درود و سلام   ابدالدهر صدهزاران عام
صد هزاران ثنا چوآب زلال   از رهي باد بر محمد وآل

(حديقه الحقيقه/ ص547/بيت17و18)

وي در قلندريات خود به آل عبا چنگ مي زند و خود را متوسل به آل عبا مي داند.

اي سنايي با سنايي هر زمان   چنگ در آل عبا خواهم زدن

(ديوان،ص480،بيت7)

در حديقه سنايي به بيتي اشاره مي كند كه حضرت محمد را آقا و سرور آل عبا مي داند و مي گويد كه خداوند حضرت محمد(ص) سوره هل اتي را نازل كرده است كه اكثر مفسران اهل سنت و شيعه نقل مي كنند كه اين آيه در شأن اهل بيت رسول يعني حضرت علي و فاطمه و امام حسن و امام حسين نازل شده است.

سيد وسرفراز آل عبا   يافت تشريف سوره هل اتي

(حديقه/ ص76/بيت23)

باز دربيني در حديقه كه در مورد پادشاهي بهرامشاه است، سنايي آل رسول را از هر گونه عيب و نقصي پاك و مبرا مي داند:

سيد وسرفراز آل عبا   يافت تشريف سوره هل اتي

(حديقه/ص373/بيت7)

در ديوان سنايي بيتي آمده است كه در آن سنايي مهر به رسول و حضرت علي و آل او را راه رسيدن به جنت و بهشت مي داند و بر محمد و آل او درود مي فرستد.

سيد وسرفراز آل عبا   يافت تشريف سوره هل اتي

(ديوان/ص701/ب8)

به جان جان دهم ازجان و دل همه شب‌و روز   صلوات ها و تحيات بر محمد و آل

(ديوان/ص352/ب2)

سيماي پيامبر در آثار سنايي

سنايي حضرت محمد را آقا و سرور تمام پيامبران مي‌داند و در تفسير آيه الم يجدك يتيماً فآوي ايشان را تاج سر انبياء معرفي مي كند.

نه تو دري بودي اندر بحر جسماني يتيم   فضل ما تاجيت كرد از بهر فرق انبياء

(ديوان / ص 35 / ب 11)

تا بگويد ز سيد سادات   كه زما بر روان او صلوات
احمد مرسل آنكه فضل احد   كرده بر جمله انبياش اوحد

(حديقه الحقيقه / ص 305 / ب 20 و 21)

خاصه نعت رسول باز پسين   آن ز پيغمبران بهين و گزين

(حديقه الحقيقه / ص 125 / ب 26)

مفخر جمله انبياء او بود   خُسـُر [1] مير مرتضي او بود

(حديقه الحقيقه / ص 146 / ب 11)

سنايي در فضيلت و برتري حضرت محمد بر جبرئيل داستان معراج پيامبر را به تصوير مي‌كشد.

شب معراج چون به حضرت رفت   با هزاران جلال و عزت رفت
چون به رفرف رسيد روح امين   جست فرقت زمصطفاي گزين
جبرئيل از مقام معلومش   بازگشت و بماند محرومش
گفت شاها كنون تو خود بخرام   كه مرا بيش از اين نماند مقام
پيش از اين گريبانم انگشتي   يا بر اين روي آورم پشتي
همچو انگشت سوخته سر و پشت   گرددم پا و پنجه و انگشت
جبرئيل اين سخن روايت كرد   با ملائك همين حكايت كرد

(حديقه الحقيقه / ص 152 ب 23 و 24 و ص 153)

سنايي حضرت محمد را محرم جان انسانها مي داند و اعتقاد دارد كه هر كس دلش به نور پيامبر روشن باشد از آتش دوزخ در امان است.

جز به دست و دل محمد نيست   حل و عقد خزانه اسرار
چون دلت پر زنور احمد بود   به يقين دان كه آمفي ازنار

(ديوان / ص 202 / ب 3 و 4 )

اندر آن عالم نيابي محرمي مرجانت را   جز صفاي احمدي و جز سخاي حيدري

(ديوان / ص 652 / ب 5)

تكيه بر شرع محمد كن و برقرآن كن   زان كجا عروة وثقاي تو جز قرآن نيست

(ديوان / ص 98 / ب 10)

سنايي پيامبر را مايه حيات و آفرينش همه عالم مي داند و به حديث لولاك لما خلفت الافلاك[2] اشاره مي كند.

با نقش تو گفته نقش بندت   لولاك لما خلقت الافلاك
اي نقش نگين تو لعمرك   وي خلعت تو لولاك

(ديوان / ص 917 / ب 13 و 15)

زهي پشت و پناه هر دو عالم   سرو سالار فرزندان آدم
نبودي گر برايت گفت ايزد   نه آدم آفريدي و نه عالم
ميان اولياء صدري و بدري   ميان انبياء مهري و خاتم

(ديوان / به اختصار ص 376 و 377)

احمد مرسل آن چراغ جهان   رحمت عالم آشكار و نهان
آمد اندر جهان جان هر كس   جان جانها محمد آمد و بس

(حديقه الحقيقه / ص 127 / ب 1 و2)

آدمي زنده اند از جانش   انبياء گشته اند مهمانش

(حديقه الحقيقه / ص 128 / ب 1)

سنايي پيامبر را رحمت للعالمين مي‌داند و در تفسير و ما ارسلناك رحمه للعالمين مي‌گويد:

چون تو بيماري از هوا و هوس   رحمه للعالمين طبيب تو بس
مصطفي بر كرانه برزخ   راء آويختست در دوزخ
تا رهاند ترا ز دوزخ زشت   پس رساند به بوستان بهشت
سنت او رديست هين برخيز   در رداي محمدي آويز
كآسمانت احمد مرسل   اولش آخر، آخرش اول

(صديقه الحقيقه / به اختصار از ص 138 تا ص 140)

سيماي حضرت علي (ع) در آثار سنايي

سنايي حضرت علي (ع)‌را نايب و جانشين پيامبر مي داند و مي گويد:

نايب شرع مصطفي اوسست   عالم علم مرتضي اوسست
هر چه با مرتضي بگفت رسول   او به جان كرده جمله قبول

(حديقه الحقيقه / ص 460 / ب 15 و 17)

هر نبي را وصي و هم داماد   جان پيغمبر از جمالش شاد

(حديقه الحقيقه / ص 170 / ب 6)

نايب مصطفي به روز غدير   كرده در شرع مرو را به امير

حديقه الحقيقه/ ص 170 / ب 10)

نايب كردگار حيدر بود   صاحب ذوالفقار حيدر بود

(حديقه الحقيقه / ص 174 / ب 22)

سنايي معتقد است كه دين اسلام به دست علي (ع) گسترش پيدا كرده و آرام و قرار گرفته است.

ز آنكه بي تيغ دين نيافت قرار   ذوالفقاري به حيدر كرار

(حديقه الحقيقه / ص 387 / ب 6)

از تيغ علي بگوي تيغ تو چه كم   كان دين عرب فزود واين ملك عجم

(ديوان / رباعي 348 / ص 1154)

هيچ رونق بود اندر دين و ملت تا نبود   ذوالفقار حيدري را يار دست احمدي

(ديوان / ص 662 / ب 10)

وي حضرت علي (ع) را دربان سراي پيامبر مي‌خواند و حفاظت از دين اسلام را از آن علي مي داند.

چون نباشي خاك درگاه سرائي را كه هست   پاسبان بام،‌روح القدس و دربان مرتضا

(ديوان / ص 43 / ب 12)

سنايي شرافت و ارجمندي آل ياسين را مديون علي (ع) مي‌داند.

آل ياسين شرف بدو ديده   اين داور را به علم بگزيده

(حديقه الحقيقه / ص 170 / ب 9)

شرف شرع و قاضي دين او   صدف در آل ياسين او

(حديقه الحقيقه / ص 170 / ب 19)

سنايي حضرت علي (ع) را چشم و چراغ پيامبر معرفي مي كند و مي گويد كه علي (ع) رازدار پيامبر است.

عالم علم بود و بحر هنر   بود چشم و چراغ پيغمبر

(حديقه الحقيقه / ص 171 / ب 11)

رازدار خداي پيغمبر   رازدار پيمبرش حيدر

(حديقه الحقيقه / ص 171 / ب 23)

از نظر سنايي علي (ع) يكتا و يگانه است و هيچ كس مانند او را نميتوان در جهان پيدا كرد.

هر كسي جز وي امامت نيز دعوي مي‌كند   ليك پنهان نيست شاه ذوالفقار از ذو؟؟

(ديوان / ص 213 / ب 3)

صد علي در كوي ما بيش است بازيب و جمال   ليك يك تن را نخواند هيچ عاقل مرتضا

(ديوان / ص 21 / بيت 9)

عاليم پر زوالخمار است از خمار خواجگي   اي دريغا در جهان، يك حيدر كرار كو

(ديوان / ص 574 / ب 5)

در مورد ذوالفقار حضرت علي (ع) بسيار سخن گفته شده است، سنايي نيز به اين مسأله اشاره مي كند و آن را شمشيري مي داند كه خداوند از بهشت آنرا براي حضرت علي آورده است تا با كمك آن حافظ دين اسلام باشد.

ذوالفقاري كه از بهشت خداي   بفرستاده بود شرك زداي
آوريدش به نزد پيغمبر   گفت كاين هست بابت حيدر
تا بدو دينت آشكار كند   لشكر كفر تار و مار كند
مصطفي داد مرتضي را گفت   كه بدين آردين برون ز نهفت

(حديقه الحقيقه / ص 169 / ب 23 تا 26)

سنايي به دو تيغ كه از آن علي (ع) است اشاره مي كند ذوالفقار و تيغ زبان كه با تيغ زبان علم عالم را فاش مي كند و با ذوالفقار دشمنان را نابود مي نمايد.

به دو تيغ او به ذوالفقار و زبان   كرده يك تيغ همچو تير جهان
بود تيغي زبان گوهر پاش   كه بدو كرده علم عالم فاش
ديگري ذوالفقار بران بود   كامت جانت شير غران بود
زان دو تيغ كشيده در عالم   شرع را كرده همچو تير و قلم

 

[1] – خُسـُر : داماد ¬ فرهنگ معين.

[2] – شرح تعرف / ج 2 / ص 46 به نقل از احاديث و قصص مثنوي، بديع الزمان فروزانفر ص 484.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *