پروژه رشته فقه اسلامی در مورد سیمای اهل بیت در حدیقه الحقیقه دیوان سنایی – قسمت دوم

سپس عمر را مدح و توصیف می كند و شعر را با این حدیث آغاز می كند:

انا مدینه الصدق و ابوبكر بابها.

بود عدل عمر ز بی مكری   آینه صدق روی بوبكری
كان اسلام و زین ایمان بود   صدق او عقل و عد را كان بود
از عمر یافت دین بها و شرف   اینت دین را شده گزیده خلف

نکته مهم : برای استفاده از متن کامل تحقیق یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه   کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و تحقیق دانشگاهی در رشته های مختلف است که می توانید آن ها را به رایگان   کنید

(حدیقه الحقیقه/ به اختصار از ص160 تا 164)

و بعد از آن عثمان را می ستاید و سخنش را با این حدیث آغاز می كند:

انا مدینه الحیاء و عثمان بابها

آنكه برجای مصطفی بنشست   برلبش شرم راه خطبه ببست
آنكه زلكنت نبود بود از شرم   زانكه دانست جانش را آزرم
شرم و حلم و سخا شمایل او   هر سه ظاهر شد از مخایل او
این سه خصلت اصول و انبیاء   به دو دختر رسول را داماد

(حدیقه الحقیقه/ به اختصار از ص164 تا167)

و سپس به مدح و ستایش حضرت علی (ع) می پردازد كه بعداً در مورد آن مفصل بحث خواهد شد.

“آقای مدرس رضوی در ادامه بیان می كنند كه «قاضی نورالله شوشتری» در كتاب «مجالس المؤمنین» سنایی را شیعه دانسته است و برای اثبات ادعای خود به دو بیت از حدیقه الحقیقه اشاره می كند.

ای سنایی به قوت ایمان   مدح حیدر بگو پس از عثمان
در مدیحش مدایح مطلق   زهق الباطل است و جاء الحق

(حدیقه الحقیقه/ ص167/ ب18و19)

این دو بیت، ابیات پایانی بخشی از حدیقه است كه در مورد عثمان سروده است و سپس از مدح ابوبكر و عمر و عثمان به این دو بیت اشاره می كند و سپس به ستایش امیرالمؤمنین (ع) می پردازد. قاضی نورالله شوشتری معتقد است كه سنایی با توجه به این دو بیت باید شیعه باشد چرا كه با توجه به معنای این دو بیت سنایی مدح خلفای سه گانه را باطل دانسته و می‌گوید كه با مدح حضرت علی (ع) حق جای باطل را می گیرد. در واقع سنایی شیعه بودن خود را به اینگونه ثابت می كند، شوشتری بر این عقیده است كه سنایی به دلیل اوضاع نابسامان سیاسی زمان خود مجبور به ؟؟ بوده و مذهب خود را پنهان می داشته است[1]”.

در باب نهم حدیقه با عنوان «فی الحكمه و الامثال و مثالب شعراء…» در فصل “فی بیان سبیل السعاده و الطریق المستقیم” ابیاتی را بیان می كند كه شیعه بودن وی را آشكار می سازد.

ای ترا راه گشته رای و قیاس   بتر از راه و رای خود مشناس
راه دینست محكم تنزیل   شرح آن مرتضی ؟؟ تأویل
جز از این حجله ؟؟ شمر   كار خود‌كن به قول كس منگر

(حدیقه الحقیقه/ ص463/ بیت6تا8)

وی در همان باب نهم حدیقه از خداوند می خواهد كه به سبب دو چیز از تمام كوتاهی ها و گناهان او درگذرد و او را ببخشاید.

گرچه دارم گناه بسیاری   نیستم در زمنه بازاری
دو سبب را امید می دارم   گرچه آلوده و گنه كارم
كه نجاتم دهی بدین دو سبب   زین چنین جمع بی خبر یارب
آن یكی حب خاندان رسول   حب ان شیرمرد جفت بتول
و آن دگر بعض آل بوسفیان   كه از ایشان بدو رسید زیان

(حدیقه الحقیقه/ ص466/ بیت17 تا21)

اما آنچه كه به طور قطع و یقین مسلم است آن است كه سنایی از دوستداران راستین پیامبر و از محبان واقعی حضرت علی (ع) و آل او بوده است و معتقد است كه خلافت حق علی (ع) و اولاد اوست.

در دیوان سنایی، سلطان سنجر بن ملكشاه در باب مذهب از حكم سئوال كرد و سنایی در جواب او قصیده زیبایی سرود و به نزد او فرستاد. در این قصیده اعتقاد خاص سنایی به قرآن پیامبر اكرم و عترت ایشان به صورت كامل و شفافی بیان شده است كه به طور اختصار به بعضی از ابیات این قصیده مهم اشاره می شود.

احمد مرسل نشسته كی روا دارد خرد   دل اسیر سیرت بوجهل كافر داشتن
شومدینه علم را درجوی وپس در وی خرام   تاكی آخر خویشتن چون حلقه بردرداشتن
چون همی‌دانی كه شهر علم را حیدر دراست   خوب نبود جز كه حیدر میر و مهتر داشتن
مر مرا باری نكو ناید ز روی اعتقاد   حق حیدر بردن و دین پیمبر داشتن
آنكه او را بر سر حیدر همی خوانی امیر   كافرم گر می تواند كفش قنبر داشتن
تا سلیمان وار باشد حیدر اندر صدر ملك   زشت باشد دیو را بر تارك افسر داشتن
گرهمی‌خواهی كه چون‌مهرت‌بود‌مهرت‌قبول   مهر حیدر بایدت باجان برابر داشتن
چون درخت دین به باغ شرع هم حیدر نشاند   باغبانی زشت باشد‌باشد جزكه‌‌حیدر‌داشتن
جز كتاب الله و عترت زاحمد مرسل نماند[2]   یادگاری كان توان تا روز محشر داشتن
از گذشت مصطفای مجتبی جز مرتضی   عالم دین را نیارد كس معمر داشتن
از پی سلطان دین پس چون روا داری همی   جز علی و عترتش محراب و منبر داشتن
هشت بستان را كجا هرگز توانی یافتن   جز به حب حیدر و شبیر و شبر داشتن
بندگی كن آل یاسین را به جان تا روز حشر   همچو بی دینان نباید روی اصفر داشتن
قوت اسلام و دین بود اقتضای ایزدی   ذوالفقار احمد اندردست حیدر داشتن
    (دیوان/ به اختصار از ص467 تا473)

در قصیده دیگری در دیوان سنایی، شاعر به مدح و ستایش حضرت محمد و اهل بیت ایشان می پردازد و در این قصیده حضرت علی بن موسی الرضا را نیز جزء اهل بیت پیامبر به شمار می آورد. قصیده با این بیت آغاز می شود.

جهان پر درد می بینم دوا كو   دل خوبان عالم را وفا كو

و ادامه می دهد.

سراسر جمله عالم پریتیم است   یتیمی درعرب چون مصطفا‌كو
سراسر جمله عالم پر ز شیر است   ولی شیری چو حیدر باسخا كو
سراسر جمله عالم پر زنانند   زنی چون فاطمه خیرالنساء كو
سراسر جمله عالم پر شهید است   شهیدی چون حسین كربلا كو
سراسر جمله عالم پر امام است   امامی چون علی‌موسی‌الرضا‌كو
سراسر جمله عالم پرحدیث‌است   حدیثی چون حدیث‌مصطفاكو

[1] – همان منبع- با همان آدرس.

[2] – اشاره به حدیث معروف ثقلین دارد.

برای دیدن قسمت های دیگر این تحقیق لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد استفاده کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

لینک متن کامل

Leave a comment