پایان نامه ارتباط ویژگیهای شخصیت با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار

دانلود پایان نامه

2-4- 5- نظریه آبراهام مازلو (1970):

به اعتقاد مازلو نیاز به عشق ورزیدن نه تنها پاسخی به یک نقص نیست بلکه فرایندی است که به وسیله ی تکانه های ایجاد کننده ی خودشکوفایی برانگیخته می شود. مازلو  در سلسله مراتب نیازهای خود ، عشق را پس از نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی در مرحله سوم قرار می دهد که می تواند از طریق رابطه نزدیک با یک دوست ، عاشق ، همسر و یا از طریق روابط اجتماعی که در محدوده ی یک گروه اجتماعی برگزیده تشکیل شده است بیان شود . اگر چه مازلو عشق را با میل جنسی (که نیازی فیزیولوژیکی می داند) برابر نمی دانست اما وی قبول دارد که میل جنسی یک راه برای بیان نیاز عشق است . همچنین می گوید که ناکامی در برآورده ساختن نیاز به عشق ، علت اصلی ناسازگاری های هیجانی است . مازلو بین عشق واقعی و عشق دروغین وجه تمایز قایل است . هرگاه کسی را به صورت عشق واقعی دوست داشته باشیم او را به صورت تحسین آمیز و احترام آمیز دوست داریم ، وی را بعنوان یک هدف دست داشته و به عنوان یک وجود به وی عشق می ورزیم ولی اگر کسی را به صورت دروغین دوست بداریم او را استثمار کرده و در این صورت وی را به عنوان یک وسیله ، به جای یک هدف دوست داریم . به جای پذیرش او چنان که هست او را به صورت ” باید ” در می آوریم . انسان خویشتن ساز بیشتر از نوع واقعی و کمتر از نوع دروغین عشق می ورزد(عبدی و گلزاری،1389). افزون براین، مازلو در مجموع عشق را به دو گروه تقسیم می كند:

عشق كمبود: یك نوع از عشق ، عشق كمبود ، عشق خود خواهانه ، تسخیری و حریص است ؛ در این عشق، نیازهای بر آورده نشده فرد دخیل است. یعنی فرد دیگری را به این دلیل دوست دارد كه نیازهایش را ارضاء می كند. مازلو این عشق را« عشق كمبود » می نامد. این نوع عشق مثل اعتیاد به دارو است. فرد خود را به دیگری می آویزد و به دلیل نابسندگی خود ، نمی تواند بدون او هیچ كاری انجام دهد. در واقع همان طور كه اعتیاد به دارو در طبقه پایین شایع است ، اعتیاد به این عشق نیز در طبقه متوسط بسیار شیوع دارد. به نظر می رسد عشق رمانتیك استرنبرگ، همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود مانند چاهی است كه باید پر شود. یك خلأ كه عشق در آن ریخته می شود.

عشق وجودی : نوع دیگر عشق، عشق بالغ و فروتن است كه تنها بر اساس عشق به وجود دیگری بنا می شود. باز و خودمختار است. متكی به خویش است و آزادانه ارزانی می شود. عشق وجودی بدون شك ارزشمند تر، بالاتر و بسیار باشكوه تر از عشق كمبود است. برای این نوع از عشق، آزادی تمام عیار لازم است و منظور از آزادی این است كه فرد « بی همتایی » درونی خود و فرد دیگری را به تمامی پذیرفته باشد.
میل به سخاوت و تمایل به بخشش و خشنود كردن دیگری در این عشق دیده می شود. فرد در تلاش است تا دیگری را بشناسد و همین امر موجب صمیمیت در دو فرد می گردد. عشق مبتنی بر كمبود، با حالت تدافعی در طرفین خود را نشان می دهد؛ در حالی كه ویژگی عشق وجودی، خود انگیختگی و حفظ فردیت در رابطه است. این عشق فقط معطوف به یک فرد نیست، بلكه در رابطه فرد با جهان نیز صدق می كند. فرد در این مرحله می تواند طبیعت را همان گونه كه هست ببیند و از آن لذت ببرد . در صورتی كه عشق مبتنی بر كمبود ، جهان را پدیده ای می داند که قرار است تنها هدف خاصی را ارضا كند. عشق وجودی هوشیارانه است و از آن جایی كه مالكانه و تسخیری نیست، باعث رنج و عذاب نمی گردد. بدون هیچ هدف خاصی، تنها لذت بخش و شادی آور است. معمولاً از عشق وجودی به عنوان تجربه ای شگفت انگیز و بی نیاز یاد می شود(شولتز و شولتز، 1384).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 دانلود پایان نامه روانشناسی

متن کامل پایان نامه