عدم تقارن اطلاعات

پیشنهادی، متوجه درست نبودن (نادرست بودن) قیمت پیشنهادی میگردد. این موضوع، به انتخاب نادرست منجر خواهد شد. بنابراین، انتخاب نادرست با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر مرتبط خواهد بود. (آرمسترانگ و همکاران۵۸، ۲۰۱۱) سرمایهگذاران باید با توجه به معیارهای اندازهگیری عدم تقارن اطلاعاتی بتوانند بازده مورد انتظار خود را به صورت دقیقتر پیشبینی کنند و بر این اساس، تصمیمات بهتری را اتخاذ نمایند .هر چقدر اطلاعات محرمانه ارائه شده بیشتر و دقت اطلاعات ارائه شده کمتر باشد، سرمایهگذاران به جهت پذیرش ریسک، هزینه سرمایه بالایی را مطالبه مینمایند. (عرب مازار یزدی و طالبیان، ۱۳۸۷) در صورت ارائه اطلاعات با کیفیت بالا، بازده مورد انتظار آنها کاهش خواهد یافت، زیرا کیفیت بالای اطلاعات بر کاهش ریسک نقد شوندگی سهام اثر میگذارد. این امر به نقد شوندگی پایین، همراه با هزینه سرمایهای کمتر اختصاص مییابد. (جفری۵۹، ۲۰۱۱) سطوح رقابتی بازار از جمله عوامل مهم مؤثر برعدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه بر هزینه سرمایه است. زمانی که بازار به صورت غیر رقابتی باشد، معاملهگران مطلع ریسک گریز۶۰ هستند. بنابراین، اطلاعات را کمتر فاش میکنند . این اطلاعات خصوصی بین سرمایهگذاران مطلع، بازده مورد انتظار سرمایهگذاران نامطلع را نسبت به رقابت کامل افزایش و محتوای اطلاعاتی قیمت را نسبت به رقابت کامل کاهش می دهد. (لامبرت و همکاران۶۱، ۲۰۱۲) به عبارت دیگر، زمانی که بازار سرمایه، غیر رقابتی باشد، شرکتها با درجه بالای عدم تقارن اطلاعاتی، هزینه سرمایه سهام عادی بالاتری نسبت به شرکتهای با درجه پایین عدم تقارن اطلاعاتی دارند. زمانی که بازار به صورت رقابتی باشد، در هر زمانی، خریداران و فروشندگان از قیمت سهام اطلاع دارند. همچنین، درجه ریسکگریزی سرمایهگذاران آگاه در این بازار پایین است و از آنجایی که قیمتها از لحاظ اطلاعاتی کارا هستند، سود هر سرمایهگذار پایین است (کیلی۶۲، ۱۹۸۹). این امر منجر میگردد که قیمت سهام شرکت تابع انتظارات تمام سرمایهگذاران در مورد جریان نقد شرکت گردد (هاگست و همکاران۶۳، ۲۰۰۷). به عبارتی دیگر، هر چه بازار سرمایه رقابتیتر باشد، شرکتهایی با درجه بالای عدم تقارن اطلاعاتی، اختلاف کمتری در هزینه سرمایه سهام عادی نسبت به شرکتهایی با درجه پایین عدم تقارن اطلاعاتی خواهند داشت و از این رو، عدم تقارن اطلاعاتی عامل تعیین کننده در تعیین هزینه سرمایه سهام عادی نخواهد بود (هاگست و همکاران، ۲۰۰۷). بنابراین، با افزایش رقابت در بازار، فرض میشود که اطلاعات در اختیار سرمایهگذاران، با درجه ای کمتر بر قیمتها تاثیر بگذارند و بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه تاثیر کمتری خواهد گذاشت (آرمسترانگ و همکاران۶۴، ۲۰۱۱).

۲-۲-۳-۴ اثر افزایش افشای اطلاعات ناشی از اجرای استانداردهای حسابرسی بر عدم تقارن اطلاعاتی
از آن جایی که فعالیتهای اقتصادی اشخاص ذینفع متاثر از اطلاعات است، بنابراین اطلاعات قابل اتکا به منظور حفظ نظم در اقتصاد و برای دستیابی به صرفه اقتصادی در جهت استفاده بهینه از منابع اهمیت بسیار دارد. متاسفانه از آن جایی که انتقال ثروت ممکن است از طریق استفاده از اطلاعات نادرست به دست آید، احتمال آن میرود که افشای اطلاعات غیر واقعی موجب سوء استفاده شود. جامعه به منظور جلوگیری از چنین سوء استفادههایی به سازوکارهایی اتکاء میکند. یکی از این سازو کارها حسابرسی است که انتظار میرود اشتباهات با اهمیت در افشای اطلاعات مالی را کشف و گزارش کند. به خاطر اهمیت نقش حسابرسی در افشای اطلاعات مالی قابل اتکا، جامعه نیازمند ساز و کاری جهت تاثیر عملکرد حسابرس است که استانداردهای حسابرسی میتواند چنین تضمینی را ایجاد کند (لاثام۶۵، ۱۹۹۸). گآ ۶۶در سال ۱۹۹۸ در یک رساله مهم که به وسیله جامعه حسابداری امریکا منتشر شد وظیفه خطیر سازمان تدوین کننده استانداردها را در محیطی که دارای ویژگیهایی از قبیل این که مدیران دارای منافعی هستند که به طور کامل با منافع سهامداران سازگار نیست (تئوری نمایندگی)، تولید نکردن اطلاعات به میزان کافی، عدم اطلاعات متقارن و قابل مقایسه نبودن اطلاعات مورد توجه قرار میدهد .استانداردها نیز باید از این زاویه مورد ارزیابی قرار گیرند که آیا دارای کارکرد درستی هستند یا خیر .اگر استانداردها کارساز واقع نشوند دست کم باید آنها را اصلاح کرد. (ولک۶۷، ۲۰۰۴)

این موضوع اهمیت دارد، زیرا تحلیلهای نظری و مدارک تجربی بیانگر این است که افزایش عدم تقارن اطلاعات یا افزایش نابرابری با کاهش تعداد سرمایهگذاران، فزایش هزینههای دادوستد، پایین آمدن قدرت نقدینگی اوراق بهادار، کم شدن حجم معامله و به طور کلی کاهش سود اجتماعی از محل این دادوستدها ارتباط دارد(بلکویی۶۸، ۲۰۰۰). خطمشیسازان و قانونگذاران به طور معمول بیان می کنند که کیفیت بالای حسابداری و یا استانداردهای حسابرسی باعث اطمینان بیشتر سرمایهگذار گردیده، نقدینگی را بهبود بخشیده و هزینه سرمایه را کاهش میدهد. (لویت۶۹، ۱۹۹۸) تلاش مناسب در جهت خطمشیسازی و قانونگذاری حسابداری یا حسابرسی باید به بهبود محیط اطلاعاتی و نقدینگی بازار کمک کند. نتایج تحقیق هایانزو۷۰ در سال ۲۰۰۷ نشان داد که استانداردهای حسابرسی، کیفیت افشا را افزایش میدهد. بنابراین قانونگذاران بایستی برای افزایش کیفیت حسابرسی و تلاش برای بهبود افشای اطلاعات شرکت ها، بر روی قوانین حسابرسی تمر
کز کنند. ادبیات نظری موضوع نشان میدهد که هر دو نوع افشا شامل اجباری و اختیاری، عدم تقارن اطلاعاتی بین مشارکتکنندگان مطلع و غیرمطلع را کاهش میدهد. (دیاموند و وریشیا۷۱، ۱۹۹۱) کاهش عدم تقارن اطلاعاتی به نوبه خود با کم کردن شکاف قیمتهای خرید و فروش، افزایش حجم معاملات و در نهایت کاهش تغییرات بازده سهم، هزینه سرمایه را کاهش میدهد (لوئیز و وریشیا۷۲، ۲۰۰۰). تحقیقات قبلی بر روی تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش نشان دادهاند که تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش بخش مهمی از کل هزینههای معامله است. (ای تکن و فرینو،۷۳ ۱۹۹۶ و استل۷۴، ۱۹۸۹) تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش هزینه انجام سفارش، هزینه نگهداری سرمایه و هزینه انتخاب نادرست تشکیل شده است. (جرج و همکاران۷۵، ۱۹۹۱) از این سه، بخش انتخاب نادرست به طور معمول بیشترین سهم با اهمیت را در اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام دارد (بروک من و چانگ۷۶، ۱۹۹۹) هزینه انجام سفارش بهایی است که بازارسازها برای آمادگی انجام سفارشهای خرید و فروش میپردازند.(تینیک۷۷، ۱۹۷۲) هزینه نگهداری سرمایه که توسط استل (۱۹۷۸) و هو و استل۷۸ (۱۹۸۴) مدلسازی شده، بیان میکند که هزینه معاملات سبب میشود بازارسازها پرتفوی متنوع نگهداری کنند و از این راه هزینههای خود را پوشش دهند. طبق بررسی گلستن و میلگرام۷۹ (۱۹۸۵) بخش انتخاب نادرست از این امر ناشی میشود که بازارساز با دو گروه از معاملهگران مواجه است، یکی سرمایهگذاران مطلع که بهتر از وی راجع به یک شرکت خاص اطلاع دارند و دیگری سرمایهگذارانی که نقدینگی بالایی داشته و نسبت به بازارساز از اطلاعات کمتری برخوردارند و یا به دلیل فشار ناشی از نیازهای نقدینگی، اقدام به انجام معامله مینمایند . اصولا بازارساز مانند هر فرد دیگری در بازار، به واسطه معامله با سرمایهگذاران مطلعتر ضرر میکند . بنابراین بازارساز باید این ضررها را به وسیله سودهای معامله با معاملهگرانی که نیاز به نقدینگی دارند و یا مطلع نیستند، جبران نماید. توازن این سود یا زیان، با ایجاد اختلاف بین قیمتهای خرید و فروش، دستیافتنی است. طبق نظر آنان زمانی کیفیت اطلاعات در اختیار سرمایهگذاران آگاه بهبود یابد (مثلا عدم اطمینان یا شرایط نامعلوم کاهش یابد) و یا تعداد سرمایهگذاران آگاه نسبت به معاملهگران نیازمند به نقدینگی افزایش پیدا کند در این صورت قیمتهای خرید توسط بازارسازها افزایش و قیمتهای فروش کاهش مییابد. وجود عدم تقارن قابل ملاحظه موجب میشود تا بازارسازها دامنه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش را وسعت بخشیده به گونهای که معاملات سهام رونق خود را از دست بدهد و این امر ممکن است تا جایی ادامه یابد که همه دست از معامله بردارند. آرتور لویت۸۰ (۱۹۹۸) ، رییس کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا می گوید :
من کاملاَ عقیده دارم که موفقیت بازار سرمایه بهطور مستقیم وابسته به کیفیت شبکههای حسابداری و افشا است. شبکههای افشایی که بر پایه استانداردهای با کیفیت بالا بنا شدهاند باعث اعتماد سرمایهگذاران به قابلیت اتکای گزارشگری مالی می شوند …. و بدون اعتماد سرمایهگذاران، بازار نمیتواند پیشرفت کند. کیفیت آن دسته از اطلاعات مالی که استفادهکنندگان دریافت میکنند، تابعی از دو عامل کیفیت استانداردهای حسابداری ناظر بر افشای اطلاعات مالی و همچنین ضمانتهای اجرایی قانون (یا بهکارگیری عملی استانداردها) توسط شرکت در یک اقتصاد است. هایان زو در سال ۲۰۰۷ پژوهشتحت عنوان “استانداردهای حسابرسی، افزایش افشای حسابداری و عدم تقارن اطلاعاتی” در طول سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ بر روی ۲۷۱ شرکت در کشور چین انجام داده است. در این تحقیق ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش افشای اطلاعات حسابداری، متعاقب قبول استانداردهای حسابرسی جدید بررسی شده است. وی در این پژوهشاز اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به عنوان معیار اندازهگیری عدم تقارن اطلاعاتی استفاده نموده و فرضیه پژوهش خود را بدین شرح مطرح نمود : بعد از به کارگیری استانداردهای حسابرسی جدید، تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در شرکتهایی که قبلا با هیچ استاندارد حسابرسی مورد حسابرسی قرار نگرفتهاند، کاهش مییابد. نتیجه تحقیق وی نشان داد که در شرکتهای آزمون شده بعد از قبول استانداردهای حسابرسی جدید، تفاضل قیمت پیشنهادی و درخواستی سهام به طور معنیداری کاهش مییابد.

۲-۲-۴ عوامل موثر بر شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
نقدشوندگی یک معیار کلیدی از کیفیت بازار سرمایه است و برای رشد و توسعه بازار یک پیششرط محسوب می گردد .نقدشوندگی به صورت مستقیم با بازده مورد انتظار سرمایهگذاران در ارتباط با سرمایهگذاری ارتباط داشته و یک معیار اصلی تأثیرگذار بر کارایی قیمتگذاری دارایی است. پژوهش استول۸۱ (۱۹۷۸) نشان میدهد که ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک ارتباط معنیداری با اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش دارد. افزایش در ریسک نقدشوندگی سهام منجر به عدم قطعیت بیشتر در تعیین میزان موجودی مطلوب آن سهم برای معاملهگر شده و این موضوع به خودی خود سبب افزایش هزینه نگهداشت موجودی آن سهم برای معاملهگر خواهد شد. از آنجایی که افزایش در ریسک نقدشوندگی به خودی خود عدم اطمینان معاملهگران را افزایش میدهد، انتظار میرود بین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و ریسک نقدشوندگی یک ارتباط معناداری وجود داشته باشد. (ریچاردسون۸۲، ۲۰۰۰) هنگامیکه حجم معاملات بالا میباش
د، ناهمخوانی و ناپیوستگی در جریان خرید و فروش سهام کاهش می یابد و در نتیجه این کاهش نیازمند تثبیت موقعیت موجودی معاملهگر است. سهام غیر فعال در بازار سرمایه، نیازمند مشارکت وسیعتری از معامله کنندگان است. این معاملهکنندگان انتظار دارند که اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام برای حجم معاملات بالا کاهش یابد (تنیس و وست۸۳، ۱۹۷۲). استول (۱۹۷۸) بیان میکند که بین حجم معاملات سهام و شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام یک ارتباط معنادار و منفی وجود دارد . علاوه بر این مینیش و وود۸۴ (۱۹۹۲) نشان دادند که حجم معاملات بیشتر، به دلیل صرفه جویی مقیاس در هزینههای معامله میتواند منجر به کاهش شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام شود. نتایج پژوهشگران در زمینه هزینههای معاملاتی نشان میدهد که ریسک معاملهگر در نگهداری اوراق سهام مرتبط با شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است. ادبیات نشان میدهد که بین ریسک و شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام یک ارتباط معنادار و مثبت و جود دارد(تنیس و وست، ۱۹۷۲، همیلتون۸۵، ۱۹۷۸). کرمیر و همکاران۸۶ (۲۰۱۳)، در پژوهش تحت عنوان «تلاقی مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی در عدم اطمینان محیطی» به بررسی ارتباط بین مدیریت سود عدم تقارن اطلاعاتی با در نظر گرفتن عدم عدم اطمینان محیطی پرداختند. پژوهشگران برای کمیسازی متغیر مدیریت سود از مدل کوتاری و همکاران برای عدم تقارن اطلاعاتی از دو متغیر شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و نوسان قیمت سهام استفاده نمودند. یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی یک ارتباط مثبت و معنیدار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان میداد که عدم اطمینان محیطی ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی تضعیف میکند. به طور کلی پژوهشگران به این نتیجه دست یافتند که عدم اطمینان محیطی منجر به تضعیف ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی میشود (کرمیر و همکاران۸۷، ۲۰۱۳). لین و همکاران۸۸ (۲۰۱۲)، در پژوهشی تحت عنوان «عدم تقارن اطلاعاتی و ریسک نقدشوندگی» به بررسی عوامل تعیینکننده عدم تقارن اطلاعاتی به وسیله متغیرهای شرکت و بازار پرداختند. در این پژوهش برای کمی نمودن عدم تقارن اطلاعاتی از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش استفاده شد و با استفاده از تحلیل رگرسیونی، اثر متغیرهای مختص شرکت و نیز متغیرهای بازار را بر عدم تقارن اطلاعاتی بررسی نمودند و به این نتیجه رسیدند که عدم تقارن اطلاعاتی با حجم معاملات و تعداد معاملات، ارتباط منفی و با ریسک نقدشوندگی هر شرکت، ارتباط مثبت دارد. در مقابل، این پژوهشارتباط معناداری میان

Leave a comment