تغییرات قیمت سهام

شرکت بستگی دارد. اعتباردهندگان وسهامداران حاضر نیستند در شرکتی سرمایه‌گذاری کنند که از فعالیت‌های عملیاتی آن نقد کافی فراهم نمی‌شود ودر مورد پرداخت سود سهام،بهرهوبدهی‌هایش در سررسید اطمینان وجود ندارد(تالانه و مراد زاده فرد، ۱۳۷۶ ،۵۸)
جریانات نقدی عملیاتی شرکت متاثر از وضعیت تولید و عوامل بازار است که بیشتر این عوامل فراتر از کنترل مدیریت هستند. در نتیجه شرکت‌ها اختیار کمی بر روی سودهای گزارش شده توسط خودشان دارند. در مقابل آن‌ها تقریبا اختیار کاملی بر روی میزان سودی دارند که بین سهامدارانشان توزیع می‌نمایند محدودیت قانونی انحصاری است که سود تقسیمی می‌بایست از طریق سود قابل توزیع شرکت پرداخت گردد (بخش ۲۰۱ قانون شرکت‌های سهامی).
اطلاعاتمربوطبهجریانهاینقدی، می‌توانددرارزیابیکیفیتسودآوریواحدانتفاعی سودمندواقعشودوکیفیتسودآوریبهنزدیکی سودبهجریانوجوهنقدوهمبستگیباآناشاره دارد.هرقدرهمبستگیبینسودوجریانهایوجوه نقدمرتبطباآنبیشترباشدکیفیتسودآوریبالاترخواهدبود.جریان‌هاینقدیناشیازفعالیت‌های عملیاتییکیازشاخص‌هایاصلیارزیابیتوان واحدتجاریجهتبازپرداختوام‌هاوحفظتوان عملیاتیواحدتجاریوپرداختسودسهامبدون استفادهازمنابعبرونسازمانیمی‌باشد.درصورتی‌کهبعضیازجریان‌هاینقدیرانتوانبهیکسرفصل خاصمحدودکردچنیناقلامیبهعنوانجریان‌هاینقدیناشیازفعالیت‌هایعملیاتیطبقه‌بندی می‌شوند (قاسمیان، ۱۳۸۷)
پیشبینیجریان‌هاینقدیبرایاستفاده‌کنندگان درونوبرونسازمانیدارایاهمیتویژه‌ایاست. مهمترینهدفگزارشگریمالیارائهاطلاعاتبرای پیشبینیجریان‌‌هاینقدیبیانشدهاست.برخیاز صاحبنظرانومراجعتدوینکنندهمبانینظریو هدف‌هایگزارشگریمالیبراینباورندکهبا استفادهازسودحسابداریواجزایآنمیتوانجریانهاینقدیراپیشبینینمود(ثقفیوهاشمی، ۱۳۸۳).
۲-۷.اقلام‌تعهدی
یکیازانواعصورت‌هایمالیکهدرارزیابی وظیفهمباشرتمدیریتازاهمیتزیادیبرخوردار است،صورتسودوزیاناست. اینصورتمالی منعکسکنندهعملکردواحدتجاریودربرگیرنده بازدهحاصلازمنابعتحتکنترلمدیریتواحد تجاریاست.
بهاستنادبند۲۳استانداردحسابداریشماره۱ایران،مبنایشناساییوگزارشگریسودحسابداری مبنایتعهدیاست.معمولاًاستفادهازمبنایتعهدیدرشناساییوگزارشگریسودمنجربهایجاد اختلافبینسودعملیاتیگزارششدهباخالصجریان‌هاینقدیحاصلازعملیاتوگزارش یک‌سریاقلامتحتعنواناقلام‌تعهدیدرصورتهایمالیخواهدشد.
دهارن۷ (۲۰۰۳)،اقلامتعهدیراتفاوتبینسودناشیازفعالیت‌هایمتداولوجریانوجه نقدناشیازعملیاتشرکتتعریفمی‌کندکهازقوانینوثبت‌هایحسابداریبرایشناساییدرآمدها وهزینه‌هاناشیمی‌شود.
از سوی دیگر سود حسابداری واجزای مربوط به آن از جمله اطلاعاتی محسوب می‌شود که درهنگام تصمیم‌گیری توسط افراد در نظر گرفته می‌شود.
ازآنجاییکهتهیهصورت‌هایمالیبه عهدهمدیریتواحدتجاریاست،ممکناستبه دلایلمختلفاقدامبههموارسازیسود(مدیریت سود)نماید. مدیریتسودنوعیاقدامآگاهانهبرای طبیعینشاندادنسودشرکتبرایرسیدنبهسطح مطلوبوموردنظراست .
یکی از بخش‌های مدیریت سود، مدیریت اقلام‌تعهدی است. در مدیریت اقلام‌تعهدی،رویه‌های حسابداری مبتنی بر اصول پذیرفته حسابداری می‌باشد،اما تلاش می‌شود که عملکرد اقتصادی واقعی مبهم داده شود(محمودآبادی،۱۳۹۰).
جونز۸(۱۹۹۱)تفاوتسودووجوهنقدحاصلازعملیاترابهعنواناقلامتعهدی راتعریفمی‌کندوآن‌رابهدوقسمتاقلامتعهدیاختیاریواقلامتعهدیغیراختیاری تقسیممی‌کند.
۲-۷-۱.اقلام‌تعهدی غیراختیاری
اقلامتعهدیغیراختیاری،اقلامیهستندکهبهواسطهمقرراتودیگرعواملبرون‌سازمانیایجادشده ومدیریتنمی‌تواندآن‌ راتغییردادهویادخالتیدرایجادآنداشتهباشد(جونز،۱۹۹۱) فرانسیسوهمکاران۹(۲۰۰۵)اقلامیراکهدرمدلتجاریشرکت‌هاومحیطعملیاتیآن‌ها به وجودمی آیدومدیریتواحدتجاریدرپیدایشآنهادخالتینداشتهودرحینانجامفعالیت‌های تجاریشرکتایجادشدهاست،رااقلامتعهدی غیر اختیاری می‌‌نامند.
همچنین‌‌هاچبرگ۱۰ (۲۰۰۳) اقلام‌تعهدیغیراختیاریرابیانگرآنقسمتازاقلام‌تعهدیمی‌داندکهدر روندعادیفعالیتیکموسسهایجادمی‌شوندوپیش‎بینیمی‌شودکهمدیریتهیچ‌گونهدخالتیدر ایجاد آننداشتهباشدویابه عبارتدیگردراثرانجاممبادلاتبه طورطبیعیایجاد شده باشند.
۲-۷-۲.اقلام‌تعهدی اختیاری
اقلامتعهدیاختیاری۱۱،اقلامیهستندکهبهرویدادهایدرونشرکتمرتبطبودهوبهعواملبیرونازآنارتباطیندارد(جونز،۱۹۹۱ ). هیلی۱۲ (۱۹۸۵) نیز، اقلامتعهدیاختیاریراتعدیلاتجریانوجهنقدانتخابشدهبه وسیلهمدیریتدرجهتتأثیرگذاشتنبررویسودهایگزارششده می‌داند.فرانسیسوهمکاران(۲۰۰۵) اقلامتعهدیاختیاریرااقلامیمی‌دانندکهدرنتیجهانتخابروش‌هایحسابداری،تخصیص‌هایاختیاری،تصمیم‌هایمدیریتیوقضاوت‌هاو برآوردهاایجادمی‌شود. به عبارتدیگر،ایناقلامازهرشرکتبهشرکتدیگرمی‌تواندمتفاوتباشد چونتحتتأثیررویهوخطمشی‌هایانتخابیشرکتقرارداردوهرچقدرمدیریکشرکتآزادیعملبیشتریبرایبه وجودآوردنآن‌هاداشتهباشد،احتمالبیشتریداردکهازایناقلامبرایتأثیرگذاریرویسوداستفادهکندکهاینعملبهپدیدهمدیریتسودمعروفاست.
۲-۸. پایداری اقلام تعهدی
ریچاردسونوهمکارانش(۲۰۰۵)تعریفجامع‌تریازاقلامتعهدیارائهکردند.بنابه تع
ریفآن‌هااقلامتعهدیتفاوتسودحسابداری(کهبراساساستانداردهایحسابداری تعیینمیشود)وسودنقدیاست. اینتعریف،اقلامتعهدیمربوطبههمهحساب‌های ترازنامهرادربرمی‌گیرد. طبقاینتعریف،تغییراتدرحسابدارایی‌هاوبدهی‌هایغیرنقدی بیانگراقلامتعهدیناشیازتعهداتیامنافعموردانتظارآیندهاست.بنابراین،اقلامتعهدی کلازمجموعاقلامتعهدیسرمایهدرگردش(تغییراتدرحسابدارایی‌هاوبدهی‌های عملیاتیجاریغیرنقدی)،اقلامتعهدیغیرجاری(تغییراتدرحسابدارایی‌هاوبدهی‌های عملیاتیغیرجاری)واقلامتعهدیمالی(تغییراتدرحسابدارایی‌هاوبدهی‌هایمالیغیر نقدی)تشکیلمی‌‌شود. آنگونهکهاشارهشد،اقلامتعهدیرامی‌توانبهدوجزءتقسیمکرد:
۱-اقلامتعهدیناشیازرشدفعالیتشرکت‌ها
۲-اقلامتعهدیناشیازکاراییمدیریتدارایی‌هایعملیاتیشرکت‌ها
بخشیازاقلامتعهدیدراثررشدفعالیتشرکت‌ها،افزایشمی‌یابد(جونز،۱۹۹۱)این بخشازاقلامتعهدیراغیراختیارییانرمالمی‌گویند؛اما،نتیجهمطالعهاخیرچنو همکارانش(۲۰۰۶)نشانمی‌دهدکهپایداریکمجزءتعهدیسودرادراصلمی‌توانبه اقلامتعهدیاختیارینسبتداد؛برایمثال،فرضکنیدکهموجودی‌هابدونارتباطبا فروشافزایشیابد.اینافزایشرامی‌‌توانبهکاهشبخشکاراییاقلام تعهدینسبتداد؛زیراافزایشموجودی‌هامی‌توانددودلیلداشتهباشد: اولاینکهارزشموجودی‌هابیشنمایی شدهباشدکهبیانگرتحریفموقتحسابداریاست.دوماینکهمدیریتموجودی‌ها، کاراییلازمرانداشتهباشد.
۲-۹ .شیوه‌های ارزیابی وانتخاب سهام
معمولا فنون ارزیابی سهام ، به دسته تجزیه وتحلیل بنیادی۱۳ و تجزیه وتحلیل فنی ۱۴ تقسیم می‌شوند.
۲-۹-۱.تجزیه وتحلیل بنیادی
تحلیل اساسی یا بنیادی، عبارت است از « ارزیابی اطلاعات موجود در صورت‌های مالی، گزارش‌های مربوط به صنعت و عامل‌های اقتصادی،به منظور تعیین ارزش ذاتی شرکت». بنیادگرایان در تلاش‌اند، تا تغییرات قیمت آتی سهام را با بررسی عامل‌هایی که مرتبط با ارزش‌های بازاری سهام می‌باشد،پیش‌بینی نمایند.
عوامل مذکور به یکی از سه دسته زیر تقسیم می‌شود:
۱‌-‌ شرایط شرکت؛ همانند: درآمدها، قدرت مالی، محصولات، مدیریت و روابط نیروی کار.
۲‌-‌ شرایط صنعت؛ همانند: درجه ثبات و شرایط رقابتی موجود.
۳‌-‌ شرایط اقتصادی و بازار؛ همانند: چرخه‌های اقتصادی وسیاست‌های مالی و پولی کشور
اکثر موسسات مالی ( سرمایه‌گذاران نهادی) در سرمایه گذاری‌ها از روش بنیادی استفاده می‌‌کنند. فنون ارزیابی سهام در این روش عبارتند از:
۱-‌ مدل‌های تنزیل جریانات نقدی: در این شیوه با محاسبه ارزش فعلی سود نقدی،جریانات نقدی عملیاتی و آزاد شرکت‌ها،ارزش سهام شرکت تعیین می‌شود.
۲-‌ شیوه‌های ارزیابی نسبی: در این روش از نسبت‌هایی همانند P/E٬P/CF٬P/BV٬P/S استفاده می‌شود.در نسبت‌های مذکورP قیمت، E عایدی هر سهم، CF15جریان نقدی ، BV16ارزش دفتری دارایی‌ها وSفروش شرکت است( راعی و پوریان‌پور، ۱۳۹۱، ص ۱۰۲).
۲-۹-۲. تجزیه وتحلیل فنی
تحلیلگران فنی معتقدند که می‌توان تغییرات روابط بین عرضه و تقاضا در سرمایه‌گذارای‌ها را، که در نتیجه روندهای پایدار برای هر سهام خاص یا کل بازار رخ می‌دهد، شناسایی و پیش‌بینی نمود. مهم‌تر این که، تحلیلگران فنی معتقدند وقتی که سرمایه‌گذاران با شرایط مشابه‌ی که در گذشته رخ داده روبه‌رو می‌شوند، به روش پیش‌بینی شده‌ای رفتار می‌نماید. به دیگر سخن، تاریخ تکرار می‌شود.
تحلیل‌گر فنی از هر روشی، از مفاهیم بنیادی سرمایه‌گذاری گرفته تا ارزیابی عواملی که می‌توانند مبنایی برای تعیین ارزش بازاری سهام باشند. دوری می‌گزیند. به دیگر سخن،تحلیل فنی،بر پایه تحلیل روابط عرضه و تقاضا برای اوراق‌بهادار، به منظور تعیین روند حرکت(تغییرات) قیمت سهام یا بازارهای مالی است.
روش‌های مورد استفاده توسط تحلیل‌گران فنی عبارتند از:
۱-استفاده از«نظریه داو»: فنی است برای پیش‌بینی برگشت در الگوهای بازار با بررسی تغییرات شاخص صنعتی داو جونز.
۲-استفاده از میانگین‌های متحرک:در این شیوه میانگین قیمت در یک چهارچوب مشخص محاسبه می‌شود وبرای پیش‌بینی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۳-استفاده از شاخص‌های فنی: معیاری است که توسط تحلیل‌گران فنی به منظور پیش‌بینی تغییرات آتی قیمت سهام به کار می‌رود دو نوع اساسی آن‌ها ، شاخص‌های گستردگی وگرایش بازار می‌باشد. شاخص‌های گستردگی بازار به منظور اندازه‌گیری حجم و دامنه مبادلات بازار به کار می‌روند. شاخص‌های تمایلی برای بررسی بعد روانشناختی بازار، استفاده می‌شوند ( راعی و پوریان‌پور، ۱۳۹۱، ص ۱۰۳).
۲-۱۰.مفهوم بازده سهام
بازده عبارتست از نسبت کل عایدی (ضرر) حاصل از سرمایه گذاری در یک دوره معین به سرمایه‌ای که برای بدست آوردن این عایدی در ابتدای دوره،مصرف گردیده است.
در حقیقت بازده متغیر اصلی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری است. بازده عاملی برای مقایسه منفعت واقعی که توسط سرمایه‌گذاریهای مختلف ایجاد می‌گردد با بازده لازم جهت جبران ریسک سرمایه‌گذاری می‌باشد. از دیدگاه دیگر بازده سرمایه گذاری شامل بازده کمی و کیفی می‌باشد که به صورت زیر تشریح می‌گردد(اسماعیلی،۱۳۹۱).
*بازده کمی شامل:
الف . سود حسابداری ب. منفعت سرمایه
*بازده کیفی:
الف. اعتبار شرکت ب. امتیازات اجتماعی
ج. توان تاثیرگذاری در جریانات اجتماعی- اقتصادی
از جه
ت دیگر می‌توان بازده را بر حسب زمان به صورت زیر تقسیم‌بندی کرد:
الف. بازده‌های گذشتهب. بازده‌های آینده
۲-۱۱. اجزای بازده سهام
نرخ بازده یک اوراق بهادار عامل اصلی در ارتباط و انتخاب یک سرمایه‌‍ گذاری محسوب می‌شود. بازده یا پاداش سرمایه‌گذاری شامل دو قسمت است.
الف. درآمد جاری
ب. بازده ناشی از منفعت یا ضرر سرمایه
الف. درآمد جاری:
درآمد جاری ممکن است شامل سود نقدی ، سود سهمی ، بهره دریافتی از اوراق‌قرضه و… باشد . سود سهام به سه نوع مختلف می‌باشد که شامل سود سهام نقدی ، سود سهام غیر نقدی و سود سهمی یا سهام جایزه است.
ب. بازده ناشی از منفعت یا ضرر سرمایه
منفعت یا ضرر سرمایه بخشی از بازده‌ای است که سرمایه‌گذار بر اثر سرمایه‌گذاری در سهام بدست می‌آورد که براساس تغییر در قیمت سهام محاسبه می‌شود.ضمن اینکه تغییرات قیمت سهام تا زمانی که سهامداران اقدام به فروش سهام خود نکنند امری ذهنی می‌باشد. به هر حال چنانچه قیمت سهام در پایان دوره بیشتر از قیمت سهام در اول دوره باشد. اصطلاحا آن را منفعت سرمایه و اگر قیمت سهام در پایان دوره کمتر از اول دوره باشد به آن ضرر سرمایه می‌گویند (اسماعیلی، ۱۳۹۱).
برای اندازه‌گیری نرخ بازده سرمایه‌گذاری، عایدی حاصل از سرمایه‌گذاری را بر مبلغ اولیه سرمایه‌گذاری تقسیم می‌کنند. عایدی حاصل از سرمایه‌گذاری، از دو بخش تشکیل می‌شود:
۱-مبلغ دریافتی، بابت سود سهام یا بهره اوراق قرضه؛
۲-منفعت و یا ضرر سرمایه ناشی از تغییر قیمت اوراق‌بهادار در طی دوره سرمایه‌گذاری.
به دیگر سخن حاصل تفاضل جریان نقدی ورودی از جریان نقدی خروجی، تقسیم بر جریان نقدی خروجی، «نرخ بازده سرمایه‌گذاری» را مشخص خواهد نمود. یعنی:
(ورودی نقدی جریان-خروجی نقدی جریان)/(خروجی نقدی جریان)=نرخ بازده
بازده سرمایه گذاری در سهام عادی، در یک دوره معین، با توجه به قیمت اول و آخر دوره و منافع حاصل از مالکیت به دست می‌آید. منافع حاصل از مالکیت در دوره‌هایی که شرکت،مجمع برگزار کرده باشد به سهام‌دار تعلق می‌گیرد و در دوره‌هایی که مجمع ،برگزار نشده باشد منافع مالکیت؛ برابر صفر خواهد بود. بازده سرمایه گذاری در سهام،با استفاده از ارتباط زیر قابل محاسبه است:
۱۰۰ ×Ri,t =(P_(i,t)-P_(i,t-1)+D_(i,t))/P_(i,t-1)
Pi,t= قیمت سهام در پایان دوره t ،Pi,t-1= قیمت سهام در پایان دوره t-1
Di,t=منافع حاصل از مالکیت سهام که در دورهtبه سهام‌دار تعلق گرفته است.
منافع حاصل از مالکیت ممکن است به شکل‌های مختلفی به سهام‌داران پرداخت شود که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:
۱-سود نقدی؛
۲-افزایش سرمایه از محل اندوخته (سهام جایزه)؛
۳-افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی؛
۴-تجزیه سهام؛
۵-تجمیع سهام.
برای حالت «۱»با استفاده از فرمول بالا می‌توان نرخ بازده هر سهم را محاسبه نمود. برای حالت«۲ و۳» فرمول محاسبه نرخ بازده به صورت زیر خواهد بود:
۱۰۰ ×Ri,t =(P_(i,t) (1+α+β)-〖(P〗_(i,t-1)+ Cα)+D_(i,t))/(p_(i,t-1) + Cα )

Pi,tوPi,t-1 قیمت سهام در پایان و ابتدای دوره t، α درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات آورده نقدی ، β

Leave a comment